کــــــــــــردستــــــــــان

با گناهان چگونه مبارزه کنیم؟
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠

 

 

 

 

 

با گناهان

چگونه مبارزه کنیم؟

 

 

 

 

 

 

تألیف:

حامد بن محمد المصلح

 

 

ترجمه:

عبدالرحیم هاشم زهی

 

فهرست مطالب

ش

موضوع

صفحه

1      

سخنی از مترجم

4

2      

مقدمة مؤلف

6

3      

ده عامل مهم بخشش گناهان

8

4      

توبه

10

5      

استغفار

13

6      

اعمال صالح

15

7      

وضو

17

8      

اذان

18

9      

رفتن به نماز

19

10  

فضیلت نمازهای پنجگانه

20

11  

فضیلت نماز جمعه

22

12  

فضیلت آمین

23

13  

فضیلت برخواستن از رکوع

24

14  

فضیلت سجده

24

15  

نماز تهجد

25

16  

نماز توبه

25

17  

نماز در بیت المقدس

25

18  

فضیلت درود و سلام بر پیامبر ص

26

19  

فضیلت صدقه

26

20  

فضیلت روزه

27

21  

فضیلت حج و عمره

29

22  

طواف بیت الله

30

23  

فضیلت لمس حجراسود و رکن یمانی

30

24  

فضیلت روز عرفه

30

25  

فضیلت کسب علم و امر به معروف و نهی از منکر

30

26  

فضیلت جهاد

31

27  

فضیلت نیکویی به پدر و مادر و احسان به یتیمان

33

28  

کنارزدن موذی از راه

33

29  

ذکر خداوند متعال

34

30  

تلاوت قرآن مجید

35

31  

ساختن مساجد

35

32  

محبت بخاطر خداوند

35

33  

مرگ کودکان

37

34  

احسان به حیوانات سودمند

37

35  

فضیلت مصافحه

38

36  

ضرر کینه‌توزی

38

37  

دعای بازار

38

38  

دعای غذا و آب

39

39  

دعا و استغفار مؤمنان

40

40  

ایصال ثواب

42

41  

شفاعت حضرت محمد ص

44

42  

مصائب و مشکلات در دنیا

48

43  

بیهوشی در عالم برزخ

52

44  

عذاب و شکنجه در میدان محشر

54

45  

رحمت خداوند مهربان

56

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنی از مترجم

الحمد لله العزیز الغفّار والصلاة والسلام على نبی الرحمة المبشر بالتوبة والاستغفار وعلى آله وأصحابه الذین یعملون الصالحات وکانوا مستغفرین بالأسحار والذاکرین الله بالعشی والإبکار وعلى من تبعهم بإحسان إلى یوم القرار.

اما بعد! در آغاز از آفرینش حضرت آدم u، فرشتگان در محضر خداوند متعال گفتند: آیا بر کره زمین انسان را خلیفه و جانشین قرار می‌دهی که برآن فساد، قتل و غارت را گسترش دهد؟

خداوند فرمود: ﴿þ’ÎoTÎ) ãNn=ôãr& $tB Ÿw tbqßJn=÷ès?(بقره: 30).

«آنچه را می‌دانم شما نمی‌دانید».

و آنگاه انسان را که دارای سرشتی مرکب از گناه و طاعت بود به خلافت برگزید.

و راه خیر و شر هردو را در اختیارش قرار داد تا بکارگیری نیروی عقلانی، در روشنی وحی، بر دشمنان چون نفس، شیطان و دنیا، فائق گردد و با داشتن داعیه گناه، در طاعت و بندگی مشغول شود و بر فرشتگان که استعداد معصیت را ندارند افضلیت و برتری خویش را نسبت به جانشینی ثابت گرداند.

ولی چون فطرت انسان آمیخته با گناه و لغزشات بود و هرآن بیم ارتکاب گناه می‌رفت خداوند متعال اسباب و عواملی برای مبارزه با گناهان را در اختیارش نهاد که با استفاده از این عوامل و اسباب گناهان را خنثی کند و حق خلافت را بجا آورد و خویشتن را به مقام برتر کرامت انسانی و قرب خداوند برساند.

و بنده در این مورد رساله «المکفرات العشر» نوشتة شیخ حامد بن محمد المصلح که یکی از داعیان مکتبة الدعوة والإرشاد مکة المکرمة است به فارسی ترجمه نمودم و امیدوارم که در بارگاه خداوند منان شرف قبولیت را حاصل کند و هو ولی التوفیق. و از برادرانی که در این مورد با بنده همکاری داشتند کمال تشکر را دارم و از خوانندگان محترم تقاضا می‌شود که اگر چنانچه در ترجمه با خطاء و اشتباهی مواجه شدند مترجم را به حکم، الدین النصیحة اطلاع دهند.

وما توفیقی إلا بالله علیه توکلت وإلیه أنیب وصلى الله تعالى على خیر خلقه ومحمد وآله وصحبه أجمعین آمین.

 

عبدالرحیم هاشم زهی

از

حوزه علمیه عین العلوم گشت سراوان

 

مقدمة مؤلف

إن الحمد لله نحمده ونستعینه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا وسیئات أعمالنا، ومن یهده الله فلا مضل له ومن یضلل فلا هادی له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، صلى الله علیه وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان وسلم تسلیماً.

خداوند متعال بنابر فلسفه و حکمتی، انسان را میان دشمنانی چون نفس و خواهشات آن، شیطان و دنیا قرار داده، اما به لطف و کرم خویش انسان مسلمان را در مصاف با این دشمنان، بدون سلاح رها نکرده است. و از آنجا که خطا و لغزش از سرشت بنی آدم است برای زدودن آثار شوم گناهان اعم از گناهان صغیره و کبیره، عمدی و غیر عمدی کفاره‌هایی قرار داده است.

و از حضرت ابوهریره t روایت شده است که حضرت پیامبر اکرم ص فرمودند: سوگند به آن ذاتی که جان من در دست اوست، اگر شما گناه نکنید خداوند شما را از دنیا برمی‌دارد و قومی دیگر را جایگزین می‌کند گناه می‌کنند و از خداوند طلب مغفرت می‌نمایند و خداوند آنها را می‌بخشد([1]).

پس خداوند با توبه و استغفار و اعمال صالح گناهان‌شان را می‌آمرزد. و مسلماً هر انسان مسلمان آرزومند است که هنگام رفتن از این دنیا با خداوند متعال آنچنان ملاقات کند که از او خشنود و راضی باشد و بر او گناهی نباشد.

و این رساله نیز مشتمل بر اسباب و عواملی است که انشاء الله سبب نابودی گناهان می‌شوند.

و خداوند بنابر لطف و کرم خویش بر بندگانش عواملی مقرر ساخته که بدی‌هایشان را می‌زداید و خداوند بدان وسیله گناهان‌شان را می‌آمرزد.

آنچنان که خداوند می‌فرماید: ﴿’ÎoTÎ)ur ֑$¤ÿtós9 `yJÏj9 z>$s? z`tB#uäur Ÿ@ÏHxåur $[sÎ=»|¹ §NèO 3“y‰tF÷d$# ÇÑËÈ

«من بسیار آمرزنده‌ام کسانی را که توبه کنند و ایمان و عمل صالح انجام دهند و سپس هدایت شوند»([2]).

بنده به توفیق خداوند در این رساله آیات و احادیث صحیح و ثابت از پیامبرص را در این موضوع جمع‌آوری و سعی برآن داشتم جز احادیث صحیح و ثابت چیزی دیگر ننویسم، زیرا بیشتر تصنیفات در این مورد از احادیث ضعیف و واهی خالی نیست، پس آن را به صورت مختصر و کامل جمع‌آوری کردم تا راه بر پویندگان واقعی آسان شود و امید است که خداوند، خوانندگان و شنوندگان را از آن بهره‌مند سازد و از خداوند متعال خواهانم که آن را خالصانه برای خویش قرار دهد و او بهترین مسؤل است.

وصلى الله على سیدنا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان.

 

حامد بن محمد المصلح

داعی مکتبة الدعوة والإرشاد مکة المکرمة

 

ده عامل مهم بخشش گناهان

خداوند سبحان در قرآن مجید برای از بین‌بردن معاصی به اسبابی اشاره کرده اند که ﴿¨bÎ) ÏM»uZ|¡ptø:$# tû÷ùÏdõ‹ãƒ ÏN$t«ÍhŠ¡¡9$#

«بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برند»([3]).

و نیز حضرت پیامبر ص آن اسباب را با وضاحت بیان نموده اند که بحثش خواهد آمد.

«امام ابن تیمیه / می‌گوید: هرگاه مؤمن مرتکب معصیتی شود با ده عامل، گناهان او بخشوده می‌شوند»

که عبارتند از:

1- توبه

2- استغفار

3- اعمال صالح

4- دعای برادر مسلمان

5- ایصال ثواب توسط مؤمنان

6- شفاعت پیامبر ص

7- مصائب و مشکلات در دنیا

8- بیهوشی عالم برزخ

9- عذاب و شکنجه میدان حشر

10- رحمت خداوند مهربان

پس اگر شخصی این ده عامل شامل حالش نشد غیر از خویش کسی را سرزنش و ملامت نکند.

چنانکه خداوند در حدیثی قدسی می‌فرماید: ای بندگانم! این اعمال شماست که برایتان برمی‌شمارم و شما را بنابرآن پاداش کامل می‌دهم، و اگر کسی پاداش نیک دریافت کرد، سپاس خداوند را بجا آورد و اگر شخصی جز آن را یافت غیر از خویش کسی را ملامت نکند([4]).

شیخ الإسلام / با معرفی این ده عامل برای نابودی گناهان بر مسلمانان احسان بسیاری بزرگی نمودند.

برادر و خواهر مسلمان، هم اکنون این ده عامل با دلیل از قرآن و سنت در اختیار شما قرار می‌گیرد و از خداوند متعال التماس دارم که این عمل را خالصانه برای خودش قرار دهد و نویسنده، خواننده و شنونده اش را از آن بهره‌مند گرداند.

 

1- توبه

آن توبه‌ای که خداوند آن را بپذیرد، زیرا کسی که از گناهان توبه کند مانند شخصی است که هرگز مرتکب گناهی نشده است و خداوند متعال می‌فرماید: ﴿$pkš‰r'¯»tƒ šúïÏ%©!$# (#qãZtB#uä (#þqç/qè? ’n<Î) «!$# Zpt/öqs? %·nqÝÁ¯R 4Ó|¤tã öNä3š/u‘ br& tÏeÿs3ムöNä3Ytã öNä3Ï?$t«Íh‹y™ öNà6n=Åzô‰ãƒur ;M»¨Zy_ “̍øgrB `ÏB $ygÏFøtrB ㍻yg÷RF{$#

«ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه خالصی؛ امید است با این کار پروردگار گناهان‌تان را ببخشد و شما را در باغ‌هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند»([5]).

پس در این آیه بیان شد که توبه سببی برای ورود به بهشت است، زیرا توبه مهمترین عامل بخشش و تبدیل گناهان به نیکی است که خداوند می‌فرماید: ﴿žwÎ) `tB z>$s? šÆtB#uäur Ÿ@ÏJtãur WxyJtã $[sÎ=»|¹ šÍ´¯»s9'ré'sù ãAÏd‰t6ムª!$# ôMÎgÏ?$t«Íh‹y™ ;M»uZ|¡ym 3 tb%x.ur ª!$# #Y‘qàÿxî $VJŠÏm§‘ ÇÐÉÈ

«مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می‌کند، و خداوند آمرزنده و مهربان است»([6]).

بنابراین، اگر شخصی ایمان بیاورد، و اعمال صالح انجام دهد و صادقانه با نیتی پاک توبه کند پروردگار توبه اش را می‌پذیرد، آنچنان که فرموده است: ﴿‰s)©9 šU$¨? ª!$# ’n?tã ÄcÓÉ<¨Z9$# šúï̍Éf»ygßJø9$#ur ͑$|ÁRF{$#ur šúïÏ%©!$# çnqãèt7¨?$# ’Îû Ïptã$y™ Íotó¡ãèø9$# .`ÏB ω÷èt/ $tB yŠ$Ÿ2 à÷ƒÌ“tƒ Ü>qè=è% 9,ƒÌsù óOßg÷YÏiB ¢OèO z>$s? óOÎgøŠn=tæ 4 ¼çm¯RÎ) óOÎgÎ/ Ô$râäu‘ ÒOŠÏm§‘ ÇÊÊÐÈ ’n?tãur ÏpsW»n=¨W9$# šúïÏ%©!$# (#qàÿÏk=äz #Ó¨Lym #sŒÎ) ôMs%$|Ê ãNÍköŽn=tã ÞÚö‘F{$# $yJÎ/ ôMt6ãmu‘ ôMs%$|Êur óOÎgøŠn=tæ óOßgÝ¡àÿRr& (#þq‘Zsßur br& žw r'yfù=tB z`ÏB «!$# HwÎ) Ïmø‹s9Î) ¢OèO z>$s? óOÎgøŠn=tæ (#þqç/qçFu‹Ï9 4 ¨bÎ) ©!$# uqèd Ü>#§q­G9$# ÞOŠÏm§9$# ÇÊÊÑÈ

«خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار که در زمان عسرت و شدت (جنگ تبوک) از او پیروی کردند نمود، پس از آن که نزدیک بود دل‌های گروهی از آنها از حق منحرف شود، سپس خدا توبه آنها را پذیرفت که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است؛ همچنین آن سه نفر که (در مدنیه) باز ماندند، تا آن حد که زمین با همه وسعتش برآنها تنگ شد و (حتی) جایی در وجود خویش برای خود نمی‌یافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست، در آن هنگام خدا آنان را مشغول رحمت خود ساخت و خداوند توبه آنها را پذیرفت که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است»([7]).

خداوند متعال پس از این کوشش جانکاه و مبارزه طاقت‌فرسای آنان توبه‌شان را پذیرفت.

و بلکه خداوند متعال بر توبه بنده اش بسیار خوشحال می‌شود، چنانچه حضرت انس t در حدیثی از حضرت پیامبر ص روایت می‌کند که ایشان فرود: همانا خداوند خوشحال‌تر می‌شود به توبه بنده اش، آنگاه که توبه کند یکی از شما که در بیابانی بر شترش سوار بوده که ناگهان شتر از دستش فرار کند، در حالی که آذوقه اش بر سر آن است، و چون از یافتن شتر مأیوس شود با ناامیدی آمده و در سایه درختی به پهلو دراز کشیده در این هنگام ناگهان متوجه می‌شود که شتر در کنارش ایستاده که فوراً مهارش را بدست می‌گیرد و از فرط خوشحالی می‌گوید: خدایا تو بنده من هستی، و من خدای تو ام! و از شادی بی‌حد الفاظ را اشتباه تلفظ می‌کند([8]).

ابن قیم / می‌گوید: کدام شادمانی با این برابری می‌کند؟ و اگر خوشی برتر از آن در عالم هستی وجود می‌داشت حضرت پیامبر ص به آن مثال می‌زدند.

بنابراین، شادمانی خداوند به توبه بنده اش، برتر از خوشحالی آن شخص از یافتن سواری اش است([9]).

 

2- استغفار

همانا طلب آمرزش از خداوند بی‌همتا عاملی برای بخشش گناهان است.

آنچنان که خداوند متعال قول حضرت نوح u را بیان می‌کند: ﴿àMù=à)sù (#rãÏÿøótFó™$# öNä3­/u‘ ¼çm¯RÎ) šc%x. #Y‘$¤ÿxî ÇÊÉÈ

«به آنها گفتم: از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است»([10]).

و خداوند می‌گوید:

﴿šúïÏ%©!$#ur #sŒÎ) (#qè=yèsù ºpt±Ås»sù ÷rr& (#þqßJn=sß öNæh|¡àÿRr& (#rãx.sŒ ©!$# (#rãxÿøótGó™$$sù öNÎgÎ/qçRä‹Ï9 `tBur ãÏÿøótƒ šUqçR—%!$# žwÎ) ª!$# öNs9ur (#r•ŽÅÇム4’n?tã $tB (#qè=yèsù öNèdur šcqßJn=ôètƒ ÇÊÌÎÈ

«و آنها هنگامی که مرتکب عمل زشت شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا می‌افتند و بر گناهان خود طلب آمرزش می‌کنند و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد و اصرار بر گناه نمی‌کنند با این که می‌دانند»([11]).

و حضرت عبدالله بن عمر ب روایتی نقل می‌کند که حضرت ابوبکر صدیقt به حضرت پیامبر ص گفت: یا رسول الله! مرا دعایی بیاموزید که آن را در نماز بخوانم، پیامبر ص فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى ظُلْمًا کَثِیرًا وَلاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ، فَاغْفِرْ لِى مَغْفِرَةً مِنْ عِنْدِکَ، وَارْحَمْنِى إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ».

«خداوندا! همانا من بر خویشتن بی‌حد ستم کرده‌ام و گناهان را جز ذات یگانه‌ات احدی نمی‌بخشد، پس مرا مورد آمرزش خویش قرار و رحمتت را شامل حال من بگردان، همانا تو بخشنده و مهربانی هستی»([12]).

و نیز آنچنان که در حدیثی از حضرت عبدالله بن معسود t روایت است که پیامبر ص فرمود: هرکسی سه مرتبه «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الْعَظِیمَ الَّذِى لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَىَّ الْقَیُّومَ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ» بگوید، تمام گناهانش معاف می‌شود، اگرچه از جنگ (جهاد) نیز فرار کرده باشد([13]).

و در حدیث حضرت شداد بن اوس t وارد است که حضرت پیامبر ص فرمود: سیدالاستغفار آنست که شخصی بگوید:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّى لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ خَلَقْتَنِى وَأَنَا عَبْدُکَ وَأَنَا عَلَى عَهْدِکَ وَوَعْدِکَ مَا اسْتَطَعْتُ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ أَبُوءُ لَکَ بِنِعْمَتِکَ عَلىَّ وَأَبُوءُ بِذَنْبِى فَاغْفِرْ لِی فِإِنَّهُ لاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ».

و هرکسی این استغفار را هنگام صبح و یا غروب بخوان و در آن روز یا شب بمیرد وارد بهشت می‌شود([14]).

و این حدیث شامل چندین مطلب است:

1- ستایش خداوند متعال چنانکه مناسب ذات اقدس اوست.

2- اقرار به توحید در عبادت.

3- اعتراف به نعمت‌های بی‌شمار خداوند.

4- اعتراف به گناه و کوتاهی.

5- طلب آمرزش از خداوند که غیر از او خواسته نمی‌شود.

 

3- اعمال صالح

آنچنان اعمال شایسته‌ای انجام دهد که گناهان را محو کند، زیرا نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برند.

و خداوند متعال فرموه است: ﴿¨bÎ) ÏM»uZ|¡ptø:$# tû÷ùÏdõ‹ãƒ ÏN$t«ÍhŠ¡¡9$# 4 y7Ï9ºsŒ 3“tø.ό šúï̍Ï.º©%#Ï9 ÇÊÊÍÈ

«همانا نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برند و این پندی است برای کسانی که پند را می‌پذیرند»([15]).

حافظ ابن کثیر / گفته است که: کارهای خیر گناهان گذشته را نابود می‌کنند([16]).

و این مطلب را حدیث حضرت ابوذر t به روشنی بیان می‌کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: «اَتْبِعِ السَّیِّئَةَ بِالْحَسَنَةِ تَمْحُهَا» «پس از هر بدی عمل نیکی انجام ده که آن را نابود می‌کند»([17]).

ما می‌توانیم این اعمال نیک نابودکننده گناهان را بر چند بخش تقسیم کنیم.

الف- فرائض و نوافل.

ب- اذکار.

ج- نیکی به مخلوقات خداوند.

الف: از میان فرائض مهمترین عامل بخشش گناهان، توحید و یکتاپرستی است.

چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: ﴿¨bÎ) ©!$# Ÿw ãÏÿøótƒ br& x8uŽô³ç„ ¾ÏmÎ/ ãÏÿøótƒur $tB tbrߊ y7Ï9ºsŒ `yJÏ9 âä!$t±o„

«خداوند هرگز شرک را نمی‌بخشد و پایین‌تر از آن را برای هرکسی بخواهد می‌بخشد»([18]).

و این موضوع را حدیث حضرت معاذ t کاملاً واضح می‌کند که می‌گوید: حضرت پیامبر ص از او پرسیدند: آیا می‌دانی حق بندگانی که شرک نکرده اند بر خداوند چیست؟

حضرت معاذ گفت: خداوند و پیامبرش داناتر اند.

و در روایتی آمده است: بر خداوند است که بندگانی را که با وی شریک نگرفته اند عذاب ندهد([19]).

و حضرت انس t می‌گوید: من از حضرت پیامبر ص شنیدم که می‌فرمود: خداوند می‌فرماید: ای فرزند آدم! تا دمی که از من بخواهی و به من امید داشته باشی آنچه را که از تو سر زده می‌آمرزم و پروا ندارم([20]).

و پس از توحید مهمترین عامل نخستین گناهان، نماز است، چنانکه حضرت ابوهریره t از پیامبر ص روایت می‌کند که فرمود: نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان دیگر محوکننده گناهانی هستند که در بین آنها انجام گرفته تا مادامی که از گناهان کبیره اجتناب شود([21]).

و در حدیث حضرت حذیفه t آمده است که گناه برخورد ناشایسته مرد با اعضاء خانواده و همسایگانش و مصرف بی‌رویة اموالش (ثروتش) با نماز و روزه و صدقه جبران می‌شود([22]).

اما بحث تفصیلی فرایض و نوافلی که موجب محو گناهان می‌شوند به شرح ذیل است:


1- وضو

در حدیث حضرت ابوهریره t آمده است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرگاه بنده مسلمان یا مؤمن وضو بگیرد و چهره اش را بشوید هر گناهی که با چشمانش مرتکب شده از رویش همراه آب یا با آخرین قطره‌های آب بیرون می‌رود و چون دست‌ها را بشوید هر گناهی که با دست مرتکب آن شده با آب و یا با آخرین قطرات آب از بین می‌رود و آنگه که پاها را بشوید هر گناهی که با پاها انجام داده با آب و یا آخرین قطرات آب فرو می‌ریزد، تا این که از گناهان پاک می‌گردد([23]).

و در حدیث حضرت عثمان بن عفان t آمده که ایشان برای مردم وضو گرفتند مانند وضوی حضرت پیامبر ص سپس فرمود: من حضرت پیامبر ص را دیدم که چنین وضو می‌گرفتند و فرمودند: هرکس مثل وضوی من وضو بگیرد و پس از آن دو رکعت نماز بخواند و در آن مبتلا به وساوس نشود گناهان قبلی او آمرزیده می‌شوند([24]).

و در روایتی دیگر این جمله افزوده شده که، نماز و رفتن به مسجد برایش نافله حساب می‌شوند.

و حضرت عقبه بن عامر t می‌گوید: من حضرت پیامبر ص را دریافتم که می‌فرمودند: هر مسلمانی که وضو بگیرد به طوری که وضویش کامل باشد، سپس برخیزد و دو رکعت نماز بخواند و در آن نماز با قلب و زبان توجه نماید بهشت بر او لازم می‌شود.

حضرت عقبه می‌گوید: من گفتم: این بخشش بسیار زندگی است!

که ناگهان شخصی گفت: آنچه قبل از این بود بخشش بسیار بزرگتری است، دیدم که ایشان حضرت عمر t است و گفت: من تو را دیدم و جلوتر از تو آمده‌ام که پیامبر ص فرمودند: هر یکی از شما وضو بگیرد و وضو را تمام کند و پس از آن بگوید:

«أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» هرهشت دروازه بهشت برای او باز می‌شوند و از هریکی که بخواهد داخل شود([25]).

و نیز در حدیثی حضرت ابوهریره t روایت می‌کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: آیا شما را به آنچه که خداوند به وسیله آن گناهان را محو نموده و درجات را بالا می‌برد راهنمایی نکنم؟

گفتند: آری یا رسول الله! فرمود: تمام‌کردن وضو بر سختی‌ها (سردی و گرمای زیاد) و بسیار گام‌زدن به سوی مسجد و انتظار نماز بعد از نماز دیگر پس این قرارگاه و جای استقامت است([26]).

 

2- اذان

اذان یکی از شعارهای علنی دین اسلام است که خداوند به وسیله آن گناهان را محو می‌کند.

و این مطلب را حدیث حضرت عمر t بیان می‌دارد که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون مؤذن کلمات اذان را می‌گوید هریک از شما کلمات را با او تکرار کند و هنگام «حَیَّ عَلَى الصَّلاةِ و حَیَّ عَلَى الْفَلاحِ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ بگوید، و در آخر او نیز چون مؤذن با یقین «لا إِلَهَ إِلا اللَّهَ» وارد بهشت می‌شود.

و از حضرت سعد بن ابی وقاص t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکس هنگام شنیدن اذان بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً وَبِالإِسْلاَمِ دِینًا» گناهان او آمرزیده می‌شوند([27]).

و در حدیث حضرت انس t آمده است که حضرت پیامبر ص هنگام فجر بر دیار کفار حمله می‌کردند و به صدای اذان گوش می‌دادند و اگر اذان را می‌شنیدند هجوم نمی‌بردند و گرنه هجوم می‌بردند.

باری از مردی شنیدند که می‌گفت: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ».

فرمودند: او بر فطرت مسلمانی است.

پس از آن او تا دو بار گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ»

حضرت پیامبر ص فرمودند: از آتش جهنم خارج شد ناگاه دیدم که او چوپانی از قبیلة مِعزی است([28]).

و حضرت ابوهریره t از حضرت پیامبر ص روایت می‌کند که آن حضرت ص فرمودند: مؤذن به امتداد صدایش بخشیده و برای او هر خشک و تری گواهی می‌دهد و کسی که در نماز جماعت حاضر شود.

برایش پاداش بیست و پنج نماز نوشته می‌شود و در میان اذان و اقامت گناهانش محو می‌شوند([29]).

 

3- رفتن به نماز

با رفتن به سوی مسجد خداوند گناهان مؤمن را محو می‌کند.

این مطلب را حدیث ابوهریره t بیان می‌کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: کسی که در خانه خویش طهارت نماید و سپس به خانه‌ای از خانه‌های خداوند (مسجد) برود تا فرضی از فرایش خداوند متعال را ادا کند هریکی از گام‌هایش گناهی را نابود نموده و گام دیگر رتبه او را بالا می‌برد([30]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: کسی که در هنگام سپیده‌دم یا بعد از زوال بطرف مسجد رود، خداوند برایش در هر سپیده دم یا بعد از زوال که به سوی مسجد می‌رود در بهشت اسباب پذیرایی و ضیافت را مهیا می‌کند([31]).

و از حضرت ابوهریره t نیز روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: نماز جماعت بر نمازی که در منزل و یا در بازار خوانده شود بیست و پنج درجه افزایش دارد.

پس هرگاه یکی از شما وضو بگیرد و آن را درست انجام دهد، سپس به مسجد بیاید و جز ادای نماز قصد دیگری نداشته باشد هر قدمی که می‌نهد یک درجه مقامش بالا می‌رود و یک گناه از وی کاسته می‌شود؛ تا که وارد مسجد می‌شود و در مسجد تا زمانی که نماز او را باز داشته در حکم نماز است، و تا مدتی که در جای نماز است و بی‌وضو نشده فرشتگان برای او دعا می‌کنند و می‌گویند: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، وَارْحَمْهُ»([32]).

 

4- فضیلت نمازهای پنجگانه

مواظبت و اهتمام بر نمازهای پنجگانه یکی از بزرگترین عوامل نابودی گناهان یک مسلمان است.

و آنچه این مطلب را بوضوح بیان می‌کند حدیثی است که حضرت ابوهریرهt از آن حضرت ص شنیده است که فرمودند: مرا خبر دهید که هرگاه در کنار دروازه منزل یکی از شما نهر آبی باشد و او هر روز پنج بار در آن غسل کند آیا از چرک و آلودگی‌‌های بدنش چیزی باقی می‌ماند؟

گفتند: خیر، چیزی از آلودگی‌ها باقی نمی‌ماند.

فرمودند: پس این مثال نمازهای پنجگانه است که خداوند به وسیله آن گناهان را محو می‌نماید([33]).

و از حضرت عثمان بن عفان t روایت شده است که گفت: از رسول الله ص شنیدم که می‌فرمودند: هر مسلمانی که وقت نمازش فرا رسید و او خوب وضو کرد و خشوع و رکوع را به وجه احسن در نمازش بجا آورد این نماز کفارة گناهان گذشته او می‌شود تا زمانی که مرتکب به گناه کبیره‌ای نشده و این وابسته به هر عصر و زمانی است([34]).

و نیز از حضرت عثمان بن عفان t روایت شده است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هر مسلمان آن طهارتی را که خداوند بر او فرض قرار داده انجام دهد و پس از آن نمازهای پنجگانه را بخواند آن نمازها بر گناهانی که در میان‌شان انجام شده کفاره می‌شوند([35]).

و از حضرت ابوموسی اشعری t روایت شه که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکسی نماز صبح و عصر را بخواند وارد بهشت می‌شود([36]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه دیگر کفار است برای گناهانی که در میان‌شان انجام شده تا مادامی که از گناهان کبیره اجتناب شود([37]).

 

فضیلت نماز جمعه

روز جمعه مهمترین و برترین روز از ایام هفته است که خداوند به وسیله آن گناهان و معاصی را از بین می‌برد.

و این مطلب را حدیث حضرت ابوهریره t بیان می‌دارد که حضرت پیامبرص فرمودند: کسی که درست وضو گیرد و سپس به نماز جمعه آمده آرام بنشیند و گوش فرا دهد گناهان او از این جمعه تا جمعه قبل و سه روز اضافه برآن بخشیده می‌شود، و کسی که بر سنگریزه دست کشید کار بیهوده‌ای انجام داده است([38]).

و از حضرت أوس بن اوس روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: «مَنْ غَسَّلَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ ثُمَّ بَکَّرَ وَابْتَکَرَ وَمَشَى وَلَمْ یَرْکَبْ وَدَنَا مِنَ الإِمَامِ فَاسْتَمَعَ وَلَمْ یَلْغُ کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِیَامِهَا وَقِیَامِهَا»([39]).

«کسی که روز جمعه غسل نمود و در اول وقت پیاده به نماز جمعه حرکت کرد و هنگام آغاز خطبه نزدیک به امام نشست و به خطبه گوش فرا داد و کار بیهوده‌ای انجام نداد برای او در عوضی گام‌هایش که از منزل به سوی مسجد برداشته پاداش روزه و قیام الیل یک سال است»([40]).

و از حضرت سلمان فارسی t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکسی روز جمعه غسل کند و به قدر توان طهارت نماید و روغن بمالد و یا خوشبوی دیگر استفاده کند و به جمعه بیاید و در میان دو شخص فاصله نه اندزاد و به حد توان خویش نماز خواند و چون امام شروع سخن کند او آرام بنشیند خداوند برای او از این جمعه تا جمعه قبل گناهانش را می‌بخشد([41]).

و در خود نماز فضایل بی‌شماری است که کفاره گناهان می‌شوند.

و عبارتند از:

 

الف: فضیلت آمین

آمین یکی از اسباب مهم نابودی گناهان و باعث جلب رحمت خداوند است.

این مطلب را حدیث حضرت ابوهریره t صراحتاً بیان می‌دارد که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون امام آمین می‌گوید شما نیز آمین بگویید، زیرا کسی که آمینش موافق و همآهنگ با آمین ملائکه شد گناهان پیشین او آمرزیده می‌شوند([42]).

و از حضرت ابوهریره t نیز روایت شده است که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون امام «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ» را می‌گوید، شما آمین بگویید.

پس اگر آمین شخصی با قول فرشتگان موافق گشت گناهان پیشین او بخشیده می‌شوند([43]).


ب: فضیلت برخواستن از رکوع

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون امام «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» گفت، شما «اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَکَ الْحَمْدُ» بگویید، پس هرکسی سخنش موافق با کلام ملائکه شد گناهان گذشته اش بخشیده می‌شوند([44]).

 

ج: فضیلت سجده

سجده از مهم‌ترین و بزرگترین ارکان نماز است و این مطلب را آنچه در حدیث حضرت ربیعه بن کعب وارد است، بیان می‌دارد، آنگاه که پیامبر ص به ایشان گفت: هرچه می‌خواهی از من بخواه؛ می‌گوید: من گفتم: خواسته من همراهی شما در بهشت است.

حضرت پیامبر ص فرمودند: بغیر از این خواسته دیگری؟

گفتم: خواسته من فقط همان است.

حضرت فرمودند: پس مرا با بجاآوردن سجده زیاد یاری کن([45]).

پس معلوم می‌شود که سجده زیاد باعث همراهی پیامبران خداوند در مراتب عالیه‌شان است.

و نیز فرموده، حضرت پیامبر ص که به غلامش ثوبان فرمودند: بسیار سجده‌کردن را بر خود لازم بدان، برای آن که خداوند با هر سجده یک درجه مقامت را بالا می‌برد و یک خطا و لغزش را از بین می‌برد([46]). این فضیلت را ثابت می‌کند.

و از حضرت عباده بن صامت t روایت شده که از حضرت پیامبر ص شنیدم که می‌فرمود: هرکسی برای خداوند یک سجده کند، خداوند در عوض او یک نیکی می‌دهد و یک گناه او را معاف می‌کند و بر مقامش در بهشت یک درجه می‌افزاید پس شما بسیار سجده کنید([47]).

د: نماز تهجد

نماز تهجد روش و عمل صالحان و رستگاران است.

و از حضرت بلال و ابو امامه ب روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: نماز تهجد را بر خود لازم بگیرید چون روش صالحان پیش از شما، وسیله تقرب به خداوند، باز دارنده از گناه، نابودکننده خطاها و برطرف کننده ناراحتی‌ها و بیماری‌هاست([48]).

و این بخشش از سخنان حضرت پیامبر ص که فرمودند: تکفیر للسیئات، خود گواه است که نماز تهجد از عوامل نابودکننده گناهان است.

 

هـ: نماز توبه

حضرت علی t می‌گوید: من از حضرت ابوبکر صدیق t شنیدم که می‌گفت: من از حضرت رسول کریم ص شنیدم که می‌فرمودند: کسی که مرتکب گناه شد پس از آن خوب طهارت کند و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش کند، بخشیده می‌شود([49]).

و آنگاه حضرت پیامبر ص این آیة مبارکه ﴿šúïÏ%©!$#ur #sŒÎ) (#qè=yèsù ºpt±Ås»sù ÷rr& (#þqßJn=sß öNæh|¡àÿRr& (#rãx.sŒ ©!$# را تلاوت کردند.

«و آنان چون مرتکب کاری زشت شوند یا بر خود ستم کنند خداوند را یاد کنند»([50]).

در حدیث مذکور جمله «إلا غفر له» گواه است که نماز توبه از اسباب نابودی گناهان است.

 

و: نماز در بیت المقدس

حضرت عبدالله بن عمرو بن عاص ب می‌گوید: من از حضرت پیامبر ص شنیدم که فرمودند: حضرت سلیمان بن داود از خداوند خواست که او را قضاوت‌کردن مطابق با حکم خویش عنایت کند؛ به او عطا شد و از خداوند حکومتی خواست که برای دیگران بعد از او نباشد به ایشان داده شد، و آنگاه که از ساختن مسجد اقصی فارغ شد از خداوند خواست که هرکس فقط جهت نمازخواندن آنجا می‌آید او را از گناهان پاک سازد و او را همچون نوزادی که تازه به دنیا آمده، بگرداند.

و در روایتی از مسند احمد آمده است که حضرت پیامبر ص فرمودند: ما امیدواریم که خداوند این خواسته ایشان را نیز برآورده کرده باشد([51]).

 

ز: فضیلت درود و سلام بر پیامبر ص

خداوند متعال ما را به این امر دستور داده است و حضرت پیامبر ص نیز در احادیث تشویق نموده اند.

پس این عمل صلوات و سلام فرستادن نشانه ایمان داری و پیروی‌کردن است.

حضرت انس t روایت کرده است که رسول اکرم ص فرمودند: آن که بر من یک بار درود بخواند خداوند بر او ده بار درود (رحمت) می‌فرستد و ده گناه از او بخشوده، و در بهشت ده درجه بر مقامش افزوده می‌شود([52]).

از این به بعد بحث اعمال صالح غیر از نماز که نابودکننده گناهان هستند شروع می‌شود، و عبارتند از:

 

1- فضیلت صدقه

صدقه از اعمال بسیار مهم است که صاحبش را از جهنم باز می‌دارد، و گناهان را نابود می‌کند و از ورود به میادین فحشا مانع می‌شود و به کارها و امور خیر نزدیک می‌گرداند.

این مطلب را حدیث حضرت عدی بن حاتم t بیان می‌کند که می‌گوید: حضرت پیامبر ص فرمودند: از آتش جهنم اجتناب کنید، پس صورت خویش را برگرداند باز فرمود: از آتش جهنم دوری کنید، سپس تا سه بار روی خویش را برگرداند تا این که ما چنین پنداشتیم که به سوی آن می‌نگرد و آنگاه فرمود: از آتش اجتناب کنید، اگرچه با نصف یک دانه خرما باشد و اگر کسی آن را هم نیافت با گفتار پسندیده([53]).

و در حدیث مفصل حضرت معاذ t وارد است که حضرت پیامبر ص فرمودند: آیا تو را به راه‌های خیر راهنمایی نکنم؟

روزه سپر است و صدقه گناهان را از بین می‌برد، آنچنان که آب آتش را از بین می‌برد.

و از حضرت حذیفه t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: گناه برخورد نادرست فرد با اعضای خانواده و همسایگانش و مصارف بی‌مورد مالی اش به وسیله نماز، روزه و صدقه جبران می‌شود([54]).

 

2- فضیلت روزه

روزه از بزرگترین عبادات است و بنابر همین است که خداوند آن را از میان عبادات دیگر مخصوص خویش قرار داده است.

و فرمود: روزه از من است.

و این مطلب را که روزه برترین عبادات، کفاره گناهان و وسیله دخول بهشت است، حدیث حضرت سهل t بیان می‌کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: در بهشت دری به نام ریّان است که روز قیامت روزه‌داران از آن وارد می‌شوند و کسی غیر از آنان از آنجا داخل نمی‌شود.

و روز قیامت اعلام می‌شود که روزه‌داران کجایند؟

پس آنان برمی‌خیزند و از آن درب وارد می‌شوند و کسی جز ایشان داخل نمی‌شود، و چون وارد شدند درب بسته می‌شود، و هیچکس از آن داخل نمی‌شود([55]).

و از حضرت ابوسعید خدری t روایت است که می‌گوید: من از حضرت پیامبر ص شنیدم که می‌فرمود: کسی که یک روز در راه خداوند روزه گیرد خداوند متعال او را هفتاد سال از جهنم دور می‌دارد([56]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: کسی که رمضان را با ایمان و اخلاص نیت روزه گیرد گناهان گذشته اش آمرزیده می‌شوند([57]).

و در روایتی دیگر از او نیز روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکسی با ایمان و اخلاص ماه رمضان را به عبادت بگذراند گناهان گذشته اش آمرزیده می‌شوند([58]).

و از حضرت ابوقتاده t روایت است که از حضرت پیامبر ص در باره روزه عرفه پرسیدند، فرمودند: گناهان سال گذشته و سال جاری را از بین می‌برد و گفت: از ایشان ص نسبت به روزه عاشورا پرسیده شد، فرمودند: گناهان سال گذشته را محو می‌کند([59]).

و در حدیثی از حضرت ابوهریره t که شامل برخی دیگر از اعمال صالح است روایت شده است که حضرت پیامبر ص فرمودند:

- امروز چه کسی روزه دارد؟

- حضرت ابوبکر صدیق: من.

- حضرت پیامبر ص: امروز چه کسی در تشیع جنازه‌ای شرکت کرده است؟

- حضرت ابوبکر صدیق t: من.

- حضرت پیامبر ص: امروز چه کسی مسکینی را غذا داده است؟

- حضرت ابوبکر صدیق t: من.

- حضرت پیامبر ص: امروز چه کسی به عیادت بیماری رفته است؟

- حضرت ابوبکر صدیق t: من.

پس آنگاه حضرت پیامبر ص فرمودند:

هر شخصی که دارای چنین ویژگی‌هایی باشد وارد بهشت می‌شود([60]).

 

3- فضیلت حج و عمره

حج یکی از ارکان اساسی دین اسلام است که حج و عمره فاعل‌شان را چون نوزاد از گناهان پاکیزه می‌نمایند و از اسباب ورود به بهشت هستند.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: کسی که حج کند و فحش‌گویی و فسق ننماید مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده بود، برمی‌گردد([61]).

و از ایشان t نیز روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: یک عمره تا عمره دیگر محوکننده گناهان در میان‌شان است و پاداش حج مقبول، بهشت است([62]).

و از حضرت عمرو بن عاص t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: آیا نمی‌دانی که اسلام آنچه را پیش از آن بوده نابود می‌کند و هجرت آنچه را قبل از آن بوده از بین می‌برد و حج آنچه را پیش از آن بوده است محو می‌کند([63]).

و از حضرت عبدالله بن مسعود t روایت است که رسول الله ص فرمودند: حج و عمره را پی در پی (قِران) بجا آورید، برای این که آن دو، چون دمه آهنگر که ناخالصی آهن، طلا و نقره را از بین می‌برد گناهان و فقر را نابود می‌کنند و برای حج مقبول پاداشی جز بهشت نیست([64]).

 

 

أ- طواف بیت الله

از حضرت عبدالله بن عمر ب روایت است که من از حضرت پیامبر ص شنیدم که فرمودند: هرکس گرداگرد بیت الله هفت طواف کند برایش پاداش آزادی یک غلام است.

و می‌گوید: من از حضرت پیامبر ص شنیدم که فرمود: با نهادن و برداشتن هر قدم، یک گناه نابود می‌شود و یک نیکی نوشته می‌شود([65]).

 

ب- فضیلت لمس حجراسود و رکن یمانی

از حضرت عبدالله بن عمر ب روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: لمس حجراسود و رکن یمانی گناهان را کاملاً نابود می‌کنند([66]).

 

ج- فضیلت روز عرفه

از حضرت عایشه ل روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: بیشتر از روز عرفه در هیچ روزی خداوند بندگانش را از جهنم آزاد نمی‌کند و در این روز (رحمت) خداوند به بندگانش نزدیک می‌شود و در میان ملائکه افتخار می‌کند و می‌پرسد ایشان چه می‌خواهند؟([67]).

 

4- فضیلت کسب علم و امر به معروف و نهی از منکر

این مطلب را حدیث حضرت ابوهریره t بیان می‌دارد که حضرت پیامبرص فرمودند: هرکس راهی را جهت تحصیل علم بپیماید خداوند برایش راه ورود به بهشت را آسان می‌گرداند([68]).

و از حضرت ابوهریره t نیز روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکس به سوی هدایت و رستگاری دعوت کند، برایش پاداشی است، همانند پاداش کسانی که از او پیروی می‌کنند، بدون آن که از مزد‌شان چیزی کاسته شود([69]).

و همچنین از حضرت ابوهریره t در فضیلت مجالس ذکر حدیثی روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند:

خداوند فرشتگانی دارد که در راه‌ها اهل ذکر را جستجو می‌کنند و چون گروهی را دریابند که در ذکر خداوند مشغول هستند، یکدیگر را صدا می‌زنند و می‌گویند: بشتابید به سوی آنچه می‌طلبید، پس آنان را با بال‌هایشان تا آسمان دنیا احاطه می‌کنند.

پروردگارشان از آنان سؤال می‌کند در حالی که داناتر است، بندگانم چه می‌گویند؟

حضرت پیامبر ص فرمود: فرشتگان می‌گویند: تسبیح و تکبیر و حمد تو را می‌گویند.

و حضرت پیامبر ص فرمودند که، ملائکه در محضر خداوند می‌گویند که: اهل مجلس از خداوند بهشت را می‌طلبند و از دوزخ پناه می‌جویند.

و آنگاه خداوند می‌گوید: من شما را گواه می‌گیرم که آنان را مورد آمرزش قرار دادم.

پیامبر ص فرمودند: یک فرشته از جمع فرشتگان می‌گوید: در میان آنها فلانی است که از جمع آنان نیست، بلکه بنابر امری آمده است، خداوند فرمود: آنان اهل مجلسی هستند که هم‌نشین‌شان بدبخت نمی‌شود([70]).

 

5- فضیلت جهاد

رهبانیت مسلمانان جهاد است و از نظر اجر و پاداش و نابودی گناهان و رفع درجات، جهاد از بزرگترین اعمال به حساب می‌آید.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: کسی که در راه خداوند خارج شود و او را جز جهاد در راه خداوند تصدیق به کلمات خداوند چیزی بیرون نکرده باشد، خداوند ضامن شده است که او را در بهشت کند و یا این که او را همراه مزد و یا غنیمت به منزلی که از آن خارج شده، بازگرداند([71]).

و از حضرت سهل بن سعد t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: اول صبح و یا اول شب در راه خداوند (جهاد) رفتن از دنیا و آنچه در آن هست بهتر است([72]).

و از حضرت معاذ t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هرکس به فاصله دو دوشیدن شتر در راه خداوند جهاد کند، بهشت بر او لازم می‌شود و کسی که صادقانه از خداوند کشته‌شدن در راه خداوند را طلب کند، پس اگر او بمیرد یا کشته شود برایش شهید است([73]).

و از حضرت ابوقتاده t روایت است که مردی به حضرت پیامبر ص گفت: مرا خبر دهید اگر من در جهان کشته شوم، گناهانم بخشیده می‌شوند؟

حضرت پیامبر ص فرمودند: بله اگر تو در راه خداوند کشته شوی و صابر، مخلص و پیش‌تاز باشی و فرار نکنی.

سپس رسول اکرم ص فرمودند: چه گفتی؟

گفت: یا رسول الله! مرا خبر دهید که هرگاه من در راه خداوند کشته شوم، آیا گناهانم محو می‌شوند؟

حضرت پیامبر ص فرموند: بلکه در صورتی که با اخلاص و پایداری به دشمنی روکنی و پشت مگردانی، به جز قرض، این مطلب را حضرت جبریل u اکنون برایم گفت([74]).

 

6- فضیلت نیکویی به پدر و مادر و احسان به یتیمان

خداوند متعال بعد از حق خویش احسان به پدر و مادر را بیان کرده است، بلکه نیکویی به پدر و مادر یکی از بزرگترین اسباب ورود به بهشت و نابودی گناهان است و نافرمانی آن دو، انسان را به جهنم می‌برد.

و این مطلب را حدیث حضرت ابوهریره t بیان می‌کند که حضرت پیامبرص فرمودند:

بینی او به خاک مالیده شود، بینی او به خاک مالیده شود، بینی او به خاک مالیده شود. سؤال شد چه کسی یا رسول الله!؟

فرمودند: کسی که پدر و مادرش یا یکی را در پیری دریابد و به وسیله خدمت آن دو وارد بهشت نگردد([75]).

و نسبت به احسان و نیکویی به یتیمان از حضرت سهل بن سعد t روایت است که حضرت رسول ص فرمودند: من و سرپرست یتیم روز قیامت اینچنین در بهشت هستیم و حضرت پیامبر ص دو انگشت اشاره و وسطی را نشان دادند([76]).

 

7- کنارزدن موذی از راه

برداشتن و نابودکردن شی ایذادهنده از سر راه مردم، از جمله نیکی‌هایی است که گناهان را محو می‌کند.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: شخصی به راهی می‌رفت که شاخه‌ای خاردار را در راه دید پس آن را از راه برداشت، خداوند از عملش قدردانی کرد و او را بخشید([77]).

 

 

 

8- ذکر خداوند متعال

ذکر خداوند یکتابودن استثناء از مهم‌ترین اعمال و بزرگترین اسباب محو گناهان و تصفیه قلوب است.

و چرا چنین نباشد؟

حال آن که خداوند در آیات بیشماری ما را به کثرت ذکر دستور داده است.

چنانکه فرموده است: ﴿$pkš‰r'¯»tƒ tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä (#râè0øŒ$# ©!$# #[ø.ό #ZŽÏVx. ÇÍÊÈ

«ای کسانی که ایمان آورده اید خداوند را بسیار یاد کنید»([78]).

و خداوند جز ذکر به هیچ عملی دستور کثرت نداده است، زیرا ذکر اساس رفع درجات است و چرا چنین نباشد؟

که افضل‌ترین آن لا إله إلا الله و قرائت قرآن مجید است که خداوند نسبت به آن فرموده است: ﴿$¯RÎ) ß`øtwU $uZø9¨“tR tø.Ïe%!$# $¯RÎ)ur ¼çms9 tbqÝàÏÿ»ptm: ÇÒÈ

«ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع آن را پاسداری می‌کنیم»([79]).

 

الف- فضیلت لا إله إلا الله

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت رسول خدا ص فرمودند: کسی که در روز صد مرتبه «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» را بگوید، برایش پاداش آزادی ده برده است و صد نیکی نوشته می‌شود و د گناه معاف و در آن روز تا غروب از شر شیطان حفاظت می‌شود و هیچکس از او عمل برتری انجام نداده است به جز آن شخصی که بیشتر بخواند و کسی «سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ» را در روز صد بار بخواند گناهان او محو می‌شوند، اگر چه به اندازه کف دریا باشند([80]).

و نیز از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: کسی بعد از هر نماز سی و سه بار «سُبْحَانَ اللَّهِ» و سی و سه بار «الْحَمْدُ لِلَّهِ» و سی و سه بار «اللَّهُ أَکْبَرُ» بگوید و برای تکمیل عدد صد یک بار «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» را بگوید گناهانش محو می‌شوند اگرچه مانند کف دریا باشند([81]).

و حدیث حضرت طلحه بن عبید که آن را مرفوع می‌داند روایت است که برترین دعا دعای روز عرفه است و برترین کلامی که من و انبیای قبل من گفته اند «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ» است([82]).

 

ب- تلاوت قرآن مجید

قرآن کلام خداوند است آن کتابی که باطل نه از پیش او و نه از پشت سر به سراغش می‌آید برتری آن بر سایر کلام‌ها چون برتری خداوند نسبت به مخلوقاتش است، پس قرآن اساس سعادت و وسیله رفع درجات در هردو سرای است.

از حضرت ابو امامه t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: قرآن را بخوانید، زیرا روز قیامت قرآن می‌آید و برای یارانش شفاعت می‌کند([83]).

و از حضرت امیرالمؤمنین عمر فاروق t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یَرْفَعُ بِهَذَا الْکِتَابِ أَقْوَامًا وَیَضَعُ بِهِ آخَرِینَ».

«همانا خداوند با این کتاب قومی را سربلند و ملتی را پست و خوار می‌کند»([84]).

 

9- ساختن مساجد

مساجد بهترین اماکن و برترین محلّ‌های روی زمین و مرکز گسترش دعوت دین و محلّ ملاقات اهل ایمان و مصلحان اسلام هستند.

از حضرت امیرالمؤمنین عثمان بن عفان t روایت است که من از حضرت پیامبر ص شنیدم که فرمودند: هرکس به خاطر رضای خداوند مسجدی بسازد خداوند در بهشت برای او به مثل آن خانه‌ای بنا می‌کند([85]).

10- محبت بخاطر خداوند

دوستی بخاطر خداوند از محکم‌ترین رشته‌های ایمانی است که انسان به رضوان خداوندی و بهشت می‌رساند.

از حضرت انس بن مالک t روایت است که مردی به حضرت پیامبر ص گفت: یا رسول الله! قیامت چه زمانی برپا می‌شود؟

حضرت پیامبر ص پرسیدند: برای قیامت چه چیزی فراهم کرده‌ای؟

گفت: نماز و روزه و صدقه زیادی آماده نکرده‌ام، ولی من خداوند و پیامبر خدا را دوست دارم.

حضرت پیامبر ص فرمود: «أَنْتَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ»

«پس تو همراه کسانی هستی که دوست داری».

حضرت انس t می‌گوید: ما بعد از اسلام‌آوردن نسبت به هیچ چیز اینقدر خوشحال نشدیم که به این کلام حضرت پیامبر ص که فرمود: «أَنْتَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ» خوشحال شدیم([86]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که رسول الله ص فرمودند: خداوند در روز قیامت می‌فرماید: کجایند کسانی که به خاطر عظمت و جلال من با یکدیگر دوستی کردند تا امروز آنان را در سایه‌ام جای دهم، روزی که در آن جز سایه‌ام سایه‌ای دیگر وجود ندارد([87]).

 

 

 

 

11- مرگ کودکان

از حضرت ابوذر و ابوهریره ب روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: از هر پدر و مادر مسلمانی که سه بچه نابالغ بمیرد خداوند آن دو را به فضل رحمت خویش وارد بهشت می‌کند.

و در روایتی آمده: آن دو را مورد آمرزش قرار می‌دهد([88]).

12- احسان به حیوانات سودمند

خداوند متعال احسان و نیکویی را نسبت به هرچیز لازم دانسته است.

حتی در هنگام کشتن و ذبح حیوانات احسان لازم است و خداوند نیکوکاران را دوست دارد، و نیکوکاری یکی از عوامل آمرزش گناهان است.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: مردی در راهی می‌رفت که بسیار تشنه شد و در مسیر راه چاهی دید، پس داخل چاه رفت و آب نوشید و چون بیرون شد، سگی را دید که از تشنگی زبان بیرون کشیده و خاک‌های تر را می‌خورد، او با خودش گفت: این سگ چون من بسیار تشنه است دوباره وارد چاه شد و موزه اش را از آب پر کرده و با دهان گرفته و بیرون شد و سگ را آب نوشاند، خداوند متعال از عمل این مرد قدردانی کرد و او را مورد آمرزش قرار داد([89]).

و فراتر از این جریان در حدیث از حضرت ابوهریره t نقل است که حضرت پیامبر ص فرمودند: سگی از تشنگی دور چاهی دور می‌زد، و نزدیک بود که از تشنگی هلاک شود که ناگهان یک زن فاحشه بنی اسرائیلی آن را دید، پس کفش خویش را درآورد و آن را آب نوشاند که گناهانش بخاطر این عمل، آمرزیده شدند([90]).

 

 

 

13- فضیلت مصافحه

مصافحه از اعمالی است که در میان مسلمانان باعث محبت و دوستی می‌شود، و بلکه یکی از عوامل آمرزش گناهان است.

از حضرت براء بن عازب t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: هردو مسلمانی که باهم ملاقات و مصافحه کنند، قبل از جداشدن گناهان‌شان آمرزیده می‌شوند([91]).

14- ضرر کینه‌توزی

کینه‌توزی یکی از اسباب عداوت و دشمنی و ناراحتی در میان دو فرد درگیر است که گشوده‌شدن درهای بهشت را برآنان به تأخیر می‌اندازد.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: در هرروز دوشنبه و پنجشنبه درهای بهشت گشوده می‌شوند، پس هر آنکس که با خداوند شریک نگرفته آمرزیده می‌شود به جز آن مردی که در میان او و برادرش دشمنی باشد، پس گفته می‌شود، این دو را به حال‌شان بگذارید تا صلح کنند([92]).

 

15- دعای بازار

غالباً بازار محل اجتماع شیاطین است و اهل بازار و کسانی که وارد آن می‌شوند نیاز به عملی دارند که گناهان حاصله از آن را نابود کنند.

از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمود: کسی که وارد بازار شد و این دعا را «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» بخواند خداوند متعال برایش یک میلیون نیکی می‌نویسد و یک میلیون گناه معاف می‌کند و یک میلیون درجه می‌دهد، و برای او در بهشت خانه‌ای می‌سازد([93]).

 

16- دعای غذا و آب

یکی از نشانه‌های برتری و بخشندگی دین اسلام این است که عمل اندک را می‌پذیرد و بر آن پاداش بزرگ عطا می‌کند.

از حضرت انس t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: خداوند از بنده بسیار خشنود می‌شود، از این که لقمه‌ای بخورد و برآن پروردگارش را سپاسگزاری و یا جرعه‌ای آب بنوشد و شکر الله را بجای آورد([94]).

 

4- دعا و استغفار مؤمنان

این مطلب را خداوند در قرآن مجید بیان می‌دارد که

﴿šúïÏ%©!$#ur râä!%y` .`ÏB öNÏdω÷èt/ šcqä9qà)tƒ $uZ­/u‘ öÏÿøî$# $oYs9 $oYÏRºuq÷z\}ur šúïÏ%©!$# $tRqà)t7y™ Ç`»yJƒM}$$Î/ Ÿwur ö@yèøgrB ’Îû $uZÎ/qè=è% yxÏî tûïÏ%©#Ïj9 (#qãZtB#uä !$oY­/u‘ y7¨RÎ) Ô$râäu‘ îLìÏm§‘ ÇÊÉÈ

«و کسانی که بعد از آنها می‌آیند، می‌گویند: پروردگارا! بر ما و برادران ما که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌هایمان حسد و کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده. پروردگارا! تو مهربان و رحیمی»([95]).

و نیز خداوند در قرآن مجید، قول حضرت ابراهیم u را نقل می‌کند که ﴿$oY­/u‘ öÏÿøî$# ’Í< £“t$Î!ºuqÏ9ur tûüÏZÏB÷sßJù=Ï9ur tPöqtƒ ãPqà)tƒ Ü>$|¡Åsø9$# ÇÍÊÈ.

«پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را روزی که حساب برپا می‌شود بیامرز»([96]).

و غیر از این دو دعای حضرت نوح u که در آن دعای آخرین برای اولین و دعای اولین برای عموم مسلمانان است.

پس مؤمنان برخی برای بعضی دیگر دعا می‌کنند.

و این مطلب را حدیث حضرت ابوالدرداء t بیان می‌دارد که حضرت پیامبرص فرمودند: هر بنده مسلمانی که در غیاب برادر مسلمان خویش برایش دعا کند فرشته می‌گوید: برای تو مانند آن باد([97]).

دعای مسلمان در حق برادر مسلمانش مستجاب می‌شود، چنانکه از حضرت ابوالدرداء t روایت است که حضرت رسول الله ص فرمودند: دعای شخص مسلمان برای برادر مسلمانش در غیاب وی مستجاب است و در نزد سرش (کنارش) فرشته مؤظفی است که هرگاه برای برادرش دعای خیر کند برآن آمین می‌گوید و نیز دعا می‌کند که برای تو نیز مانند آن باد([98]).

و برآن دعای فرشتگان نیز اضافه شده است که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿tûïÏ%©!$# tbqè=ÏJøts† z¸öyèø9$# ô`tBur ¼çms9öqym tbqßsÎm7|¡ç„ ωôJpt¿2 öNÍkÍh5u‘ tbqãZÏB÷sãƒur ¾ÏmÎ/ tbrãÏÿøótGó¡o„ur tûïÏ%©#Ï9 (#qãZtB#uä $uZ­/u‘ |M÷èřur ¨@à2 &äóÓx« ZpyJôm§‘ $VJù=Ïãur öÏÿøî$$sù tûïÏ%©#Ï9 (#qç/$s? (#qãèt7¨?$#ur y7n=‹Î6y™ öNÎgÏ%ur z>#x‹tã ËLìÅspgø:$# ÇÐÈ.

«فرشتگانی که حاملان عرش اند، و آنهای که گرداگرد آن تسبیح و حمد خدا می‌گویند، و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند، و می‌گویند: پروردگارا! لطف و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است، پس کسانی که توبه کرده اند و راه تو را پیش گرفته اند، آنان را بیامرز و از عذاب دوزخ محفوظ فرما»([99]).

امام ابن کثیر / نسبت به این قول خداوند ﴿tbrãÏÿøótGó¡o„ tûïÏ%©#Ï9 (#qãZtB#uä می‌فرماید: برای اهل زمین، کسانی که به غیب ایمان آورده اند.

خداوند فرشتگان مقرب بارگاهش را معین کرده که غایباً دعا کنند و چون این از خصوصیات ملائکه است، پس آنان بر دعای مؤمنان غایبانه آمین می‌گویند، چنانکه در حدیث حضر ابوالدرداء t بیان شد([100]).

 

5- ایصال ثواب

این مطلب را دلایل ذیل برایمان بیان می‌دارند.

از حضرت عایشه صدیقه ل روایت است که مردی به حضرت رسول اکرم ص گفت: مادرم وفات نمود و گمان می‌کنم اگر می‌توانست حرف بزند صدقه می‌کرد، پس اگر من در عوض او صدقه کنم؛ آیا او را ثوابی می‌رسد؟

فرمودند: بله([101]).

این اهدای ثواب و ایصال بعد از مرگ درست است، آنگونه که قبل از آن و این عمل اهدا و ایصال ثواب بعد از مرگ را حدیث حضرت ابوهریره t به روشنی بیان می‌کند که حضرت رسول الله ص فرمودند: چون انسان بمیرد عمل او قطع می‌شود جز در سه مورد، یک صدقه جاری باشد، دوم علمی که از آن بهره برند و سوم فرزند صالحی که برای او دعا کند([102]).

و از حضرت ابوهریره t نیز روایت است که مردی خدمتی حضرت پیامبر ص عرض کرد:

پدرم وفات نموده و مال و دارایی بجای گذاشته است و وصیت نکرده اگر عوض او صدقه داده شود کفاره گناهانش می‌شود؟

فرمودند: بله([103]).

و نسبت به روزه از حضرت عبدالله بن عباس ب روایت است که مردی خدمت حضرت پیامبر ص آمد و گفت: یا رسول الله! مادرم وفات نمود و بر او یک ماه روزه لازم است آیا می‌توانم در عوض او روزه قضا بجا آورم؟

فرمودند: بله، قرض خداوند سزاوارتر است که ادا گردد([104]).

و از حضرت ام المؤمنین عایشه ب روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: اگر کسی وفات نمود و بر او روزه لازمی بود ولیش عوض او روزه بگیرد([105]).

و در باره حج حضرت عبدالله بن عباس ب روایت می‌کند که روزی حضرت فضل بن عباس پشت سر حضرت رسول اکم ص سوار بود که زنی از قبیله خثعم آمد (فضل شروع به نگریستن آن زن نمود و زن به فضل نگاه می‌کرد حضرت رسول اکرم ص صورت فضل را به جانب دیگر برگرداند).

و گفت: یا رسول الله! فریضه‌ای که خداوند بر بندگانش فرض نموده بر پدرم واجب شده است و او پیرمردی است که نمی‌تواند بر سواری خودش را نگه دارد، آیا من بجایش حج کنم؟

فرمودند: بله([106]).

و این جریان در سال حجة الوداع پیش آمد.

پس این احادیث بر ثبوت ایصال ثواب صدقات، صوم، حج و عمره بر مردگان دلالت می‌کنند و نسبت به ایصال ثواب نماز و قرائت قرآن مجید که دلایل یافته نشد در میان علماء در اباحت و ممنوعیت آن اختلاف نظر است والله أعلم.

 

6- شفاعت حضرت محمد ص

شفاعت پیامبر ما حضرت محمد ص از قرآن و احادیث ثابت است، چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:

﴿#Ó|¤tã br& y7sWyèö7tƒ y7•/u‘ $YB$s)tB #YŠqßJøt¤C ÇÐÒÈ

«تا خداوند تو را بر مقام درخور ستایش معبوث کند»([107]).

و از حضرت انس t روایت است که حضرت پیامبر اقدس ص فرمودند: هر پیامبری از خداوند درخواستی نمود و یا فرمودند: برای هر پیامبری دعایی است که به آن دعا نمود و اجابت شد.

و من دعایم را برای شفاعت امت خود در روز قیامت نهاده‌ام([108]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که گوشتی پخته خدمت رسول اکرمص آوردند، و قسمت پارچه پا به ایشان تقدیم گشت، چون آن را دوست داشت، پس یک تکه از آن با دندان کند و فرمود: من در روز قیامت سردار و سرور مردم هستم، و آیا می‌دانید چرا؟

خداوند همه انسان‌ها را اولین تا آخرین را در یک زمین مرتفع جمع می‌کند، به صورتی که بیننده همه آنان را می‌بیند، اعلان‌کننده آنان را می‌شنواند و آفتاب برایشان نزدیک می‌شود و مردم را آنچنان غم و اندوه فرا می‌گیرد که تاب و توان آن را ندارند.

آنگاه به یکدیگر می‌گویند: مگر نمی‌بینید به چه مشکلات و مصایبی گرفتار شده اید؟

پس چرا کسی را که نزد پروردگارتان شفاعت کند تلاش نمی‌کنید؟

پس آنگاه بعضی از مردم به دیگران می‌گویند: پیش حضرت آدم u بروید و چون نزد ایشان می‌آیند می‌گوید: شما پیش دیگران بروید شما نزد حضرت محمد ص بروید.

آنگاه مردم در خدمت حضرت محمد ص می‌آیند و می‌گویند: یا محمد! شما رسول خداوند و خاتم الأنبیاء هستید، و خداوند گناهان گذشته و آینده‌تان را آمرزیده است.

برای ما پیش پروردگارتان شفاعت کنید.

آیا شما نمی‌بینید ما در چه مشکلاتی بسر می‌بریم؟

آنگاه من زیر عرش خداوند می‌آیم، و پروردگارم را سجده می‌کنم، پس خداوند به من چنان کلماتی زیبا برای سپاس الهام می‌کند که هیچکس قبل از من چنین توفیقی نیافته است، و آنگهی به من گفته می‌شود: ای محمد! سرت را از سجده بردار، و بخواه هرآنچه بخواهی داده می‌شوی، و سفارش کن که شفاعت تو پذیرفته می‌شود، پس آنگاه سرم را از سجده بلند می‌کنم، و می‌گویم: پرورگارا امت من، پرودگارا امت من، به من گفته می‌شود: یا محمد آن دسته از امت تو که برآنان حسابی نیست از درب راست درهای بهشت داخل بگردان و آنان با بقیه مردم در ورود از دروازهای دیگر بهشت نیز شریک اند([109]).

احادیث بسیاری در مورد شفاعت امت که از جمله آنان می‌توان این حدیث را برشمرد که حضرت پیامبر ص فرمودند: به من پنج نعمت اعطا شده که به انبیای قبل از من داده نشده است و از آن پنج انعام خداوندی یکی شفاعت روز قیامت است.

و باید بدانیم که شفاعت پیامبر اکرم ص در حق کسانی است که برای ایشان از خداوند طلب وسیله نموده اند.

از حضرت جابر بن عبدالله س روایت است که حضرت رسول الله ص فرمودند:

هرکس هنگام شنیدن اذان چنین دعا کند: «اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ وَالصَّلاَةِ الْقَائِمَةِ آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِیلَةَ وَالْفَضِیلَةَ وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِى وَعَدْتَهُ».

«بار الها! پروردگار این ندای کامل و نماز برپا شونده به حضرت محمد ص وسیله (مقامی در بهشت) و فضیلت عنایت بفرما و او را به مقام محمودی (درخور ستایش) که وعده داده‌ای نایل بگردان».

در روز قیامت شفاعت من شامل حال او می‌شود([110]).

بلکه غیر از پیامبران فرشتگان و مؤمنان نیز برای برادران ایمانی خویش شفاعت می‌کنند.

چنانکه از حضرت ابو سعید خدری t روایت است که ما به حضرت پیامبرص گفتیم: آیا ما در روز قیامت پروردگارمان را می‌بینیم؟

فرمودند: آیا شما در دیدن خورشید مزاحم یکدیگر می‌شوید؟

و در آخر سخنان خویش فرمودند: شما در سؤال از حقایقی که برایتان آشکار شده بیشتر از آن مؤمنانی که در روز قیامت رستگار شده اند و خداوند را نسبت به برادران مؤمن‌شان سؤال می‌کنند می‌پرسید، آنان می‌گویند: پروردگارا! برادران ما آن کسانی که ما باهم نماز می‌خواندیم و روزه می‌گرفتیم و اعمال شایسته انجام می‌دادیم آنان را از آتش جهنم نجات ده.

سرانجام خداوند می‌فرماید: بروید و هرکسی را که در دلش به اندازه یک مثقال دینار ایمان یافتید، او را از آتش جهنم خارج کنید، پس آنانی را که می‌دانند خارج می‌کنند، و باز می‌گردند.

دوباره خداوند می‌فرماید: بروید و هرکسی را که در دلش به اندزه یک ذره ایمان هست، خارج کنید، پس هرکسی را که می‌دانند بیرون می‌آورند.

حضرت ابوسعید t گفت: اگر مرا تصدیق نمی‌کنید (اگر باور ندارید) ﴿¨bÎ) ©!$# Ÿw ãNÎ=ôàtƒ tA$s)÷WÏB ;o§‘sŒ ( bÎ)ur à7s? ZpuZ|¡ym $ygøÿÏ軟Òãƒ

«همانا خداوند به اندازه یک ذره بر کسی ستم نمی‌کند، و اگر نیکوی باشد آن را اضافه می‌نماید»([111]) را خواند.

بنابراین، پیامبران، فرشتگان و مؤمنان همگی شفاعت می‌کنند و تا این که خداوند می‌فرماید: شفاعت (بخشش) من هنوز باقی مانده است، پس آنگاه خداوند با دست خویش مشتی از جهنمیان را بیرون می‌آورد که گروهی سوخته و سیاه شده اند و آنان را در نهر آب حیات جلوی بهشت می‌اندازد و آنها در دو طرف نهر چون دانه‌ای که همراه سیلاب حمل شده و در کناره صخره سنگ و یا درختی می‌روید و آن قسمتی که در زیر آفتاب است سبزرنگ و قسمتی که در سایه است سفید است می‌رویند.

و آنگاه از نهر خارج می‌شوند، و گویا مروارید هستند و بر گردن آنها مهر زده می‌شود و اهل بهشت می‌گویند: اینها آزادگان خداوند رحمن هستند که آنان را وارد بهشت کرده است، بدون هیچ عملی که انجام داده و یا چیزی پیش فرستاده باشند و در بهشت به آنها گفته می‌شود: برای شما آنچه از بهشت را که می‌بینید و یک برابر آن است([112]).

و یکی از مهمترین شفاعت‌ها شفاعت مؤمنان برای مردگان با خواندن نماز جنازه است.

و این مطلب را حدیث حضرت عبدالله بن عباس ب بیان می‌کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: هر مرد مسلمانی که چهل نفر مسلمان که با خداوند شرک نمی‌ورزند بر جنازه اش حاضر شوند، خداوند شفاعت آنان را می‌پذیرد و در روایتی صد نفر ذکر شده است([113]).

 

7- مصائب و مشکلات در دنیا

مشکلات و مصائبی که در دنیا بر انسان مؤمن می‌آید، سبب نابودی گناهانش می‌شود، آنچنان که آیات و احادیث بی‌شماری این مطلب را بیان می‌دارند.

آنچنان که خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:

﴿÷Pr& óOçFö6Å¡ym br& (#qè=äzô‰s? sp¨Yyfø9$# $£Js9ur Nä3Ï?ù'tƒ ã@sW¨B tûïÏ%©!$# (#öqn=yz `ÏB Nä3Î=ö6s% ( ãNåk÷J¡¡¨B âä!$y™ù't7ø9$# âä!#§ŽœØ9$#ur (#qä9̓ø9ã—ur 4Ó®Lym tAqà)tƒ ãAqߙ§9$# tûïÏ%©!$#ur (#qãZtB#uä ¼çmyètB 4ÓtLtB çŽóÇnS «!$# 3 Iwr& ¨bÎ) uŽóÇnS «!$# Ò=ƒÌs% ÇËÊÍÈ

«آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بدون آن که حوادثی چون حوادث گذشتگان به شما برسد همانهایی که گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها به آنان رسید و آنچنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: پس یاری خدا کجاست، آگاه باشید یاری خداوند نزدیک است»([114]).

و این قول خداوند که می‌فرماید:

﴿$O!9# ÇÊÈ |=Å¡ymr& â¨$¨Z9$# br& (#þqä.uŽøIムbr& (#þqä9qà)tƒ $¨YtB#uä öNèdur Ÿw tbqãZtFøÿムÇËÈ ô‰s)s9ur $¨ZtFsù tûïÏ%©!$# `ÏB öNÎgÎ=ö6s% ( £`yJn=÷èu‹n=sù ª!$# šúïÏ%©!$# (#qè%y‰|¹ £`yJn=÷èu‹s9ur tûüÎ/ɋ»s3ø9$# ÇÌÈ

«آیا مردم گمان کردند به حال خود رها می‌شوند، و آزمایش نخواهند شد، و به راستى کسانى را که پیش از آنان بودند، آزمودیم. پس البته خداوند آنان را که راست گفتند معلوم مى‏دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم خواهد داشت»([115]).

و نیز از دیدگاه احادیث این مطلب ثابت است، چنانکه حضرت ابوسعید و ابوهریره ب روایت می‌کنند که حضرت پیامبر ص فرمودند: هر خستگی، بیماری، غم و اندوه، اذیت و آزاری که به مسلمان می‌رسد، و حتی خاری که در پایش می‌خلد در عوض آن خداوند گناهانش را می‌آمرزد([116]).

و از حضرت ام المؤمنین عایشه ب روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هر مسلمانی که خاری به پایش بخلد و یا بالاتر از آن خداوند در بهشت به او درجه‌ای می‌دهد و یک گناه از گناهانش را نابود می‌کند([117]).

و از حضرت عبدالله بن مسعود t روایت است که من نزد پیامبر خدا ص رفتم، در حالی که ایشان تب داشتند، گفتم: یا رسول الله! تب شما شدید است، فرمودند: بله، مرا دوبرابر هریک از شما تب می‌کند، گفتم: چون شما دوبرابر ما اجر و پاداش دریافت می‌کنید، فرمودند: بله، چنین است، و نیز هر مسلمانی که مبتلا به اذیتی شود، و آن خاری و یا بالاتر از آن باشد، خداوند گناهانش را می‌بخشد و کم می‌کند و چون درختی می‌شود که برگ‌هایش می‌ریزد([118]).

و از این احادیث ثابت شد که مصایب و مشکلاتی که به انسان مؤمن می‌رسد از قبیل مرض، اندوه و حتی خاری که به پایش می‌خلد کفاره گناهان و اشتباهات او می‌گردند.

و آنچه مطلب بالا را با وضاحت بیشتری بیان می‌دارد، حدیثی است که حضرت ابوهریره t روایت می کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: مردان و زنان مسلمان و مؤمن همیشه در جان، فرزند و مال خویش مورد آزمایش خداوندی قرار می‌گیرند، تا این که به خداوند می‌پیوندند، و برآنان گناهی نیست([119]).

و از حضرت جابر بن عبدالله t روایت است که آن حضرت ص پیش ام السائب یا ام المسب رفتند (در حالی که او مریض بود) پرسیدند: ای ام السائب و یا ام المسیب چرا می‌لرزی؟

گفت: تب دارم لا بارک الله فیها.

فرمودند: تب را دشنام مده؛ زیرا گناهان انسان را از بین می‌برد، آنچنان که دمه آهنگر زنگار آهن را نابود می‌کند([120]).

از حضرت ابوهریره t روایت است که آن حضرت ص فرمودند: کسی را که خداوند بر او اراده خیر داشته باشد به مصیبتی مبتلا می‌گرداندش([121]).

و از حضرت عطاء بن ابی رباح / روایت است که حضرت عبدالله بن عباسب به من گفت: آیا تو را زنی از اهل بهشت نشان ندهم؟

گفتم: آری، فرمود: این زن سیاه‌رنگ پیش حضرت پیامبر ص آمد و گفت: من مبتلا به مرض صرع هستم، و بدنم عریان می‌شود، برایم دعا کنید، پیامبر ص فرمودند: اگر می‌خواهی صبر کن، برایت در عوض بهشت است و اگر خواهی از خداوند بخواهم تو را سالم گرداند.

آن زن گفت: صبر می‌کنم، ولی بعضی از بدنم برهنه می‌شود، از خداوند بخواهید که بدنم عریان نشود، آنگاه پیامبر ص برایش دعا کردند که عریان نشود([122]).

و از حضرت انس بن مالک t روایت است که من از پیامبر خدا ص شنیدم که فرمودند: خداوند می‌فرماید: هرگاه من بندة مؤمن خود با گرفتن دو چشمش آزمودم و او صبر کرد در عوض آن دو، به وی بهشت می‌دهم([123]).

و از حضرت ابوهریره t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند که خداوند می‌فرماید: هرگاه من از بندة مؤمن خود محبوب او را در دنیا بگیرم، و او خالصانه جهت خشنودی من صبر کند، نزد من برای او جز بهشت پاداشی نیست([124]).

پس در این احادیث بیان شد که مصایبی که در دنیا بر انسان مؤمن می‌آید کفاره گناهان او می‌شود، و مؤمن تا هنگام ملاقات خداوند مبتلا به آزمایشات می‌شود، تا این که بر او گناهی نباشد و این کرم و بخشش خداوند است که مصایب را سبب نابودی گناهان و رفع درجات مؤمنان قرار داده است، اما مصایب وارده، بر کفار و منافقان باعث نابودی آنها و نشانه عذاب و ناراحتی خداوند است.

 

8- بیهوشی در عالم برزخ

در قرآن و احادیث دلایل بی‌شماری گویای این هستند که بیهوشی عالم برزخ موجب نابودی گناهان می‌شود، چنانچه خداوند متعال می‌فرماید:

﴿y‡ÏÿçRur ’Îû ͑qÁ9$# t,Ïè|Ásù `tB ’Îû ÏNºuq»yJ¡¡9$# `tBur ’Îû ÇÚö‘F{$# žwÎ) `tB uä!$x© ª!$# ( §NèO y‡ÏÿçR ÏmŠÏù 3“t÷zé& #sŒÎ*sù öNèd ×P$uŠÏ% tbrãÝàZtƒ ÇÏÑÈ

«در صوردمیده خواهد شد و تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند (بیهوش) می‌شوند و می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد سپس بار دیگر در آن دمیده می‌شود بناگاه همگی بپا می‌خیزند و در انتظار هستند»([125]).

و در حدیثی از حضرت عایشه ل روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: قبر فشاردادن و تنگی دارد، و اگر شخصی از آن نجات می‌یافت، لزوماً حضرت سعد بن معاذ t از آن رستگار می‌شد([126]).

و در حدیثی دیگر از حضرت ابوسعید t روایت است که حضرت رسول اکرم ص در مجلسی تشریف داشتند که مردی یهودی آمد و گفت: ای ابوالقاسم! مردی از یارانت بر صورتم سیلی زده است.

- حضرت پیامبر ص: پرسیدند: چه کسی؟

- گفت: مردی از انصار.

- حضرت پیامبر ص: او را صدا کنید.

- آیا تو او را زده‌ای؟

- بله، من در بازار از او شنیدم که چنین می‌گفت: سوگند به آن ذاتی که حضرت موسی u را از میان همه عالمیان برگزید.

- گفتم: مرد پست، او از حضرت محمد ص برتر است؟!

- و بر او خشمگین شدم و صورتش را سیلی کوبیدم.

- حضرت پیامبر ص: در میان انبیاء شما اظهار و اعلام برتری نکنید، و فرمودند:

مردم در روز قیامت بیهوش می‌شوند، و من اولین کسی هستم که زمین برایم شکافته می‌شود، و چون بلند می‌شوم، حضرت موسی u را می‌بینم که پایه‌ای از پایه‌های عرش را گرفته است، ولی نمی‌دانم که آیا او هم بیهوش شده است یا این که با همان بیهوشی اولش (در دنیا) حساب گرفته شده است([127]).

و از این جمله که فرمودند: آیا حضرت موسی u بیهوش شده؟

یا این که با بیهوشی دنیا تصفیه حساب شده است، ثابت می‌شود که انسان با بیهوش‌شدن تصفیه حساب می‌شود.

و آنچه در حدیث حضرت انس بن مالک t در باره سؤال دو فرشته (منکر و نکیر) در قبر وارد شده([128])، و احادیث دیگر بر این دلالت می‌کنند که در قبر آزمایشات و امتحان‌هایی هست و شاید وسیله کفاره گناهان بشنوند والله أعلم وأحکم.

 

9- عذاب و شکنجه در میدان محشر

آنچه بیانگر این مطلب است روایتی از حضرت ابوهریره t است که حضرت پیامبر ص فرمودند: هر صاحب طلا و نقره که حق آن را در زکات ادا نکند در روز قیامت آن روزی که به اندازه پنجاه هزار سال است قطعاتی از آتش ساخته می‌شود و پهلو، پشت و پیشانی او را به آن داغ می‌کنند و چون سرد شوند دوباره در آتش جهنم داغ کرده می‌شود تا آن که در میان مردم قضاوت شود، و سرانجام به سوی بهشت و یا حهنم رهسپار گردد.

مردم پرسیدند: یا رسول الله! صاحب شتر چه؟

فرمودند: هر صاحب شتری که حق آن را ادا نکند (و از جمله حقوق دوشیدن آن، روزی که به آب وارد می‌شود) چون روز قیامت شود در میدان فراخی جلوی شتران انداخته می‌شود، در آن حالی که شتر در چاقترین حالت ممکن و تمامی بچه‌هایش است همگی پی در پی و به نوبت وی را پایمال کرده و گاز می‌گیرند و این عمل را در آن روز که به اندازه پنجاه هزار سال است، تکرار می‌کنند تا این که در میان مردم قضاوت شود، و آن مرد سرانجام به بهشت و یا به دوزخ رهسپار می‌گردد.

سؤال شد که، یا رسول الله! در باره گاه و گوسفند چه می‌فرمایید؟

فرمود: هر صاحب گاو و گوسفندی که حقش را نداده است روز قیامت آن روز طولانی که به اندازه پنجاه هزار سال است در میدان وسیعی پیش روی آنان بر صورت انداخته می‌شود که در میان‌شان بی‌شاخ و شکسته‌شاخ وجود دارد و همگی او را با شاخ‌ها می‌زنند و با سمهایشان پایمال می‌کنند، تا این که در میان مردم قضاوت می‌شود، و سرانجام او به بهشت و یا به جهنم رهسپار می‌شود([129]).

در این حدیث از سخنان حضرت پیامبر ص چنین برمی‌آید؛ روز قیامت آن طلا و نقره‌ای که زکاتش ادا نشده تبدیل به صفحاتی آتشین می‌شوند، و در آن روزی که اندازه اش پنجاه هزار سال است، به وسیله آن، پهلو، پشت و پیشانی شخص، داغ کرده می‌شود و تا این که در میان مردم قضاوت شود که سرانجام او به بهشت و یا جهنم رهسپار گردد و صاحب شتر و گاو و گوسفند نیز در این روز طولانی مورد عذاب و شکنجه واقع می‌شود، چنانکه ذکر شد تا این که مسیر و انجامش مشخص می‌شود که آیا آن عذاب و شکنجه‌ای که به او رسیده است، کفاره گناهانش شده است و خداوند او را بخشیده و برای نابودی گناهانش کافی است و یا خیر گناهان دیگری مرتکب شده که به سزای آن عذاب و شکنجه می‌شود. والله أعلم.

 

10- رحمت خداوند مهربان

خداوند بخشنده و مهربان با رحمت بیکران خویش انسان را مورد رحم قرار می‌دهد، آن رحمتی که آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و نود و نه قسمت آن را اندوخته و ذخیره نموده و یک قسمت آن را بر دنیا ارزانی داشته که به همان رحمت، حیوان پایش را جهت شیردادن بچه اش بلند می‌کند، چنانچه در حدیثی از حضرت پیامبر ص نقل شده البته خداوند شمولیت این رحمت را نیز وابسته بر اطاعت و پیروی از حضرت محمد ص قرار داده است.

و حدیث مفصل حضرت ابوسعید خدری t که در مورد رویت خداوند در آخرت است بیانگر رحمت خداوند و شفاعت پیامبر ص در روز قیامت است، چنانکه حضرت ابوسعید گفت: اگر مرا تصدیق نمی‌کنید، پس آیه: ﴿¨bÎ) ©!$# Ÿw ãNÎ=ôàtƒ tA$s)÷WÏB ;o§‘sŒ ( bÎ)ur à7s? ZpuZ|¡ym $ygøÿÏ軟Òムرا بخوانید.

«خداوند به کسی ذره‌ای ستم روا نمی‌دارد، واگر شخصی کار نیکی انجام دهد، آن را چندین برابر می‌گرداند»([130]).

و آنگاه که پیامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت می‌کنند، و خداوند متعال می‌فرماید: رحمت من هنوز باقی است، پس خداوند یک مشت از جهنمیان را با دست خویش می‌گیرد که گروهی سوخته و سیاه شده اند، و آنان را در نهر آب حیات جلوی بهشت می‌اندازد تا آن که در دو طرف آن نهر چون دانه‌ای که همراه سیل حمل شود که در کناره صخره و یا درختی می‌روید، و آن قسمتی که زیر آفتاب است سبزرنگ و قسمتی که در سایه است سفید است، می‌رویند، و در آن حالی از نهر خارج می‌شوند که گویا مروارید هستند و بر گردن آنها مهر زده می‌شود، و اهل بهشت می‌گویند: اینها آزادگان خداوند رحمن هستند که وارد بهشت شده اند و هیچ عملی انجام نداده اند و چیزی پیش نفرستاده اند و به آنان گفته می‌شود، آنچه را از بهشت که می‌بینید و یک برابر آن مال شماست([131]).

و از حضرت انس بن مالک t روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون روز قیامت برپا شود، انسان‌ها همچون موج خروشان به حرکت درمی‌آیند و پیش حضرت آدم u می‌آیند و می‌گویند:

شما پیش پروردگارت برایمان شفاعت کنید، و ایشان u می‌فرماید: من توانایی چنین امری را ندارم.

سپس من برای بار چهارم باز می‌آیم و خداوند را با آن تعاریف زیبا ستایش می‌نمایم و سر به سجده می‌نهم سپس گفته می‌شود: ای محمد! سر را از سجده بلند کن و بگوی سخن‌تان شنیده می‌شود، و بخواه که خواسته‌هایت برآورده می‌شود، و سفارش کن که شفاعت تو پذیرفته می‌شود.

آنگاه من می‌گویم: پروردگارا! مرا اجازه دهید تا برای کسانی که لا إله إلا الله گفته اند شفاعت کنم، سپس خداوند می‌فرماید: سوگند به عزت، جلال و عظمت و بزرگواریم هرکسی که لا إله إلا الله گفته، حتماً او را از آتش جهنم خارج می‌گردانم.

و در روایتی از صحیح مسلم وارد است که چون حضرت پیامبر اکرم ص گفت: پروردگارا! به من اجازه شفاعت‌نمودن برای گویندگان لا إله إلا الله بدهید، خداوند می‌فرماید: این وظیفه شما نیست و یا بنابر روایتی فرمود: این کار به شما محول نشده است، ولی سوگند به عزت و کبریایی من الخ...([132]).

پس این دو حدیث بر شفاعت و بخشش پروردگار مهربان دلالت می‌کنند.

و از این شگفت‌آورتر حدیث ابوهریره t است که گفت: من از حضرت پیامبر ص شنیدم که می‌فرمود: خداوند متعال رحمت خویش را بر صد قسمت تقسیم نموده و نزد خودش 99 % نود و نه درصد رحمت را نگه داشته و فقط یک قسمت از آن برای اهل زمین فرستاده است، و بر اثر همین یک قسمت، مخلوقات بر یکدیگر ترحم و شفقت می‌کنند، و حتی اسب را می‌بینی که هنگام شیردادن کره اش پایش را بلند می‌کند، تا این که به آن اصابت نکند([133]).

و مکفرات دیگری نیز وجود دارد که جز خداوند فضیلت و اهمیت آنان را کسی نمی‌داند.

بار الها! ما را به خاطر گناهان ما از فضل، رحمت، پرده‌پوشی، و بخشش خویش محروم نگردان، ای بزرگترین ذاتی که سؤال شدی و مهربانترین بخشندگان تو اهل بخششی و اهل توقی هستی.

وصلى الله تعالى على خیر خلقه محمد وآله وصحبه أجمعین

 

«پایان»

 



([1])- صحیح مسلم کتاب تبه 4 / 2106.

([2])- سورة مبارکة طه، آیة 82.

([3])- سورة هود، آیة 114.

([4])- روایة صحیح مسلم.

([5])- سورة تحریم، آیة 8.

([6])- سورة فرقان، آیة 70.

([7])- سورة توبه، آیات 117 و 118.

([8])- مسلم کتاب التوبه ح ش 2747، ج 4 / 214 و قسمتی در بخاری.

([9])- مدارج سالکین ابن قیم 1 / 927.

([10])- سورة نوح، آیة 10.

([11])- سورة آل عمران، آیة 135.

([12])- بخاری کتاب الدعوات وکتاب التوحید ح ش 666 مسلم ح ش 2705.

([13])- حاکم على شرط مسلم و ابوداوود و ترمذی.

([14])- بخاری کتاب الدعوات 11 98 97 ترجمه حدیث: پروردگارا! جز تو معبود نیست، مرا آفریدی، من بنده تو ام و تا می‌توانم بر عهد و پیمان تو هستم و از کردار زشت خویش به تو پناه می‌آورم، به نعمت‌هایت که بر من انعام کردی اعتراف می‌کنم و بر گناهان خویش اقرار می‌کنم، پس مرا بیآمرز، چون تو کسی گناهان را نمی‌آمرزد.

([15])- سورة هود، آیة 114.

([16])- تفسیر ابن کثیر 2 / 462.

([17])- مسند احمد 5 / 152، ترمذی 4 / 355، طبرانی در المعجم الصغیر 192 و آلبانی در صحیح الجامع 1 / 86 شرح 96.

([18])- سورة نساء، آیة 48.

([19])- صحیح بخاری، کتاب اللباس، صحیح مسلم کتاب الایمان.

([20])- سنن ترمذی، کتاب الدعوات 5 / 208 وقال حسن، مسند احمد 5 / 147، ابن ماجه، کتاب الادیب و ابن حبان آن را صحیح گفته است.

([21])- صحیح مسلم، کتاب الطهارت 1 / 209 ح ش 232.

([22])- صحیح بخاری 4 / 110، صحیح مسلم 4 / 2218.

([23])- صحیح مسلم 1 / 215 ح ش 244.

([24])- صحیح بخاری، صحیح مسلم 1 / 25 ح ش 226 229.

([25])- صحیح مسلم 1 / 209 ح ش 234.

([26])- صحیح مسلم 1 / 219.

([27])- صحیح مسلم کتاب صلاة ح ش 386.

([28])- صحیح مسلم ک صلاة ح ش 386.

([29])- مسند احمد 2 / 266، ابوداوود 515، نسائی و ابن ماجه صحیح الجامع 6 / 4.

([30])- صحیح مسلم ک مساجد 1 / 467 ح ش 283 صحیح بخاری.

([31])- صحیح بخاری، ک اذان و صحیح مسلم ک مساجد.

([32])- اللؤلؤ والمرجان 1 / 132.

([33])- الؤلؤ والمرجان 1 / 132.

([34])- صحیح مسلم، ک طهارت 1 / 205 ح ش 228.

([35])- صحیح مسلم، 1 / 207 ح ش 27.

([36])- اللؤلؤ والمرجان 1 / 132.

([37])- صحیح مسلم 1 / 209 ح ش 233.

([38])- صحیح مسلم، ک صلاة.

([39])- امام خطابی / می‌گوید: مردم در معنی این حدیث اختلاف کرده اند برخی گفته اند: آنچه از این کلام ظاهر است هدف تأکید است و در میان الفاظ بنابر اختلاف معانی فرقی نیست، چنانکه می‌گوید: مشی و لم یرکب که هردو به معنی پیاده‌رفتن هستند و اثر یکی از یاران امام احمد / به این نظر دارد، و برخی گفته اند: معنی غسل یعنی این که تنها سر را شستن، زیرا عرب هالِمَّه (مویی که تا زیر لاله گوش برسد) داشتند و شستن آن برایشان دشوار بود پس به خاطر آن سر را جداگانه ذکر کرد و این قول مکحول نیز است. و قول اغتسل یعنی تمام بدن را شست. و بعضی از غسل چنین برداشت کرده اند که قبل از رفتن نماز جمعه با همسرش همبستری کند تا بتواند در مسیر راه خودش را بهتر کنترل کند و چشمانش را بیشتر حفاظت نماید و در این مورد از ضرب المثل عرب که می‌گوید: «مخل غسله إذا کثر الضرب» استدلال کرده اند، والله أعلم عون المعبود شرح ابی داود 2 / 9 مترجم.

([40])- مسند امام احمد، سنن ترمذی، ابوداوود، نسائی، ابن ماجه، ابن حبان و مستدرک حاکم، صحیح الجامع 5 / 325.

([41])- صحیح بخاری، ک جمعه.

([42])- اللؤلؤ والمرجان 1 / 83.

([43])- صحیح مسلم، ک صلاة.

([44])- صحیح بخاری، ک صلاة و صحیح مسلم، ک صلاة.

([45])- صحیح مسلم، ک الصلاة.

([46])- مرجع سابق.

([47])- سنن ابن ماجه، ح ش 1424، صحیح الجامع 5 / 174 و طبرانی آن را صحیح دانسته.

([48])- مسند احمد، سنن ترمذی، حاکم، بیهقی، صحیح الجامع للالبانی 4 / 50.

([49])- روایت احمد، سنن ترمذی، حاکم، بیهقی، صحیح الجامع للالبانی 4 / 50.

([50])- سورة آل عمران، آیة 135.

([51])- مسند احمد 2 / 176، نسائی، ابن ماجه، صحیح الجامع 1 / 210.

([52])- مسند احمد، نسائی، بخاری، حاکم، صحیح الجامع 5 / 316.

([53])- صحیح بخاری، ک رقاق 11 / 417 از فتح، صحیح مسلم، ک زکوة 2 / 704.

([54])- صحیح بخاری، ک مواقیت الصلاة.

([55])- اللؤلؤ والمرجان 2 / 20.

([56])- مرجع سابق.

([57])- صحیح بخاری، ک صوم، صحیح مسلم، ک صلاة المسافرین.

([58])- صحیح بخاری، ک صلاة التراویح، مسلم.

([59])- صحیح مسلم، ک صوم 2 / 819.

([60])- صحیح مسلم، ک الزکوة 2 / 713.

([61])- اللؤلؤ والمرجان 2 / 76.

([62])- اللؤلؤ والمرجان 2 / 76.

([63])- صحیح مسلم، ک ایمان 1 / 112.

([64])- صحیح الجامع، 3 / 30 مسند احمد، نسائی.

([65])- صحیح الجامع 5 / 320، ترمذی، ابن حبان، حاکم.

([66])- مسند احمد 2 / 89 متن ترمذی ک مناسک، صحیح الجامع 2 / 239.

([67])- صحیح مسلم، ک حج ح ش 1348.

([68])- صحیح مسلم، ک ذکر و دعا.

([69])- صحیح مسلم، ک علم.

([70])- بخاری، ک دعوات، مسلم، ص 2069 / 4.

([71])- اللؤلؤ والمرجان 2 / 255.

([72])- اللؤلؤ والمرجان 2 / 257.

([73])- مسند احمد و کتب سه‌گانه ابن حبان، صحیح الجامع ح ش 6492.

([74])- مسلم، ح ش 1885.

([75])- مسلم ح ش 2551 (4 / 1978).

([76])- صحیح بخاری، 10 / 365، سنن ترمذی، ابوداود.

([77])- اللؤلؤ والمرجان 3 / 201.

([78])- سورة احزاب، آیة 41.

([79])- سورة حجر، آیة 9.

([80])- بخاری، 11 / 201، مسلم، 4 / 207.

([81])- مسلم ح ش 597.

([82])- مؤطا امام مالک، صحیح الجامع ح ش 1102.

([83])- اللؤلؤ والمرجان 3 / 324.

([84])- مسلم، ک المساجد.

([85])- اللؤلؤ والمرجان 3 / 324.

([86])- مسلم، ح ش 2566 (4 / 1988).

([87])- مسلم، 4 / 2033 2033.

([88])- مسند احمد، نسائی، ابن حبان، صحیح الجامع 5 / 183.

([89])- بخاری، ک شرب و ملاقات.

([90])- بخاری، ک الأنبیا، مسلم، ک الإسلام.

([91])- مسند احمد، 4 / 289، سنن ترمذی، ابوداوود، ابن ماجه، صحیح الجامع 5 / 182 ح حسن است.

([92])- مسلم، ک البر والصلة، 4 / 1987 و عبارت آخر سه بار تکرار شده است.

([93])- مسند احمد، سنن ترمذی (3428) و ابن ماجه (2235) و حاکم آلبانی آن را حسن دانسته صحیح الجامع 5 / 288.

([94])- مسلم، ک ذکر 4 / 2095.

([95])- سورة حشر، آیة 10.

([96])- ابراهیم، آیة 41.

([97])- مسلم، 4 / 2094.

([98])- مرجع سابق.

([99])- سورة غافر (مؤمن)، آیة 7.

([100])- تفسیر ابن کثیر 4 / 71.

([101])- بخاری، ک جنائز، مسلم، ک زکوة.

([102])- مسلم، 3 / 1255 ح ش 1631.

([103])- مسلم، 3 / 1254 ح ش 1630.

([104])- بخاری، مختصر زبید ص 209.

([105])- بخاری، ک صوم مختصر الزبید ص 209.

([106])- بخاری، مختصر الزبید ص 178.

([107])- سورة اسراء، آیة 79.

([108])- بخاری، ک دعوات، مسلم، ک ایمان.

([109])- بخاری، ک توحید، مسلم، ک ایمان.

([110])- بخاری، ک اذان.

([111])- سوره نساء، آیه: 40.

([112])- بخاری، ک توحید (13 / 420 421).

([113])- مسلم، 2 / 655.

([114])- سورة بقره، آیة 214.

([115])- سورة عنکبوت، آیة 1 3.

([116])- اللؤلؤ والمرجان، 3 / 192.

([117])- مسلم، ک بر و صله 8 / 15.

([118])- بخاری، ک مرض، مسلم، ک بر و صله.

([119])- مستدرک حاکم، ترمذی، مسند احمد، صحیح الجامع 5 / 191.

([120])- مسلم، 8 / 15.

([121])- بخاری، ک مرض، 10 / 103 از فتح.

([122])- اللؤلؤ والمرجان، 3 / 190.

([123])- بخاری، ک المرض 10 / 116.

([124])- بخاری، ک رقاق 11 / 242.

([125])- سورة زمر، آیة 68.

([126])- مسند امام احمد 6 / 55، صحیح الجامع 2 / 236.

([127])- اللؤلؤ والمرجان 3 / 118.

([128])- بخاری، 2 / 232، مسلم 4 / 2202.

([129])- مسلم، ک زکوة 2 / 680 681.

([130])- سورة نساء، آیة 40.

([131])- بخاری، ک توحید، مسم، ک ایمان.

([132])- مسلم، ک ایمان، 1 / 183 184، بخاری.

([133])- اللؤلؤ والمرجان 3 / 420.


comment نظرات ()
آموزش نماز
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

آموزش نماز
 

ترتیب دکتر: عبدالله بن أحمد بن علی الزید

ترجمهء أبی عبدالله: إسحاق بن عبدالله دبیری

تقدیم: عبدالله حیدرى



 

تقدیم

 

از آنجایی که اسلام عزیز واصول واحکام ارزشمند آن طی چند سال، وبلکه چند دههء أخیر، بویژه در میان مسلمانان فارسـی زبان افغانستان وتاجیکستان بتاریکی گرائیده، و شاید بتوان گفت بفراموشی سپرده شده بود، که طبعاً هر جامعه ای مشکلات خاص خودش را داشته است، اینک که فرصت فراهم آمده لازم است هر چه بیشتر و بهتر در این زمینه کار و فعالیت انجام داد، تا راه برای فهم اصول و مزایا، و سپس احکام مختلف اسلام که بحق جابگوی تمامی مشکلات بشر در همهء عرصه های زندگی است هموار گردد.

رسالهء کوناهی که به نام ((آمـوزش نماز)) توسط دکتر عبدالله بن أحمد بن علی الزید ـ حفظه الله ـ بزبان عربی نگاشته شده، و برادر عزیزمان آقای إسحق دبیری آنرا به زبان فارسی برگردیده، گام مثبتی در همین راستا است.

آقای دبـیری یکی از جوانان آگاه و فعالی است که شدیداً علاقه مند خدمت به اسـلام عزیز بوده، و بویژه در باب تألیف و ترجمه بزبان فارسی شـوق و علاقهء خاصی دارد.

علاوه بر رسالهء ((آمـوزش نماز)) چند رسالهء مفید دیگر نیز نگاشته و یا ترجمـه کرده است که هم اکنـون زیـر چاپند از جمله:

1 ـ مختصری از مناسک و راهنمای حج، تألیف.

2 ـ قبر: عذاب و خوشی آن، ترجمه.

3 ـ نامه ای برادرانه، ترجمه.

4 ـ خداشناسی برای خردسالان، تألیف.

5 ـ وجوب عمل به سنت رسول (ص) و کفر کسیکه آنرا انکار کند، ترجمه.

6 ـ واجباتی که بر هر مسلمان مرد و زن دانستن آن ضروری است، ترجمه، وغیر از اینها.

بنده بعنوان یک طلبه مبتدی زبان فارسی، از ایـن فرایند نیک بسیار خوشحالم، و از اینکه آقای دبیـری این بندهء ناچیز را أهل دانسته که أثرش را مراجعه کند و اظهار نظر نماید خوشحال تر.

پس قدم گذاشتن فعالانه شیخ إسحق دبیری را به عرصهء خدمت به مسلمانان فارسی زبان برای ایشان و خـوانندگان شان تبریک عرض مى کنم، و از خداوند متعال امیدوارم به ایشان توفیق بیشتر و بهتر نوشتن، و به خوانندگان ایشان توفیق خواندن و عمل کردن و رسـاندن عنایت فرماید، و به دیگر کسانی که ذوق و علاقهء خدمت به اسلام و امت اسـلامی را دارند نیز همت و حوصله عطا نماید، بویژه در عـرصهء ترجمـه و تألیـف بزبان فارسـی، به امیـد آنکه إن شـاء الله شـاهد پا گذاشتن جـوانان فعال دیگری در ایـن میدان باشیم.

 

عبدالله حیدری

28/5/1377هجری شمسی برابر با

26/4/1419هـجری قمری

 

 


 مقدمهء مترجم

 

الحمدلله الذی فرض الصلاة على  عباده وأمرهم بإقامتها وحٌسن أدائها وعلَّق النجاح والفلاح بالخشوع فیها وجعلها فرقاناً بین الایمان والکفر وناهیة عن الفحشاء والمنکر  والصلاة على  نبینا محمد وعلى  آله وأصحابه ومن سار على  نهجه إلى  یوم الدین     أما بعد:

نماز رکن دوم اسلام و از مهمترین رکن بعد از شهادتین بشمار مى رود، خداوند مى فرماید: )وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ(44)(. [النحل].

[و به تو قرآن نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی آنچه را که بر آنان فروفرستاده شده است].

پس رسول الله (ص) این امانتی که بر دوش او بود بطور کامل به مردم رسانیده است، و نماز بزرگترین عبادتی است که برای مردم بیان فرموده، هم با قول و هم با فعل، حتی اینکه یکبار بالای منبر نماز خواند تا مـردم از او چگونگی نماز را بیاموزند و فرمود: ((إنَّما صنعت هذا لتأتموا بی ولِتَعَلَّموا صلاتی)). [متفق علیه].

من اینکار را کردم تا اینکه شما از من پیروی کنید و چگونگی نماز خواندن را یاد بگیرید.

رسـول الله (ص) فرمودنـد: ((أول ما یحاسب به العبد المسلم یوم القیامة الصلاة المکتوبة، فإن أتمَّها وإلاَّ قیل: انظروا هل له من تطوع؟ فإن کان له تطوع أکملت الفریضة مـن تطوعه ثم یفعل بسائر الأعمال المفروضة مثل ذلک)). [أبوداود وابن ماجه].

اولین چیزی که بندهء مسلمان در روز قیامت در مورد آن باز خواست مى شود نماز است، پس اگر آنرا بطور کامل ادا کرده که خوب است، وگرنه خداوند به فرشتگان خود مى فرماید: (در حالیکه او بهتر مى داند) نگاه کنید آیا بندهء من نماز سنت و نافله ای هم دارد؟ پـس اگر علاوه بر فریضه، نماز نفل و سنتی داشت فریضه ای را که در آن نقص وجود دارد با آن سنت و نافله کامل مى کنند، سپس به همین ترتیب به بقیهء اعمال وی حسابرسی مى شود.

پس نماز سرمایهء هر مسلمان بشمار مى رود، زیرا تمامی اعمال و کردار او وابسته به قبول شدن، یا رد شدن نماز اوست، همچنانکه تاجر اگر سرمایه نداشته باشد نمى تواند تجارت کند تا سودی ببرد، و این دلالت بر بزرگی منزلت نماز در اسلام دارد.

پس کسیکه آرزوی ملاقات خداوند را دارد نباید از ادای آن کسالت ورزد زیرا نماز تشخیص دهنده و بیان کننده حد فاصل بین اسلام و کفر است، و آن ستون اسلام بشمار مى رود که بجز آن بر چیزی دیگر استوار نخواهد ماند.

پیامبر اسـلام (ص) ما را به پیروی از خود امر فرموده، و این پیروی را بر ما واجب کرده است، چنانکه مى فرمایند: ((صلوا کما رأیتمونی أصلی)). [بخاری].

طوری نماز بخوانید که مرا دیدید نماز مى خوانم.

و بشارت داده به کسیکه مانند او نماز بخواند، که خداوند عهد و پیمان کرده اسنت گناهان او را ببخشد، چنانکه مى فرماید: ((خمس صلوات افترضهن الله عز وجل، من أحسن وضوءهن، وصلاهنَّ لوقتهنَّ، وأتم رکوعهنَّ وسجـودهنَّ وخشوعهنَّ، کان له على  الله عهداً أن یغفر له، ومـن لم یفعل فلیس له على  الله عهدٌ، إن شاء غفر له، وإن شاء عذّبه)). [أبوداود].

خداوند پنج نماز بر بندگانش فرض نموده است، کسیکه بطور کامل وضوء بگیرد و به وقت آن نمازها را ادا کند، و رکوع و سجود و خشوع و خضوع آنها را بطور کامل انجام دهد، خداوند تعهد کرده است که گناهان او را ببخشاید، و کسیکه آنرا انجام ندهد خداوند تعهدی ندارد که گناهان او را ببخشد، اگر خواست گناهان او را مى بخشد، وگرنه او را عذاب مى دهد.

لذا با در نظر داشت این أهمیت فـوق العاده، ما این رسالهء مختصر که در همین باب نوشته شده برای مسلمانان فارسی زبان ترجمه کردیم تا به أهمیت آن پی ببرند و چگونگی ادای نماز را بیاموزند و آنرا بطور کامل ادا کنند.

إسحاق بن عبدالله دبیری

ریاض 29/1/1419هجری قمری

 

 


 مقدمه

 

الحمد لله وحـده والصـلاة والسـلام على  رسول الله محمد بن عبدالله (ص) وبعد:

چندین بار از من خواسته شد تا کتابی مختصر و جامع در بارهء رکن دوم اسـلام که نماز است بنویسم، کتابی در برگیرندهء امور اساسی آن بوده و در عین حال قابلیت ترجمه بزبانهای دیگر نیز داشته باشد.

لذا پس از جمع کردن و بررسی کتابهائیکه در بارهء نماز نوشته شده، برایم واضح گردید که هر کتابی در یکی از قسمتهای نماز سخن مى گوید.

بعضی از آنها در باره صفت و چگونگی ادای نماز نوشته شده، و أهمیت و فضل نـماز را ترک کرده، و بعض دیگر مسائل اختلافی را که برای نوآموزان ذکر آن لازم نیست شرح داده است.

پس لازم دانستم مسائل مهمی که بر هر مسلمان واجب است آنرا انجام دهد، با إرائه دلایل شرعی از قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) جمع آوری کنم و مسائلی که در آن اختلاف وجود دارد، و نیز پژوهشهای طولانی را ترک کنم، با مراعات به اختصار و شمولیت موضوع، تا اینکه به فهم هر خواننده ای نزدیک بوده و ممکن باشد به زبانهای دیگر نیز ترجمه شود.

از خداوند مسئلت دارم که نفع آنرا به همگی برساند و خداست شنوا و إجابت کننده دعاها.

والله الموفق

ریاض 1/1/1414هـ

د. عبدالله بن أحمد الزید

 


پیشگفتار

 

در صحیحین از رسول اکرم (ص) ثابت است که فرمودند: ((بُنی الإسـلام علی خمس شهادة أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله وإقام الصلاة وإیتاء الزکاة وصوم رمضان وحج البیت لمن استطاع إلیه سبیلاً)). [متفق علیه].

این حدیث شریف شامل ارکان پنجگانه اسلام است که عبارتند از:

رکن أول: گواهی دادن که خدائی بحق نیست مگر خدای یکتا، و محمد (ص) رسول و فرستاده خداست.

و معنی شهات ((لا إله إلاَّ الله)): یعنی معبود و خالق بحقی نیست مگر خدای یکتا و یگانه.

پس ((لا إله)) تمامی آنچه غیر از خدا عبادت مى شود نفی مى کند.

و ((إلاَّ الله)) عبادت خدای یکتائی که هیچ شریکی ندارد ثابت مى کند، چنانکه خداوند مى فرماید: )شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ(18)(. [آل عمران].

[خداوند که به داد(همه امور هستی) را تدبیر مى کند و فرشتگان و عالمان، گواهی دهند که معبود(حقی) جز او نیست. (آری) معبود(حقی) جز او(که) پیروزمندِ فرزانه است، نیست].

پس مقتضای شهادت ((لا إله إلاَّ الله)) اعتراف کردن به سه چیز است:

أول: اینکه توحید ألوهیت فقط برای خدای یکتاست

و آن عبارت است از: یکتا دانستن خداوند به تمام عبادتها، و عدم اعتقاد چیزی از آن برای غیر از او.

و این توحید ألوهیت چیزی است که خداوند مخلوقات را بسبب آن آفـریده چنانکه مى فرماید: )وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ(56)(. [الذاریات].

[جن و إنس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریده ام].

و همین ـ ألوهیت ـ است که خداوند پیامبران را بسبب آن فرستاده، و کتابها را نازل فرموده است.

چنانکه مى فرماید: )وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ(36)(. [النحل].

[و به یقین در (میان) هر امتی رسولی را برانگیختیم، (با این دعوت) که: خداوند را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید].

و شرک ضد توحید است

پس اگر معنای ((توحید)): تمام عبادتها را فقط از آن خــدا دانستن است، ((شرک)): انجام چیزی از عبادتها برای غیر خداست.

و کسیکه بدون اکراه چیزی از انواع عبادت اعم از نماز، یا روزه، یا نذر، یا قربانی، یا طلب مدد را برای غیر خدا، چه صاحب قبری، و چه غیر از آن انجام دهد به خـدا شرک آورده و برای او شریکی قائل شده است.

و شرک بزرگترین گناهان است، تمامی اعمال و کردار را محو و نابود مى کند، وکسیکه به شرک آلوده شود، مال و جان او مباح است.

دوم: توحید ربوبیت: و عبارت است از: اعتقاد داشتن به اینکه خداوند خالق همه مخلوقات و روزی دهنده آنهاست، و اوست که به آنها زندگی مى بخشد سپس آنها را مى میراند.

و تدبیر کننده ای که برای او ملکیت آسمانها و زمین است.

و اقرار نمودن به این نوع توحید جزو فطری است که خـداوند بنده را بر آن بطور فطری و غریزی آفریـده، و همه انسانها حتی مشرکین که پیامبر اسـلام (ص) در بین آنان مبعوث شده بود به این نوع توحید اقرار داشتند، و آنرا انکار نمى کردند، چنانکه خداوند مى فرماید: )قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ(31)(. [یونس].

[بگو: چه کسی از آسمان و زمبن به شما روزی مى دهد، یا کیست که حاکم بر گوش و دیدگان است؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون مى آورد، و مرده را از زنده بیرون مى آورد؟ و کیست که کار(هستی) را تدبیر مى کند؟ خواهند گفت: خدا. پس بگو: آیا پروا نمى کنید؟].

و هیچکس از انسانها این توحید را انکار نمى کند بجز عده أی شاذ و نادر از بشر که ظاهراً آنرا انکار مى کنند، أما در باطن به آن اعتراف دارند، و این انکارشان فقط از روی عناد و گردنکشی است، چنانکه خداوند مى فرمایــد: )وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا(14)(. [النمل].

[و آن(ها) را در حالی که دلهایشان آن(ها) را باور داشته بود، از روی ستم و سرکشی انکار کردند].

سوم: توحید أسماء و صفات خـداوند: که عبارت است از: ایمان داشتن به آنچه خـداوند خود را به آن توصیف فرموده، یا به آنچه رسول الله (ص) خداوند را به آن وصف فرموده است.

و ثابت کردن آن به صورتیکه شایسته و لایق عظمت و کبریائی بارى تعالی باشد، بدون بیان کیفیت چگونگی آن، و بدون آوردن مثال برای آن، و بدون شبیه کـردن به چیزی، و بدون تحریف و تغییر دادن نص و معنای آن، و بدون انکار اسم و صفتی از اسمها و صفاتهای خداوند، چنانکه مى فرمایـد: )وَلِلّهِ الأَسْماء الْحُسْنَى  فَادْعُوهُ بِهَا(180)(. [الأعراف].

[و خداوند نامهای نیک دارد. پس به آن(نامها) او را به(دعا) بخوانید].

و همچنان مى فرماید: )لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ(11)(. [الشورى ].

[چیزی مانند او نیست. و او شنوای بیناست].

پس ((لا إله إلاَّ الله)): اعلان کردن و اقرار نمودن است به این سه نوع توحید، و هر کسیکه آنرا بگوید بطوریکه معنای آنرا بداند، و به مقتضا و ضروریات آن از قبیل نفی شرک و اثبات یگانگی خداوند عمل کند، او مسلمان حقیقی است.

و کسى که آنرا بگوید و به معنی و ضروریات آن ظاهراً عمل کرده و در باطن آنرا انجام ندهـد و به آن اعتقاد نداشته باشد، او منافق است، و کسى که با زبان بگوید و کردار او مخالف مقتضا و ضروریات آن باشد، او کافر است، اگر چه بارها آنرا تکرار کند.

و معنای شهادت ((محمد رسول الله)): ایمان و تصدیق به رسالت محمد است، و چیزى که محمد (ص) آنرا از نزد خـداوند آورده که این ایمان و تصدق بایستی با انجام دادن و اطاعت کردن از اوامر او، و دوری جستن از آنچه که از آن نهی فرموده همراه باشد، و اینکه تمامی عبادتهای انسان مطابق و موافق دستور و فرمایش رسول خـدا (ص) باشد، چنانکه خداوند مى فرماید: )لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ(128)(. [التوبة].

[بى گمان رسولی از خودتان به سوی شما آمد، رنجتان بر او دشوار، بر شما حریص(و) به مؤمنان رئوفِ مهربان است].

و همچنان مى فرماید: )مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ(80)(. [النساء].

[هرکس از رسول(خدا) اطاعت کند، در حقیقت از خداوند فرمان برده است].

و مى فرماید: )وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(132)(. [آل عمران].

[و از خداوند و رسول(او) فرمان برید، باشد که مشمول رحمت قرار گیرید].

و مى فرمایـد: )مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى  الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ(29)(. [الفتح].

[محمد (ص) رسول خداست و کسانى که با اویند بر کافران سخت گیر و در میانِ خود مهربانند].

رکن دوم و سوم: ادای نماز، و دادن زکات است چنانکه خداوند متعال مى فرماید: )وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلاَةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ(5)(. [البینة].

[و فرمان نیافتند جز آنکه خدا را ـ در حالى که پرستش را برای او خالص ساخته اند با پاکدلی(دین ورز به آیین ابراهیمی) ـ بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین راستین].

و مى فرمایـد: )وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ(43)(. [البقرة].

[و نماز برپای دارید و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید].

و نماز همان چیزی است که ما در صدد و قصد بیان آن هستیم.

و زکات: آنچیزی است که از اموال اغنیاء و ثروتمندان گرفته مى شود و بر فقیران و دیگر مستحقین آن توزیع مى گردد.

و این اصل و قاعدهء بزرگ و عظیمی از اصول اسلام است، که بوسیلهء آن هماهنگی و همبستگی در جامعهء اسلامی بوجود مى آید، و افراد آن به یگدیگر کمک و یاری مى دهند، لذا مى بینیم که برای فقیر در آنچه در دست غنی و ثروتمند است حقی داده شده، بدون اینکه غنی و ثروتمند بر فقیر منّت بگذارد.

رکن چهارم: روزه ماه مبارک رمضان است. چنانکه مى فرمایــد: )یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى  الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(183)(. [البقـرة].

[ای مؤمنـان، روزه بر شما مقرر شده است، چنانکه بر پیشینیانتان مقرر شده بود، باشد که تقوی پیشه کنید].

رکن پنجم: حج و زیارت خانهء خدا است برای کسیکه استطاعت آنرا داشته باشد.

چنانکه خداوند مى فرماید: )وَلِلّهِ عَلَى  النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ(97)(. [آل عمران].

[و برای خداوند حج خانه(کعبه) بر(عهده) مردم است، (البته) کسى که بتواند سوی آن راه برد. و هرکس کفر ورزد، (بداند) که خداوند از جهانیان بى نیاز است].

 


 

فضل نماز

 

از آنچه گذشت معلوم مى شود که نماز شأن و منزلت بزرگی در اسـلام دارد، و رکن دوم از ارکان اسلام است که اسلام بنده صحیح و درست نمى شود مگر با ادای آن، و اینکه کسالت در آن از صفات منافقین است، و تـرک آن کفر و گمراهی و خـروج از دایرهء اسلام مى باشد، چنانکه رسـول گرامی (ص) مى فرماید: ((بین الرجل وبین الشرک والکفر ترک الصـلاة)). [مسلم].

بین مرد و بین شرک آوردن و کافر شدن ترک کردن نماز است.

و همچنین (ص) مى فرماید: ((العهد الذی بیننا وبینهم الصلاة فمن ترکها فقد کفر)). [ترمذی].

فرق بین ما مسلمانان و بین کافران و مشرکین نماز است، پس کسیکه آنرا ترک کند کافر مى شود.

و نماز پایه و اساس اسـلام است، و آن واسطهء بین بنده و خداست، چنانکه رسول الله (ص) در حدیث صحیح مى فرماید: ((إنَّ أحدکم إذا صلّى  یناجی ربه)). [بخاری].

هر یک از شما وقتی نماز مى خواند با خداوند مناجات مى کند.

و آن عـلامت محبت و دوستی بنده با خـدا و قدردانی او از نعمتهایش مى باشد.

و از بزرگی شأن و منزلت نماز نزد خداوند این است که اولین فریضه ای است که بر پیامبر (ص) فرض شده، و فرض شدن آن بر این امت در آسمان در شب إسراء و معراج بوده است.

و وقتی از رسول خدا (ص) سؤال شد: بهترین اعمال کدام است؟ آن حضرت (ص) فرموند: ((الصلاة على  وقتها)). [متفق علیه].

ادای نماز در اوقات آن.

و خداوند آنرا پاکیزکی از گناهان و کارهای ناشاپست قرار داده است، چنانکه رسـول خدا (ص) مى فرماید: ((أرأیتم لو أنَّ نهراً بباب أحـدکم یغتسل منه کلَ یومٍ خمس مرات هل یبقى  من درنه شیء؟ قالوا: لا قال: کذلک الصلوات الخمس یمحو الله بهن الخطایا)). [متفق علیه]. ببینید اگر جوی آبی بر درب خانهء یکی از شما جاری باشد و هر روز پنج بار در آن خودش را بشوید آیا از چرک وپلیدی بدن او چیزی باقی مى ماند؟ صحابه y گفتند: خیر، آنحضرت (ص) فرمود: همچنین نمازهای پنجگانه که خداوند بوسیلهء آن خطاها و گناهان را محو و نابود مى کند.

و در حـدیث آمده که آخرین وصیت رسول الله (ص) برای امت و آخرین سفارش ایشان در وقت وداع گفتن این دنیا بسوی آخرت این بود که فرمودند: ((در اداى  نماز، وحقوق بردگان از خـدا بترسید، یعنی: به آنان احسان و نیکی کنید)). [أحمد ونسائی وابن ماجه].

و خداوند در قرآن امر نماز را بسیار بزرگ شمرده و نماز و اهل نماز را شرافت بخشیده است، و در مواضع بسیار زیادی از قرآن کریم آنرا یاد فرموده، و بطور خصوصی به آن سفارش نموده است، از آن جمله ارشاد بارى تعالی چنین آمده است: )حَافِظُواْ عَلَى  الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى  وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ(238)(. [البقرة].

[بر(گزاردن) نمازها و(بویژه) نماز میانه(عصر) پایبند باشید و برای خداوند فروتنانه(به عبادت) بایستید].

و همچنین خداوند مى فرمایـد: )وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى  عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ(45)(. [العنکبوت].

[و نماز را بر پاى دار. که نماز از(کارهای) ناشایست و ناپسند باز مى دارد].

و باز مى فرماید: )یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ(153)(. [البقرة].

[ای مؤمنان، از بردباری و نماز مدد بجویید، که خدا با بردباران است].

و همچنین مى فرمایــد: )إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى  الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا(103)(. [النساء].

[که نماز بر مؤمنان واجبی زماندار است].

و خداوند بر کسى که نماز را ضایع و پایمال کرده ادا نمى کند، عذابی دردناک واجب نموده و مى فرماید: )فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا(59)(. [مریم].

[آنگاه پس از آنان ناخلفانی جانشین شدند که نماز را ترک کردند و از خواسته ها(ی نفسانی) پیروی کردند. پس(کیفر) گمراهی را خواهند یافت].

پس بر هر مسلمان واجـب است که بر نماز محافظت و پایبندی کند، و همچنانکه خداوند آنرا فرض نموده، و در اوقات خـودش آنرا ادا کند، با نیّت اینکه این عبادت به شکل درست، اطاعت از خدا و رسول خداست، و بداند که در صورت تخلف به خشم و غضب دردناک و عقاب خداوندی گرفتار خواهد شد.

 


 

طهارات و پاکیزگی

 

طهارت و پاکیزگی: پاکی بـدن و لباس و جـایگاه خـواندن نماز را در بر مى گیرد، و طهارت بدن به دو چیز حاصل مى شود:

1 ـ غسل: از جنانب و حیض(عادت ماهانه) و نفاس (خـونی که بعد از وضع حمل مى آید) که با ریختن آب بر تمامی جسم و موی سر با نیّت طهارت، حاصل مى گردد.

2 ـ وضوء: خداوند مى فرماید: )یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى  الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى  الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى  الْکَعْبَینِ(6)(. [المائدة].

[ای مؤمنان، چون به (قصد) نماز برخیزید، روی خود و دستهایتان را تا آرنجها بشویید وسرتان را مسح کنید وپاهایتان را تا دو کعب([1]) (قوزک بشویید)].

این آیهء کریمه شامل اموری است که مرعات نمودن آن در وقت وضوء واجب است:

1 ـ شستن صورت، که مضمضه و استنشاق نیز جزو صورت شمرده مى شوند.

یعنی شستشوی دهان و بینی بوسیله داخل کردن آب در آنها.

2 ـ شستن دو دست تا آرنج.

3 ـ مسح کردن تمامی سر، که گوشها نیز جزو آن است.

4 ـ شستن دو پا تا قوزک (شتالنگ ، بجلک).

و پاکیزگی لباس و جایگاه ادای نماز، این است که آنها را از نجاستها مانند إدرار و مدفوعات انسان و مانند آن پاک نمود.

 


 

نمازهای فرض

 

نمازهای فرض بر مسلمان در هر شبانه روز پنج وقت است که عبارتند از: نماز صبح که آنرا نماز فجر یا بامداد گویند، و نماز ظهر، و نماز عصر، و نماز مغرب، و نماز عشاء و یا خفتن.

1 ـ نماز صبـح: دو رکعت است و وقت آن از طلوع فجر صادق یعنی فجر دوم ـ و آن روشنی است که در آخر شب از جهت مشرق مى آید ـ تا طلوع آفتاب.

2 ـ نماز ظهر: چهار رکعت است و وقت آن از اول زوال (مایل شدن) آفتاب از وسط آسمان شروع مى شود و تا هنگامی که سـایهء هـر چـیز عـلاوه از سـایـهء اصلی آفتـاب یک بـرابـر آن شود ادامه دارد([2]) .

3 ـ نماز عصر: چهار رکعت است و وقت آن بعد از انتهای وقت نماز ظهر شروع مى شود تا اینکه سایهء هر چیز دو برابر آن شود (و وقت ضرورت) تا قبل از غروب آفتـاب که رنگ آن زرد شود ادامه دارد.

4 ـ نماز مغرب: سه رکعت است و وقت آن از غروب آفتاب شروع شده وتا ناپدید شدن شفق سرخ ادامه دارد.

5 ـ نماز عشـاء چهار رکعت است و وقت آن بعد از انتهای وقت مغرب تا یک سـوم شب و یا نیمه أول شب ادامه پیدا مى کند.

 


 

صفت و چگونگی نماز

 

بعـد از اتمام طهارت و پاکیزگی بـدن و محل نماز با صفتی که ذکر کردیم انجام گرفت، و مسلمان از دخول وقت نماز مطمئن شد بطرف قبله که خـانهء خـدا در مکـه است ایستاده و برای هر نمازی که مى خواست بخواند اعم از فریضه و سنت و نافله در قلب خودش نیّت مى کند([3]) و سپس اعمال ذیل را انجام مى دهد:

1 ـ در حالیکه به سجده گاه خودش مى نگرد تکبیر تحریمه ((الله أکبر)) مى گوید.

2 ـ در هنگام گفتن تکبیرة تحریمه هر دو دست خود را در تا برابر دو شانه و یا مقابل گوشها بالا مى برد.

3 ـ و سنت است که بعد از تکبیر تحریمه دعای استفتاح نماز بخواند([4]) و بگوید: ((سبحانک اللهم وبحمدک وتبارک اسمک وتعالى  جدک ولا إله غیرک)).

بار إلها! ما تو را منزه مى دانیم، و تو را حمد و سپاس مى گوئیم، و نام تو را برتر مى دانیم و هیچ معبـود بر حقی غیر از تو وجود ندارد.

و اگر بخواهد بجای دعای گذشته این دعاء را مى خوانـــد: ((اللهم باعد بینی وبین خطایای کما باعدت بین المشرق والمغرب، اللهم نقنی من خطایای کما ینقّى  الثوب الأبیض من الدنس، اللهم اغسلنی من خطایای بالماء والثلج والبرد)).

بار إلها! همچنانکه بین مشرق و مغرب فاصله ایجاد کردی، بین من و گناهانم فاصله ایجاد کن . پروردگارا! همچنانکه لباس سفید از چرک پاک مى شود مرا از گناهانم پاک گردان . خداوندا! مرا از گناهانم با آب و یخ (برف) و تگرگ شستشو ده.

4 ـ سپس مى گوید: (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم).

پناه میبرم به خدا از شر شیطان ملعون و نفرین شده، بنام خداوند بخشایندهء مهربان .

سپس سـورهء فاتحه را قراءت مى کند: )الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ(2)الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ(3)مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ(4)إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ(5)اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ(6)صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ(7)( و بعد از آن مى گوید: ((آمین)).

[ستایش خدای راست، پروردگار جهانیان& بخشاینده مهربان& خداوند روزِ جزا& تنها تو را بندگی مى کنیم، و تنها از تو یاری مى جوییم& ما را به راهِ راست ره نما& راه کسانى که به آنان انعام کرده ای(راه پیغمبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان)، نه آنان که مورد خشم قرارگرفته اند(یهود)، و نه راه گمراهان(نصاری)].

((آمـین)) دعای ما را بپذیر، و ما را به راه راست پایدار گردان.

5 ـ سپس سوره ای از سوره های قرآن که آنرا حفظ دارد قراءت مى کند مانند: )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ(3)وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ(4)(.

[بگو: خداوند است که یگانه است & خداوند بى نیاز است& نه(فرزند) زاده، و نه زاده شده است& و هیچ کس همتای او(نبوده) و نیست].

یا سورهء: )إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1)وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(2)فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا(3)(.

[چون نصرتِ الهی و فتح فرا رسد& و مردم را ببینی که گروه گروه در دینِ خدا درمى آیند& پس پروردگارت را با ستایش(او) به پاکی یاد کن و از او آمرزش بخواه. بى گمان او توبه پذیر است].

6 ـ بعد از آن به رکـوع رفته مى گوید: ((الله أکبر)) و دو دست خود را بر زانوی خود مى گذارد و مى گوید: ((سبحان ربی العظیم)) (پاک است پروردگار بزرگ من).

و سنت است که سه بار یا بیشتر آنرا تکرار کند.

7 ـ سپس سر را از رکوع بلند کرده مى گوید: ((سمع الله لمن حمده)) (خدا مى شنود ـ و مى پذیرد ـ ستایش کسیکه او را ستایش نماید)، خواه إمام باشد و یا منفرد (تنهاگذار).

و بعد از راست شدن و آرام گرفتن از رکوع مى گوید: ((ربنا ولک الحمد حمداً کثیراً طیباً مبارکاً فیه ملء السموات وملء الأرض وملء ما بینهما وملء ما شئت من شیء بعد)).

(ای پروردگار ما! ستایش حقیقی ویژهء تو است، بیشترین و بهترین و مبارکترین حمد و سپاسی که آسمانها و زمین، و آنچه بین آن دو است، و آنچه تو خواهی پر شود از آن).

اما اگر مقتدی باشـد در این هنـگام مى گوید: ((ربنا ولک الحمد ...)) تا آخر این دعاء.

8 ـ سپس سـجـده کرده مى گویـد: ((الله أکبر)) و بر اعضای هفتـگانه خود سـجده مى کند که عبارتنـد از:

پیشانی با بینی، و کف هر دو دست، و هر دو زانو، و سر انگشتان دو پا، و مى گوید: ((سبحان ربی الأعلى ))، پاک است پروردگار بزرگ من.

سه بار و یا بیشتر آنرا تکرار مى کند، علاوه بر آن هر چه دوست داشت مى تواند دعا کند.

9 ـ سپس در حالیکه سر خود را از سجـده بلند مى کند مى گویـد: ((الله أکبر)) آنگاه بر پای چپ خود مى نشیند و پای راستش را نصب مى کند و دستهایش را روی ران و زانویش مى گذارد و مى گویـد: ((رب اغفر لی وارحمنی وعافنی وارزقنی واهدنی واجبرنی)).

ای پروردگار من! از گناه و تقصیراتم درگذر، و بـه من رحم کن، و مرا عافیت ده، و مرا روزی عطا کن، و مرا هدایت فرما، ((واجبرنی)): آنچه بر انسان مى گذرد از نقص در بـدن، مانند مریضی و امثال آن، و در دین، مانند کوتاهی کردن در اوامر و دستورات، و افراط (زیاده روی) در محظورات که آنرا جبران فرماید.

10 ـ سپس در حالى که ((الله أکبر)) مى گوید سجـدهء دوم را بجا مى آورد، آنچه در سجدهء أول انجام داده در سجدهء دوم نیز تکرارش مى کند.

11 ـ سپس ((الله أکبر)) گویان برای رکعت دوم بلند مى شود، بدین ترتیب رکعت أول تمام مى شود.

12 ـ سپس سورهء فاتحه و یک سوره (یا چند آیهء دیگر) از قـرآن مى خواند و به رکوع مى رود، از رکـوع بلند مى شود سپس عیناً مانند أول دو سجده مى کند.

13 ـ بعد از بلند شدن از سجـدهء دوم همچنانکه بین دو سجــده نشسته بـود مى نشیند و آنگاه ((التحیات)) را به این ترتیب مى خواند: ((التحیات لله والصلوات والطیبات السـلام علیک أیها النبی ورحمة الله وبرکاته السلام علینا وعلى  عباد الله الصالحین، أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله)).

یعنی (تمام تعظیم ها و نمازها و سایر پاکیها فقط از آن خداست، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای پیامبر، و سلام بر ما باد و بر بندگان نیکوکار خدا، گواهی مى دهم که جز خدای بر حـق معبودی نیست، و گواهی مى دهم که محمد رسول و فرستاده اوست).

سپس اگر نماز دو رکعتی بود مانند نماز صبـح و جمعه و هر دو عید، همچنان به نشستن خود ادامه مى دهد و نمازش را با خواندن این درود کامل مى کند: ((اللهم صلِ على  محمدٍ وعلى  آل محمد کما صلیتَ على  إبراهیم وعلى  آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید، وبارک على  محمدٍ وعلى  آل محمد کما بارکتَ على  إبراهیـم وعلى  آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید)).

(بار إلها! درود و رحمت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانکه بر إبراهیم و آل إبراهیـم رحمت فرستادی، تو ستایش شده و بزرگوار هستی). (پروردگارا! برکت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانکه بر إبراهیم و آل إبراهیـم برکت نازل فرمودی، تو ستایش شده و بزرگواری). و از چهار چیز به خداوند پناه مى برد: ((اللهم إنی أعوذ بک من عذاب جهنم، ومن عذاب القبر، ومن فتنة المحیا والممات، ومن فتنة المسیح الدجال)).

(خداوندا! من به تو پناه مى برم از عـذاب دوزخ، و عـذاب قبر، وفتنهء زندگی و برزخ، و فتنهء مسیح دجال). سپس آنچه از خیر دنیا و آخرت بخواهد دعا مى کند، چه اینکه در نماز فرض، و چه در نماز سنت و نفل باشد.

آنگاه بسوی راست سلام مى دهد: ((السلام علیکم ورحمة الله))، همچنان بسـوی چپ: ((السـلام علیکم ورحمة الله)).

و اگر نماز سـه رکعت باشد مانند نماز مغرب، و یا چهار رکعت باشد مانند نمازهای ظهر و عصر و عشاء بعد از التحیات ((الله أکبر)) گویان بلند مى شود و فقط سورهء الفاتحه را تلاوت مى کند.

سپس مانند دو رکعت أول رکوع و سجود مى کند، در رکعت چهارم نیز به همان ترتیب، بجز اینکه در وقت نشستن بطور متورک مى نشیند، یعنی: پای چپ خـود را زیر پای راست گذاشته و مقعد خود را بر زمین مى گذارد و پای راست خود را نصب مى کند.

آنگاه بعد از رکعت سوم در نماز مغرب، و بعد از رکعت چهارم در نمازهای ظهر و عصر و عشـاء تشهد أخیر را مى خواند، و بر پیامبر (ص) درود مى فرستد، و اگر خواست دعا مى کند. سپس به دو طرفش مثل أول سلام مى دهد، بدین ترتیب تا اینجا نمازش تمام شده است.

 


 

نماز جمعه

 

دین اسلام اجتماع را دوست دارد و به اجتماع و هماهنگی دعوت مى کند و تفرقه را ناپسند مى شمارد و از آن تنفر و دوری مى جوید.

و هیچ فرصتی از فرصتهای آشنائی متقابل و أُنس گرفتن و دوستی و اجتماع و هماهنگی بین مسلیمن دیده نشده مگر اینکه آنان را به آن دعوت نموده و امر کرده است.

و روز جمعه، روز عیدی برای مسلمانان است که در آن به ذکر و سپاس خـدا مشغول مى شوند، و در خانه های خدا اجتماع کرده از دنیا و گرفتاریهای آن خود را دور مى نمایند تا فریضه ای از فرائض خدا را انجام دهند، و به توجیهات و سفارشات خطباء و ارشاد علماء در خطبه های جمعه که بمثابهء درسی از دروس هفته مى باشد و امامان و خطبای جمعه مشاکل هفتگی جامعه را معالجه مى کنند گوش فرا دهند.

خداوند مى فرماید: )یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلاَةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى  ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(9)فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِی الأرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ(10)(. [الجمعة].

[ای مؤمنان، چون در روز جمعه برای نماز ندا داده شد، به (عبادت و) یادِ خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید. اگر بدانید این برایتان بهتر است& آنگاه چون نمازگزارده شود، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید و خداوند را بسیار یاد کنید تا شما رستگار شوید].

و نماز جمعه بر هر مرد مسلمان و بالغ و آزاد و مقیم واجب است.

رسـول خدا (ص) بر آن مواظبت کرده و کسانیکه آنرا ترک مى کنند شدیداً تهدید کرده است. چنانکه مى فرماید: ((لینتهین أقوام عن ودعهم الجمعات أو لیختمن الله على  قلوبهم ثم لیکونن من الغافلین)). [مسلم].

بخدا قسم که مردمی از ترک نماز جمعه باز مى آیند، یا اینکه خداوند بر قلبهای آنها مهر میزند و آنگاه آنان از غافلان و فراموش شدگان خواهند شد. و همچنین آن حضرت (ص) مى فرماید: ((من ترک ثلاث جمع تهاوناً طبع الله على  قلبه)). [أحمد ودارمی وأبو داود وترمذی ونسائی وحاکم].

کسیکه سه نماز جمعه را از روی تهاون و کسالت ترک کند خداوند بر قلب او مُهر مى زند.

نماز جمعه بجز در مساجد صحیح نیست، آنجایی که مسلمانان در آن جمع مى شوند و إمام بر آنها خطبه مى خواند و آنان را نصیحت و إرشاد مى نماید، اینرا هم باید توجه داشت که سخن گفتن در اثنای خواندن خطبه حـرام است، حتی اگر به رفیقت بگوئی ساکت شو، لغو و بیهوده گفته ای.

و نماز جمعه دو رکعت است و مسلمان اقتداء به إمام خود با جماعت آنرا انجام مى دهد.

 


 

نماز جماعت

 

نماز با جماعت بیست و هفت درجه ((27)) از نماز تنهائی فضلیت بیشتری دارد. این حدیث از ابن عمر رضی الله عنهما از پیامبر (ص) روایت شده چنانکه در صحیح بخاری آمده است.

و در حدیث دیگری آمده که رسول خدا (ص) فرمودند: ((لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام ثم أخالف إلى  قوم فی منازلهم لا یشهدون الصلاة فی جماعة فأحرقها علیهم)). [متفق علیه].

همانا تصمیم گرفتم که دستور دهم إقامه نماز گفته شود و شروع به خواندن نماز کنند، سپس بطرف مردمی بروم که در خـانه هایشان هستند و به جماعت حاضر نمى شوند پس خانه هایشان را بر آنان آتش زنم.

اگر تخلف آنها از نماز جماعت معصیت بـزرگی نبود رسول الله (ص) آنها را به سوختن خانه هایشان تهدید نمى کرد.

خـداوند مى فرماید: )وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ(43)(. [البقرة].

[و نماز بر پای دارید و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید].

نص صریح و واضحی است در وجوب مشارکت نماز گزاران در نماز جماعت.

 


 

نماز مسافر

 

خداوند مى فرماید: )یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى  مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(185)(. [البقرة].

[خداوند در حق شما آسانی مى خواهد، و در حق شما دشواری نمى خواهد، و تا شمارِ(روزه) را کامل کنید، و خداوند را به پاس آنکه هدایتتان کرد، بزرگ بدارید. و باشد که سپاس بگزارید].

بلی اسلام چنین است، هیچگاه کار دشواری بر عهدهء کسی نمى گذارد، مگر بأندازهء استطاعت و توانائی آن، و أوامری که بداند در خور استطاعت آنان نیست واجب نمى کند. از آنجائی که در سفر احتمال مشقت و سختی وجود داشت خداوند به دو چیز اجازه داده است:

1 ـ قصر نماز: که بنابر این آسانی نماز چـهار رکعتی به دو رکعت تخفیف مى یابد، پس اگر شما در سفر بودی باید نماز ظهر و عصر و عشاء را به جای چهار رکعت دو رکعت بخوانی، ولی نماز مغرب و صبح به حالت خود باقی مى مانند و در آنان قصر و تخفیفی نیست. قصر نماز اجازه و هدیه ای است از طرف خـداونـد به بندگان متقی و پرهیزگارش، و خـداوند دوست دارد که بنده همچنانکه فرائض او را انجام مى دهد به موارد رخصت و تخفیف او نیز عمل نماید.

و هیچ فرقی در نوع وسیلهء سفر نیست، چه سفر با ماشین و هواپیما و کشتی و قطار باشد، و یا با اسب و شتر و قاطر و چهار پایان، و یا با پای پیاده باشد، همهء اینها اسم سفر بر آن اطـلاق مى شود و در هر صورت نماز قصر خوانده مى شود.

2 ـ جمع بین دو نماز: برای مسافـر جـایز است([5]) که بین دو نماز در یک وقت جمع کند، نمازهای ظهر و عصر را با هم، و نمازهای مغرب و عشـاء را با هم جمع مى کند. یعنی هر دو نماز در یک وقت ادا مى شود، أما هر نماز جدا از دیگری خوانده مى شود، أول نماز ظهر و سپس فوراً نماز عصر را مى خواند . یا أول نماز مغرب و بعد از آن نماز عشاء را ادا مى کند. البته باید بخاطر داشت که جمع بین نمازها صرفاً به نماز ظهر با عصر، و نماز مغرب با عشاء اختصاص دارد، بنابر این جمع کردن بین نماز صبح و نماز ظهر، و یا بین نماز عصر و نماز مغرب جایز نیست.

 


 

أذکار و أورادی که بعد از نماز گفته مى شود

 

سنت است که بعد از نماز سـه بار استغفر الله بگویـد، و علاوه بر آن مى گوید: ((اللهم أنت السلام ومنک السلام تبارکت یا ذا الجلال والإکرام، لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهو على  کل شیء قدیـر، اللهم لا مانع لما أعطیت، ولا معطی لما منعت، ولا ینفع ذا الجد منک الجد)). آنگاه(33) سبحان الله و(33) الحمد لله و(33) الله أکبر مى گوید که مجموعاً(99) بار مى شود، و برای تکمیل عدد(100) مى گوید: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهـو علی کل شیء قدیـر)). سپس آیـة الکرسی: )الله لا إله إلاَّ هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم….(. [البقرة 185]. و)قل هو الله أحـد(. [اخلاص]. و)قل أعوذ برب الفلق(. [الفلق]. و )قل أعـوذ برب الناس(. [الناس] .را مى خواند. و مستحب است که سه سـورهء گذشته را بعد از نمازهای صبـح و مغرب سـه بار تکرار کنـد. و همچنین: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهـو علی کل شیء قدیر))(10) مرتبه بگوید.

البته تمام این أذکار و أوراد سنت بوده واجب نیست.

 

 


سنتهای راتبه

 

برای هر مسلمان مستحب است که بر ((12)) رکعت نماز سنت مواظبت کند بشرطیکه مقیم باشد. که عبارتند از: چهار رکعت قبل از نماز ظهر و دو رکعت بعـد از آن، و دو رکعت بعد از نماز معـرب، و دو رکعت بعـد از نماز عشاء، و دو رکعت قبل از نماز صبـح. أما در وقت سفـر پیامبر (ص) سنتهای ظهر و مغرب و عشاء و ترک مى کردند، و بر سنت صبـح و نماز وتر([6]) محافظت مى کردند. و بر ما است که کردار رسول الله (ص) را أسوه و قدوهء حسنهء خود بدانیم خـداوند مى فرماید: )لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(21)(. [الأحزاب].

[به راستی برای شما، در رسول خدا سرمشقی نیکوست].

و گفتار رسول الله (ص) که فرمودند: ((صلوا کما رأیتمونی أصلی)). [بـخاری].

نماز بخوانید همچنانکه مرا دیدید نماز مى خوانم.

والله ولی التوفیق

 


 

ترجمهء نویسندهء این کتاب بطور مختصر:

 

نویسندهء این کتاب دکتر عبدالله بن أحمد بن علی الزید است که در شهرک (الغاط) یکی از شهرکهای پایتخت عربستان سعودی که تا خود شهر ریاض (250) کیلومتر فاصله دارد، در سـال 1370هجری قمری دیده بدنیا گشود، و در سال 1393هجـری قمری در دانشـگاه اسـلامی محمد بن سعود در ریـاض موفق به أخذ لیسانس شـد، و بعد از آن در سال 1406هجـری قمری موفق به أخذ دکتراه در همان دانشگاه گردید.

و در حال حاضر در وزارتخانه شـؤون اسـلامی و أوقاف و دعـوت و إرشاد پُست معاونت مطبوعات و نشر در عربستان سعودی را بعهده دارد

 


([1]) (و فاصله میان معطوف به واو، به معطوف به فاء براى  ترتیب است که أول رو، دیگر دو دست شسته شوند، دیگر مسح سر شود، دیگر پا شسته شود، و آوردن شستن پا بعد از مسح سر براى  این است که در شستن پا إسراف در ریختن آب نیاید، زیرا براى  شستن رو و دو دست به کف آب گرفته مى شود و إسراف نمى آید، أما در شستن پا و ریختن آب بر آن مظنهء إسراف است).

([2]) و در نزد بعضى  علماء و مذاهب اسلامى  مانند مذهب أحناف وقت ظهر تا زمانى  ادامه پیدا مى کند که سایهء هر چیز علاوه از سایهء اصلى  دو برابر شـود، = = اگر سایهء اصلى  جـوان (1.5) مترى  در وقت زوال (هنگامیکه آفتاب بالاى  سر ایستاده) (20) سانتى  متر بوده تا وقتى  که سایهء او سه متر و (20) سانتى  متر شود وقت نماز ظهر ادامه دارد . (مترجم) .

([3]) نیّت در قلب است، زیرا از رسول اکرم (ص) ثابت نشده که آنحضرت نیّت را بر زبان آورده باشند، مگر نیّت حج، و همچنین از صحابه و یاران و تابعین هم ثابت نشده، پس نیّت کردن با زبان یک نوع بدعت بشمار مى رود. (مترجم).

([4]) دعاى  شروع کردن نماز ((استفتاح))، دعائیست که بعد از تکبیر تحریمه و قبل از شروع به قراءت فاتحه در نماز خوانده مى شود و حکم آن سنت است.

([5]) بعضى  از علماء و مذاهب اسـلامى  بنابر اجتهادات فقهى  جمع کردن بین نمازها را در سفر جایز نمیدانند . (مترجم) .

([6]) وتر یعنى : فرد و طاق و تنهائى  . نماز وتر از سنن مؤکده مى باشد، و وقت آن بین نماز عشـاء و طلوع فجر است، کمترین آن یک رکعت، و میانه آن سه رکعت، و بیشترین آن یازده رکعت مى باشد، نماز وتر أول دو رکعت، و رکعت آخرى  تنها خوانده مى شود، و در باره آن أحادیث بسیارى  آمده که ما در اینجا فقط به دو حدیث إشاره میکنیم، پیامبر (ص) فرمودند: ((اجعلوا آخر صلاتکم باللیل وتراً))، آخرین نماز شب خود را وتر قرار دهید، متفق علیه . و فرمودند: ((أوتروا قبل أن تصبحوا))، نماز وتر را بخوانید قبل از اینکه شب را صبح کنید، روایت از إمام مسلم مى باشد. به إجماع علماء و دانشمندان نماز وتر هر وقت بعـد از نماز = = عشاء تا طلوع فجر خوانده شود جایز است، البته در نزد بعضى  علماء نماز وتر واجب است، و سه رکعت آن با هم خوانده مى شود . (مترجم) .

 

 


comment نظرات ()
کارت پستال کردی (شعر )
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
عکس (گوناگون)
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
تعبیر خواب
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

 

 

 

 

تعبیر خواب

در پرتو قرآن و سنت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلف:

خالد بن علی العنبری

 

 

 

مترجم:

صلاح الدین توحیدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ijk

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

 

پیشگفتار مترجم ..........................25

پیشگفتار مؤلف ..........................33

روش های تعبیر خواب و شرایط آن و اعمال مربوط

به دیدن خواب ...........................36

تعبیر بر اساس آیات قرآن .................40

تعبیر بر اساس احادیث پیامبر ..............43

تعبیر بر اساس تشبیه و قیاس ..............49

تعبیر بر اساس اسامی و واژه شناسی ........51

* آ-الف

آب انگور ...............................59

آب زمزم ................................59

آبله ...................................59

آبیاری .................................59

آتش ....................................59

آتش بس .................................60

آدم ابوالبشر(ع) ........................60

آرزو ...................................60

آستانه در ..............................60

آسمان ...................................60

آسیاب ..................................61

آشامیدن ................................61

آشپز ...................................61

آشپزی ..................................61

آغوش ...................................61

آفتاب پرست .............................62

آمیزش جنسی .............................62

آهن ....................................62

آهو ....................................62

آیات قرآن ..............................63

أبر ....................................63

ابراهیم پیامبر(ع)........................63

أبرو ...................................64

ابریشم .................................64

اتاق....................................64

احرام پوشیدن ...........................64

احساس غربت .............................65

اخم ....................................65

ادرار ..................................65

اذان ...................................65

ارّه ....................................65

ازدواج .................................66

اسب ....................................66

استخوان ................................66

استر ....................................66

استراحت .................................67

استعاذه ................................67

استغفار ................................67

استفراغ ................................67

اسرافیل ................................67

اسم ....................................68

اسماعیل پیامبر(ع) ........................68

اشک ....................................68

اصحاب پیامبر(ص) .........................68

اعتکاف کردن ............................69

افراد خانواده ..........................69

افتادن .................................69

افتادن بر روی صورت .....................69

افتادن دندان ...........................69

امام جماعت ..............................69

امیر ....................................70

انار ...................................70

انجیر ....................................70

اندام ..................................70

انکار ..................................72

انگشت ..................................72

انگشتر ..................................72

انگور ..................................72

ایوب پیامبر(ع) ..........................72

* ب

باد ....................................73

باد شکم ................................73

بار ....................................73

باران ..................................73

بازار ..................................73

باز کردن ...............................74

باز گشتن از سفر .........................74

بازی کردن ..............................74

باغ ....................................74

بالا رفتن ................................74

بخالت ...................................74

بذر ....................................75

برج ....................................75

برف ....................................75

برق آسمان ...............................75

برگشتن زن مطلقه .........................75

بره ....................................75

برهنگی .................................75

بریدن ..................................76

بستر ....................................76

بستن ....................................76

بسملّه گفتن ..............................77

بشّاش بودن ..............................77

بلندی قد ...............................77

بند ....................................77

بوستان .................................78

بوسه ...................................78

بوی خوش ................................78

بهشت ....................................78

بی پول شدن .............................79

بی مبالاتی ..............................79

بیماری .................................79

بینی ...................................79

* پ                                     

پا .....................................80

پاابرنج ................................80

پای برهنه ..............................80

پایین آمدن ..............................80

پدر بزرگ ...............................80

پر .....................................80

پرتاب ..................................80

پرچم ...................................81

پرده ...................................81

پرنده ..................................81

پرواز کردن .............................81

پستان ..................................82

پشت سر .................................82

پشیمانی ................................82

پل .....................................82

پلک چشم ................................82

پلنگ ...................................82

پلیس ...................................82

پنیر ....................................82

پوست ...................................83

پیاز ...................................83

پیراهن ..................................83

پیرزن ...................................84

پیرمرد ..................................84

پیری ....................................84

پیشانی .................................84

پینه دوز ...............................84

* ت                                     

تاج ....................................85

تاریکی .................................85

تازیانه ................................85

تب .....................................85

تبسّم ...................................85

تجّار ....................................85

تخت .....................................85

تخته ....................................85

تخته فروش ...............................86

تخم پرنده ...............................86

ترازو ..................................86

ترانه ..................................86

ترحّم ...................................86

ترس ....................................86

تشت ....................................86

تشنگی ..................................87

تشهّد ...................................87

تف کردن ................................87

تکبّر ...................................87

تکبیر ...................................87

تلف کردن ...............................87

تندرستی ................................87

توبه کردن ..............................88

توپ ....................................88

توت ....................................88

توجه و التفات ..........................88

توشه ...................................88

توکّل ...................................8

تهدید ...................................88

تهلیل ...................................88

تیغ ....................................89

تیمّم ...................................89

* ث                                     

ثروت ...................................90

* ج                                     

جادو ...................................91

جادوگر .................................91

جارو ...................................91

جذام ...................................91

جرقه آتش ...............................91

جسم ....................................91

جغد ....................................91

جلاد ....................................92

جمعه ....................................92

جن .....................................92

جنازه ..................................92

جنگ ....................................93

جوان ...................................93

جوراب ..................................93

جوی آب .................................93

جهاد ...................................93

* چ                                     

چاپلوسی ................................94

چاقو ...................................94

چاقی ...................................94

چاه ....................................94

چربی ...................................94

چرت زدن ................................95

چشم ....................................95

چشمه ...................................96

چوپان ..................................96

چهره ...................................96

 

* ح

حاملگی .................................97

حج .....................................97

حجامت ..................................97

حجرالاسود ...............................97

حد .....................................97

حضرت محمّد(ص) ............................98

حفظ کردن ...............................98

حلقه ...................................98

حلوا ...................................98

حمّال ....................................98

حمام ....................................98

حوّا(ع) .................................98

حوض ....................................99

حوقله ..................................99

* خ                                      

خاتن ..................................100

خارش ..................................100

خاک ...................................100

خاکستر .................................100

خانه ..................................100

ختنه ..................................100

خراش ..................................100

خرگوش .................................101

خرما ..................................101

خرما فروش .............................101

خروپف .................................102

خروس ..................................102

خشک بودن ..............................102

خشم ...................................102

خضر(ع) ................................102

خطیب ..................................102

خلط سینه ..............................103

خلیفه .................................103

خمیر ....................................103

خنجر ..................................103

خنده ..................................103

خواب ..................................104

خودپسندی ..............................104

خوراک .................................104

خورشید ................................104

خوشبو کردن ............................104

خوشه گندم یا جو .......................104

خوک ...................................105

خون دماغ ..............................105

خیّاط ..................................105

خیمه ..................................105

* د

دار زدن ...............................106

داماد .................................106

داود(ع) ...............................106

دایره زنگی ............................106

دجّال ..................................106

درخت ..................................106

درخت تاک ..............................106

درد ...................................107

درو کردن ..............................107

دروازه ................................107

دروغ ..................................107

درّه ...................................107

دریا ..................................107

دریاچه ................................107

دزد ...................................108

دستبند ................................108

دست دادن ..............................108

دستگیره ................................108

دشمنی ..................................108

دعا ...................................108

دعوت ..................................108

دفتر ...................................109

دفن کردن ..............................109

دلال ...................................109

دلتنگی ................................109

دم ....................................109

دمپایی ................................109

دمیدن .................................109

دنیا ..................................109

دوات ..................................110

دود ...................................110

دوزخ ..................................110

دوست داشتن .............................110

دهان ..................................110

دهن دره ...............................110

دیدار و ملاقات .........................110

دیگ ...................................111

* ذ

ذکرویادخدا ............................112

ذلّت ...................................112

* ر

رانده شدن .............................113

راه ...................................113

راهب ..................................113

راه راست ..............................113

راه رفتن ...............................113

ردا ...................................113

رضوان .................................113

رعد ...................................114

رفت و آمد بین صفا و مروه ...............114

رقص ...................................114

رنگ زدن ...............................114

رنگ زرد ...............................114

رنگ سفید ..............................114

رنگ سیاه ..............................115

روباه .................................115

رود ...................................115

روز ...................................115

روزه گرفتن .............................115

روستا .................................115

روسری .................................115

روغن ..................................116

روغن فروش .............................116

ریحان ..................................116

ریسمان ................................116

ریش ...................................117

* ز                                   

زانو ..................................118

زبان ..................................118

زبان شناس .............................118

زخم ...................................118

زدن ...................................118

زرگر ..................................118

زره ...................................119

زعفران ................................119

زغن ...................................119

زکات ..................................119

زکریا .................................119

زلزله .................................119

زمین ...................................119

زن ....................................120

زناکار ................................120

زن ریسنده .............................120

زنان ..................................121

زنان پیامبر(ص) .........................121

زنبور عسل .............................121

زندان .................................121

زهد ...................................122

زیتون .................................122

* س

ساختمان ...............................123

ساربان ................................123

ساق پا ................................123

سایه ..................................123

سبیل ..................................124

ستاره .................................124

ستم ...................................124

ستون ..................................124

سجده ..................................124

سخن ...................................125

سدر ...................................125

سدره المنتهی ...........................125

سر ....................................126

سراب ..................................126

سرباز .................................126

سربریدن ...............................126

سرزنش .................................127

سرکه ..................................127

سرگردانی ..............................127

سرما ..................................127

سرمه ..................................127

سرمه دان ..............................127

سطل ...................................128

سفره ..................................128

سقف ...................................128

سگ ....................................128

سلاح ...................................128

سلام کردن ..............................128

سلطان .................................129

سلمانی ................................129

سلیمان پیامبر(ع) .......................130

سم ....................................130

سنگ ...................................130

سنگسار کردن ...........................130

سوار شدن ..............................130

سوراخ .................................130

سوزن ..................................131

سوسمار .................................131

سوگند .................................131

سوگواری ...............................131

سیاهدانه ..............................132

سیر ....................................132

سیل ...................................132

سیلی ..................................132

سینه ..................................132

* ش

شادی ..................................133

شاعر ..................................133

شانه ..................................133

شاهین ..................................133

شب ....................................133

شپش ...................................133

شیشک ..................................133

شتر ....................................134

شتر مرغ ................................135

شراب ..................................135

شراب فروش .............................135

شراکت .................................135

شرم ...................................135

شستن ...................................135

شطرنج .................................136

شعیب پیامبر(ع) .........................136

شفاعت .................................136

شکارچی ................................136

شکر ...................................136

شلوار .................................136

شمشیر ...................................137

شمع ....................................137

شن ....................................137

شنا ...................................137

شهر ...................................137

شیر ....................................137

شیر(ژیان) ..............................138

شیردان .................................138

شیشه ..................................138

شیطان .................................138

* ص

صابون .................................139

صاعقه .................................139

صبح ...................................139

صبر ....................................139

صخره ..................................139

صدا ...................................140

صدقه دادن .............................140

صله رحم ...............................140

صندلی .................................140

* ض

ضعف ...................................141

* ط

طاعون .................................142

طاق ...................................142

طاووس .................................142

طبقه ..................................142

طلا ....................................142

طلاق ...................................142

* ع

عاریه .................................143

عالم ...................................143

عبا ...................................143

عتاب ..................................143

عجله کردن .............................143

عدس ...................................143

عدّه ی زن ..............................143

عرفه ..................................144

عرق ...................................144

عروس ..................................144

عزل شدن ...............................144

عسل ...................................144

عشق ...................................144

عصا ...................................144

عصبانیت ...............................145

عطسه ..................................145

عقرب ..................................145

عمامه .................................145

عمربن خطّاب(رض) ........................145

عمل نیک ...............................146

عنبر ...................................146

عود ...................................146

عورت ..................................146

عید ...................................146

عیسی پیامبر(ع) .........................147

 

* غ            

غار ...................................148

غایب ..................................148

غبار ..................................148

غذا ...................................148

غربال .................................149

غرق ...................................149

غل و زنجیر ..............................149

غلام ...................................149

غنیمت .................................149

غوّاصی .................................149

غیبت کردن .............................150

غیبگو .................................150

غیرت ...................................150

* ف

فالگیر .................................151

فتنه ..................................151

فرار ..................................151

فرش ...................................151

فرعون .................................151

فرورفتگی زمین ..........................151

فصل ...................................151

فقر ...................................151

فلج ...................................152

فلوت ..................................152

فیل ...................................152

* ق

قابیل .................................153

قاضی ..................................153

قاعدگی ................................153

قبر ....................................153

قرآن ..................................154

قربانی ................................154

قرض ...................................154

قصّاب ..................................155

قصاص ..................................155

قفس ...................................155

قفل ...................................155

قلاده ..................................156

قلب ...................................156

قلعه ..................................156

قلم ...................................156

قیامت .................................157

* ک

کاخ ...................................158

کاسه ..................................158

کاشتن ..................................158

کافر ..................................158

کافور .................................158

کبوتر .................................158

کتاب ..................................159

کدو ...................................159

کرم ...................................159

کسوف ..................................159

کِشت ...................................159

کُشتن ...................................159

کَشتی ..................................160

کُشتی گرفتن .............................160

کشمش ..................................160

کفّاش ..................................160

کف دست ................................161

کعبه ..................................161

کفر ...................................161

کفش ...................................161

کلاغ ...................................162

کلاه ...................................162

کلاه خود ...............................162

کلید ..................................162

کلیسا .................................162

کمر بند ...............................163

کنجد ..................................163

کندن ..................................163

کندوی عسل .............................163

کوشش ..................................163

کوه ...................................163

کینه ..................................164

* گ

گاز گرفتن ..............................165

گاو ماده ..............................165

گاو نر ................................165

گاو میش ...............................166

گچ ....................................166

گذشت ..................................166

گربه ..................................166

گردن ..................................166

گردنبند ...............................166

گرسنگی ................................167

گرگ ...................................167

گرما ..................................167

گری ...................................167

گریه ..................................167

گز ....................................168

گشاده دلی .............................168

گُل ....................................168

گِل و لای ...............................168

گمراهی ................................168

گناه ..................................168

گنج ...................................168

گنجشک .................................169

گنجه ..................................169

گورستان ...............................169

گوسفند ................................169

گوش ...................................169

گوش دادن ..............................169

گوشت ..................................170

گوشواره ...............................170

گیاه سبز ..............................170

* ل

لال ....................................171

لب ....................................171

لحاف ...................................171

لوط پیامبر(ع) ..........................171

لیمو ..................................171

لیوان .................................171

* م

مادر ..................................172

مادر شیری ..............................172

مؤذن ..................................172

مار ...................................172

مارگیر .................................173

ماست ..................................173

ماسه ..................................173

ماه ...................................173

ماهی ..................................173

مجلس ...................................173

محاسبه .................................174

محصول کشاورزی ..........................174

مدفوع .................................174

مدینه .................................175

مرده شور ..............................175

مرزداری ...............................175

مرغ ...................................175

مرگ ...................................175

مروارید ...............................176

مسافرت ................................176

مسجد ..................................176

مسخره کردن ............................177

مسواک .................................177

مسیحی .................................177

مشغول بودن ............................177

مشک ...................................177

مصلا ...................................177

معلّم ..................................178

مغز ...................................178

مکّه ...................................178

مکیدن .................................178

مگس ...................................178

ملخ ...................................178

مناره .................................179

منبر ...................................179

مو ....................................179

موج ...................................179

مورچه .................................179

موریانه ...............................179

موسی پیامبر(ع) .........................180

موش ...................................180

مِه ....................................180

مهر ...................................180

مهمان .................................180

مهندس .................................180

میخ ...................................181

میخانه ................................181

میمون .................................181

میوه ..................................181

میوه فروش .............................181

* ن

ناامیدی ...............................182

نابینایی ..............................182

ناخدا .................................182

نامه  .................................182

نامه رسان .............................182

نان ...................................182

نان خرد شده ...........................183

نانوا .................................183

نجّار ...................................183

نخل ....................................184

نردبان ................................184

نزاع ..................................184

نشستن ..................................184

نصیحت .................................184

نفقه ..................................184

نقاب ..................................184

نقّاش ..................................185

نقره ..................................185

نگهبان شب .............................185

نماز خواندن ............................185

نمک ....................................185

نوح(ع) ................................185

نور ...................................186

نهار ...................................186

نهنگ ...................................186

نی ....................................186

نیزه ..................................186

* و

واعظ ..................................187

وداع گفتن ..............................187

ورم ...................................187

ویرانی ................................187

* هـ

هابیل .................................188

هارون(ع) ..............................188

هتل ...................................188

هدهد ..................................188

هدیه ..................................188

هلال ...................................188

هود(ع) ................................188

هوو ...................................188

* ی

یادگیری ................................189

یاسمن ..................................189

یاقوت .................................189

یتیم ..................................189

یحیی(ع) ................................189

یعقوب(ع) ..............................189

یوزپلنگ ...............................189

یونس(ع) ...............................190

یهود ..................................190

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 پیشگفتار مترجم

حمد و سپاس، خداوندی را سزد که پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر روان پاک پیامبر گرامی اسلام (ص) و آل و یاورانش که چراغ راه سعادت و هدایت بشریت‌اند.

مسلماً هر شخصی در عمر خود رؤیا و خواب دیدن را تجربه نموده است و ممکن است تعبیر آن را نیز، در زندگیش درک کرده باشد. تواتر چنین تجربیاتی ما را از بیان مثال‌ها و داستان‌های واقعی در این مورد، بی‌نیاز می‌کند. دیدن خواب و تعبیر و به وقوع پیوستن آن به حدّی واقعی است که در صحیح‌ترین سخن عالم وجود که کلام پروردگار است، به آن اشاره شده و حقایقی را در مورد آن بیان نموده است : رؤیای ابراهیم (ع)درباره‌ی ذبح فرزندش اسماعیل (ع)،(صافات / 105-102). رؤیای یوسف (ع)، (یوسف / 4) و تعبیر آن (یوسف / 100). خواب پادشاه مصر (یوسف / 43) و تعبیر آن (یوسف / 49-47). خواب پیامبر )ص)در کم شدن تعداد مشرکان قبل از جنگ بدر (انفال / 43) و در مورد داخل شدن به مسجدالحرام در کمال امنیت (فتح / 27).

در سیر نبوی نیز، علاوه بر دو مورد فوق که در قرآن ذکر شده‌اند، مواردی از رؤیا و تعبیر آن با روایاتی صحیح بیان گشته‌اند؛ از جمله خواب پیامبر (ص) قبل از جنگ احد که پیامبر )ص) در آن خواب، گاوی را دیدند که کشته شده بود و نیز، شکافی را در شمشیرشان مشاهده نمودند ؛آن حضرت گاو کشته را به تعداد فراوان شهدا در آن جنگ و شکاف شمشیرشان را به کشته شدن یکی از نزدیکانش که حضرت حمزه بود، تعبیر نمودند. موارد دیگری در سیر نبوی در این‌باره وجود دارد که مؤلف در بخش اول این کتاب به تعدادی از آنها اشاره نموده است.

نظریاتی در مورد دیدن خواب و رؤیا ارائه شده است ،اما همه آنان فقط به صورت یک نظریه باقی ماندند و امید نمی‌رود که علم آدمی در این حیطه به صورت کامل بتواند به سوالات موجود در این مورد پاسخ قطعی دهد، زیرا خواب دیدن و رؤیا مسأله‌ای روحی است و خود روح نیز، ناشناخته است و ناشناخته نیز، باقی خواهد ماند؛ خداوند به کسانی که در مورد روح از پیامبر(ص) سؤال نموده بودند، چنین فرموده است :

štRqè=t«ó¡o„ur) Ç`tã Çyr”9$# ( È@è% ßyr”9$# ô`ÏB ̍øBr& ’În1u‘ !$tBur OçFÏ?ré& z`ÏiB ÉOù=Ïèø9$# žwÎ) WxŠÎ=s% (                                                                                     (اسراء / 85)

«و از تو در مورد روح می‌پرسند، بگو روح از امر پروردگار است و از علم به شما جز بهره‌ی اندکی داده نشده است»

روح آدمی همواره به یک شکل و قالب باقی نمی‌ماند بلکه در شرایط و احوال متفاوت تغییر می‌کند. ابن قیم در کتابش «الروح» بیان می‌کند که روح آدمی از دوران جنینی تا دوران بعد از مرگ و جهان آخرت به پنج صورت متفاوت تغییر می‌کند :

1)             برای بار اول روح وارد جنین می شود و انسان هیج علمی ندارد و روح نیز تحت تأثیر چیزی قرار نمی گیرد .    

2)     بعداز تولد و وارد شدن به محیطی دیگر، روح صورتی متفاوت از صورت اول دارد و با توجه به محیط و معلومات شخص، تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

3)    هنگام خواب نیز ،شعاع یا بخشی از روح از بدن خارج می‌شود، اما تمام روح به طور کامل از بدن خارج نمی‌شود و در این حالت است که انسان خواب می‌بیند.

4)     بعد از مرگ در جهان برزخ ،اگرچه روح به‌طور کامل از بدن خارج شده است ،اما در بعضی موارد، بخش کمی از آن با جسد در ارتباط است و در این حالات، جسد نیز، تحت تأثیر آنچه برای روح پیش می‌آید مانند عذاب قبر یا آرامش و نعمت‌های بعد از مرگ قرار می‌گیرد.

5)     در روز قیامت و هنگام زنده شدن مردگان روحی که وارد جسد می‌گردد با روح دنیوی تفاوت دارد، زیرا با حضور این روح در جسم، جسد به خواب، مرگ یا پوسیدگی دچار نمی‌شود.

خواب ،از آیات و نشانه‌های قدرت خداوند است (روم / 23). خداوند از خواب با کلمه «سُبات» یاد نموده است. (نبأ / 9 و فرقان / 47)؛ یعنی، تعطیل کار به منظور استراحت و تجدید قوا و آرامش و آسایش و اشار لطیفی است به تعطیل برخی از فعالیت‌های اندام‌های بدن هنگام خواب. بعضی از مفسرین سُبات را به معنی مرگ تفسیر نمود‌ه‌اند، زیرا خداوند می‌فرماید : «خداست که شما را در شب می‌میراند». (انعام / 60) و در آیه 42 سور زمر می‌فرماید : «خداوند ارواح را در هنگام مرگ انسان‌ها و هنگام خوابشان برمی‌گیرد. ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنان را صادر نموده است نگاه می‌دارد و ارواح دیگر را (که هنوز اجل‌ صاحبانشان فرا نرسیده به جسم) تا وقت مشخصی بازمی‌گرداند و در این مسأله، نشانه‌های روشنی برای اندیشمندان است». از این‌رو، خواب مردمان، مرگ آنان و بیدار شدن آنان، زنده شدن دوبار آنان است و به همین دلیل، سنت است که هنگام خوابیدن، این اوراد خوانده می‌شود : «بسمک اللهم اموات و احیا» به‌نام تو ای خداوند می‌میرم و زنده می‌شوم «اللهم بک وضعت جنبی و بک ارفعه فأن امسکتها فاغفرلها و ارحمها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادک الصالحین» خداوندا با نام تو پهلویم را بر زمین می‌گذارم و با نام تو برمی‌خیزم اگر جانم را گرفتی آن را ببخش و به آن رحم نما و اگر آن را نگرفتی، از آن محافظت نما؛ آن‌گونه که از بندگان نیکوکارت محافظت می‌نمایی و هنگام بیدار شدن، این ورد خوانده شود : «الحمدالله الذی احیانا بعد ما اماتنا و الیه النشور» ؛یعنی، سپاس خداوندی را که بعد از مرگمان ما را زنده نمود و بازگشت به سوی اوست.

در هنگام خواب، که در روایات به عنوان «برادر مرگ یا وفات صغری» از آن یاد شده است، ارتباط تنگاتنگ بین روح و جسم، کم می‌شود و روح یا قسمت کمی از آن، بدون این‌که به صورت کامل از بدن خارج شود، به‌طور ناقص، با بدن قطع ارتباط می‌کند و در میان عالم روحانی و دنیای جسمانی که به زمان و مکان محدود نیست در جولان و نوسان قرار گرفته و به گشت‌وگذار در آن می‌پردازد؛ و این‌گونه است که فرد خوابیده، وارد عالم رؤیا می‌شود و چیزهایی از گذشته، حال و یا آینده را می‌بیند.

رؤیاهایی که در این حالت، روح می‌بیند بر سه نوع است :

  1. 1.     رؤیای خوشایند، که از جمله نعمت‌های الهی است و باعث شادی و خوشحالی دل‌های مؤمنین است. پیامبر(ص) می‌فرماید : «لم یبق من النبوه الا المبشرات» ؛یعنی،از نبوت به جز رؤیای صالحه که مایه مژده و شادی است چیزی باقی نمانده است.
  2. 2.     رویای ناخوشایند، که از شیطان است و باکمک آن، انسان‌ها را ناراحت می‌کند و دوای آن، پناه بردن به خدا از شرّ شیطان و آنچه که دیده است؛ می‌باشد و نباید آن را نزد دیگران بازگوید که در این صورت، از آن رؤیا، دچار زیان نمی‌گردد و نباید بر تعبیر چنین خواب‌هایی اصرار داشت، زیرا اگر تعبیر شوند ممکن است به همان صورتی که تعبیر شده‌اند، اتفاق بیفتند.
  3. 3.     خواب هایی هستند که تعبیر ندارند و خود این خواب‌ها نیز، بر چندگونه‌اند: افکار درونی انسان هستند یا وقایعی هستند که در زندگی روزمر آن فرد وجود دارد یا خواب‌های پریشان و بی‌معنی هستند که کار شیطان است و آدمی را با آن بازی می‌دهد مانند داستان آن مردی که به پیامبر خدا (ص)گفت : ای پیامبر خدا در خواب دیدم که سرم قطع شده است و جلو من افتاده و با سرعت بالا و پایین می‌جهد و از من دور می‌شود و من نیز، به دنبال آن می‌دویدم. پیامبر (ص) فرمود : «لا تحدث الناس بتلعب الشیطان بک فی منامک» ؛یعنی، چنین خوابی را که در آن شیطان، تو را بازی داده است، برای مردم بازگو نکن.

بعضی از رؤیاها به همان صورت اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد، اما بسیاری از این رؤیاها دارای سمبل و نمادهای مشخصی هستند که به تعبیر درست احتیاج دارند. در مورد تعبیر خواب، کتاب‌های زیادی نوشته شده است؛ بیشتر آن ها ادعا می‌کنند که تعبیرات خود را از استادان ماهر در تعبیر خواب، مانند ابن سیرین اقتباس نموده‌اند، اما در این مورد، سند و مدرک صحیحی ارائه نداده‌اند. اگرچه تواتر تجربیات مردم در دیدن خواب و تعبیر آن ها در طول زمان و بیان این تجربیات، خود به تنهایی باعث شده است که اغلب مطالب این کتاب‌ها در مورد تعبیر خواب راست از آب درآید، اما انتساب‌های نامستند و افزودن به قطر این کتاب‌‌ها، بدون دلیل موجه، اعتبار آن ها را خدشه‌دار نموده است. آنچه که مهم است این است که نباید به کتاب‌های تعبیرخواب به صورت کامل اعتماد نمود، زیرا تعبیر خواب برحسب زمان و مکان و شرایط و احوال محیط یا بینند خواب تغییر می‌کند. مؤلف کتاب حاضر، تلاش نموده است که تعبیرات خواب را بر چهار اصل، پایه‌ریزی نماید : قرآن، سنت، قیاس و معانی لغات. توجّه به دو مورد اول (قرآن و سنت) باعث می‌شود که این کتاب از ویژگی‌ خاصی نسبت به سایر کتب در این زمینه برخوردار باشد. مؤلف، قبل از ارائه فرهنگ الفبایی در تعبیر خواب، به بیان انواع خواب‌ها و شرایط تعبیر آنها با استناد به احادیث صحیح از پیامبر خدا )ص) پرداخته است و رهنمودهایی را ارائه داده است؛ که دانستن آن برای هر مسلمان لازم است و به نظر مترجم، بخشی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، بخش اول این کتاب است. در تعبیر خواب‌ها، این کتاب برخلاف سایر کتب به جزئیات نپرداخته و کمتر تعبیری را به صورت قطعی به خواب نسبت داده است،زیرا همان‌گونه که خود مؤلف در پیشگفتار کتاب به آن اشاره نموده است، تعبیر خواب به شرایط و احوال بینند آن نیز، مرتبط می‌باشد و ممکن است که دیدن یک خواب با یک سلسله اتفاقات همسان برای چند نفر، چند تعبیر متفاوت داشته باشد. اگرچه این کتاب در بیشتر موارد، فقط به ذکر کلّیاتی اشاره نموده است و شاید بسیاری از خوانندگان، تعبیر خواب‌های خود را در آن نیابند؛ استفاده از قرآن و سنت در تعبیر موارد معدودی که بیان گشته است، باعث اطمینان خاطر خوانندگان می‌گردد. توجه به پیشگفتار مؤلف و مطالعه دقیق آن را به خوانندگان این کتاب توصیه می‌کنم تا با توجه به روش‌های تعبیر خواب و نیز، شرایط و احوال خود بتوانند از کلی‌گویی ‌های این تعبیر خواب، به تعبیری صحیح از خواب خود دست یابند. در تعبیر خواب‌های موجود، امکانات مختلفی بیان گشته است که بینند خواب با توجه به شرایط و احوال خود می‌تواند به یکی از آنها که با شرایط او مناسب است، اعتماد نماید. ضمناً جامعه‌ای که موردنظر مؤلف کتاب است یک جامعه اسلامی است و شاید در جوامع غیراسلامی خواب‌ها تعابیر دیگری داشته باشند. به هر حال،عالم روح، عالم بسیار گسترده و ناشناخته ای است و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند آنچه را که در مورد روح و مسایل مرتبط با آن ـ ازجمله تعبیر خواب ـ بیان می‌کند از صحت کامل برخوردار است.

لازم به یادآوری است، از آن‌جا که اصل عربی کتاب، «کیف تعبر رؤیاک فی ضوء القرآن والسنه» اثر آقای خالدبن علی عنبری، برای ترجمه در دسترس نبود مترجم، کتاب حاضر را از ترجمه‌ی کُردی آن توسط آقای الیاس کُردی، به فارسی ترجمه نموده است و مسلماً، ترجمه از روی ترجمه، بیش از ترجمه از منبع اصلی دارای خطا و اشتباه می‌باشد؛ لذا مترجم به بخشایش خوانندگان گرامی امید دارد. ترتیب الفبایی کتاب، براساس لغات عربی بوده و هنگام ترجمه، ترتیب براساس لغات فارسی قرار گرفته است؛ از این‌رو، ترتیب الفبایی مطالب کتاب با اصل آن مطابقت ندارد.

امید است، که خوانندگان از این کتاب بهره مند شوند و نه تنها در مورد تعبیر خواب‌هایشان به قرآن و سنت مراجعه نمایند بلکه در تمام شؤون زندگی، این دو دستگیر هدایت و جدایی‌ناپذیر را راهنما و راهبر خود قرار دهند تا به سعادت دنیا و آخرت دست یابند.

و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین والسلام علی من اتبع الهدی.

صلاح الدین توحیدی خرداد 1383 هـ. ش

E-mail:salahaddintawhidi@yahoo.com

s.tawhidi@jamil.com


پیشگفتار مؤلف 

 

ان الحمدالله نمده و نستعینه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا، من یهده الله فلا مضل له و من یضلل فلا هادی له. و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله ... اما بعد

$pkš‰r'¯»tƒ) tûïÏ%©!$# (#qãYtB#uä (#qà)®?$# ©!$# ¨,ym ¾ÏmÏ?$s)è? Ÿwur ¨ûèòqèÿsC žwÎ) NçFRr&ur tbqßJÎ=ó¡•B (     (آل عمران / 102)

)$pkš‰r'¯»tƒ â¨$¨Z9$# (#qà)®?$# ãNä3­/u‘ “Ï%©!$# /ä3s)n=s{ `ÏiB <§øÿ¯R ;oy‰Ïnºur t,n=yzur $pk÷]ÏB $ygy_÷ry— £]t/ur $uKåk÷]ÏB Zw%y`͑ #ZŽÏWx. [ä!$|¡ÎSur 4 (#qà)¨?$#ur ©!$# “Ï%©!$# tbqä9uä!$|¡s? ¾ÏmÎ/ tP%tnö‘F{$#ur 4 ¨bÎ) ©!$# tb%x. öNä3ø‹n=tæ $Y6ŠÏ%u‘ (    (آل عمران / 102)

)$pkš‰r'¯»tƒ tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä (#qà)®?$# ©!$# (#qä9qè%ur Zwöqs% #Y‰ƒÏ‰y™ ÇÐÉÈ ôxÎ=óÁムöNä3s9 ö/ä3n=»yJôãr& öÏÿøótƒur öNä3s9 öNä3t/qçRèŒ 3 `tBur ÆìÏÜム©!$# ¼ã&s!qߙu‘ur ô‰s)sù y—$sù #·—öqsù $¸JŠÏàtã (                                (احزاب / 70-71)

اما بعد فان اصدق الحدیث کتاب الله و خیر الهدی هدی محمد(ص) و شر الامور محدثاتها، و کل محدثه بدعه و کل بدعه ظلاله و کل ضلاله فی النار.

(ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، آن‌گونه که شایسته‌ی خداوند است، از او بترسید و نمی میرید مگر با حالت مسلمانی).

(ای مردم نسبت به پروردگارتان پرهیزگار باشید، آن پروردگاری که شما را از یک نفْس بیافرید و از آن نفْس نیز، زوجش را آفرید و از آن دو نفر، مردان و زنان بسیار [بر روی زمین] پراکنده نمود و از خدا بپرهیزید که همدیگر را به او سوگند می‌دهید و از این‌‌که پیوند خویشاوندی و صله‌ی رحم را بگسلید، بپرهیزید. به راستی که خداوند مراقب [اعمال] شماست).

(ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن راست و درست بگویید که در این صورت خداوند اعمال‌تان را اصلاح می‌کند و گناهان‌تان را می‌بخشد و به تحقیق هرکس از خدا و پیامبرش اطاعت نماید، به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد).

بعد از بیان این آیات، باید گفت که درست‌ترین سخن، کلام خداست و بهترین راهنمایی، راهنمایی پیامبر(ص) می‌باشد و بدترین امور، بدعت در دین است و هر بدعتی گمراهی و سرانجام هر گمراهی به آتش جهنم می‌انجامد.

با توجه به حدیثی از پیامبر(ص)به روایت بخاری و مسلم که می‌فرمایند : «اذا اقترب الزمان م تکد رؤیا المسلم تکذب» ؛یعنی، (هنگامی که قیامت نزدیک شود، به ندرت خواب افراد مسلمان و با ایمان دروغ از آب درمی‌آید) درست از آب درآمدن بسیاری از خواب‌های افراد باایمان، یکی از نشانه‌های صغرای نزدیک شدن روز قیامت است؛ بیشتر ما نیز، این حقیقت را احساس نموده‌ایم. ممکن است در این مورد حکمت خداوندی این‌گونه باشد که با توجه به حدیث پیامبر(ص) به روایت مسلم که می‌فرمایند : «بدأ الاسلام غریباً و سیعود غریباً کما بدأ» ؛یعنی، (اسلام با غربت آغاز شد و دوباره همانند آغازش، غریب خواهد شد) چون اسلام غریب خواهد شد، خداوند  می خواهددرآخرالزمان مسلمان واقعی را که غریب و نگران شده است؛ با تحقّق خواب‌هایش خوشحال و در مسیرش ثابت قدم نماید.

گرچه امروزه تعداد کتاب‌های تعبیر خواب که ترکیبی از تعابیر نادرست و باطل و احیاناً تعابیر درست و دقیق را دربردارند، بسیار است، اما تعداد کسانی که خداوند به آنان علم و حکمت تعبیر خواب‌ را عطا نموده ؛ بسیار کم است. از این‌رو، این کتاب را به رشته‌ی تحریر درآوردم تا خوانندگان گرامی با روش‌های تعبیر خواب و شرایط تعبیر آنها و تعبیر موارد معدودی که بیشتر آنها از قرآن و سنت پیامبر )ص) گرفته شده است؛ آشنا شوند. این کتاب، ادامه کتاب دیگرم در این مورد، تحت عنوان «روش اهل سنت و جماعت در تعبیر خواب» و در حقیقت کامل‌کننده آن می‌باشد.

از خداوند متعال، طلب یاری می‌نماییم، زیرا تنها او، هدایتگر ما به راه راست است و سپاس و ستایش بی ‌حدّ، او را سزد که پروردگار جهانیان است.

                  خالد بن علی بن محد العنبری


روش‌های تعبیر خواب و شرایط آن و اعمال مربوط به دیدن خواب

 

اول :

خواب سه نوع است :

1. رؤیای صالحه یا خوابی نیکو که مژده‌ای است از طرف خداوند برای بیننده‌ی آن و یک قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پیامبران است.                                                               [بخاری و مسلم]

2. خواب ناپسند و ناخوشایند که از طرف شیطان است و برای مسخره کردن و آزار دادن بیننده‌ی خواب می‌باشد.

3. خوابی که ناشی از خیالات و تفکرات انسان و اعمال روزمرة اوست. خواب‌هایی که به علت عادت‌های روزمره می‌باشند، در این طبقه جای می‌گیرند؛ مثلاً، فردی عادت نموده است که در ساعت معینی از روز غذا بخورد، اگر روزی برخلاف عادت در آن ساعت، غذا نخورد و بخوابد، ممکن است خواب غذا خوردن را ببیند یا اگر در حالت بیداری غذای زیاد خورده باشد، ممکن است در خواب ببیند که استفراغ می‌کند.

غیر از این سه نوع، هر خوابی که دیده شود، خواب‌های پریشان و باطل است و نمی‌توان آنها را تعبیر نمود، زیرا براساس قاعده‌ی مشخصی قرار نگرفته‌اند.

 

دوم

اگر خواب خوشایند و نیکو باشد، شایسته است که بیننده‌ی آن، چهار عمل زیر را انجام دهد :

  1. 1.      خداوند را به خاطر دیدن آن خواب، سپاس گوید.
  2. 2.      به دیگران در مورد آن، مژده دهد.
  3. 3.      نزد هر کس که دوست دارد، آن را بیان کند.
  4. 4.      نزد خود، آن را به امری نیک و شایسته تعبیر نماید، زیرا خواب براساس چگونگی تعبیر آن تحقّق می‌یابد.

 

سوم

اگر خواب ناپسند و ناخوشایند باشد، شایسته است که بیننده‌ی آن هفت عمل زیر را انجام دهد که در صورت انجام دادن آنها، از آن خواب به اراد پروردگار دچار ضرر و زیان نمی‌گردد؛ واز شرّ این خواب به خداوند پناه ببرد.

  1. 1.      با سه بار گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» از شرّ شیطان به خداوند پناه ببرد.
  2. 2.      سه مرتبه، به طرف چپ خود تف کند. [بدون پرت کردن آب دهان. م]
  3. 3.      جهت خوابیدن خود را عوض کند.
  4. 4.      نماز بخواند.
  5. 5.      آن را نزد کسی بیان نکند.
  6. 6.      نزد خود نیز، آن را تعبیر ننماید.

دلیل تمام موارد بالا، احادیثی از پیامبر خدا(ص) می‌باشند.

امام بخاری از ابوسعید خدری، روایت می‌کند که پیامبر خدا(ص) فرموده است : «اذا رأی احدکم رؤیا یحبها فانما هی من الله فلیحمدالله علیها ولیحدث بها و اذا رأی غیر ذالک مما یکره فانما هی من الشیطان فلیستعذ من شرها و لا یذکرها لاحد فانها لا تضره» ؛یعنی، (هرگاه، یکی از شما خوابی دید که از آن خوشش آمد، آن از طرف خداست، پس خداوند را بر آن سپاس گوید و آن را برای دیگران نیز، بیان نماید و اگر خواب ناخوشایندی ببیند، آن از طرف شیطان است ،پس از شرّ آن به خداوند پناه ببرد و آن را نزد کسی بیان نکند که در این صورت، از آن خواب دچار ضرر و زیان نمی‌گردد.)

ترمذی نیز، از ابوهریره روایت نموده است که پیامبر(ص) فرموده است : «اذا رأی احدکم الرؤیا الحسنه فلیفسرها و لیخبر بها و اذا رأی الرؤیا القبیح فلا یفسرها و لا یخبر بها»؛ یعنی، اگر یکی از شما خواب خوبی دید آن را تعبیر نموده و نزد دیگران بازگو نماید و اگر خواب زشت و ناخوشایندی دید آن را تعبیر نکند و نزد دیگران نیز، بازگو ننماید).

بخاری و مسلم از ابوسلمه، روایت نموده‌اند که گفته است : «لقد کنت أری الرؤیا فتمرضنی حتی سمعت ابا قتاده یقول و انا کنت أری الرؤیا تمرضنی حتی سمعت النبی (ص) یقول الرؤیا الحسنه من الله فذا أری احدکم فلا یحدث به الا من یحب و اذا رأی ما یکره فلیتعوذ بالله من شرها و من شرالشیطان و لیتفل ثلاثاً و لا یحدث بها احداً فانها لن تضره»؛ یعنی، (من خواب می‌دیدم و به علت آن مریض می‌شدم تا اینکه شنیدم که ابوقتاده نیز، همانند من به واسطه‌ی خواب‌هایش دچار بیماری می‌شد ،وگفته است که از پیامبر(ص) شنیدم که فرمودند: خواب نیکو از طرف خداوند است، پس هرکس ببیند، جز نزد آن‌‌کس که دوستش دارد، آن را بازگو نکند و اگر کسی خواب ناخوشایند و نامطلوبی را ببیند پس از شرّ آن و شرّ شیطان به خداوند پناه ببرد و سه بار تف نماید و آن را نزد کسی بازگو ننماید که در این صورت، دچار زیان نمی‌گردد).در روایت مسلم آمده است:
(اگر کسی خوابی مطلوب و نیک ببیند آن را مژده دهد و نزد کسی بازگو نماید که دوستش دارد.)

اما مسلم از جابر، روایت می‌کند که پیامبر(ص)  فرمودند : «اذا رأی احدکم الرؤیا یکرهها فلیبصق عن یساره ثلاثاً و لیتعذ بالله من الشیطان ثلاثاً و لیتحول عن جنبه الذی کان علیه»؛ یعنی، اگر یکی از شما خوابی نامطلوب و ناپسند را دید، سه بار به طرف چپ خود تف نماید و سه بار بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و از آن سمت که خوابیده است روی برگرداند و به سمت دیگر بخوابد).

و نیز، امام مسلم از ابوهریره، روایت نموده است که پیامبر خدا(ص) فرمودند : «فان رأی احدکم ما یکره فلیقم فلیصل و لا یحدث بهاالناس»؛ یعنی، (اگر یکی از شما خواب ناخوشایندی دید پس  برخیزد و نماز بخواند و آن را برای کسی بازگو ننماید).

چهارم

برای دست یافتن به تعبیری درست از خواب باید به مراحل زیر، توجه نمود :

  1. 1.    آن قسمت از خواب باید تعبیر شود که: دارای اهمیت است، به امری واقعی اشاره دارد، برای تنبیه بیننده‌ی خواب است، مژده‌ای برای او یا سودی دنیوی و اخروی در آن باشد. به قسمت‌هایی از خواب که پریشان و نامفهومند و تعبیر درستی ندارند، نباید توجه نمود.
  2. 2.    برای تعبیر تک تک امور مهم خواب باید در قرآن، حدیث پیامبر (ص)، قیاس ،تشبیه، واژه‌شناسی و معنی اسامی، اصل وریشه ای یافت. [برای روشن شدن موضوع فوق به مثال‌های زیر توجه نمایید].


تعبیر براساس آیات قرآن

 

ریسمان : دیدن آن را در خواب، به عهد و پیمان تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «واعتصموا بحبل الله» ؛یعنی، (به ریسمان خداوند ، پیمان خداوند، چنگ زنید.)

کشتی : دیدن آن را درخواب، به نجات یافتن تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «و انجیناه و اصحاب السفینه»؛یعنی، (او [نوح] و آنان را که در کشتی بودند؛ نجات دادیم.)

تخته : دیدن آن را در خواب، به نفاق تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «کأنهم خشب مسنده» ؛یعنی، ([منافقان] مانند تخته‌ای هستند که [بر دیوار] تکیه داده شده‌اند.)

سنگ : دیدن آن را در خواب، به سنگدلی تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «فهی کالحجاره او اشد قسوه»؛ یعنی، ([دل‌های آنان] مانند سنگ یا سخت‌تر از آن است.)

نوزاد شیرخوار : دیدن آن را در خواب، به دشمن تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «فالتقتطه آل فرعون لیکون لهم عدواً و حزناً»؛ یعنی، (پس خاندان فرعون، او ـ موسی که نوزادی شیرخوار بود ـ را از آب گرفتند تا دشمن آنان و مایه‌ی اندوهشان گردد.)

خاکستر : دیدن آن را در خواب، به از بین رفتن اعمال تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «مثل الذین کفروا بربهم کرما داشتدت به الریح» ؛یعنی،(مثل اعمال آنانی‌که به پروردگارشان کافر گشتند، همانند خاکستری است که باد آن را پراکنده نماید.)

آب : دیدن آن را در خواب، به فتنه و آزمایش و آشوب تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «لأسقیناهم ماء غدقاً لنفتنهم فیه» ؛یعنی، (آب زیاد بهر آنان می‌گردانیم تا بدان آنان را بیازماییم.)

خوردن گوشت : دیدن آن را در خواب، به غیبت کردن از دیگران تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «أیحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتاً» ؛یعنی، (آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرد خود را بخورد [غیبت برادر مسلمان نیز، چنین است.)

سبزی، خیار، پیاز، سیر و عدس : دیدن و انتخاب آنها در خواب، به تبدیل کردن چیزهای خوب، ازقبیل علم، دارایی، خانه، همسر و ... به شکل های بد آن  تعبیر نمایید؛ به دلیل این آیه: «فادع لنا ربک یخرج لنا مما تنبت الارض من بقلها و قثائها و فومها و عدسها و بصلها قال اتستبدلون الذی هو ادنی هو ادنی بالذی هو خیر»؛ یعنی، ([بنی‌اسرائیل به موسی گفتند :] از پروردگارت بخواه که برای ما از روییدنی‌های زمین از قبیل سبزیجات، خیار، سیر، عدس و پیاز بیرون آورد. موسی گفت: آیا آنچه را که پست است جایگزین آنچه که خوب است، می‌نمایید .)

درخت نیکو و زیبا : دیدن آن رادر خواب،به سخن زیبا و پاک ،ودرخت زشت را به سخن زشت و ناپسندتعبیر نمایید؛به دلیل آیه‌:«و مثل کلمه طیبه کمثل شجره طیبه ...»؛یعنی،(مثل سخن سودمند و پاک،هماننددرختی پاک و میوه دار است ...)

بوستان :دیدن آن را در خواب، به عمل انسان و سوختن آن را به باطل شدن اعمال نیک تعبیرنمایید؛به دلیل آیه: «فأصابها اعصار فیه نار فاحترقت»؛یعنی،(گردبادی که در آن آتش باشد و بر باغ و بوستان برخورد کند و آن را بسوزاند.[از بین رفتن عمل نیک نیز چنین است])

تخم پرنده :دیدن تخم پرندگان رادرخواب،به  زن تعبیر نمایید؛ زیرا خداوند حوریان بهشت را به تخم پرندگان تشبیه فرمودند:«کأنهن بیض مکنون»؛ یعنی، (انگار تخم‌هایی هستند که [زیر پر و بال پرندگان] پنهان شده‌اند.)

لباس و پوشاک : دیدن آن را در خواب، به زن تعبیر نمایید؛ زیرا خداوند در مورد زنان می‌فرمایند : «هن لباس لکم»؛ یعنی، (آنان لباس و پوشش شما هستند).

روشنایی و تاریکی : نور و روشنایی را به هدایت و تاریکی را به گمراهی تعبیر نمایید؛ زیرا خداوند هدایت مردم و بیرون آوردن آنان را از گمراهی، توسط پیامبر(ص) به خارج نمودن آنان از تاریکی به روشنایی تشبیه می‌کنند و می‌فرمایند : «یخرجهم من الظلمات الی النور»؛ یعنی، [پیامبر(ص)] آنان را از تاریکی‌ها خارج نموده، به سمت نور رهنمون می‌سازد.)


تعبیر براساس احادیث پیامبر(ص)

 

کلاغ : دیدن آن را در خواب، به مردی فاسق تعبیر نمایید؛ زیرا پیامبر(ص) از کلاغ به نام فاسق نام برده است.

موش : دیدن آن را در خواب، به زنی فاسق تعبیر نمایید؛ زیرا پیامبر(ص) از آن به عنوان فاسق کوچک فوسیقه نام برده است.

ظرف شیشه‌ای نازک و ظریف : دیدن آن را در خواب، به زن تعبیر نمایید؛ زیرا پیامبر(ص) زنان را به آن تشبیه نموده است و به انجشه فرموده است : «و یحک انجشه رویداً سوقک بالقواریرن»؛ یعنی، (چه می‌کنی ای انجشه، با ظرف‌های شیشه‌ای و نازک، ـ زنان ـ مدارا کن و با آنان با آرامی رفتار نما) ـروایت از بخاری و مسلم. «قواریر» جمع «قاروره» می‌باشد که ظرفی شیشه‌ای و نازک است و چون زود می‌شکند، زنان به آن تشبیه شده‌اند.

پیراهن : دیدن آن را در خواب، به ایمان و دیانت ، تعبیر نمایید؛ زیرا پیامبر(ص) می‌فرمایند: «رأیت الناس عرضواً علی و علیهم قمص منها ما یبلغ الثدی و منها ما یبلغ ما دون ذلک و عرض علی عمر بن الخطاب و علیه قمیص یجره. قالوا فما اولته یا رسول الله(ص) ؟ قال : الدین»؛ یعنی، (در خواب مردم را بر من عرضه نمودند و آنها پیراهن‌هایی بر تن داشتند بعضی از پیراهن‌ها تا سینه ی افراد یاکمتر از آن می‌‌رسید؛ اما عمربن خطاب، بر من عرضه شد در حالی‌که، پیراهنش به دنبالش کشیده می‌شد. اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا، آن را به چه چیز تعبیر می‌نمایی؟ فرمود : دین.)                  روایت از بخاری و مسلم

شیر و ماست : دیدن آن را در خواب، به دانش و آگاهی تعبیر نمایید؛زیرا پیامبر(ص) آنها را این‌گونه، تعبیر نموده است.

زن سیاه با موهای ژولیده : دیدن آن را در خواب، به بیماری وبا تعبیر نمایید؛ به دلیل حدیثی از پیامبر(ص) که فرموده اند: «رأیت کأن امراه سوداء ثائره الرأس خرجت من المدینه حتی قامت بمهجه ـ و هی الجحنه ـ فأولت ان وباء المدینه نقل الیها»؛ یعنی، (در خواب دیدم که زن سیاهی با موهای ژولیده از مدینه بیرون رفت تا اینکه به «مهجه» رسید و این خواب را این ‌گونه تعبیر می‌نمایم که وبای مدینه به مهجه نیز، برسد).            روایت از بخاری

ابر باران‌زای سودمند : دیدن آن را در خواب، به علم و هدایت تعبیر نمایید؛ زیرا پیامبر(ص) آن را این‌گونه تشبیه نموده و فرموده است : «مثل ما بعثنی الله به من الهدی والعلم کمثل غیث ...»؛ یعنی، (مثل آن هدایت و علمی که خداوند مرا باآن‌ها برانگیخت مانند ابری است که از آن بارانی سودمند ببارد.)

                                                                             بخاری و مسلم

راه راست و دیوار : دیدن راه راست را در خواب، به دین اسلام تعبیر نمایید و دیوار و حدود را به حدودات الهی تعبیر نمایید.

در بسته : دیدن آن را در خواب، به آن چیزهایی که خداوند حرام نموده است تعبیر نمایید. چنین تعبیری از راه راست، دیوار و در بسته، به دلیل این روایت است که نواس از پیامبر خدا(ص) نقل نموده است: «ضرب الله مثلاً صراطاً مستقیماً و علی جنبتی الصراط سوران فیهما ابواب مفتحه و علی الابواب ستور مرخاه»؛ یعنی، (خداوند مثلی آورده است از راه راستی که در دو طرف آن، دیوارهایی وجود داردو در آنها درهای باز تعبیه شده است که با پرده‌هایی پوشیده شده‌اند.)

                                                                        احمد، ترمذی و ...

خانه : دیدن آن را در خواب، به بهشت تعبیر نمایید.

سفره : دیدن آن را در خواب، به دین اسلام تعبیر نمایید؛ و کسی که دیگران را سر سفره دعوت می‌کند، دعوت‌کننده به سوی اسلام است؛ پس هر کس در خواب دعوت را اجابت نماید و داخل خانه شود مژده‌ای است برای داخل شدن به بهشت (انشاءالله). تعبیر خانه و سفره آن‌گونه که بیان شد؛ براساس حدیثی است که امام بخاری از پیامبر(ص) روایت نموده است : «جائت الملائکه الی النبی(ص)  و هو نائم ... و فیه مثله کمثل رجل بنی داراً و جعل فیها مأدبه و بعث داعیاً فمن اجاب الداعی دخل الدار و اکل من المأدبه و من لم یجیب الداعی لم یدخل الدار و لم یأکل من المأدبه»؛ یعنی، هنگامی‌که پیامبر(ص) خوابیده بودند، فرشتگان پیش ایشان آمدند ... و در آن آمده است که مثل دین اسلام همانند مردی است که خانه‌ای ساخته و سفره‌ای را در آن گسترانیده و کسی را فرستاده است تا مردم را به آن خانه دعوت نماید، پس هرکس دعوت را اجابت نماید؛ وارد خانه شده و از غذا نیز، بخورد و هرکس دعوت را اجابت ننماید؛ وارد خانه نشده و از غذا نیز، نمی‌خورد.

شتر : دیدن آن را در خواب، به عزّت و توانایی تعبیر نمایید.

گوسفند : دیدن آن را در خواب، به برکت تعبیر نمایید.

اسب : دیدن آن را در خواب، به خیر و نیکی تعبیر نمایید. تعبیر دیدن شتر، گوسفند و اسب براساس حدیثی است که ابن ماجه از پیامبر(ص) روایت نموده است : «الأبل عزلاهلها والغنم برکه والخیر معقود فی نواصی الخیل الی یوم القیامه»؛ یعنی، (شتر برای صاحبش عزّت و گوسفند مایه‌ی برکت است، و خیر و نیکی تا روز قیامت به پیشانی اسب گره زده شده است.)

سگی که استفراغ خود را بخورد : به مردی تعبیر می‌شود که هدیه‌ای به کسی می دهد، سپس آن را پس می گیرد؛ به دلیل این حدیث که بخاری و مسلم آن را روایت نموده‌اند: «العاد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه»؛ یعنی، (کسی که هدیه‌اش را پس بگیرد، مانند کسی است که استفراغ خود را بخورد.)

ترنج : به مؤمنی  تعبیر شود که قرآن می‌خواند.

خرما : به مؤمنی  تعبیر شود که قرآن نمی‌خواند.

ریحان : به منافقی  تعبیر شود که قرآن می‌خواند.

حنظل (هندوانه‌ی ابوجهل) : به منافقی تعبیر شود که قرآن نمی‌خواند. تعبیرات فوق، براساس حدیثی است که بخاری و مسلم از پیامبر(ص) روایت نموده‌اند : «مثل المؤمن الذی یقرأ القرآن مثل الأترجه ریحها طیب و طعمها طیب و مثل المؤمن الذی لا یقرأ القرآن کمثل التره لا ریح لها و طعمها حلو، و مثل المنافق الذی یقرأ القرآن کمثل الریحانه ریحها طیب و طعمها مر و مثل المنافق الذی لا یقرأ القرآن کمثل حنظله لیس لها ریح و طعمها مر»؛ یعنی، (مثل مؤمنی که قرآن می‌خواند، مانند ترنج (شمام) است؛ که هم بویش مطبوع است هم طعمش، نیکو و مطلوب.

مثل مؤمنی که قرآن نمی‌خواند، مانند خرما است که بویی ندارد؛ اما طعمش شیرین است. مثل منافقی که قرآن می‌خواند، مانند ریحانی است که بوی خوش دارد؛ اما طعمش تلخ است و مثل منافقی که قرآن نمی‌خواند، مانند حنظل (هندوانه‌ی ابوجهل) است که بوی خوش ندارد و طعمش هم، تلخ است.

ستم و بخالت : ستم، به تاریکی و ناراحتی و بخالت، به هلاکت و خون‌ریزی تعبیر شود، زیرا پیامبر(ص) می‌فرمایند : «اتقوا الظلم فأن الظلم ظلمات یوم القیامه واتقو الشح فأن الشح اهلک من کان قبلکم حملهم ان یسفکوا دمائهم و استحلوا محارمهم»؛ یعنی، (از ظلم و ستم به دیگران اجتناب ورزید؛ زیرا ستم، تاریکی و ناگواری روز قیامت را به دنبال دارد، و از بخالت، دوری گزینید؛ زیرا آن باعث هلاکت پیشینیان شما گشته است و آنان را به ریختن خون و هتک ناموس یکدیگر کشانده است.)

                                                                                        مسلم

درخت خرما : به انسان مؤمن تعبیر شود؛ به دلیل این حدیث که ابن عمر از پیامبر(ص) روایت نموده است :«ان من الشجره لا یسقط ورقها و انها مثل المسلم. حدثونی ما هی؟ قال ابن عمر فوقع الناس فی الشجر البوادی و وقع فی نفسی انها نخله ثم قالوا حدثنا ما هی یا رسول الله؟ قال هی النخله»؛ یعنی، (در میان درختان، درختی است که برگ‌هایش نمی‌ریزد و مسلمان، مانند آن است. به من بگویید آن، چه درختی است؟ ابن عمر می‌گوید: افراد حاضر شروع به نام بردن از درختان بیابانی نمودند؛ اما من در دل خود گفتم که آن باید درخت خرما باشد. در نهایت، از پیامبر(ص) پرسیدند که ای پیامبر خدا، آن، چه درختی است؟ ایشان فرمودند : آن، درخت خرماست.)

                                                                             بخاری و مسلم

عطرفروش و آهنگر : اولی به دوست خوب و نیکوکار و دومی به همنشین بد تعبیر شود به دلیل این حدیث پیامبر(ص) : «مثل جلیلس الصالح و جلیس السوء ...». (متفق علیه)


تعبیر براساس تشبیه و قیاس

 

آتش : به فتنه و آشوب تعبیر شود؛ زیرا آتش، هر چیزی را که نزدیکش باشد، می‌سوزاند و از بین می‌برد؛ فتنه و آشوب نیز، چنین است.

ستاره : به عالم و دانشمند تعبیر شود؛ زیرا مردم با ستاره‌ها، راه‌های خود را پیدا می‌کنند و علما نیز، راهنمای مردم هستند.

آهن یا هر نوع سلاح : به قدرت و پیروزی تعبیر شود.

بوی خوش : به سخنان زیبا، تمجید نمودن و کردار نیک تعبیر شود.

خروس : به مردی شجاع و بانفوذ تعبیر شود.

مار : به دشمن یا بدعت‌گر تعبیر شود؛ زیرا زهرش کشنده است و دشمن و بدعت‌گر نیز، این‌گونه ‌هستند.

بیرون رفتن مریض از خانه : اگر بدون سروصدا و حرف زدن از خانه بیرون رود، به مردنش تعبیر می‌شود و اگر با حرف زدن از خانه بیرون رود، به زنده ماندنش تعبیر می‌شود.

بیرون رفتن از در تنگ : به پیروزی و نجات تعبیر شود.

سفر کردن : مسافرت نمودن از جایی به جای دیگر به تغییر و تحول در شرایط و احوال فرد تعبیر شود.

مردن : به توبه نمودن و بازگشت به سوی خدا تعبیر شود؛ زیرا مردن، بازگشت به سوی خداست.

زراعت و کاشتن : به کردار انسان تعبیر شود.

سگ : به مهمان داری نکردن و ورّاجی تعبیر شود.

شیر : به فردی قدرتمند و بانفوذ تعبیر شود.

روباه : به فردی پیمان‌شکن و نیرنگ ‌باز تعبیر شود.

اعضای اضافی بر روی بدن : اگر آن عضو اضافی، زیبا و متعادل باشد به خیر و نیکی و اگر نامتعادل و زشت باشد، به شر و بدی تعبیر شود.

هر نوع بالا رفتن و پایین آمدن : اولی به پیروزی و دومی به شکست تعبیر شود.


تعبیر خواب براساس اسامی و واژه‌شناسی

 

مثلاً، اگر در خواب فردی را ببینید که اسمش «راشد» است، می‌توان آن را به «هدایت و راهنمایی به راه راست» تعبیر نمود؛ زیرا راشد؛ یعنی، کسی که راه راست را در پیش گرفته است و بر همین اساس اگر اسم شخص «سالم» باشد به «سلامتی» و اگر «سعید» باشد به «خوشبختی» تعبیر شود. نام های: «عقبه» را به «عاقبت کار»، «نافع» را به «سود و منفعت»، «رافع» را به «بلندی و رفعت»، «احمد»  را به سپاسگزاری و «صالح» را به «نیکوکاری» تعبیر نمایید. امام مسلم از انس، روایت می‌کند که پیامبر خدا(ص) فرمودند : «رأیت ذات لیله کأنا فی دار عقبه بن رافع، فأتینا برطب من رطب ابن طاب، فأوله الرفعه لنا فی‌الدنیا و العاقبه فی دیننا و ان دیننا قد طاب» ؛یعنی، (شبی در خواب دیدم که در خانه‌ی عقبة بن رافع هستم و مقداری خرمای پاک و رسیده را برای ما آوردند. من این خواب را این‌گونه، تعبیر می‌نمایم که ما در دنیا به بلندی و رفعت دست می‌یابیم و در دین‌ نیز، عاقبت به خیر خواهیم شد؛ زیرا دین ‌ما، دین پاک و کاملی است.)

خوانندة گرامی، اگر شما خوابی را دیدید، سعی نمایید براساس مطالبی که توضیح داده شدند، آنها را تعبیر نمایید و اگر نتوانستید، خوابتان را با هیچ یک از موارد فوق، تعبیر نمایید؛ از کتاب‌های تعبیر خواب، که مورد اطمینان هستند، استفاده نمایید.

اکنون، بعد از مشخص نمودن اصولی که خواب باید براساس آنها تعبیر شود ـ قرآن، حدیث، قیاس و تشبیه و واژه‌شناسی ـ نمونه‌هایی را بیان می‌کنیم تا شما خوانندة عزیز، با توجه به آنها و بررسی تعبیر آنها ، بتوانید تعبیر روشنی برای خواب‌های خود بیابید. این نمونه‌ها همگی تعابیری هستند که استاد تعبیر خواب، «ابن سیرین» آنها ارائه داده است.

نمونه‌ی اول : «حجاح بن یوسف» در خواب دید که دو کنیز از آسمان پایین آمده‌اند و او یکی از آنها را با خود برده و دیگری به آسمان برگشته است. تعبیر این خواب را از «ابن سیرین» پرسیدند و او نیز، خواب را این‌گونه، تعبیر نمود که آن «دو کنیز»، «دو فتنه»‌اند و «حجاج» فقط به یکی از آنها گرفتار می شود. حقیقتاً این‌گونه شد؛ آن دو فتنه، فتنه‌ی «ابن اشعث» و فتنه‌ی «ابن مهلب» بود که حجاج به فتنه‌ی «ابن اشعث» گرفتار شد، اما به دیگری نه.

در این خواب، دو نشانه‌ی عمده وجود داشت : اول، دو کنیز و دوم ، بردن یکی از آن دو کنیز توسط حجاج و بازگشت دیگری. در تعبیر نشانه‌ی اول، «ابن سیرین» از اصل حدیث پیامبر(ص) استفاده نمود و «زن» را «فتنه» تعبیر نمود؛ زیرا پیامبر(ص) می‌فرمایند : «ما ترکت بعدی فتنه اضر علی الرجال من النساء»؛ یعنی، (بعد از رفتنم، هیچ فتنه‌ای را زیان بار‌تر از زنان برای مردان نمی‌یابم.)                                                              بخاری و مسلم

برای تعبیر نشانه‌ی دوم نیز، از قیاس و فهم خود بهره برده و گرفتن کنیز را رسیدن به آن فتنه، تعبیر نموده و در حقیقت، تعبیر خواب نیز، همان‌گونه شد که او پیش ‌بینی کرده بود.

نمونه‌ی دوم : مردی نزد ابن سیرین آمد و گفت: با زنی ازدواج نموده‌ام؛ در خواب دیدم که سیاه و کوتاه‌قد شده است. ابن سیرین گفت: «سیاهی» اش نشانه‌ی «ثروت و مالداری» او و «کوتاه‌قد» بودنش دالّ بر «عمر کوتاه»اش است. در حقیقت، این خواب نیز، این‌گونه تحقق یافت؛ بعد از مدتی، آن زن دار فانی را وداع گفت، و مَرد، صاحب میراث او شد.

در این خواب نیز، دو نشانه‌ی عمده وجود داشت : اول، سیاهی آن زن و دوم، کوتاه‌قد بودنش. در این مورد، ابن سیرین برای تعبیر نشانه‌ی اول از اصل واژه‌شناسی استفاده نمود؛ زیرا در زبان عربی اگر یکی دارای پول و ثروت فراوان باشد، می‌گویند : «لفلان سواد»؛ یعنی، فلانی سیاهی بسیار دارد. برای تعبیر نشانه‌ی دوم نیز، ابن سیرین از تشبیه و قیاس بهره برده و قد کوتاه زن را به عمر کوتاهش تشبیه کرده و در نهایت، با کنارهم گذاشتن این دو تعبیر، تعبیر فوق را مطرح کرده بود.

نمونه‌ی سوم : عبدالله بن مسلم می‌گوید : ‌گاهی در مجلس ابن سیرین حاضر می‌شدم و بعد از برخاستن از مجلس او به مجلس «اباضیه»‌ها می‌رفتم [اباضیه، گروهی گمراه از خوارج بودند که رئیس آنان عبدالله بن اباض نام داشت] و با آنان نشست و برخاست می‌کردم. شبی در خواب دیدم که همراه با عدّه‌ای،جنازه‌ی پیامبر(ص) را بر دوش خود حمل می‌کردم. نزد ابن سیرین آمده، خواب را برایش تعریف نمودم. ابن سیرین گفت : چرا با قومی نشست و برخاست می‌کنی که می‌خواهند آنچه را پیامبر(ص) آورده است، دفن کنند.

در این خواب نیز، دو نشانه وجود دارد : اول، جنازه‌ی پیامبر(ص) و دوم، حمل آن بر دوش و قصد  دفن آن. در تعبیر نشانه‌ی اول، ابن سیرین «جنازه‌ی پیامبر(ص)» را به «آیین حقّی» که آن حضرت آورده است، و نشانه‌ی دوم را به دفن و از بین بردن آن آیین، قیاس نموده است.

نمونه‌ی چهارم : مردی نزد ابن سیرین آمد و گفت در خواب دیدم که تاجی از طلا بر سرم گذاشته‌ام. ابن سیرین گفت : از خدا بترس، پدرت در غربت چشمانش را از دست داده است و از تو می‌خواهد که نزد او بروی. مرد به خانه برگشت و دید که نامه‌ای از پدرش رسیده که در آن، از کوری خود خبر داده و از پسرش خواسته است که نزد او برود.

در این خواب، سه نشانه وجود دارد : اول، سر؛ دوم، تاج و سوم، طلا. برای تعبیر نشانه‌ی اول، ابن سیرین از اصل واژه‌شناسی، استفاده نموده است؛ زیرا «سر» به معنی «ریاست و بزرگی» نیز، به کار می‌رود و رئیس و بزرگ هر شخصی، پدرش می‌باشد. «تاج» از پوشش‌های غیرعربی است و سرزمین غیرعرب نیز، برای اعراب، «سرزمین غربت» به حساب می‌آید و «طلا» نیز، دلیل بر «از دست دادن بینایی» می‌باشد. از تعبیر این سه نشانه، ابن سیرین تعبیری را ارائه داد که راست از آب درآمد.

آنچه که جای تأمل دارد این است که این خواب‌ها براساس تعبیری که ابن سیرین برای آنها ارائه داده بود، به وقوع پیوستند؛ زیرا خواب‌ها براساس تعبیر آنها اتفاق می‌افتند. حاکم از انس بن مالک، روایت نموده است که پیامبر(ص) فرمودند : «ان الرؤیا تقع علی ما تعبر و مثل ذلک مثل رجل رفع رجله فهو یتنظره متی یضعها فاذا رأی احدکم رؤیا فلا یحدث بها الا ناصحاً او عالماً»؛ یعنی، (خواب آن‌گونه که تعبیر می‌شود، اتفاق می‌افتد و وقوع آن، مانند کسی است که پای خود را برداشته است و منتظر است تا ببیند که چه وقت آن را روی زمین بگذارد. پس هرگاه یکی از شما خوابی را دید، آن را جز نزد عالم یا ناصحی، بازگو ننماید.) ابوداود، ترمذی، و ابن ماجه نیز، از ابورزین عقیلی روایت نموده‌اند که پیامبر(ص) فرموده است : «الرؤیا علی رجل طائر مالم تعبره فأذا عبرت وقعت ...»؛ یعنی، (خواب اگر تعبیر نشود چونان پرنده‌ای پرواز می‌کند و به وقوع نمی‌پیوندد؛ اما اگر تعبیر شود، واقع می‌شود ...)

از این‌رو، شایسته است که خواب تا جایی که امکان دارد، بدون زیاده‌روی و عدول از حق، به خیر و شیوه‌ای پسندیده ؛تعبیر شود و اگر این امکان وجود نداشت، تعبیر نکردن آن بهتر است. ابن وردی در این مورد، می‌گوید :

و هی علی جناح طائر اذا اولتها حلت ببشری او اذی

خواب بر بال پرنده و در حال پرواز است؛ اما اگر تعبیر شود، مژده‌آور یا زیان‌بار  خواهد شد.

اگر بتوان، برای خواب دو تعبیر متفاوت مطرح کرد ، باید دید که کدام یک بهتر و به اصول تعبیر خواب و تناسب واژه‌ها نزدیک‌تر است تا خواب همانگونه تعبیر شود. المناوی در شرح «الفیه‌ی وردیه» از عده‌ای از بزرگان نقل می‌کند که فرموده‌اند : ضروری است که معبّر خواب، آرام و باحوصله باشد تا تعبیرش، تعبیری درست و کامل باشد و باید به کیفیت واژه‌ها و کلمات به دقّت، توجه نماید تا بتواند امور درست و بامعنی را از مسایل بی‌معنی و پریشان، تشخیص دهد و به دلایل و اهداف آن خواب توجه کامل نماید، سپس قوانین تعبیر خواب را بر آنها تطبیق نماید و اگر خواب دارای دو معنا بود، آن معنایی را انتخاب نماید که تناسب بیشتری [با شرایط و احوال] داشته باشد.

ممکن است تعبیر خواب، در مورد بیننده‌ی آن واقع نشود و برای افراد خانواده، برادر، دوست یا افراد نزدیک، تحقق یابد و این زمانی است که امکان وقوع، برای بیننده ی خواب وجود نداشته باشد.

پیامبر(ص) در خواب، ابوجهل را دید که با وی بیعت نمود. در این مورد، ابوجهل به پسرش عکرمه تعبیر شد که در نهایت به پیامبر(ص) ایمان آورد و پیامبر(ص) فرمودند:این، تعبیر خوابی است که دیده بودم. پیامبر(ص) در خواب دیدند که اسید بن عاص، والی مکه شده است و در نهایت، پسر اسید، والی مکه شد.

اگر تعبیر خوابی باعث برملا شدن عیب مسلمانی گردد که خداوند آن عیب را پنهان نموده است، باید از فاش نمودن و بیان آن تعبیر خودداری کنید ؛در صورت بیان آن، باید از نام بردن فرد موردنظر اجتناب نمایید، زیرا در این صورت، دربارة برادر مسلمان خود غیبت نموده و دچار گناه شده‌اید. ابن وردی نیز، می‌گوید : اگر خوابت بیانگر عیب مردم بود، آن را پنهان دار و همواره آن وجه از تعبیر را انتخاب نمایید که بهتر و نیکوتر است.

بیان این مطلب، ضروری است که خواب باید متناسب با بیننده‌ی آن و مرتبه ی اجتماعی او، تعبیر شود. برای هر فرد، آن تعبیر متناسب است که با شرایط و احوالش سازگار باشد. ممکن است خوابی برای شخصی، رحمت و همان خواب برای دیگری، زحمت و عذاب باشد. گویند روزی، مردی از ابن سیرین سؤال نمود : در خواب دیدم که اذان می‌گویم، تعبیر آن چیست؟ ابن سیرین در جواب گفت : به زیارت خانه‌ی خدا می‌روی و فریضه‌ی حج به جا می‌آوری. بعد از مدتی، شخصی دیگر دقیقاً همان سؤال را از ابن سیرن پرسید و او نیز، در جواب آن مرد گفت : تو دزدی خواهی کرد و دستت را به خاطر آن، قطع خواهند کرد. آنان که شاهد آن دو ماجرا بودند از ابن سیرین پرسیدند : چگونه برای یک خواب دو تعبیر متفاوت نمودی؟ او نیز، در جواب گفت : اولی، مرد نیکوکار و خوبی بود و من نیز، براساس این آیه‌ی قرآن:

šbºsŒr&ur) šÆÏiB «!$# ÿ¾Ï&Î!qߙu‘ur ’n<Î) Ĩ$¨Z9$# tPöqtƒ Ædkptø:$# Ύy9ò2F{$# (      

                                                                                          (توبه / 3)

«این اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به همه‌ی مردم در روز بزرگ ترین حج»

اذان را به حج، تعبیر نمودم، اما دومی مرد شرور و بدکرداری بود و براساس این آیه از قرآن:

)tb©Œr& îbÏiŒxsãB $ygçF­ƒr& 玍Ïèø9$# öNä3¯RÎ) tbqè%̍»|¡s9 ( (یوسف / 70)

«ندادهنده‌ای فریاد زد ای کاروانیان شما دزدید»

اذان گفتنش را به دزدی، تعبیر نمودم.

اگر بچه‌ای کوچک، خواب ببیند، تعبیرش برای والدینش است و هم‌چنین، تعبیر خواب بَرده، برای اربابش و زن، برای شوهرش می‌باشد و همه‌ی این‌ها در صورتی است که تعبیر آن خواب، متناسب با  شرایط آنها نباشد. ابن وردی در این مورد، می‌گوید :

والعبد رؤیاه تخص المولی و ما تری المراه نال البعلا

وانقل الی الوالد رؤیا الطفل ان کان هؤلاء غیر اهل

؛یعنی، (خواب بَرده از آن ارباب است و آنچه را زن در خواب می‌بیند به شوهرش می‌رسد. خواب بچه به والدینش برمی‌گردد و همه‌‌ی این‌ها در صورتی است که خود، شایسته‌ی [تعبیر آن خواب] آن نباشند).

المناوی در مورد کیفیت تعبیر چیزهایی عجیب و غریب و نامشخص، در شرح الفیه‌ی وردیه می‌گوید : اگر اول تا آخر خواب، برای شما معلوم باشد، تعبیر آن ساده است، اما اگر بخشی از خواب مشخص و بخشی دیگر نامشخص و پریشان باشد، ابتدا قسمت معلوم آن را تعبیر نمایید؛سپس  قسمت نامعلوم آن را بیشتر مورد بررسی و دقّت قرار دهید و در صورت امکان، آن بخش را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم نمایید و درصدد درک جداگانه‌ی آنها باشید و در صورت درک آنها، تعبیر مشخصی برای آنها بیابید و از مجموع آنها تعبیری کلی، برای خواب مطرح کنید. اگر درک و فهم خوابی برایتان امکان نداشت یا خواب از نوعی باشد که تاکنون دیده نشده باشد، بهتر است که تعبیر نشود تا اینکه خود، واقع شود.

سرانجام، اگر می‌خواهید که بر تعبیر خواب‌ها آگاه شوید، سعی کنید تابیشتر بر پایه‌های اساسی تعبیر، آگاهی یابید تا برای هر چیز بتوانید دلایل موجهی از قرآن و سنت، معانی واژگان و اسامی ، قیاس و تشبیه بیابید و با کمک گرفتن از مجموع این موارد و با توجه به شرایط و احوال بیننده‌ی خواب، درصدد برآیید که برای خواب تعبیری درست پیدا کنید.

اکنون، با استعانت از خداوند متعال، فرهنگ الفبایی از تعبیر خواب در دسترس خوانندگان عزیز قرار می‌دهیم تا با رجوع به آن، بتوانند خواب‌های خود را تعبیر نمایند.       ان‌شاء الله


«الف»

آب انگور

اگر کسی در خواب ببیند که آب انگور می‌گیرد و از آن شربت می‌سازد، خیر و برکت به او روی می‌آورد و اگر مستمند باشد ثروتمند خواهد شد. اگر در زمانی که مردم در گرانی، قحطی و خشکسالی به‌سر می‌برند، کسی در خواب ببیند که همه مردم آب انگور یا عصاره زیتون می‌گیرند، دروازه خیر و رحمت بر آنها گشوده خواهد شد.

آب زمزم

خوردن آب زمزم در خواب بر شفا یافتن از بیماری‌ها و برآورده شدن نیازها تعبیر می‌شود.

آبله

آبله به پول و دارایی تعبیر می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که به بیماری آبله دچار شده است، به ثروت و پولش افزوده می‌شود.

آبیاری

اگر آبیاری زمین بعد از تشنگی آن باشد، به خوشی و شادمانی بعد از ناراحتی و اندوه ، رفع نیاز و ثروتمند شدن بعد از فقر ، دستیابی به علم و دانش از دست رفته، دلالت دارد و ممکن است آبیاری به اصلاح امور دینی شخص و صاحب  اخلاق پسندیده شدن در زندگی تعبیر شود. اگر کسی ببیند که از یک جوی آب، زمینی را آبیاری می‌کند، به خیر و بهره‌ای زیاد دست می‌یابد و از زندگی خوب و آرامی بهره‌مند می‌شود.

آتش

دیدن آتش در خواب، به جنگ و عداوت و شکست تعبیر می‌شود و هرچه دود آن آتش بیشتر باشد، خطر آن بیشتر است. اگر کسی در خواب ببیند که آتش را می‌پرستد، انسانی جنگ ‌طلب است و ممکن است از اوامر شیطان اطاعت کرده باشد و اگر ببیند که آتش می‌خورد، مال یتیم یا مال حرامی را به ناحق می‌خورد. رسیدن به آتش و خوردن آن در خواب به جنگ، طاعون یا مرگ نیز، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که آتش، قسمتی از لباس‌ها یا اندامی از بدنش را سوزانده است، به بلا و مصیبت دچار می‌شود. دیدن آتشی که سودمند و مایه روشنایی باشد به مژده و ایمن شدن از ترس ، هراس برای آن کس که ترسی دارد، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که در میان مردم، آتشی روشن کرد، میان آنان عداوت و تفرقه می‌اندازد و خاموش شدن آتش در خواب به خاموش شدن فتنه و آشوب تعبیر می‌شود.

آتش‌بس

آتش‌بس در خواب به ایمن شدن بعد از ترس، راحتی و استراحت بعد از خستگی تعبیر می‌شود.

آدم ابوالبشر(ع)

هرکس آدم(ص) را در خواب ببیند، اگر شایستگی داشته باشد، مسؤولیت بزرگی به او محول می‌شود؛ به دلیل این آیه: «انی جاعل فی الارض خلیفه»؛ یعنی، (من [آدم را] در زمین جانشین می‌گردانم.)و نیز، گفته شده است که هرکس آدم(ص) را در خواب ببیند، برای مدتی فریب دشمنانش را می‌خورد، اما در نهایت از فریب آنان آگاه می‌شود.

آرزو

اگر کسی در خواب ببیند که آرزویی در دل دارد، به آرامش و آسایش می‌رسد و به مرادش خواهد رسید.

آستانه در

دیدن آستانه در، درخواب به همسر مرد تعبیر می‌شود.

آسمان

اگر کسی در خواب ببیند که از آسمان، آتش می‌بارد و به مردم می‌خورد، تعبیرش آن است که مردم دچار زیان، ناراحتی یا گرانی می‌گردند. ممکن است، آسمان به سلطه و فرمانروایی تعبیر شود و هرکس با نردبان یا با ریسمانی به آسمان صعود کند، درجه و مقام او افزایش می‌یابد. هر نزدیک شدنی به آسمان برای افراد نیکوکار و دیندار، نزدیک شدن به خدا تعبیر می‌شود و نیز، ممکن است بر نزدیک شدن به سلطان، پیشوا، عالم، پدر، همسر و یا رئیس دلالت داشته باشد. اگر کسی در خواب ببیند که از آسمان پایین افتاد، گناه بزرگی را انجام می‌دهد. اگر کسی ببیند که از آسمان منطقه‌ای، روشنایی و نور ظاهر می‌گردد، مردم آن منطقه، هدایت می‌شوند و اگر از آن، تاریکی ظاهر گردد، بر گمراهی مردم آن منطقه دلالت دارد.

آسیاب

دیدن آسیاب در خواب، دلیلی بر بهتر  شدن احوال صاحب آسیاب یا ثروتمند شدن او بعد از فقر می باشد. دیدن آسیاب در خواب، برای پسران و دختران مجرّد به ازدواج تعبیر می‌شود.

آشامیدن

آشامیدن مایعی ناشناخته یا آبی گوارا بر هدایت و علم، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که آبی گوارا و سرد می‌نوشد، پول حلالی به دست می‌آورد.

آشپز

دیدن آشپز یا وسایل پخت غذا به آهنگ شادی و خوشی،تعبیر می‌شود.

آشپزی

اگر کسی در خواب ببیند که با آتش ،آشپزی می‌کرد و غذایش رانیز، به خوبی پخت، به مرادش برسد. اگر غذایش گوشت گوسفند بود، زندگی شرافتمند و خوشی خواهد داشت.

آغوش

اگر کسی در خواب ببیند که فرد زنده‌ای را در آغوش گرفته است، به نسبت مدت زمان هم آغوشی ، با او به سر می‌برد و اگر ببیند که مرده‌ای را در آغوش گرفته است، ممکن است بمیرد. اگر کسی در خواب ببیند که زنی را در آغوش گرفته است، آغوشش را به روی دنیا باز نموده است.

آفتاب‌پرست

دیدن آفتاب‌پرست بر وزیر پادشاه یا معاون او، دلالت دارد و نیز، بر مردی دلالت دارد که در انجام امور، سریع است و دچار شک و تردید نمی‌گردد. ممکن است دیدن آن به امتحان و آزمایش در دین و ایمان نیز، تعبیر شود.

آمیزش جنسی

هر نوع آمیزش جنسی در خواب که نزول منی را به دنبال داشته باشد، خوابی باطل است و تعبیری ندارد و شخص فقط محتلم شده است. اگر کسی در خواب ببیند که با یکی از محارم خود آمیزش جنسی دارد، ممکن است وارد خاک مکه شود یا صله رحم به جا آورد. آمیزش جنسی در خواب، بر روی آوردن به خیر و خوشی نیز، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که با زناکاری آمیزش نموده است، پاکدامن نیست.

آهن

دیدن آهن در خواب، بر مال و عزّت و قدرت، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که آهن حمل می‌کند یا از دست کسی آهن می‌گیرد، بعد از دوران ضعف و ذلّت به قدرت و عزّت می‌رسد. اگر کسی در خواب ببیند که آهن برای او نرم گشته است، مقامی بالا و ملک و روزی فراوان به او عطا می‌شود.

آهو

دیدن آهو در خواب، نشانه پیروزی بر دشمن است و دیدن آن به زن و فرزند نیز، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب آهویی را شکار کند یا به او هدیه  شود یا آن را بخرد، به او رزق و روزی عطا می‌شود و اگر مجرّد بود، زن می‌گیرد یا در غیر این‌‌صورت صاحب فرزند شود. اگر کسی ببیند ،آهویی را با خود برد، خیر بسیار به دست او می‌رسد و اگر آهویی را سر برید، دختری را به عقد خود درآورد. اگر مردی در خواب ببیند که آهویی، خود را به روی او انداخت، همسرش از اوامر او، سرپیچی می‌کند.

آیات قرآن

اگر کسی، شخصی را که فوت نموده است در حال خواندن آیات قرآن ببیند، در صورتی‌که آن آیات، آیات رحمت و بخشش باشد، آن مرده، مورد رحمت خداوند قرار گرفته است. (ان‌شاء الله) و اگر آن آیات، آیات عذاب و شکنجه‌ی دوزخیان باشد، آن شخص در عذاب است. اگر خواننده‌ی آیات قرآن زنده باشد یا  آیات هشدار و انذار باشد، بر هشدار به بیننده‌ی خواب، دلالت دارد تا از گمراهی دست بکشد و اگر آیات مژده‌دهنده باشد، برای خواننده‌ی آن، مژده‌ی خیر و نیکی است.

ابر

ابر در خواب، بر دین اسلام دلالت دارد؛ زیرا اسلام باعث زنده شدن مردم و نجات آنها از کفر، نادانی و گمراهی می‌گردد. ممکن است ابر بر علم و دانش، کاردانی و حکمت نیز، دلالت داشته باشد و هم‌چنین ابر به باردار شدن زنان نیز، تعبیر می‌شود. ابر ممکن است به باران نیز، تعبیر شود زیرا باران از ابر می‌آید و گفته شده است که اگر کسی ابر را در خواب ببیند، و آن فصل، فصل بارش باران باشد، خیر و خوشی و برکت به او روی می‌آورد. دیدن ابر بر رفع غم و اندوه نیز، دلالت دارد.

ابراهیم پیامبر(ع)

هرکس ابراهیم(ع) را در خواب ببیند، زیارت خانه‌ی خدا نصیبش می‌شود (انشاءالله). ممکن است دیدن آن حضرت، به پدری مهربان و دلسوز برای فرزندانش تعبیر شود و نیز، گفته شده است که دیدن آن حضرت در خواب، به مبتلا شدن به سختی و ناراحتی وسرانجام، نجات از آن ناراحتی، تعبیر شده است.

ابرو

دیدن ابرو در خواب، برای مرد بر مردانگی، جوانمردی، امانتداری، شهرت و مقام بالا، دلالت دارد. اگر کسی ببیند که ابروانش در هم فرو رفته‌اند، به تفاهم و محبت تعبیر می‌شود و اگر ابروها بر روی چشم‌ها پایین آمده باشند، دلالت بر این دارد که احوال یکی از بستگان و اطرافیانش مانند فرزند، پدر، همسر، دوست، شریک و ... دگرگون می‌شود و ممکن است به عمر طولانی نیز، تعبیر شود.

ابریشم

دیدن ابریشم در خواب، بر عشق و علاقه دلالت دارد. دیدن لباس ابریشم بر تن فقها ، نشانه‌ی دنیادوستی آنها و دعوت مردم به بدعت است. دیدن ابریشم، بر ازدواج با زنی پاک و شریف نیز، دلالت دارد.

اتاق

اتاق در خواب، برای کسی که ترس و بیمی دارد، نشانه امنیت و آسایش است؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «و هم فی الغرفات آمنون»؛ یعنی، آنان در اتاق‌هایی با امنیت و آسایش به سر می‌برند و اگر بینندة خواب مجرّد بود، ازدواج می‌کند.

احرام پوشیدن

اگر کسی ببیند که احرام پوشیده، دالّ بر این است که از معاشرت جنسی بیزار است. هم‌چنین احرام پوشیدن در خواب به دوری از گناه یا مسابقه تعبیر شده است.

احساس غربت

احساس غربت در خواب، جدا شدن از همسر و دوستان است و اگر در این خواب شیون و گریه باشد، خیری در آن نیست.

اخم

اگر کسی در خواب ببیند که اخم کرده و چهره‌ای عبوس دارد، صاحب دختر ‌شود.

ادرار

اگر کسی در خواب ببیند که ادرار می‌کند و در ادرارش خون وجود دارد، با زنی مطلّقه یا با زنی از محارم خود هم‌بستر ‌شود و خود از آن بی‌اطلاع است. اگر کسی دید که در خانه یا زمین عده‌ای، ادرار می‌کند، داماد آنها می‌شود و از آنها زن می‌گیرد. اگر کسی دید که به صورت غیرعادی،بسیار ادرار می‌کند و خود را نجس کرده و بوی نامطبوع از آن می‌آید یا اینکه جلوی چشم دیگران ادرار می‌کند، بر عمل بدی، دلالت می‌کند که به خاطر آن آبرویش می‌رود. خوردن ادرار در خواب، بر خوردن چیزهای مشکوک در کسب و کار یا پول حرام، دلالت دارد.

اذان

اذان گفتن در خواب، به زیارت خانه‌ی خدا تعبیرمی‌شود و ممکن است، دلیل بر انجام دادن اعمال خیر و نیک و نجات یافتن از شرّ شیطان باشد. اگر کسی ببیند که در کاروانی اذان می‌گوید، به دزدی متهم می‌شود. هم‌چنین اذان گفتن به جدا شدن از شریک نیز، تعبیر شده است. اگر کسی ببیند در ویرانه ای اذان می‌گوید، آن مکان آباد و پرجمعیت می‌شود. اگر کسی ببیند که در میان جمعی از مردم اذان می‌گوید، گروهی را به اسلام دعوت می‌کند.

ارّه

ارّه در خواب، به رفیق، شریک یا جانشین شخص، تعبیر می‌شود.

 

ازدواج

ازدواج در خواب، به رحْم و شفقت و الطاف الهی دلالت دارد. ازدواج به پیشه و حرفه نیز، تعبیر می‌شود؛ اگر کسی در خواب ببیند با زنی ازدواج نمود، سپس آن زن مُرد، به شغلی روی می‌آورد که چیزی جز غم و اندوه برایش ندارد. اگر کسی ببیند که با زنی بی‌عفت ازدواج می‌کند،مرتکب  زنا می‌شود. اگر زنی بیمار در خواب ببیند که بدون حقّ انتخاب به عقد کسی درمی‌آید ، خواهد مُرد و برای مرد بیمار نیز، چنین است. اگر دختری ببیند که ازدواج می‌کند، به خیر بسیار دست می‌یابد و اگر مردی که یک یا چند زن دارد، در خواب ببیند که ازدواج می‌کند به خیر و اقتداری فراوان دست می‌یابد.

اسب

اگر کسی در خواب ببیند که اسبی دارد، بر روزی بسیار  و پیروزی او بر دشمنان، دلالت دارد و اگر ببیند که سوار بر اسب است، به مقامی بزرگ دست می‌یابد.

استخوان

استخوان در خواب، نشانه ی امری بزرگ و سترگ است و نشانه آنچه، انسان با کمک آن می‌تواند به خانه و خانواده‌اش یاری نماید یا با کمک آن به ملک و دارائیش بیفزاید. اگر بیماری در خواب ببیند که استخوانش شکسته است، از دنیا می‌رود و دیدن چنین خوابی برای شخص سالم، به بیمار شدن او تعبیر می‌شود.

استر

دیدن آن در خواب، بر سفر کردن، دلالت دارد. اگر کسی دید که بر پشت استری سوار است، عمرش دراز می‌گردد یا زنی که نازاست، ازدواج می‌کند. دیدن استر با زین و برگ، بر زنی زیبا، عاقل و بااخلاق یا بر سفری سودمند، دلالت می‌کند.

استراحت

استراحت پس از خستگی در خواب، بر ثروتمند شدن پس از تنگدستی دلالت دارد و اگر بیننده‌ی خواب بیمار باشد، برنزدیک شدن اجلش، دلالت دارد.

 

استعاذه (گفتن «اعوذبالله من الشیطان الرجیم»)

هر کس در خواب ببیند که به طور مداوم، با گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» از شرّ شیطان به خداوند پناه می‌برد، خداوند دانش و آگاهی سودمند به او خواهد بخشید، او را به راه راست و پایدار،هدایت می کند و از شرّ دشمنانش در امان نگه می دارد و با عطای مال حلال، او را ثروتمند خواهد نمود. اگر بیننده‌ی خواب مریض و به ویژه، جن‌زده شده باشد، شفا خواهد یافت. ممکن است استعاذه، دالّ بر پرهیز نمودن از شراکت با شخصی خائن باشد و نیز، ممکن است بر پاکی و مسلمان شدن بعد از کفر، دلالت داشته باشد.

استغفار (طلب مغفرت الهی)

طلب مغفرت و بخشایش الهی در خواب، بر زیاد شدن روزی و از بین رفتن درد و بلا، دلالت دارد.

استفراغ

اگر کسی در خواب ببیند که خون استفراغ می‌کند از مال حرام یا گناهی توبه می‌کند و اگر ببیند که استفراغش ماست است، از فطرت پاک اسلام منحرف می‌شود. استفراغ در خواب به بازگرداندن امانت به صاحبان آنها، افشای اسرار یا رهایی از افکار و غصه‌های درونی نیز، تعبیر می‌شود. اگر بیماری در خواب ببیند که استفراغ می‌کند، از دنیا می‌رود.

اسرافیل

دیدن اسرافیل در حال دمیدن در صور، بر مردن دلالت دارد. [اسرافیل، فرشته‌ای است که به امر پروردگار دوبار در وسیله‌ای به نام صور می‌دمد : بار اول، تمام مخلوقات می‌میرند و بار دوم، همگی زنده شده روانه‌ی میدان محشر می‌گردند].

 

اسم

اگر کسی در خواب ببیند که اسم شخصی تغییر نمود، آن را به نیکی تعبیر نماید. مثلاً «سعد» را به شادی و «سلام» را به سلامتی تعبیر نماید.

اسماعیل پیامبر(ع)

هرکس در خواب، اسماعیل(ع) را ببیند به او فصاحت ، بلاغت و ریاست، عطا می‌شود و در راه رضای خدا، مسجدی را بنا خواهد نمود. ممکن است دیدن آن حضرت، بر شخصی دلالت نماید که بر عهد و پیمانش وفادار است.

اشک

اشک سرد، بر خوشی و اشک گرم، بر غم و اندوه دلالت دارد. اشک ریختن در خواب، ممکن است بر تنهایی، بی‌‌کسی، غربت و یاد نمودن از خویشان دلالت داشته باشد.

اصحاب پیامبر(ص)

دیدن اصحاب پیامبر(ص) به شیوه‌ای پسندیده و مطلوب ،بر پیروی از روش آنان و پاکی عقیده‌ی بیننده‌ی خواب و نیز، بر خیر، محبت، برادری، وحدت و اتفاق ، اجتناب از حسادت وکینه و دشمنی دلالت دارد. در این تعبیر، باید درجه ومرتبه ی  هر صحابه را آن‌گونه که در سیره‌ها بیان شده است، در نظر داشت. دیدن اصحاب در خواب، ممکن است بر گسترش علم، امر به معروف و نهی از منکر نیز، دلالت داشته باشد و نیز، ممکن است بر فتنه و آشوب ایجاد شده میان آنان یا عدل و داد آنان در آن شرایط، دلالت داشته باشد. دیدن تک‌تک اصحاب را می‌توان براساس اسامی آنان نیز، تعبیر نمود؛ مثلاً، تعبیر نمودن «سعد» به خوشی و شادی.

اعتکاف کردن

اعتکاف کردن در خواب با توجه به جایی که در آن اعتکاف شده است، تعبیر می‌شود. اگر اعتکاف در مسجد باشد، بر انجام عمل نیک دلالت دارد.

افراد خانواده

دیدن افراد خانواده و کسانی که نفقه آنها بر گردن شخص است، بر رزق و روزی ایشان ، دلالت دارد.

افتادن

افتادن از جای بلند به جای پست، بر بدتر شدن احوال بیننده‌ی خواب دلالت دارد.

افتادن بر روی صورت

دیدن کسی که بر روی صورتش افتاده است، به بازنده شدن و از بین رفتن، تعبیر می‌شود. اگر بیینده‌ی خواب زن باشد، از شوهرش روی‌گردان و جدا می‌شود.

افتادن دندان

افتادن دندان در خواب، بر عمر طولانی نسبت به هم‌سن و سالان بیننده‌ی خواب، دلالت دارد. اگر کسی ببیند که همه‌ی دندانهایش افتاده‌اند، عمری طولانی خواهد داشت و ممکن است افتادن دندان به مرگ یکی از خویشاوندان که بیمار است، تعبیر شود. اگر کسی بدهکار باشد و در خواب ببیند که دندانهایش می‌افتند، بدهی‌هایش را پرداخت می‌کند و گفته شده است که افتادن دندان در دهان، ثروت وسروسامان گرفتن است که شخص به آن دست می‌یابد.

امام جماعت

دیدن امام جماعت در خواب، به شخصی که به او مسؤولیتی داده شده باشد، دلالت دارد و نیز، ممکن است دلیلی برای به دست آوردن مقام ، درجه‌ای بالا ، امر به معروف و نهی از منکر باشد. اگر کسی دید که بعد از انجام وضوی کامل رو به قبله ایستاده و امام جماعت گروهی گشته است، اگر شایستگی آن را داشته باشد که برای مردم سودمند باشد، بزرگ و سرور آنان می شود و اگر امام جماعت بود، اما رو به قبله نایستاد، به دوستانش خیانت می‌کند و بدعتی را پایه‌گذاری می‌کند یا ممکن است عملی ناشایسته و حرام را انجام دهد. اگر کسی دید که امام جماعت عده‌ای از زنان شده است، مسؤولیت عده‌ای ناتوان به او سپرده می‌شود و اگر دید امام جماعت زنان و مردان با هم می‌باشد، اگر شایستگی داشته باشد، قاضی می‌شود و در غیر این‌صورت فقط به میانجی‌گری میان مردم می‌پردازد.

امیر

دیدن امیر در خواب، بر رییس و بزرگ مردم بودن، دلالت دارد و نیز، بر ازدواج افراد مجرّد؛  زیرا فرد با ازدواج، امیر خانه می‌شود. امیر شدن در خواب، ممکن است ترس گرفتار شدن و به زندان افتادن را به دنبال داشته باشد؛ زیرا امیر در روز قیامت، دستانش به گردنش بسته شده است و تنها عدل و دادش ،آن را باز می‌کند.

انار

انار در خواب، به روزی آسان یا به زن، تعبیر می‌شود. اگر انار به زن تعبیر شود، زنی زیباروی است و اگر اناری تمیز و تازه باشد به دختر تعبیر می‌شود.

انجیر

انجیر در خواب، بر پول زیاد و برکت و نعمت فراوان دلالت دارد.

اندام

اندام‌های بدن در خواب، به افراد خانواده و خویشاوندان صاحب خواب تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که یکی از اندام‌های بدن، مانند ساعد و ... را از دست داده است، از خویشاوندانش جدا می‌شود و آنها را ترک می‌کند و یا این که به سفر می‌رود.

 

انکار

اگر کسی در خواب ببیند که امر باطلی را انکار می‌کند، مردم را به امور پسندیده فرامی‌خواند و از کارهای زشت باز می‌دارد،اما اگر عمل نیک و پسندیده‌ای را انکار نماید، بر ظلم و ستم کردنش تعبیر می‌شود.

انگشت

دیدن انگشت در خواب، به کمک گرفتن و استعانت از جنبه‌های زندگی دنیایی و شغل و کار بیننده‌ی خواب دلالت دارد. هم‌چنین دیدن انگشت را در خواب، به زن و فرزندان و مال و دارایی تعبیر نموده‌اند؛ از این‌رو، اگر کسی دید که انگشتانش به صورت زیبایی دراز شده‌اند به تعداد فرزندان و مال و دارایی او افزوده خواهد شد و به عکس اگر دید که انگشتانش کوتاه شده‌اند، آنچه، بیان شد، رو به کاهش می‌گذارند.

انگشتر

اگر مردی در خواب، انگشتر طلا ببیند و زنش هم حامله باشد، دارای فرزند پسر خواهد شد. شکست حلقه‌ی انگشتر در خواب بر طلاق دادن زن دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که حلقه‌ی انگشتری را در انگشتش کرد ، سپس آن را بیرون آورد، اگر مسؤولیتی داشته باشد، آن را از او می‌گیرند یا دارائیش را از دست می‌دهد یا زنش را طلاق می‌دهد. اگر زنی این خواب را ببیند، شوهرش خواهد مرد. اگر مرد مجرّدی در خواب ببیند که حلقه‌ی انگشتر در دست می‌کند، زن می‌گیرد. دیدن انگشتری که از چوب ساخته شده باشد، بر زنی دورو دلالت دارد. اگر به زنی در خواب انگشتری داده شود، یا شوهر می‌کند یا بچه‌دار می‌شود. گرفتن انگشتر نقره از پیامبر(ص) یا از یک عالِم، مژده‌ای است برای دستیابی به علم و دانش، امااگر انگشتر از طلا یا آهن باشد هیچ خیری ندارد. اگر کسی در خواب ببیند که یک انگشتر برای قومی فرستاده و آنها آن را بازگردانده‌اند، سخنانی را به قومی می‌گوید، اما آنها سخنانش را قبول نمی‌کنند.

انگور

انگور در خواب، به رزق و روزی نیکو و مداوم تعبیر می‌شود.

 

 

ایوب پیامبر(ع)

دیدن ایوب پیامبر(ع) در خواب، بر بلا و مصیبت و عاقبت به خیری از آن بلاها دلالت دارد. اگر بیننده‌ی خواب بیدار باشد، به اذن خداوند شفا می‌یابد. دیدن آن حضرت، ممکن است بر اجابت دعا یا رسیدن به خواسته‌ها نیز، تعبیر شود.


«ب»

باد

ممکن است در خواب، به آفت و مصیبت و بلا تعبیر شود. اگر کسی در خواب ببیند که باد، چنان شدید می‌وزد که دیوارها را منهدم می‌کند و انسان‌ها را به هوا می‌برد، این خواب بر بلای بزرگی در میان مردم تعبیر می‌شود. باد ممکن است به مژده‌ی الهی نیز، تعبیر شود و اگر نسیمی از سمت مشخصی بوزد، به خیر و رحمت تعبیر می‌شود.

باد شکم

باد شکم در خواب، بر سخن بیهوده و بی‌معنی دلالت دارد و ممکن است به حماقت و سخنان غیراخلاقی نیز، تعبیر شود.

بار

ممکن است، بر بار سنگین گناه و بزهکاری دلالت داشته باشد. بار سنگین برای زن، بر حاملگی و یا شوهر پرخاشگر دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که باری از چوب حمل می‌کند، میان مردم سخن‌چینی کرده است. [سخن‌چین بدبخت، هیزم‌کش است]

باران

دیدن بارانی که زیان به دنبال نداشته باشد، نشانه رحمت و شادابی و طراوت است، اما اگر کسی ببیند که بارانی زیان‌آور یا باران خون و سنگ از آسمان می‌بارد، بر زیاد شدن گناهان دلالت دارد.

بازار

دیدن بازار در خواب، ممکن است بر دروغ، گناه و غم دلالت داشته باشد؛ البته هر بازاری ممکن است که تعبیرخاصی را داشته باشد؛ مثلاً : بازار کتاب‌فروشان برهدایت و توبه، بازار داروفروشان بر شفای بیماران، بازار شیرینی‌فروشان بر ایمان و اسلام، بازار زینت‌آلات بر شادی وعروسی و ازدواج، بازار عطرفروشان بر خبر خوب و بسیار خوشایند، بازار سلاح‌فروشان بر جنگ و پیروزی بر دشمنان، بازار سبزی‌فروشان و ماهی‌فروشان بر روزی و منفعت، بازار گوشت‌فروشان بر غم و غصه، بازار میوه‌فروشان بر اعمال نیک، بازار چوب‌فروشان بر نفاق و تفرقه ،بازار خیمه‌فروشان بر مسافرت دلالت دارند.

باز کردن

باز کردن قفل و درهای بسته در خواب، نشانه شادی بعد از ناراحتی و به دست آوردن رزق و روزی آسان می‌باشد.

بازگشتن از سفر

بازگشتن از سفر در خواب، بر از بین رفتن غم و اندوه ، باز شدن درهای رحمت ، نجات یافتن از شرّ و بدی دلالت دارد ؛ ممکن است این خواب دلیلی بر توبه‌ی بیننده‌ی خواب باشد.

بازی کردن

بازی کردن در خواب، بر غرور و تکبّر و مسخره‌ کردن و نقصان دین دلالت دارد.

باغ

باغ سرسبز در خواب، به اسلام و دین تعبیر می‌شود و اگر مرده‌ای را در باغی دیدند، او در بهشت به سر می‌برد.

بالا رفتن

بالا رفتن در خواب، به ارتقای درجه و مقام و ارزش تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب جاهای بلند، مانند قلّه ی  کوه‌ها را ببیند، به مرادش می‌رسد. بالا رفتن به شیوه‌ای عمودی و مستقیم خوب نیست و خیری در آن وجود ندارد.

 

بخالت

بخالت در خواب نشانه‌ی فقر و تنگدستی است.

 

 

بذر

بذر یا تخم هر چیزی در خواب، بر نوه و نوادگان صالح دلالت دارد.

برج

اگر کسی در خواب دید که بالای برجی است، از دست آن‌کس که به دنبالش است در امان نخواهد بود و اگر بیننده‌ی خواب بیمار باشد، ممکن است بمیرد.

برف

دیدن برف در خواب، به رسیدن رزق و روزی و بهبودی از بیماری دلالت دارد.

برق آسمان

دیدن برق آسمان به تنهایی در خواب، بر هدایت یافتن بعد از گمراهی دلالت دارد و ممکن است مژده‌ی برگشتن گم‌گشته‌ای، تجدید شدن رزق و روزی یا یاری شدن از طرف دیگران باشد. نشانه‌ی دیگر رعد و برق، ترسیدن از سلطان است.

برگشتن زن مطلّقه

برگشتن زن مطلّقه در خواب، دلیلی است بر بهبود بیماری ، بازگشتن به دین و مذهب یا نزد دوستان و خویشان .

برّه

دیدن برّه در خواب، بر پسری که مطیع پدر و مادرش باشد، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که گوشت برّه می‌خورد، دارایی کمی به دست می‌آورد.

برهنگی

اگر کسی در خواب، خود را برهنه در میان عدّه زیادی از مردم ببیند، آبرویش می‌رود و اگر در خواب ببیند که برهنه است و از مردم شرم داردو از آنها لباس و پوشاک می‌خواهد، ورشکسته و فقیر خواهد شد. اگر کسی در خواب ببیند که برهنه از نظر مردم فرار می‌کند، نشانه این است که از اتهامی که به او زده‌اند، پاک و مبرّا است. برهنه بودن زن در خواب، نشانه جدا شدن او از خانه و همسرش می‌باشد.

بریدن

بریده شدن سر در خواب، برای کسی که در ناراحتی و بدهکاری است، نشانه ی گشایش در امور زندگی است و اگر سر  شخص ، توسط صاحب خواب شناخته شده باشد، خیر زیادی از او به دست صاحب خواب می‌رسد. بریده شدن دست در خواب، نشانه تقاضا نکردن و درخواست نکردن نیاز از دیگران است و بریده شدن دست راست و پای چپ یا دست چپ و پای راست با یکدیگر نشانه فساد در دین است. بریده شدن اندام‌های بدن انسان ممکن است به دور افتادن از خانواده و خویشان و رفتن به سفر تعبیر شود.

بستر

بستر در خواب، به همسر مرد تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که بسترش را می‌فروشد، زنش را طلاق می‌دهد و اگر زنش بیمار باشد، از دنیا می‌رود. بستر هم‌چنین به کنیز و استراحت تعبیر می‌شود. نرمی بستر نشانه مطیع بودن زن است. اگر کسی علاوه بر بستر خود، بستری دیگر در کنار آن ببیند، زنی دیگر می‌گیرد؛ اگر بستر، زیبا باشد زنش زیبا و اگر بستر پاره باشد، زنش سرگردان و بی‌دین است. به‌طور کلی، بستر در خواب به هر شکلی که باشد به همسر مرد تعبیر می‌شود.

بستن

اگر کسی در خواب ببیند که یک در نو را می‌بندد، اگر مجرّد باشد، دختری نیکوکار را به عقد خود درمی‌آورد و اگر در خواب ببیند که می‌خواهد در خانه‌اش را ببندد، امّا نمی‌تواند آن را ببندد، در انجام کاری ناتوان می‌شود.

 

بسملّه گفتن

گفتن بسم‌الله در خواب، نشانه‌ی علم و هدایت است.

بشّاش بودن

شاد و بشّاش بودن در خواب، برای عالِمان و نیکوکاران، نشانه‌ی اطاعت از خدا و پیامبر(ص) است و برای افراد دیگر، که اهل لهو و لعب هستند ، بر غفلت و تمایل به سوی بدعت‌گران و گمراهان و اعمال حرام دلالت دارد.

بلندی قد

اگر کسی در خواب ببیند که بلند قد شده است بر ثروت و آسایش و دانشش افزوده می‌گردد. بلندی قد، نشانه طولانی بودن عمر و کوتاهی آن نشانه کوتاه بودن عمر است. اگر کسی در خواب ببیند که ابتدا بلند قد بوده، سپس کوتاه قد شده است، بسیار بد است، زیرا این خواب نشانه بی‌ارزش شدن و پایین آمدن درجه و مقام یا نزدیک شدن اجل است.

بند

بند در خواب، نشانه ثابت ‌قدم بودن در دین است و اگر کسی ببیند که در شهری او را به بند کشیده‌اند، مقیم آن شهر می‌شود و اگر ببیند که در خانه به بند کشیده شده است، با زنی امتحان می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که همراه با فرد دیگری به بند کشیده شده است، گناه بزرگی مرتکب می‌شود یا ممکن است در خطر انتقام فرمانروا قرار بگیرد؛ زیرا خداوند می‌فرمایند:

š“ts?ur) tûüÏB̍ôfßJø9$# 7‹Í³tBöqtƒ tûüÏR§s)•B ’Îû ϊ$xÿô¹F{$# (    

                      (أبراهیم / 49)

«در آن روز گناهکاران را می‌بینی که در کنار هم به زنجیرها بسته شده‌اند».

 

 

بوستان

دیدن بوستان در خواب، بر زن دلالت دارد؛ زیرا همان‌گونه که بوستان بعد از آبیاری سبز و خرم می شودو میوه می‌دهد، زن نیز، با ریختن آب مرد در رحمش، حامله شده و بچه‌دار می‌گردد. اگر بیننده‌ی خواب مجاهد و رزمنده‌ی راه خدا باشد، شهید می‌شود (انشاءالله)؛ به ویژه اگر در داخل آن بوستان زنی باشد و او را به خود بخواند یا در آن بوستان، شیر یا عسل بنوشد. ممکن است دیدن بوستان در خواب به زن و فرزندان و زندگی مرفّه و از بین رفتن غصه و ناراحتی تعبیر شود.

بوسه

بوسه در خواب، نشانه رسیدن به مراد و آرزو است.

بوی خوش

بوی خوش در خواب، بر سخن گفتن و یاد نیکو کردن از کسی دلالت دارد. بوی خوش در خواب، برای بیمار نشانه مردن اوست. اگر زنی در خواب ببیند که به خود عطر می‌زند، به انجام عمل نیکی مبادرت می‌ورزد و اگر ازدواج نکرده بود، ازدواج می‌کند. اگر دزد یا حقّه‌بازی به خود عطر بزند، از گناه توبه خواهد کرد.

بهشت

اگر کسی در خواب، بهشت را دید، اما به آن وارد نشد، این خواب مژده‌ای است بر او که اعمالش نیک و خیر است و اگر وارد آن شد، در زندگی شادمان گشته و در دنیا و آخرت در امان خواهد بود. اگر کسی ببیند که در بهشت نشسته است، دلسوزی، اخلاص و دین، کاملاً به او بخشیده خواهد شد و اگر ببیند که از میوه‌های بهشت می‌خورد، به اندازه‌ای که خورده است علم و فقه شرعی به او عطا می‌شود. تفرّج در بهشت، بر مقام بالا و فراوانی روزی دلالت دارد. وارد شدن به بهشت برای کسی که ترسی دارد، بر آرامش و برای کسی که غمی دارد، به برطرف شدن آن و برای فرد مجرّداست، بر ازدواج دلالت دارد.

بی‌پول شدن

بی‌پول شدن در خواب، بر دینداری شخصی که مفلس و بی‌پول شده است، دلالت دارد.

بی‌مبالاتی

بی‌مبالاتی و کوتاه آمدن در خواب، به بی‌مبالاتی در اعمال نیک تعبیر می‌شود.

بیماری

بیماری در خواب، به نفاق یا نقصان در دین تعبیر می‌شود.

بینی

دیدن بینی در خواب، بر چیزهایی دلالت دارد که انسان با آنها خود را بالا برده و اظهار فضل می‌کند یا خود را با آنها زینت می‌بخشد، مانند پول، پدر، فرزند، زن، شوهر، شریک و ... اگر کسی در خواب ببیند که بینی‌اش زیباست یا زیبا شده است، بر بهتر شدن احوال آنانی که در بالا نام برده شدند، دلالت دارد. بینی بزرگ یا سیاه، بر تحت ستم قرار گرفتن و تسلیم شدن و گردن نهادن دلالت دارد.


«پ»

پا

دیدن پا در خواب، بر  استواری و ثبات و استقامت انسان تعبیر می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که پای پیاده راه می‌رود، خسته و درمانده خواهد شد. هر دو پای انسان در خواب بر ملک و دارایی و اسباب رفتن دلالت دارد.

پا ابرنج

هرکس پا ابرنجی از طلا یا نقره را در خواب ببیند به مصیبت یا اندوهی دچار می‌شود یا به زندان می‌افتد و هر آنچه زن از بدی یا خوبی در پا ابرنجش،در خواب می‌بیند، برای شوهرش تعبیر می‌شود.

پای برهنه

دیدن پای برهنه در خواب، بر خستگی دلالت دارد. اگر کسی ببیند که با یک پا راه می‌رود، شریکش از او جدا می‌شود.

پایین آمدن

هر نوع پایین آمدنی در خواب، بر از دست دادن درجه و مقام یا جدایی از همسر تعبیر می‌شود.

پدربزرگ

اگر کسی در خواب ببیند که پدربزرگ شده است، عمرش طولانی و مقامش والا می‌گردد و اگر ببیند که پدربزرگش مرده است، تلاش و کوشش او کم خواهد شد.

پر

دیدن پر در خواب، بر دستیابی به پول و ثروت یا جاه و مقام دلالت دارد.

پرتاب

پرتاب هرچیز در خواب، ممکن است بر دشنام دادن به علما و دانشمندان یا تهمت زنا زدن به دیگران تعبیر شود. اگر کسی در خواب ببیند که هدف و نشانه‌ای را معین نموده و به طرف آن پرتاب می‌کند و پرتابش به هدف می‌خورد، به مراد خود می‌رسد و اگر در خواب چیزی را به طرف کسی پرتاب کند،اما به هدف اصابت نکند، به آن فرد به ناحق تهمت می‌زند.

پرچم

پرچم در خواب،بر مردی عالم یا زاهد یا ثروتمندی سخاوتمند دلالت دارد که مردم از او تبعیت می‌کنند. پرچم قرمز نشانه جنگ، پرچم زرد نشانه درد و بلا، پرچم سبز نشانه سفری پرخیر و برکت، پرچم سفید نشانه بارش باران و پرچم سیاه نشانه گِرانی، خشکسالی و گرسنگی است. اگر کسی در انجام عملی مردّد باشد و در خواب، پرچم یا مشعلی را ببیند، نشانه آن است که هدایت می‌یابد و راه خود را پیدا می‌کند. دیدن پرچم در خواب برای زن، به شوهر تعبیر می‌شود.

پرده

ممکن است پرده در خواب، به دوست یا همسری که اسرار را نزد خود نگه می‌دارد، تعبیر شود. ممکن است پرده، بر پنهان کاری دلالت داشته باشد و بالا رفتن آن به افشای راز و آبروریزی تعبیر شود. پرده بر دورویی نیز، دلالت دارد.

پرنده

دیدن پرنده در خواب، بر زن زیباروی دلالت دارد. همچنین دیدن پرنده در خواب به سربلندی، شکوهمندی و زینت، و برای بازرگان به سود و منفعت تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که پرنده‌ای از آسمان پایین آمد و جلوی او بر زمین نشست یا افتاد، به مژده‌ای بسیار خوش تعبیر می‌شود.

پرواز کردن

پرواز کردن در خواب، بر سفر کردن دلالت دارد و اگر کسی ببیند که در میان زمین و آسمان پرواز می‌کند، نشانه ی این است که آمال و آرزوهای بسیار دارد.

پستان

دیدن پستان در خواب، به زن یا دختر بیننده ی خواب  تعبیر می‌شود. اگر کسی زنی را در خواب دید که پستان‌هایش آویزان شده است، [آن زن] دچار زنا می‌شود. بزرگی پستان در خواب برای زن نشانه‌ی گناه است. وجود شیر در پستان بر افزایش پول یا فرزند پسر دلالت دارد.

پشت سر

پشت سر یا پشت گردن در خواب، ممکن است با توجّه به گذشته و جستجوی وقایع گذشته تعبیر شود.

پشیمانی

پشیمانی در خواب، ممکن است بر عجله کردن در انجام امور دلالت داشته باشد.

پل

دیدن پل در خواب، به هر چیزی که باعث نجات انسان از درماندگی در دنیا و عذاب جهنم شود، تعبیر می‌گردد.

پلک چشم

دیدن پلک چشم در خواب، اگر بر آن آسیب یا زخمی دیده نشود،  برای همه ،به ویژه برای زنان خوب است، اما اگر آسیب دیده یا زخمی برآن باشد، بر غم و غصه دلالت دارد.

پلنگ

دیدن پلنگ در خواب، بر سلطانی ظالم یا دشمنی سرسخت دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که پلنگی را از بین ‌برده، بر دشمنش ظفر می‌یابد و اگر کسی ببیند که بر پلنگی سوار شده است، به قدرتی بزرگ دست می‌یابد.

پلیس

دیدن پلیس و دار و دسته‌اش در خواب، بر غم و ناراحتی دلالت دارد.

پنیر

دیدن پنیری که از شیر درست شده است، بر رزق و روزی دلالت دارد و برای جنگجو بر پیروزی او تعبیر می‌شود. دیدن پنیر تر از پنیر خشک بهتر است. خوردن پنیر با نان، بر خسّت دلالت دارد.

پوست

ممکن است دیدن پوست در خواب، بر صبر و بردباری دلالت داشته باشد. اگر کسی در خواب ببیند که پوستش زیبا و شاداب گشته است، از بیماری بهبود می‌یابد و به خیر و برکت و آرامش دست می‌یابد. زرد بودن پوست، بر بیماری دلالت دارد.

پیاز

دیدن آن در خواب، خوب و خوردن آن در خواب، بد است.

پیراهن

دیدن پیراهن در خواب، بر دین و تقوا، کردار انسان یا مژده نیک دلالت دارد. پیراهن برای زن به شوهر تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که پیراهنی سبز بر تن دارد، بر دینداری و عبادت او دلالت دارد و اگر این خواب را برای فرد مرده‌ای ببیند، بر خوب بودن حال آن مرده در پیشگاه پروردگار دلالت دارد. دیدن پیراهن سفید در خواب، برای بینندة خواب خوب  است. اگر کسی که به پوشیدن پیراهن سیاه عادت ندارد، در خواب ببیند که پیراهن سیاهی به تن نموده است، به بعضی از آن چیزهایی که برایش ناخوشایند است، دچار می‌شود، اما اگر کسی در زندگی شخصی خود پیراهن سیاه می پوشد، دیدن آن در خواب، به شرف، ثروت و بزرگی بر دیگران تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که پیراهن سرخی بر تن نموده است، پول زیادی به او بخشیده می‌شود که حق خداوند نیز، در آن واجب می‌گردد پس باید از خدا بترسد و زکات آن پول را بپردازد. دیدن پیراهن قرمز برای زن به عروسی و شوهر نمودن او دلالت دارد. بر تن نمودن پیراهن نو برای ثروتمند بر بهتر شدن وضع زندگی، و برای فقیر بر ثروت و آسایش، و برای بدهکار به پرداخت وام و قرض دلالت دارد. اگر کسی در خواب خود را شست و بعد از آن پیراهنی نو بر تن نمود، از غم و غصه‌ای که دارد، نجات می‌یابد و عملی نیک انجام می‌دهد. اگر کسی ببیند که پیراهنی کهنه بر تن نموده است، به غم و غصه دچار می‌شود. پیراهن بنفش در خواب، بر غم و غصه دلالت دارد و بر تن نمودن پیراهن کثیف به از بین رفتن غم و ناراحتی تعبیر می‌شود.

پیرزن

دیدن پیرزن در خواب، نشانه عجز و ناتوانی است و ممکن است بر دنیای فانی نیز، دلالت داشته باشد. دیدن پیرزن، به خاک خشک و بی‌حاصل نیز تعبیر می‌شود. دیدن پیرزن زشت‌رو در خواب، نشانه فتنه و آشوب است.

پیرمرد

اگر جوانی در خواب ببیند که پیر و معتمد مردم شده است به او علم و ادب عطا می‌شود. دیدن پیرمرد نیکوکار در خواب نشانه سربلندی، شرف، روزی، برکت و درازی عمر است.

پیری

پیری در خواب، بر ضعف دلالت دارد و ممکن است به عمر طولانی نیز، تعبیر شود. ابن سیرین (ره) پیر بودن در خواب را برای کسی که خود پیر نبود، خوب نمی‌دانست.

پیشانی

پیشانی، به جاه و مقام و نفوذ سخن در میان مردم دلالت دارد از این‌رو، اگر کسی در خواب ببیند که پیشانیش به علت شکستگی یا به هر علت دیگری زخمی یا معیوب گشته است، از جاه و مقام و شهرتش کاسته می‌شود.

پینه‌دوز

دیدن پینه‌دوز در خواب، بر خیر و خوشی و شفای بیمار دلالت دارد.


«ت»

تاج

دیدن تاج در خواب، به قرآن، علم و ملک دلالت  دارد. اگر زنی در خواب ببیند که تاجی بر سر دارد، شوهر می‌کند و اگر حامله باشد، پسری به دنیا می‌آورد.

تاریکی

تاریکی در خواب، نشانه گمراهی، و بدبختی است.

تازیانه

افتادن تازیانه‌ای از آسمان بر زمین، به گرفتار عذاب و انتقام شدن تعبیر می‌شود.

تب

تب در خواب، بر پرداخت بدهی دلالت دارد. از آن‌جا که تب، گناهان آدم را می‌زداید، ممکن است بر عمل نمودن به عهد و پیمان نیز، دلالت داشته باشد.

تبسّم

تبسّم در خواب، به شادی و خوشی و نیز، به پیروی از سنت پیامبر(ص) دلالت دارد؛ زیرا پیامبر(ص) هنگام شادی، تبسّم بر لبانشان پدیدار بود.

تجّار

دیدن تجّار و بازرگانان در خواب، بر برنده شدن، سود و منفعت، مقام و سفر کردن دلالت دارد و نیز، ممکن است به پشت گوش انداختن فرایضی، مانند نماز جمعه، روزه، حج و جهاد دلالت داشته باشد.

تخت

تخت، بر زن و همسر دلالت دارد و اگر دختری آن را در خواب ببیند، شوهر می‌کند.

 

تخته

دیدن تخته در خواب، به سخن‌چینی و نفاق دلالت دارد و اگر کسی در خواب ببیند که تخته‌ای را آتش می‌زند، سعی می‌کند توسط فردی دیگر خود را نزد حاکم برساند و ممکن است تخته در خواب، به بداخلاقی و رذیلت دلالت داشته باشد.

تخته‌فروش

تخته‌فروش در خواب، به رئیس منافقان و تخته به منافق تعبیر می‌شود.

تخم پرنده

دیدن تخم‌مرغ یا تخم هر پرنده‌ای، بر زن دلالت دارد. هرکس در خواب تخم‌مرغ آب‌پز در دست داشته باشد، عمل مشکلی را که انجام دادنش، امکان‌پذیر نباشد، به راحتی انجام می‌دهد.

ترازو

دیدن ترازو در خواب، به ایمان، دادپروری، برابری و مساوات تعبیر می‌شود.

ترانه

ترانه در خواب، به سخنان بیهوده و مصیبت تعبیر می‌شود.

ترحّم

اگر کسی در خواب ببیند که مستمندی را مورد ترحّم قرار می‌دهد، خداوند به او رحم می‌کند و اگر ببیند که خودش مورد ترحّم دیگران قرار گرفته است، دلیل بر نیکوکاری اوست.

ترس

ترس در خواب، بر حفاظت از خود یا بر شرّ و بدی دلالت دارد و ممکن است به توبه کردن نیز، تعبیر شود.

 

تشت

دیدن تشت در خواب، به زن یا خدمتکار تعبیر می‌شود.

 

تشنگی

تشنگی در خواب، ممکن است بر فقر یا کسادی بازار یا دلتنگی و احساس غربت دلالت داشته باشد.

تشهّد (گفتن شهادتین)

اگر کسی در خواب دید که شهادتین را بر زبان جاری می‌کند، خداوند درهای رحمتش را به روی او می‌گشاید و نیازهایش برطرف می‌شود.

تف کردن

اگر کسی در خواب ببیند که تف می‌کند، سخن زشت خواهد گفت. اگر در تف، خون یا خلط سینه باشد، درباره امری سخن می‌گوید که برای او حلال نیست.

تکبّر

اگر کسی در خواب دید که به خاطر نعمت‌هایی که خداوند در این دنیا به او بخشیده است، خود را از دیگران برتر می‌داند و تکبر می‌ورزد، اجلش نزدیک شده است و ممکن است ، بر ظلم و ستم و تجاوز از حدود الهی و سرانجام بد نیز، دلالت داشته باشد.

تکبیر

تکبیر گفتن در خواب، به خیر، جشن، شادی و خوشحالی تعبیر می‌شود و بر انجام اعمال نیک و پیروز شدن بر دشمنان دلالت دارد.

تلف کردن

اگر کسی در خواب دید که چیز خوبی را تلف می‌کند و به هدر می‌دهد، نعمتی را که در اختیار دارد از دست می‌دهد.

تندرستی

تندرستی در خواب، ممکن است نشانه نعمت و خوشی یا اخلاص در دینداری باشد. تندرستی برای بیمار، به شفا یافتن از بیماری تعبیر می‌شود.

 

 

 

توبه کردن

توبه کردن در خواب، بر نجات یافتن، پیروز شدن و محبت الهی دلالت دارد.

توپ

دیدن توپ در خواب، نشانه تفرقه است و ممکن است نشانه دنیا باشد که عده‌ای آن را از خود دور می‌کنند و عده‌ای دیگر به دنبال آن هستند و نیز، ممکن است بر سفر کردن یا منتقل شدن به مکانی دیگر دلالت داشته باشد.

توت

خوردن توت در خواب، بر دستیابی به مقام و شخصیتی بزرگ و سودمند دلالت دارد.

توجّه و التفات

اگر کسی در خواب دید که هنگام نماز به امر دیگری التفات نموده است، بر توجه به زینت دنیا و هوی وهوس و بی اعتنایی به آخرت دلالت دارد و ممکن است به دزدی نیز، دلالت داشته باشد.

توشه

اگر مسافری در خواب ببیند که توشه‌ای همراه دارد، به تقوای او تعبیر می‌شود.

توکّل

توکّل و تکیه بر خداوند در خواب، بر رسیدن به اهداف و آرزوها و تمام شدن دوران محنت و ناخوشی دلالت دارد.

تهدید

اگر کسی در خواب ببیند که او را می‌ترسانند و به شکنجه و عذاب تهدیدش می‌کنند تا تسلیم خواسته‌ی آنان شود، بر دشمن خود، پیروز می‌شود و تسلیم او نمی‌گردد.

تهلیل (گفتن لا اله الا الله)

تهلیل در خواب، نشانه‌ی هدایت و بشارت است و برای کسی که دچار مصیبت شده است، نشانه‌ی اجر و پاداش است و برای بیمار، بر بهبودی و شادی دلالت دارد.

تیغ

دیدن تیغ در خواب، بر خشم و کینه و عداوت دلالت دارد.

تیمّم

تیمّم کردن در خواب، بر سفر کردن دلالت دارد یا هشداری است براینکه، به مرضی دچار می شود که باعث تیمم شخص می گردد.


«ث»

ثروت

ثروت و مکنت در خواب، بر زن بیننده‌ی خواب یا اعمال نیکش دلالت دارد.

اگر کسی در خواب ببیند که ثروتمند شده است، به مقدار اندک، قناعت می‌کند، زیرا ثروتمندی در اصل آن است که انسان به مقدار اندک قانع باشد.


«ج»

جادو

جادو در خواب، بر فتنه و آشوب و خودپسندی دلالت دارد و اگر کسی در خواب ببیند که جادو می‌کند، زن و مردی را به ناحق از هم جدا می‌کند.

جادوگر

دیدن جادوگر در خواب، بر مردی شیّاد، دروغگو، فریب کار و منکر دلالت دارد.

جارو

دیدن جارو در خواب، ممکن است بر رفع غم و غصه و پرداخت بدهی دلالت داشته باشد.

جذام

اگر کسی در خواب دید که بدنش دچار جذام یا لکه‌های سفید،برص، شده است، لباسی زیبا و بدون نقش به او داده می‌شود.

جرقه آتش

دیدن جرقه آتش یا اخگر، بر سخن زشت و ناروا دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که اخگرهایی از آسمان به سمت او می‌آیند، به عذابی دچار می‌شود و اگر ببیند که جرقه‌ای از آتش به میان قوم و طایفه‌اش افتاد، آنان دچار تفرقه و دشمنی می‌شوند.

جسم

تندرستی جسم و نیرومندی آن در خواب، به دین و ایمانی قوی برای شخص تعبیر می‌شود. اگر کسی چیزی زاید بر بدن خود ببیند و آن برایش ضرری نداشته باشد، بر نعمت‌هایی که به او داده شده است، افزوده می‌گردد. ضعف جسم بر ضعف دین و علم و نیز، بر تنگدستی دلالت دارد.

 

جغد

دیدن جغد در خواب، به ترس، امور باطل یا شخصی خائن دلالت دارد. در هر حال، هیچ خیری در دیدن آن وجود ندارد.

جلاد

دیدن جلاد در خواب، بر مردی بددهن و ناسزاگو دلالت دارد؛ ممکن است بر غم و غصه، بیماری یا انجام دادن گناهانی که بر آنها مجازات و حد شرعی لازم است [مانند زنا، دزدی و شرابخواری]، دلالت داشته باشد.

جمعه

اگر کسی در خواب ببیند که روز جمعه است، خداوند اوضاع پراکنده‌ی او را سروسامان می دهد و او را از ناراحتی به خوشی، می‌رساند و به برکت الهی دست می‌یابد. نماز جمعه در خواب بر خوشی، شادی، جشن و دور هم جمع شدن دوستان و خویشان و رفع نیاز، دلالت دارد.

جن

دیدن جن در خواب، بر فردی شیّاد و فریب کار در امور دینی دلالت دارد.

جنازه

اگر کسی در خواب ببیند که بر بالای جنازه‌ای نماز می‌خواند، به خاطر خداوند با قومی پیوند برادری می‌بندد. اگر کسی ببیند که عده‌ای او را بر دوش خود بلند کرده‌اند، به مقام بلندی دست می‌یابد و مردم را زیر سلطه‌ی خود می‌برد. اگر کسی ببیند که مرده است و دیگران بر جنازه‌ی او گریه می‌کنند، عاقبت به خیر خواهد شد «انشاءالله» و اگر مردم نه تنها بر وی نمی‌گریستند بلکه او را ذمّ می کردند، عاقبت به خیر نخواهد شد. اگر کسی دید که می‌خواهند جنازه‌ای را بلند کنند، با کسی وداع می‌کنند که به سفر می‌رود.

 

جنگ

دیدن جنگ در خواب، بر گران شدن کالاها دلالت دارد. جنگ بین اهالی یک شهر با یکدیگر، به بالا رفتن قیمت‌ها ؛ جنگ اهالی با صاحبان سلطه و فرمانروایان، به پایین آمدن قیمت‌ها تعبیر می‌شود. دیدن جنگ در بین فرمانروایان، بر فتنه و مصیبت و اغتشاش دلالت دارد.

جوان

دیدن افراد جوان در خواب، بر جنب‌وجوش و قدرت دلالت دارد.

جوراب

جوراب در خواب، به خدمتکار و زن تعبیر می‌شود.

جوی آب

جوی آب بر راه، بر به دست آوردن رزق و روزی دلالت دارد و ممکن است به آبیاری نیز، تعبیر شود.

جهاد

اگر کسی در خواب ببیند که به جهاد در راه خدا می‌رود، به مقام بلندی در قیامت دست می‌یابد و گفته شده است که هرکس در خواب به جهاد در راه خدا برود، کوشش او برای فرزندانش خواهد بود و اگر کسی ببیند که در راه خدا کشته شده است، شادمانی، زندگی سعادتمند و روزی نیکو به او بخشیده خواهد شد.


«چ»

چاپلوسی

چاپلوسی در خواب، بر اهانت کردن و ذلّت دلالت دارد.

چاقو

چاقو در خواب، بر خدمت رساندن به مردم و درگیر شدن با دیگران، برای سود رساندن به خویشان و دوستان دلالت دارد. تیزی چاقو، دلیل بر نفوذ سخن و اجرای فرمان‌های شخص. اگر کسی در خواب، چاقویی را در دست خود ببیند، پیروز خواهد شد و اگر کارش به دادگاه کشیده باشد، دلیل و مدرک او قبول خواهد شد؛ زیرا چاقو سلاحی است که از او در برابر دشمنانش محافظت می‌کند. اگر کسی ببیند، در حالی که هیچ سلاحی ندارد، چاقویی به دست او دادند، خیر و رزق و روزی به او عطا می‌شود. اگر کسی ببیند که با چاقو، دستان خود را ‌بریده است، امری شگفت‌انگیز، خواهد دید.

چاقی

اگر کسی در خواب ببیند که چاق شده است، به پول و ثروتش افزوده می‌گردد.

چاه

اگر کسی در خواب، چاه آبی را در خانه یا زمینش ببیند، بعد از تنگدستی و ناراحتی  به راحتی و خوشی می‌‌رسد و از جایی، سود و منفعتی به او می‌رسد که خود انتظار آن را ندارد. هرکس چاه زمزم را در خواب ببیند و از آب آن بیاشامد، نیازهایش برآورده می‌شود.

چربی

دیدن هر نوع چربی و روغن در خواب(جز روغن زیتون)، بر غم و اندوه دلالت دارد. اگر در چربی یا روغن، بوی مشک یا هر بوی مطبوعی بیاید، به مدح نادرست از کسی تعبیر می‌شود.

 

چرت زدن

چرت زدن در خواب، بر آرامش، آسایش و ثروت بعد از فقر دلالت دارد.

چشم

دیدن هر دو چشم در خواب، به دین و ایمان یا آنچه، شخص با آن حق رااز باطل تشخیص می‌دهد، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که چشمی اضافه دارد، به دین و ایمانش افزوده می‌گردد و اگر ببیند که چشمانش از آهن است، اسرارش برملا می‌شود و به غم و غصه‌ای بزرگ دچار می گردد. اگر کسی در خواب ببیند که چشمانش بسیار تیز و نافذ گشته‌اند، نشانه ی این است که اعمال پنهانی او در امور دینی، بسیار بهتر از اعمالی است که آشکارا انجام می‌دهد و همچنین نشانه ی فراوانی درک و فهم اوست. اگر کسی در خواب ببیند که چشمانش سفید شده است، به غمی بزرگ دچار می‌شود  یا از کسی که بسیار دوستش دارد، جدا می‌شود. اگر کسی در خواب، چیزی قرمزرنگ در چشمانش ببیند، به حادثه‌ای دچار می‌شود که او را عصبانی می‌کند و باعث غم و غصه ی او می‌شود. چشم‌درد در خواب، بر کاهش یافتن رزق و روزی دلالت دارد؛ ممکن است بر بی‌مبالاتی در امور دینی تعبیر شود. اگر کسی در خواب بببیند که فقط یک چشم دارد، نیمی از مال یا دینش را از دست می‌دهد و به گناهی بزرگ دچار می‌شود. تاری چشم در خواب، نشانه چشم‌پوشی از محارم است؛ ممکن است که نشانه نقص و ناتمامی باشد. اگر کسی در خواب ببیند که پرده‌ای سفید جلو چشمانش را گرفته است، به غمی بزرگ دچار می‌شود. فرو بستن چشمان و پایین انداختن آنها در خواب، نشانه محافظت از حدود الهی و اجرای فرمان‌های خداوند می‌باشد.

 

 

چشمه

دیدن چشمه در خواب، به خیر و نعمت و برکت تعبیر می‌شود.

چوپان

دیدن چوپان در خواب، به فردی مسؤول تعبیر می‌شود و بر موفقیت و توانایی در کنترل و انجام امور مردم با برابری و دادپروری دلالت دارد.

چهره

زیبایی چهره در خواب، بر احوال خوب صاحب خواب در دنیا دلالت د ارد. اگر کسی ببیند که چهره‌اش سیاه شده است، در حالی که زنش حامله است ،مژده ی تولد نوزادی دختر به او داده می‌شود. دیدن چهره سیاه، ممکن است به دروغ گفتن زیاد نیز، تعبیر شود. اگر کسی ببیند که گوشت چهره‌اش برداشته شده است، همواره چشمش به دست دیگران است و به این شیوه، زندگیش را به‌ پایان  می‌برد. دیدن چهره به رنگ آبی بر جُرم و گناه و دیدن آن به رنگ زرد بر عشق یا بیماری دلالت دارد.


«ح»

حاملگی

اگر کسی در خواب ببیند که زنش حامله است، منتظر سود و نفع دنیوی است. هر زنی که در خواب خود را حامله ببیند، مال و دارایی او زیاد می‌شود. حامله دیدن دختر یا بیوه‌زن به شوهر کردن او تعبیر می‌شود.

حج

اگر کسی در خواب ببیند که مراسم حج را به‌جا می‌آورد و به دور کعبه، طواف می‌کند یا بعضی از مراسم حج را به جا می‌آورد، نشانه‌ای است بر دینداری و ثابت قدم بودن او بر شریعت الهی ، پاداشی است بر اعمال نیک او، محافظت شدن از آنچه می‌ترسد، پرداختن قرض‌هایش و برگرداندن امانت های مردم ؛ اگر در سفر باشد، به مقصد می‌‌رسد؛ اگر بازرگان باشد، سود می‌برد؛ اگر بیمار باشد، بهبود می‌یابد و اگر به حج نرفته باشد، به زیارت خانه‌ی خدا می‌رود.

حجامت

حجامت کردن در خواب، بر افراد صاحب اقتدار، مانند سلطان، حاکم، عالم، پزشک و ... دلالت دارد؛ اگر کسی ببیند که فردی او را حجامت می‌کند، اگر پول دیگران نزد او باشد، حاکم به زور از او می گیرد ؛ اگر بخواهد ازدواج کند، زن می‌گیرد. همچنین، دیدن فردی که حجامت می‌کند، به برطرف شدن غم و ناراحتی و بیماری دلالت دارد.

حجر الأسود

دیدن حجرالأسود (سنگ سیاه در دیوار کعبه) در خواب، بر رفتن به حج دلالت دارد.

 

حد (مجازات شرعی)

دیدن حدود شرعی در خواب، نشانه‌ی دینداری و پیروی از فرامین دینی می‌باشد.

 

حضرت محمد(ص)

دیدن حضرت محمد(ص) در خواب، نشانه مژده و عاقبت نیک برای بیننده خواب در دنیا و آخرت است.

حفظ کردن

حفظ کردن در خواب، دست یافتن به هدایت بعد از گمراهی و به رزق و روزی و شادمانی بعد از پریشانی و ناراحتی است.

حلقه

اگر کسی در خواب ببیند که به حلقه‌ای چنگ زده است، به دین اسلام می گراید. اگر کسی ببیند که حلقه‌ای را به در منزلش آویزان می‌کند،اهل خانه  بدعت می آورند.

حلوا

دیدن حلوا در خواب، نشانه‌ی اخلاص و دینداری است. دیدن حلوا برای زندانی به نجات یافتن از زندان؛ برای بیمار به بهبودی؛ برای افراد مجرّد به ازدواج، تعبیر می‌شود. دیدن آن به علم، قرآن و روزی پاک و حلال نیز، دلالت د ارد.

حمال

اگر کسی در خواب ببیند که بار سنگینی را بر دوش حمل می‌کند، به مقدار سنگینی آن بار دچار ناراحتی و غم و اندوه می‌گردد.

حمام

ممکن است بر زن دلالت داشته باشد. اگر حمام تمیز و بهداشتی و بوی آن مطبوع باشد، بیننده‌ی این خواب با همسرش، زندگی خوشی دارند  و اگر حمام اینگونه نباشد، همسرش با وی ناسازگار خواهد بود.

حوّاء(ع)

دیدن حوّاء، مادر تمام انسان‌ها، در خواب، خیر و برکت و دستیابی به سود و منفعت است. ممکن است دیدن آدم و حوا در خواب،نقل مکان بیننده  ی خواب  از مکانی پاکیزه و شریف به مکانی نامناسب باشد یا دچار گناه گردد.

حوض

اگر کسی در خواب ببیند که از حوضی وضو می‌گیرد، به اذن خداوند از غم و اندوه نجات می‌یابد. اگر از آن حوض آب خورد، به او رزق و روزی بخشیده می‌شود.

حوقله (گفتن لا حول و لا قوه الا بالله)

گفتن لا حول و لا قوه الا بالله در خواب، نشانه خیر ، گشایش ، توکّل بر خداوند و عاقبت به خیری است.


«خ»

خاتن

دیدن خاتن (ختنه‌کننده) در خواب، بر آبرو ریزی و ظاهر شدن عیب و عورت انسان دلالت دارد.

خارش

هر کس در خواب ببیند که خود را می‌خاراند، از احوال خویشان و بستگان جویا می‌شود ، به دیدار آنها می‌رود و به خاطر آنها خسته می‌شود.

خاک

خاک، به مردم تعبیر می‌شود؛ زیرا مردم از خاک آفریده شده‌اند، ممکن است بر دنیا و اهلش دلالت داشته باشد. اگر کسی دید که دست در خاک انداخته، از جایی به دست او پول می‌رسد.

خاکستر

خاکستر در خواب، به سخنی باطل یا عملی بیهوده تعبیر می‌شود.

خانه

خانه در خواب، همسر بیننده خواب است که با او همبستر می‌شود. اگر کسی دید که از خانه‌ی کوچکی بیرون می‌رود، از غم و غصه رهایی می‌یابد. اگر در خواب دید که خانه‌اش بزرگتر شده است، خیر و برکت به او روی می‌آورد.

ختنه

ختنه کردن در خواب، بر پاک شدن از کثافات و خوشحالی و شادمانی دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که او را ختنه می‌کنند، خداوند او را از گناهان پاک می‌کند و اگر بیننده‌ی خواب دختر باشد، ممکن است شوهر کند یا دچار قاعدگی شود.

 

خراش

اگر کسی در خواب ببیند که شخصی بر بدن او خراشی وارد کرده است، آن شخص بر مال و ثروت بیننده‌ی خواب یا بستگان و خویشانش زیان وارد می‌کند. خراش زدن ممکن است به ناسزا گفتن نیز، دلالت داشته باشد.

خرگوش

دیدن خرگوش در خواب، بر مردی ترسو دلالت دارد.

خرما

اگر کسی در خواب ببیند که خرما می‌خورد، روزی پاک و خاصی به دست او خواهد رسید. هرکس ببیند که برایش خرما می‌آورند، پول به دستش می‌رسد و اگر به غم و غصه دچار شده بود، از غم نجات می‌یابد؛ به دلیل داستان مریم:

)ü“Ìh“èdur Å7ø‹s9Î) Æíõ‹Åg¿2 Ï's#÷‚¨Z9$# ñÝÉ)»|¡è@ Å7ø‹n=tæ $Y7sÛ①$wŠÏZy_ (   

                                                                     (مریم / 25)

«تنه‌ی خرما را تکان بده تا خرمای نورس و مرغوبی بر تو ببارد [بعد از ناراحتی از زایمان]».

اگر کسی دید که هسته‌ی خرمایی را بیرون آورد، صاحب پسری خواهد شد. اگر کسی دید که خرمای خوشمزه‌ای را می‌خورد، سخنان مطلوب و نیکی را خواهد شنید و به سود و منفعت فراوان دست می‌یابد و اگر کسی در خواب احساس کند که کامش چنان شیرین شده است که گویی خرما خورده است، شیرینی ایمان را خواهد چشید. دیدن خرمای عجوه (خرمای متراکم یا بهترین نوع خرما) در خواب، بر  ثروتی حلال دلالت دارد.

 

خرمافروش

دیدن خرمافروش در خواب، بر به دست آوردن پول از راه کسب حلال یا بر آگاهی یافتن از سنت پیامبر(ص) دلالت دارد.

 

خروپف

خروپف در خواب، ممکن است نشانه ایمن شدن از ترس باشد؛ زیرا خروپف در اصل نشانه خواب عمیق است و خواب عمیق نیز، مایه آرامش و استراحت است.

خروس

دیدن خروس در خواب، به خطیب تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که خروسی را سر می‌بُرد، به ندای مؤذّن جواب نمی‌دهد. اگر کسی در خواب ببیند که تبدیل به خروس شد، مؤذن خواهد شد. همچنین خروس در خواب، به مردی با جرأت و خوش‌صدا تعبیر می‌شود. دیدن جنگ خروس‌ها، به تفرقه و درگیری بین مسلمانان تعبیر می‌شود.

خشک بودن

خشک بودن در خواب، بر تنگدستی و عدم آرامش و راحتی در زندگی دلالت دارد.

خشم

خشم در خواب، نشانه زندان است. اگر کسی در خواب ببیند که با خشم زیاد از خانه بیرون می‌رود، به زندان می‌افتد؛ اما اگر به خاطر خداوند در خواب خشمگین شده باشد، نیرو و توان بسیار به دست می‌آورد. فرو نشاندن خشم در خواب، نشانه ی ازشخصی به نیکی یاد نمودن است که به خاطر خداوند، خشم خود را فرو می‌نشاند، اگرچه توانایی بروز آن را نیز، دارد.

خضر(ع)

دیدن خضر(ع) در خواب، بر برکت، فزونی نعمت، امنیت و آسایش دلالت دارد.

خطیب

دیدن خطیب در خواب، بر توبه، تقوا و امر به نیکی و نهی از بدی دلالت دارد. اگر زن مجرّدی خطیب جمعه را در خواب ببیند، شوهر می‌کند و اگر پسری مجرّد چنین خوابی ببیند، درصدد ازدواج است. اگر کسی در خواب ببیند که خطیب شده است، اگر شایستگی داشته باشد به مقام بالایی می‌رسد و اگر زنی در خواب ببیند که خطبه می‌خواند به همسری مردی نیکوکار درمی‌آید.

خلط سینه

بیرون دادن خلط سینه در خواب، بر شفا یافتن از بیماری و روی آوردن خیر و برکت دلالت دارد.

خلیفه

اگر کسی در خواب خلیفه را ببیند یا اینکه ببیند ، خلیفه شده است، بر نیکو بودن حال او و عاقبت به خیری دلالت دارد. همچنین، دیدن خلیفه در خواب، بر بالا رفتن مقام و مرتبه دلالت دارد و اگر به بیننده‌ی این خواب قولی داده شده است، به آن قول، عمل می‌شود و او به مراد خود می‌رسد.

خمیر

دیدن خمیر در خواب، به خیر و روزی و مال تعبیر می‌شود و دیدن کسی که خمیر می‌سازد، بر شخصی دلالت دارد که به منافع عمومی توجه می‌کند.

خنجر

اگر کسی در خواب ببیند که خنجری در دست دارد، به او مال و قدرت عطا می‌شود.

خنده

خنده در خواب، بر خوشی و شادی دلالت دارد و نیز، گفته شده است که هر کس در خواب بخندد، فرزند پسر به او عطا می‌شود. اگر کسی ببیند که خنده‌اش فقط به صورت تبسم است، نشانه این است که فرد صالح و نیکوکاری است. اگر کسی در خواب ببیند که مرده‌ای می‌خندد، نشانه آن است که آن مرده در آخرت در خوشی و نعمت به‌سر می‌برد.

 

 

خواب

اگر کسی در خواب ببیند که خوابیده است، نشانه غفلت از ذکر و یاد خداوند است.

خودپسندی

خودپسندی در خواب، نشانه ظلم و ستم است و ممکن است بر هلاک شدن نیز، دلالت داشته باشد.

خوراک

دیدن خوراک‌هایی که به فصل و زمان مشخصی مربوط نیستند، به روزی و منفعتی دائمی تعبیر می‌شود و اگر خوراکی، ویژه فصل یا زمان مشخصی باشد، مانند بادنجان و کدو، به رزق و روزی در یک زمان مشخص تعبیر می‌شود. دیدن خوراک پادشاهان، نشانه سربلندی و عزّت است و دیدن خوراک علما و دانشمندان، بر دانش، هدایت و برکت تعبیر می‌شود.

خورشید

خورشید در خواب، به خلیفه، امیر یا پدر تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که خورشید از خانه‌ای طلوع می‌کند، اهل آن خانه به سربلندی، شرف و مقام بزرگی دست می‌یابند. دیدن خورشید همچنین، ممکن است بر رزق و روزی، هدایت، پیروی از حق یا شفای بیمار دلالت نماید.

خوشبو کردن

اگر کسی در خواب ببیند که با عطر خود را خوشبو می‌کند، در میان مردم به خوبی رفتار می‌کند.

خوشه گندم یا جو

دیدن خوشه گندم یا جو در خواب، بر مال و مکنت دلالت دارد که چند برابر می‌شود. یک خوشه گندم سبز و بلند، به روزی با برکت، و خوشه خشک و کوتاه به قحطی و خشکسالی تعبیر می‌شود.

 

 

خوک

دیدن خوک یا گراز در خواب، بر شرّ و گرفتاری و پول حرام دلالت دارد.

خون دماغ

خون دماغ شدن در خواب، بر غم و اندوه و بلا دلالت دارد.

خیاط

دیدن خیاط در خواب، بر متّحد شدن مردم و هماهنگی میان آنان دلالت دارد.

خیمه

دیدن آن در خواب، دلیل بر رسیدن مژده‌ای است. ممکن است بر همسر شخص دلالت داشته باشد؛ به سفر کردن نیز، تعبیر می‌شود.


«د»

دار زدن

دار زدن ،بر فحش و بدنامی دلالت دارد و ممکن است بر متهم شدن نیز، دلالت داشته باشد.

داماد

دیدن داماد در خواب، نشانه خیر و برکت است.

داود(ع)

هرکس که داود پیامبر(ع) را در خواب ببیند، به مقام و قدرت دست می‌یابد.

دایره زنگی

دیدن دایره زنگی یا دف ممکن است، بر عروسی و زن گرفتن دلالت داشته باشد.

دجّال

دیدن دجّال در خواب، بر سحر، فریب، دروغ و پیروز شدن دشمنان دلالت  دارد.

درخت

درخت در خواب، به زن تعبیر می‌شود؛ دیدن درختان زیاد به نزاع و گرفتاری دلالت دارد. دیدن چند درخت ناشناخته به غم و غصه  تعبیر می‌شود؛ به‌ویژه، اگر این خواب در شب دیده شود. دیدن درخت زیبا و میوه‌داری مانند درخت خرما، بر سخن نیکو و سودمند و دیدن درخت زشت و بی‌ثمر، مانند درخت حنظل، به سخن ناروا و بی‌فایده دلالت دارد.

درخت تاک

درخت تاک در خواب، به مردی مؤمن، سخی، بخشنده و محترم تعبیر می‌شود.


درد

دل درد در خواب، نشانه زشتی باطن و بدکرداری است. درد جگر، نشانه بدی کردن با فرزند و درد زانو، نشانه بدی کردن با طایفه و خاندان است. درد پاها نیز، بر رفتن به راهی غیر از خدا دلالت دارد.

درو کردن

درو کردن در خواب، بر فتنه و آشوب دلالت دارد.

دروازه

در یا دروازه در خواب، دروازه‌ی رزق و روزی است. اگر کسی در خواب دید که از یک در تنگ بیرون رفته و به جای وسیعی وارد شده است ، از تنگنا و ناراحتی رهایی می‌یابد.

دروغ

دروغ و دروغگویی در خواب، نشانه ارتکاب گناه، شکست و عدم موفقیت است.

درّه

دیدن دره در خواب، بر سفری خستگی‌ناپذیر دلالت دارد. اگر کسی ببیند که در دره‌ای خشک و بی‌آب و علف سکونت گزیده است، به حج می‌رود.

دریا

دریا در خواب، بر پادشاهی قدرتمند دلالت دارد. اگر کسی در خواب دید که دریایی را از دور می‌بیند، دچار بلا، ناراحتی و فتنه می‌شود. اگر کسی در خواب دید که روی دریا ایستاده است، بخشی از قدرت و حکومت به او سپرده می‌شود؛ دیدن چنین خوابی برای زن، ممکن است بر شوهر کردن دلالت داشته باشد.

دریاچه

دیدن دریاچه‌ای کوچک در خواب، بر زنی ثروتمند دلالت دارد.

 

دزد

دزد در خواب، به شخصی مکّار و متقلّب تعبیر می‌شود و ممکن است بر شیطان نیز، دلالت داشته باشد. دزدی در خواب بر زنا و ربا دلالت دارد.

دستبند

در دست کردن دستبند در خواب، برای مرد، نشانه غم و غصه و برای زن نشانه نعمت و خوشی و زینت است. گفته شده است که دستبند نقره بر دین و تقوای کسی دلالت دارد که آن را در دست دارد، زیرا از زینت‌ها و پوشش‌های اهل بهشت است.

دست دادن

دست دادن در خواب، نشانه گذشت، محبت یا بیعت کردن است.

دستگیره

دیدن دستگیره در خواب، نشانه دینداری است. هرکس در خواب دستگیره‌ای را در دست بگیرد؛ به دین الهی چنگ زده و تمسّک جسته است.

دشمنی

اگر کسی در خواب ببیند که با شخصی دشمنی می‌کند، دوست آن شخص خواهد شد. دشمنی کردن با دشمنان خدا در خواب، نشانه ایمان، و دوستی با آنها در خواب، نشانه مخالفت با قرآن و سنت است.

دعا

اگر کسی در خواب ببیند که دعا می ‌کند  یا برایش دعا می ‌کنند، خیر و بهره‌ای نیک نصیب او می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که در تاریکی‌ دست دعا به طرف خداوند برداشته است و او را می‌خواند، از غم و اندوه نجات می‌یابد.

دعوت

دعوت برای طعام در خواب، بر گِرد آمدن مردم برای انجام اعمال خیر دلالت دارد.

 

 

دفتر

دیدن دفتر در خواب، بر سود و منفعت، رزق و روزی و علم دلالت می‌کند.

دفن کردن

اگر کسی در خواب دید که مرده است و او را دفن می ‌کنند، به سفری بسیار دور می ‌رود و اگر کسی در خواب ببیند که او را دفن می کنند در حالی ‌که زنده است، اسیر شده و زندگی بر او سخت خواهد شد.

دلّال

دیدن دلّال یا واسطه در خواب، بر کسی که مردم را به سمت نیکی یا بدی راهنمایی می ‌کند، دلالت دارد.

دلتنگی

دلتنگی در خواب، بر کم شدن رزق و روزی دلالت دارد یا بر مبادرت به گناه و تأثیر آن بر دل انسان در دنیا.

دم

دم در خواب، بر دنباله‌روی دلالت دارد و اگر کسی در خواب ببیند که دمی برایش درست شده است، عده‌ای از مردم دنباله‌رو او خواهند شد.

دمپایی

دیدن دمپایی در خواب ،بر خدمتکار، دارایی و دور نگه داشتن خود از ناراحتی ‌ها دلالت دارد.

دمیدن

دمیدن یا فوت کردن در چیزی در خواب، بر سحر و جادو دلالت دارد.

دنیا

دنیا، بر غفلت، خوشگذرانی، غرور و تکبّر، فریب و نیرنگ، خستگی و ناراحتی دلالت دارد و ممکن است بر زن، فرزندان و اموال نیز، دلالت داشته باشد.

 

 

دوات

دیدن دوات یا ظرف مرکّب در خواب ،به خدمتکار، خیر و خوشی یا ازدواجی سودمند تعبیر می‌شود.

دود

دود در خواب، به درد و آزار و غم و اندوه تعبیر می ‌شود.

دوزخ

اگر کسی در خواب ببیند که به دوزخ افتاده است، گناه کبیره‌ای را انجام می ‌دهد و اگر ببیند که از دوزخ خارج می ‌شود، از گناهانش توبه می ‌کند. اگر کسی ببیند که دوزخ به او نزدیک گشته است، درد، بلا و ناراحتی به او نزدیک می ‌شود.

دوست داشتن

دوست داشتن خدا در خواب، بر قوی ‌تر شدن دین و ایمان و پیروی از سنت پیامبر(ص) دلالت دارد. دوست داشتن فردی به خاطر خدا در خواب، بر خوشنودی و رحمت خداوند؛ و اگر به خاطر امر دیگری غیر از خدا باشد، بر غم واندوه دلالت دارد.

دهان

دیدن دهان در خواب، به آن چیزی که از دهان بیرون می ‌آید؛ یعنی، بر اساس جوهر سخنان از خیر و شر، تعبیر می ‌شود.

دهن‌دره

دهن‌دره کردن در خواب، به عملی تعبیر می ‌شود که شیطان از آن خشنود است.

دیدار و ملاقات

دیدار و ملاقات در خواب، به پیوند خویشاوندی و صله ی رحم دلالت دارد. دیدار نیکوکاران و صالحان در خواب، دلیلی است بر محبت داشتن به آنان، و بر وفای به عهد نیز، دلالت دارد. اگر کسی در خواب دید که به دیدار افراد شرور و بدعت‌گر می ‌رود، بر تباهی دین و دنیای آن شخص دلالت دارد و نیز، دلیلی است بر سپری نمودن اوقات گران‌بها در امور بیهوده و خوشگذرانی.

دیگ

دیگ در خواب، به انسان عالم و دانا تعبیر می ‌شود. اگر کسی ببیند که در دیگی غذا می ‌پزد، پول بسیار به دست می‌آورد. گوشت داخل دیگ در خواب، بر رزق و روزی پاک دلالت دارد.


«ذ»

ذکر و یاد خداوند

دیدن جایی که در آن مردم به ذکر و یاد خداوند ،از قبیل دعا کردن و قرآن خواندن مشغول هستند، بر آباد شدن و ترقی یافتن آن مکان دلالت دارد و این ترقی، به مقدار ذکر و یاد خداوند و صحت خواندن آیات قرآن در آن محل بستگی دارد. اگر کسی در خواب ببیند که بسیار به ذکر و یاد خداوند مشغول است، بر دشمنانش پیروز می ‌شود.

ذلّت

ذلّت و خواری در خواب، بر تنگدستی، رذالت و نقص دین دلالت دارد.


«ر»

رانده شدن

رانده شدن در خواب، برای کسی که ظاهراً دیندار و نیکوکار است، بر پشت کردن به اهل ایمان و طاعت تعبیر می‌شود.

راه

دیدن راه در خواب، بر شریعت دلالت دارد و راه‌های متفاوت به راه‌های اهل بدعت تعبیر می ‌شود.

راهب

دیدن راهب در خواب، بر فردی بدعت‌گرا که در  بدعت زیاده‌روی نموده است، دلالت دارد.

راه راست

راه راست در خواب، نشانه علم و یکتاپرستی و پیروی از سنت می‌باشد. اگر کسی در خواب ببیند که از راه راست منحرف شده است، گمراه شود و به خطا و گناه ‌افتد.

راه رفتن

راه رفتن درست ، با حالتی متوازن در خواب، به هدایت و طلب علم تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که با حالتی متکبرانه راه می ‌رود نشانه بداحوالی و فساد دین اوست.

ردا

پوشیدن ردا در خواب، بر ثروتمند شدن دلالت دارد؛ زیرا ردا، بدن را از سرما محافظت می‌کند و سرما نیز، در خواب به فقر و تنگدستی تعبیر شده است، اما پوشیدن ردا در فصل تابستان بر غم و غصه دلالت دارد.

 

رضوان (فرشته)

دیدن رضوان که فرشته‌ی مسئول بهشت است، به شادی، شادمانی، نعمت و رضایت خداوند تعبیر می ‌شود.

رعد

شنیدن صدای رعد در خواب بدون بارش باران، بر وحشت و ترس دلالت دارد و به تهدید از طرف سلطان نیز، تعبیر می‌شود و خیری در آن نیست. شنیدن صدای رعد و باران در فصل خود، مژده ی خیر و برکت است و ممکن است شنیدن صدای رعد، بر ذکر و یاد خداوند نیز، دلالت داشته باشد.

رفت و آمد بین صفا و مروه

رفت و آمد بین صفا و مروه در خواب، بر بهبودی، رفع غم و اندوه و آمدن رزق و روزی دلالت دارد. اگر بیننده ی این خواب بیمار باشد، بهبود یافته از بستر برمی ‌خیزد و برای کسب رزق و روزی سعی و تلاش خواهد کرد.

رقص

رقص در خواب، مصیبت است و اگر کسی برای دیگری رقص کند، در مصیبت او شریک می ‌شود.

رنگ زدن

سرخ کردن موی ریش با حنا در خواب، دلیل بر سرافرازی و پیروی از سنت پیامبر(ص) می ‌باشد. اگر کسی در خواب ببیند که دستش در حناست، زندگی خوب و بی‌دردسری خواهد داشت و اگر زنی در خواب ببیند که دستش در حناست، دلیل بر این است که رفتار شوهرش با او خوب خواهد بود. رنگ سیاه به موزدن در خواب، بر تباهی دین و احوال شخص دلالت دارد.

 

رنگ زرد

اگر کسی در خواب ببیند که چهر‌اش زردرنگ شده است، بیمار خواهد شد.

رنگ سفید

هر کسی در خواب ببیند که چهره‌اش سفید گشته است، به عزت و احترام می ‌رسد.

 

 

رنگ سیاه

دیدن رنگ سیاه در خواب، بر مال و سامان گرفتن  زندگی دلالت دارد.

روباه

دیدن روباه در خواب، بر دشمنی نیرنگ‌ باز دلالت دارد.

رود

آب خوردن از رود در خواب، خوب نیست؛ به دلیل این آیه : «قال ان الله مبتلیکم بنهر ...» ؛ یعنی ، خداوند، شما را با این رود آزمایش می‌کند (اشاره به داستان طالوت). رود در خواب، بر روزی مداوم دلالت دارد.

روز

روز در خواب، بر رفع غم و غصه و تنگنا و آشکار شدن حجّت و برهان دلالت دارد.

روزه گرفتن

اگر کسی در خواب ببیند که روزه گرفته است، به او سربلندی و توفیق توبه عطا می ‌شود، یا کفاره سوگندی را می ‌پردازد یا به او فرزند پسر عطا می ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که در ماه رمضان روزه نمی ‌گیرد، ممکن است که در راه خدا به سفری طولانی برود.

روستا

دیدن روستا در خواب، بر هلاکت و ستم‌کاری دلالت دارد. بیرون رفتن از روستا، نشانه صلاح دین است و اگر کسی در خواب ببیند که از روستایی خارج شده و به شهری می ‌رود، از خستگی به استراحت و از ترس به امنیت می ‌رسد.تعبیر خارج شدن از شهر و رفتن به روستا، برعکس است.

روسری

دیدن آن در خواب برای زن، بر پوشش و زینت دلالت دارد.

 

روغن

روغن در خواب، بر رزق و روزی پاک و حلال یا علم سودمند دلالت دارد و اگر کسی ببیند که بدن خود را با آن می‌‌مالد، اگر بیمار باشد، شفا می ‌یابد. روغن زیتون به علم، برکت، هدایت، شفا و رزق و روزی حلال تعبیر می ‌شود.

روغن‌فروش

روغن‌فروش در خواب، به عالم یا شخصی که در علم و مال، با دیگران شراکت دارد، تعبیر می ‌شود.

ریحان

دیدن ریحان در خواب، به از بین رفتن غم و اندوه یا کردار نیک تعبیر می ‌شود. اگر مرده‌ای ریحانی را به دست زنده‌ای بدهد یا نزد او ریحان‌های بسیار باشد، آن مرده در بهشت است. دیدن ریحان در خواب، برای افراد مجرّد به ازدواج و برای افراد متأهل به تولد فرزند تعبیر می ‌شود.

ریسمان

ریسمان در خواب، به دین تعبیر می ‌شود. اگر کسی ببیند که ریسمانی را در دست گرفته است، به دین الهی چنگ می ‌زند و اگر ببیند که به آن آویزان شده است با حالت مسلمانی از دنیا می ‌رود.


ریش

ریش در خواب، به زینت ، عزّت و ثروتمندی تعبیر می‌شود و ممکن است بر کردار نیک و تمسّک به سنت پیامبر(ص) نیز، دلالت داشته باشد. ریش برای گناهکار نشانه توبه و برای گمراه نشانه هدایت است.


«ز»

زانو

دیدن زانو در خواب، به خسته شدن و تلاش و کوشش تعبیر می ‌شود.

زبان

زبان ،به دلیل و حجت تعبیر می ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که به پهنا یا درازای زبانش افزوده شده است، بر دشمنانش پیروز می ‌شود و دیدن چنین خوابی، ممکن است نشانه فصاحت زبان و ادبیات شخص نیز، باشد.

زبان‌شناس

دیدن زبان‌شناس در خواب، بر نیک گرداندن و اصلاح زبان دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که زبان‌شناس گشته و دارای زبانی فصیح شده است، ثروتمند خواهد شد یا از ناراحتی ‌ها و تنگنای روزگار نجات می ‌یابد.

زخم

اگر کسی در خواب ببیند که شخص دیگری زخمی شده است ،اما از زخمش خون نمی‌آید، سخن حقی را به آن شخص زخمی خواهد گفت ،اما اگر ببیند که از زخم‌های آن شخص، خون می ‌آید، درباره ی او غیبت می کند. ممکن است زخم بر روی بدن، به پول و ثروت نیز، تعبیر شود.

زدن

زدن با تازیانه در خواب، به سخن زشت و بد تعبیر می ‌شود. زدن با شمشیر در خواب، به پیروزی بر دشمنان تعبیر می ‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که زمین را می‌زند، به مسافرت می ‌رود.

زرگر

دیدن زرگر در خواب، بر ریا، دروغ،‌ تقلّب و فریب کاری دلالت دارد.

 

 

زره

دیدن زره در خواب، بر محافظت از خود در برابر دشمنان و ایمن بودن از شرّ آنان دلالت دارد.

زعفران

دیدن زعفران در خواب، بر مدح کردن و نیک سخن گفتن دیگران از شخص، تعبیر می ‌شود.

زغن (پرنده‌ی گوشت ربا)

دیدن زغن در خواب، بر دزدانی دلالت دارد که پنهانی دزدی و راهزنی می ‌کنند و ممکن است بر افراد شیّاد و فریب کار نیز ،دلالت داشته باشد.

زکات

پرداخت زکات در خواب، بر افزایش مال و ثروت، سود بردن فراوان، بالا رفتن درجه و مقام ، رفع بلا و مصیبت، دلالت دارد.

زکریّا(ع)

هرکس پیامبر زکریا(ع) را در خواب ببیند خداوند در هنگام پیری  به او فرزندی صالح عطا می ‌کند و همسرش را برای او نیک می ‌گرداند.

زلزله

دیدن زلزله در خواب، بر ترس دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که ناحیه یا مکانی دچار زلزله شد، آن ناحیه دچار مصیبت‌هایی از قبیل قحطی و خشکسالی، هجوم ملخ به مزارع یا تهدیداتی دیگر می ‌گردد. دیدن زلزله برای زن حامله بر سقط شدن جنینش تعبیر می ‌شود. زلزله، بر از بین رفتن امنیت میان مردم نیز، دلالت دارد.

زمین

برای دیدن زمین در خواب، تعبیرات زیادی وجود دارد و هر زمینی براساس جوهر آ‌ن، تعبیر می ‌شود؛ مثلاً، دیدن زمین محشر، دلیلی است برای پاداش پنهانی، راستی پیمان و در امان بودن از خطر و ممکن است بر توبه نمودن و هدایت یا فتن نیز، دلالت نماید. دیدن زمین کشاورزی بر فایده و برکت دلالت دارد. اگر کسی دید که مالک زمین شد، ‌و هنوز ازدواج نکرده است، ازدواج می ‌کند و از همسرش صاحب فرزند خواهد شد. اگر کسی دید که زمینش دچار زلزله شد، زنش سقط جنین می ‌کند. اگر کسی ببیند که روی زمین است و آن زمین دچار فرورفتگی شد، بر گمراهی، سرگردانی و نادانیش درباره ی  خدا و روز آخرت دلالت دارد. اگر کسی دید که در زمینی وسیع و بیابان‌مانند و ناشناخته‌ است، به سفر می ‌رود. اگر کسی در خواب دید که با چوب یا چیز دیگری به زمین می ‌زند برای تجارت به سفر می ‌رود. اگر کسی دید که از یک زمین خشک و بی ‌آب و علف وارد زمینی سرسبز و خرم شد از بدعت دست کشیده و به سنت روی می ‌آورد و اگر کسی آن را دید، تعبیر آن نیز، عکس می ‌شود.

زن

زن در خواب، به فتنه تعبیر می ‌شود و اگر کسی زنی را در خواب ببیند که می ‌آید و می ‌رود، نشانه فراخواندن به بدی و گناه است. دیدن زن سیاه‌پوست با موهای مجعد ،به طاعون تعبیر می ‌شود. دیدن زن نیکوکار در خواب، به خیر و خوشی و دیدن پیرزن، به دنیا تعبیر می ‌شود.

زناکار

اگر کسی در خواب ببیند که زن زناکاری را به کار گرفته است، خود را به امور دنیوی مشغول نموده است. اگر کسی ببیند که با زناکاری زنا می ‌کند، به شر و فتنه مبتلا می ‌شود.

زن ریسنده

دیدن زنان ریسنده در خواب، نشانه قناعت و پیروی از سنت است. اگر کسی در خواب ببیند که زنی ریسنده رشته‌هایش را پنبه می ‌کند، نشانه آن است که خداوند بر‌آن شخص خشم گرفته است.

 

زنان

دیدن زنان در خواب، به زینت و خوشی ‌های دنیا تعبیر می ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که زنان به او روی آورده‌اند، نشانه روی آوردن او به دنیا و در خوشی ‌های آن قرارگرفتن است. ممکن است دیدن زنان در خواب، به فتنه و آزمایش یا عشق و محبت نیز، تعبیر شود و جهاد زنان در خواب، به حج رفتن آنان تعبیر می ‌شود.

زنان پیامبر(ص)

دیدن زنان پیامبر(ص)، بر مادر و خیر و برکت دلالت دارد. اگر زنی حضرت عائشه را در خواب ببیند به درجه‌ای عالی و نامی نیک نزد پدر و شوهر دست می‌یابد و دیدن حضرت خدیجه بر خوشی و نوادگان صالح دلالت دارد. اگر مردی که هنوز ازدواج نکرده است، یکی از زنان پیامبر(ص) را در خواب ببیند، با زنی شایسته و نیکوکار ازدواج می ‌کند و اگر زنی یکی از همسران پیامبر(ص) را در خواب ببیند، با مردی نیکوکار ازدواج می ‌کند و در کنارش به آسایش و آرامش می ‌رسد.

زنبور عسل

دیدن زنبور عسل در خواب، به خیر و برکت و سود و ثروت تعبیر می ‌شود.

زندان

زندانی  شدن در خواب، بر ذلّت و ناراحتی دلالت دارد. زندانی شدن در اتاقی جداگانه و گچ‌کاری شده به مُردن و آن اتاق نیز، به قبر تعبیر می‌شود. اگر زنی در خواب ببیند که سلطانی، او را به زندان انداخته است، شوهر می ‌کند. اگر کسی ببیند که از زندان رها گشته است، از بیماری بهبود می ‌یابد. اگر کسی ببیند که در زندان سلطانی بسته شده است، به عملی بد و ناراحت‌کننده دچار می ‌شود یا دچار غم و غصه‌ای شده است که می ‌خواهد از آن رهایی یابد. اگر فردی بیمار یا اندوهگین در خواب ببیند که از یک زندان ناشناخته و تنگ رها شده و وارد سرزمینی وسیع شده است، به راحتی و آسایش می ‌رسد.

زهد

زهد در خواب، دلیل محبوب بودن میان مردم است.

زیتون

زیتون در خواب، بر مال دنیا دلالت دارد و درخت زیتون به مردی سودمند برای خانواده‌اش تعبیر می ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که با فشار دست عصاره ی  زیتون را می ‌گیرد، خیر و برکت زیادی به او می ‌رسد.


«س»

ساختمان

دیدن ساختمان جدید در خواب، بر سودی دنیایی دلالت دارد و نیز، ممکن است بر تولّد فرزند تعبیر شود. اگر کسی دید که در شهری یا روستایی، ساختمانی می ‌سازد، با زنی از اهالی آن شهر یا روستا ازدواج می ‌کند.

ساربان

دیدن ساربان در خواب، بر مسافرت یا فوت فردی بیمار دلالت دارد و ممکن است به ناخداو فرمانده کشتی نیز، تعبیر شود.

ساق پا

ساق پا در خواب، نشانه‌ی عمر انسان و ستون زندگی و حیات اوست. اگر کسی در خواب ببیند که یکی از ساق‌هایش را دراز و دیگری را بلند نموده است و هر دو ساقش به هم بسته شده‌اند، یا اجلش نزدیک شده است یا واقعه ی بدی در انتظار اوست. اگر زنی در خواب ببیند که ساق پایش را آشکار نموده، دین و ایمانش روزبه‌روز بهتر می ‌شود. اگر کسی ببیند که ساقی زیبا و فربه دارد، بر خوبی مرکب یا مقصد او دلالت دارد. ممکن است که ساق پا ،بر ناراحتی و گرفتاری نیز، دلالت داشته باشد و آشکار نمودن ساق پا ،به ترک نماز و ذلّت نیز،تعبیر ‌شود.

سایه

اگر کسی در فصل تابستان، سایه‌ای را در خواب ببیند، نشانه خوشی، استراحت و مقام والا است. اگر کسی در خواب ببیند که از فرط گرما به سایه‌ای پناه برده است، از غم و غصه نجات می ‌یابد و رزق و روزی به دست می ‌آورد. سایه ی زن، شوهر اوست و اگر زنی که شوهر نکرده است در خواب ببیند که زیر سایه‌ای رفته است، شوهر می ‌کند. اگر کسی در خواب ببیند که در سایه، احساس سرما کرده و جلو آفتاب رفته است، از فقر و نداری نجات می ‌یابد.

سبیل

اگر کسی در خواب ببیند که موهای سبیلش را کوتاه می ‌کند، پیرو سنت پیامبر(ص) است واگر ببیند که موهای سبیلش دراز شده است، خواب خوبی ندیده است.

ستاره

ستاره در خواب، بر فردی شرافتمند و بسیار بلندمرتبه دلالت دارد. اگر کسی در خواب، در خانه‌اش ستاره‌ای را دید که روشنایی نداشت، نشانه این است که عده‌ای از افراد معتبر و بلندمرتبه به مصیبتی دچارمی‌شوند.

ستم

ستم در خواب، بر بلا و مصیبت و ویرانی دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که به دیگری ستم کرده است و فرد ستم‌دیده دست به دعا برداشته و از او به خداوند شکایت می ‌کند، باید از عذاب الهی بترسد.

ستون

ستون در خواب، نشانه دین است و مجموعه ی چند ستون، نشانه عده‌ای از مردان است که در انجام امور و دست کشیدن از گناهان می ‌توان به آنها تکیه و اعتماد نمود. اگر کسی در خواب ببیند که ستون مسجد کج شده و در جای خود نمانده است، او مردی است که از سلطه حاکم و فرمانروا خارج شده و سر به شورش برمی ‌دارد.

سجده

اگر کسی در خواب، برای خداوند سجده نماید، بر دشمنش پیروز گشته و خداوند نیز، از او خشنود خواهد شد و از خطرها رهایی می ‌یابد و به مقصود خود می ‌رسد، اما اگر ببیند که برای غیرخدا سجده می ‌کند یا بدون هیچ نیتی سرش را به طرف زمین نزدیک می ‌کند، ذلیل و خوار خواهد شد و اگر بازرگان باشد یا در مسابقه‌ای در حال رقابت با کسی باشد، برنده نخواهد شد و به مقصود خود نخواهد رسید. ممکن است سجده کردن، بر پیروی از سنت پیامبر(ص) و همنشین شدن با ایشان در بهشت تعبیر شود. سجده ی شکر در خواب، بر رفع درد و بلا وتجدید شدن رزق و روزی دلالت دارد.

سخن

اگر کسی در خواب ببیند که با چند زبان مختلف سخن می ‌گوید،صاحب ملک بزرگی می شود. سخن گفتن پرندگان در خواب، به‌طور کلی خوب است. اگر کسی ببیندکه پرنده‌ای با او سخن می ‌گوید، به مقامی بلند دست می ‌یابد. اگر کسی در خواب ببیند که حیوان چهارپایی با او سخن می ‌گوید از دنیا می ‌رود ؛زیرا خداوند می‌فرماید :

)#sŒÎ)ur yìs%ur ãAöqs)ø9$# öNÍköŽn=tã $oYô_t÷zr& öNçlm; Zp­/!#yŠ z`ÏiB ÇÚö‘F{$# óOßgãKÏk=s3è? (                                               

                                                                      (نمل / 82)

«هرگاه فرمان و حکم خدایی بر آنان واقع شود، چهارپایی را از زمین بر آنان خارج نماییم که با آنان سخن می‌گوید»

سدر

هر کسی در خواب درخت سدر را ببیند، به مقام و درجه‌ای بالا دست می ‌یابد و راه ورع و تقوا و علم را پیش می ‌گیرد. دیدن درخت سدر در خواب، خوب است و به رزق و روزی نیز، تعبیر می‌شود.

سدره المنتهی

دیدن سدره المنتهی که درختی است در بهشت، به نایل شدن به مراد و آرزوها تعبیر می‌شود.

 

 

سر

سر در خواب، به فرماندهی و سرمایه تعبیر می ‌شود و بزرگ بودن سر بر شرف فراوان و کوچک بودن آن بر شرفی اندک دلالت دارد. پایین انداختن سر در میان مردم  یا نزد سلطان، به انجام دادن گناهی بزرگ و پشیمانی از آن تعبیر می ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که سرش شبیه سر درازگوش شده است، همان گونه که پیامبر(ص) در حدیثی به آن اشاره نموده است، در نماز جماعت قبل از امام به رکوع و سجود می ‌رود یا اینکه مردی ساده‌لوح و نادان خواهد شد.

سراب

دیدن سراب در خواب، به عمل، بیهوده و پوچ که انجام نمی ‌پذیرد، دلالت دارد و اگر کسی که خواب سراب را می ‌بیند، خواهان چیزی باشد آن را به دست نخواهد آورد.

سرباز

اگر کسی در خواب ببیند که عده‌ای سرباز در جایی جمع شده‌اند، حق و حق‌طلبان پیروز خواهند شد.

سر بریدن

سر بریدن در خواب، بر ظلم و ستم به دیگران و خوردن حق آنها دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که سرانسانی را می ‌بُرد، به او ستم می ‌کند و بریدن سر تمام آن موجوداتی که سر بریدن‌شان جایز نیست، ظلم بر آنهاست. اگر کسی غمگین باشد و در خواب ببیند که سرش را می ‌بُرند، غم و غصه‌هایش برطرف می ‌شود. سر بریدن به زن گرفتن نیز، تعبیر می ‌شود؛ اگر کسی  ببیند جانوری را سر می ‌برد که بر زن دلالت دارد، مانند کبوتر یا هر جانور سفید و زیبایی، زن می ‌گیرد. اگر کسی ببیند که سر پدر یا مادرش را می ‌برد، حق آنها را پایمال می ‌کند.

سرزنش

سرزنش کردن در خواب، نشانه پیروی زیاد از راه و روش‌ شیطان است.

سرکه

دیدن سرکه در خواب، بر خیر و برکت، دارایی، کسب حلال و عمر طولانی دلالت دارد و برای کسی که درخواب آن را با نان بخورد بر کم شدن رفاه و خوش‌گذرانی دلالت دارد.

سرگردانی

سرگردانی در خواب، نشانه ی  جهالت و تسلط شیطان بر بیننده‌ی خواب است.

سرما

سرما در خواب، نشانه ی  فقر است. اگر کسی در خواب دید که سایه‌ای سرد را ترک کرده و مقابل خورشید نشسته است تا گرم شود، فقر و تنگدستی از او دور می ‌شود و اگر دید که از شدّت گرما به زیر سایه‌ای رفت، غم و غصه از او دور می ‌شود.

سرمه

دیدن سرمه در خواب، نشانه فراوان شدن مال و ثروت و درک و فهم است. اگر کسی که در چشمانش عیبی دارد در خواب ببیند که به آنها سرمه می ‌کشد، چشمانش شفا می‌‌یابند.

سرمه‌دان

سرمه‌دان در خواب، به زنی خوب و نیکوکار تعبیر می ‌شود که می ‌خواهد به دیگران سود برساندن. اگر مرد مجرّدی در خواب ببیند که میله را داخل سرمه‌دان گذاشته است تا آن را به چشمانش بکشد، زن می ‌گیرد.


سطل

اگر کسی در خواب ببیند که با سطلی از چاه برای خود آب می ‌کشد، برای بهره ی دنیوی به کار و کوشش می ‌پردازد. اگر کسی ببیند که با سطل از چاه آب می ‌کشد و با آن آب، خود را می ‌شوید به خوشی و مال دنیا می ‌رسد و اگر در زندان باشد، آزاد می ‌شود. آب کشیدن از چاه برای کسی که زن حامله دارد به تولد نوزاد پسر و برای کسی که زن ندارد، به رزق و روزی تعبیر می ‌شود.

سفره

دیدن سفره در خواب ،بر نعمت، اجابت دعا، خوشی زندگی و جشن و شادی دلالت دارد.

سقف

سقف در خواب، بر مردی والامقام و باشکوه دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که نزدیک است سقفی بر او بیفتد از مردی والامقام و باشکوه دچار ترس و هراس می ‌شود و هر کسی در خواب ببیند که سقفی بر او افتاد، به شکنجه و عذاب مبتلا می ‌شود.

سگ

سگ در خواب، به مردی گمراه و بی ‌ارزش که دنباله‌رو هوا و هوس است، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که سگی بر او پارس می کند، از شخصی ناجوانمرد سخنانی زشت درباره ی خود می ‌شنود. دیدن سگ شکاری در خواب به سربلندی و رزق و روزی تعبیر می ‌شود.

سلاح

دیدن سلاح در خواب، بر پیروزی، قدرت، سرافرازی و رفع بدی ‌ها دلالت دارد.

 

سلام کردن

اگر کسی در خواب دید ، به کسی سلام می ‌کند که با او دشمنی و عداوتی ندارد، از طرف او به بیننده ی خواب خیر، سلامت و امنیت می ‌رسد. اگر بین آن دو عداوت و دشمنی وجود داشته باشد، گوینده‌ی سلام به آرزوی خود دربرابر طرف مقابل می ‌رسد و از شرّ او درامان می ‌گردد. اگر به کسی سلام نمود که بین آنها معامله‌ی تجاری باشد و طرف مقابل به سلام او پاسخ گوید، معامله‌ بین آنها انجام می ‌گیرد و اگر به سلام جواب ندهد، معامله‌انجام نمی ‌گیرد. اگر کسی در خواب دید که دشمنش به او سلام می ‌کند و برایش هدیه‌ای آورده است، دشمنش به او پیشنهاد صلح و آشتی می ‌دهد و اگر دید ، با او دست می ‌دهد و او را در ‌آغوش می ‌گیرد، دشمنش از شرارت دست می ‌کشد. اگر در خواب دید که با عده‌ای قبل از آنکه سلام کند، سخن می ‌گوید، دلیل بر مخالفت با سنت پیامبر(ص) و تمایل به بدعت است.

سلطان

اگر کسی در خواب دید که خداوند او را سلطان سرزمینی نموده است، به شکوه، اقتدار و سربلندی دست می ‌یابد. دیدن چنین خوابی برای شخص بیمار، بر مرگ او دلالت دارد. ممکن است سلطان، بر دررأس بودن امری دلالت داشته باشد.

سلمانی

دیدن سلمانی در خواب، مایه ی  آرامش و نجات یافتن از دردهای سر و چشم است. تراشیدن سر، پس دادن امانت و ایمن شدن از خطر می‌باشد. اگر کسی در خواب ببیند که در مراسم حج سرش را می ‌تراشد، بدهی ‌هایش را می ‌پردازد. تراشیدن ریش در خواب،از دست دادن مال و مقام و شهرت است. اگر بیماری در خواب ببیند که سرش را می ‌تراشد، به بهبودی و سلامت دست می ‌یابد.


سلیمان پیامبر(ع)

دیدن سلیمان پیامبر(ع) در خواب،بر ملک و پادشاهی دلالت دارد و ممکن است به آسان شدن امور سخت و دشوار نیز، تعبیر شود. بیننده ی  چنین خوابی از جانب خداوند به مقامی والا دست می ‌یابد و در آخرت نیز، عاقبت به خیر خواهد شد.

سم

سم در خواب، برای کسی که آن را می ‌خورد به غم و اندوه تعبیر می‌شود.

سنگ

دیدن سنگ در خواب، بر افراد سنگدل، نادان و بی ‌عمل دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که با چوبی به سنگی می ‌زند و‌ از آن سنگ، آب بیرون می آید، اگر تهیدست باشد، ثروتمند و اگر ثروتمند باشد،به ثروتش افزوده می ‌گردد؛ ممکن است بر رزق و روزی نیکو نیز، دلالت داشته باشد.

سنگسار کردن

اگر کسی در خواب ببیند که شخصی را سنگسار می ‌کند، درباره ی او سخن زشت خواهد گفت و او را دشنام می ‌دهد. سنگسار کردن به تهمت زدن نیز، تعبیر می ‌شود؛ مگر اینکه سنگسار، به علت حدّ شرعی باشد در این صورت، شخصی که سنگسار می ‌شود، از جرم و گناه پاک خواهدشد.

سوار شدن

سوار شدن بر چهارپایان در خواب، بر سلطه و عزّت دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که سوار بر اسبی شده است، اما سواری نمی داند، به دنبال هوا و هوس رفته است.

سوراخ

دیدن سوراخ در خواب، به چنگ زدن بر روش بدعت‌گران تعبیر می ‌شود. اگر کسی ببیند که از سوراخی جانوری بیرون می‌آید، به بیرون آمدن سخن از دهان تعبیر می‌شود.

سوزن

اگر نخی در سوزن باشد، به بهتر شدن اوضاع و احوال زندگی؛ و اگر جدا از آن باشد، به تشتّت و جدایی تعبیر می‌شود. اگر کسی سوزن شکسته‌ای را ببیند، دچار ناراحتی و پریشانی می‌شود.

سوسمار

سوسمار در خواب، بر مردی بیابانی دلالت دارد که با حقّه و فریب، خواهان تصاحب ملک و دارایی دیگران است.

سوگند

اگر کسی در خواب به حقیقت و راستی سوگند بخورد، پیروز خواهد شد و سخن حقّ را به مردم ابلاغ می‌کند و اگر به دروغ سوگند بخورد، شکست می خورد و خوار می‌شود و ممکن است گناه کبیره‌ای نیز،انجام دهد و پشیمان و ذلیل شود. اگر کسی در خواب ببیند که به صلیب، ستارگان، دریا و چیزهایی مانند این، سوگند می‌خورد، دلیلی است بر اینکه آن شخص، گمراهی و نفاق را دوست دارد و اگر به خداوند سوگند بخورد دلیل بر این است که بر راه حق می‌رود و دنباله‌رو سنت پیامبر(ص) است.

سوگواری

دیدن سوگواری در خواب،برای کسی که زندگیش در خوشی و راحتی است، به ضرر و زیان یا به مصیبتی گرفتار شدن تعبیر می‌شود. اگر ببینده‌ی خواب  ناراحت باشد‌، دیدن سوگواری، بر امید به رحمت خداوند و از بین رفتن غم و ناراحتی دلالت دارد. اگر کسی دید که برای تسلیت‌گفتن به مصیبت‌دیده‌ای، به مراسم سوگواری می‌رود، به امنیت و آسایش می‌رسد و مژده‌ای به او داده می‌شود. برپا نمودن مراسم سوگواری بدون هیچ دلیلی بر مصیبتی دلالت دارد که برایش سوگواری لازم است.

سیاهدانه

دیدن سیاهدانه در خواب، بر سلامتی و تندرستی دلالت دارد.

سیر

دیدن سیر در خواب، بر دارایی و مال حرام و سخنی زشت دلالت دارد. خوردن سیر در خواب تنها برای بیمار خوب است.

سیل

دیدن سیل در خواب، بر هجوم دشمن دلالت دارد. اگر آن سیل برای مردم سودمند باشد و ضرر نرساند، به خیر و برکت مستمر تعبیر می‌شود.

سیلی

سیلی زدن به صورت زن در خواب، به تولد فرزند پسر تعبیر می‌شود؛ به ویژه اگر صاحب خواب از بچه‌دار شدن ناامید شده باشد، زیرا درحالی فرشتگان به ابراهیم(ع) مژده تولد پسری را دادند که از بچه‌دار شدن ناامید شده بودند، همسرش ساره، شگفت‌زده شد و به صورت خود زد و خداوند در این مورد فرموده است : «فصکت فی وجهها» ؛یعنی ،(همسر ابراهیم) به صورت خود زد. ممکن است سیلی زدن به صورت نشانه جرم و گناه و مصیبت نیز، باشد.

سینه

زیبا وبزرگ بودن سینه در خواب، برای کافر نشانه ی این است که وارد اسلام می‌شود و برای مسلمان گنهکار، نشانه توبه کردن و روی آوردن به طاعت و پرستش خداوند است و ممکن است نشانه آسان شدن امور سخت و دشوار نیز، باشد. تنگ بودن سینه در خواب به گمراهی تعبیر می‌شود.


«ش»

شادی

شادی در خواب، دلیلی بر گشوده شدن درهای رحمت الهی بر بیننده‌ی خواب ،بعد از ناراحتی است و بر پرداخت بدهی‌ها نیز، دلالت دارد. شادی و سرور در خواب، ممکن است بر عمل نیک، شاد شدن در زندگی و رفع درد و بلا دلالت داشته باشد.

شاعر

دیدن شاعر در خواب، بر مرد گمراهی دلالت دارد که به آنچه خود می‌گوید، عمل نمی‌کند.

شانه

دیدن شانه در خواب، برای کسی که بخواهد در امری مشارکت کند، نشانه خیر و برکت است. شانه به مردی عادل نیز، تعبیر می‌شود.

شاهین

دیدن شاهین در خواب، بر پادشاهی، عمر طولانی، ثروت یا دردسر و گرفتاری دلالت دارد.

شب

شب، نشانه آرامش و استراحت است و ممکن است نشانه عبادت و شب زنده‌داری باشد. دیدن شب‌های مبارک، مانند شب قدر به خیر و مژده نیک تعبیر می‌شود.

شپش

شپش در خواب، نشانه عذاب است. دیدن شپش‌های زیاد در خواب، بر فقر، شکست یا بیماری درازمدت دلالت دارد. کشتن شپش در خواب، نشانه رفع غم و غصه است. اگر کسی ببیند که شپشی، او را می‌گَزد، نشانه این است که افرادی ضعیف از او بدگویی می‌کنند.

شپشک

دیدن شپشک در خواب، بر مردی سخن‌چین دلالت دارد. اگر بیماری در خواب ببیند که در خانه ی او  یا در بدن او شپشک وجود دارد، از دنیا می‌رود.

شتر

دیدن شتر در خواب، بر غم و غصه دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که شتری به او حمله‌ور شده است، به غم و غصه دچار می‌شود یا با فردی بی‌ارزش درگیر می گردد. اگر در خواب ببیند که افسار شتر را گرفته است و او را به راه مشخص و شناخته‌شده‌ای می‌برد، فردی را از گمراهی به سمت راه راست و خیر راهنمایی می‌کند،اما اگر شتر را به بیراهه ببرد، فردی را گمراه می‌کند و او را به سمت فساد ونابودی می‌کشاند. اگر کسی ببیند که شتری را ذبح می‌کند، از غم رها شده و به آرامش و راحتی می‌رسد؛ اگر از پشت شتری بیفتد، تنگدست و فقیر می‌شود و اگر شتر به او لگد بزند، به بیماری شدیدی مبتلا می‌شود. ممکن است شتر در خواب، به شیطان یا به فردی منافق و نادان تعبیر شود. اگر زنی در خواب ببیند که بر شتری سوار است، در حالی که ازدواج نکرده باشد، شوهر می‌کند و اگر ازدواج کرده و شوهرش گم شده باشد، شوهرش نزد او برمی‌گردد. اگر کسی ببیند که شتری را می‌دوشد، پول بسیار از طرف سلطان یا فرمانروا برای او می‌رسد و اگر به جای شیر از پستان شتر خون بیاید، پول حرامی به دست او می‌رسد. اگر کسی در خواب ببیند که شتر ماده‌ای وارد شهری می‌شود، آن شهر به فتنه و آشوب دچار می‌شود؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «و انا مرسلو الناقه فتنه لهم»؛ یعنی، و ما شتر ماده را بر آنان فرستادیم تا فتنه و آزمایشی برای آنان باشد. اگر کسی در خواب ببیند که شتر ماده‌ای را سر می‌برد، عملی انجام می‌دهد که از آن پشیمان می‌شود یا به مصیبتی دچار می‌گردد. ممکن است شتر ماده به زن نیز، تعبیر شود.

شترمرغ

دیدن شترمرغ در خواب، بر زن یا نعمت دلالت دارد.

شراب

شراب، به پول حرام و گمراهی تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که شراب درست کرده است و آماده می‌کند، خدمتکار سلطان می‌شود یا مقام بزرگی به او سپرده می‌شود. دیدن شراب در خواب،  بر فتنه، آشوب و دشمنی نیز، دلالت دارد و ممکن است به از دست دادن عقل، دیوانگی یا بیهوشی تعبیر شود.

شراب‌فروش

دیدن شراب‌فروش در خواب، بر مردی دلالت دارد که صاحب مال و ثروتی حرام است.

شراکت

اگر فقیری در خواب ببیند که با شخصی بلندپایه‌تر از خود شریک شده است، ثروتمند خواهد شد.

شرم

شرم و حیا درخواب، بر فراوانی ایمان و روزی دلالت دارد و ممکن است مایه‌ی هدایت برای فرد گناهکاری باشد.

شستن

شستن در خواب، نشانه توبه از گناهان یا برآورده شدن نیازها می‌باشد. شستن بدن با آب سرد در زمستان، نشانه غم و غصه است، اما اگر کسی در خواب ببیند که در فصل زمستان با آب گرم خود را می‌شوید، سود و منفعت به دست می‌آورد یا اینکه بیماریش شفا می‌یابد. اگر کسی در خواب ببیند که برای پوشیدن احرام یا داخل شدن به مکه، خود را می‌شوید، نشانه دلخوشی او و رسیدن به دوستان و خویشاوندان یا پرداخت بدهی‌هایش می‌باشد. اگر کسی در خواب دید که خودش را شست و لباسی تازه و نو به تن نمود، اگر بیمار باشد، شفا می‌یابد؛ اگر بدهکار باشد، بدهی‌هایش را می‌پردازد؛ اگر اسیر و دربند باشد، آزاد می‌شود؛ اگر غم و غصه‌ای داشته باشد، برطرف می‌شود؛ و اگر حج نکرده باشد، خداوند او را ثروتمند می‌کند؛ اما اگر بعد از شستن بدن، لباس کهنه‌ای به تن نمود، غم و غصه‌اش برطرف می‌شود؛ اما فقیر و مستند می‌گردد. شستن دست‌ها با آب و صابون، نشانه برطرف شدن غم و ناراحتی است.

شطرنج

بازی کردن با شطرنج و تخته نرد در خواب، به فریب کاری، حسد، فتنه و آشوب تعبیر می‌شود.

شعیب پیامبر(ع)

اگر کسی در خواب شعیب پیامبر(ع) را ببیند در میان قومی گران‌فروش و کم‌فروش گرفتار می‌شود که به او حقه می‌زنند، اما در نهایت، بر آنان پیروز می‌شود.

شفاعت

شفاعت در خواب، به سربلندی، شکوهمندی و پاداش تعبیر می‌شود.

شکارچی

دیدن شکارچی در خواب، بر مردی دلالت دارد که عاشق زنان است و ممکن است برای رسیدن به آنان دام بگستراند.

شکر

شکر در خواب، به خوشی و شادمانی و رفع غم و اندوه تعبیر می‌شود.

شلوار

شلوار در خواب، به زن تعبیر می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که شلوار جدیدی به دست آورد، زنی دیگر می‌گیرد.

 

شمشیر

دیدن شمشیر در خواب، بر فرزند پسر یا سلطان دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که شمشیری را برداشته و آن را در دست دارد، ولایتی بزرگ به او سپرده می‌شود؛ اگر ببیند که شمشیری را به همسرش می‌دهد یا همسرش به او شمشیری می‌دهد، فرزند پسر به آنها عطا می‌شود؛ اما اگر شمشیر در درون غلاف باشد، دختر است. دیدن شمشیر در خواب به فتنه و آشوب نیز، تعبیر می‌شود.

شمع

شمع، نشانه هدایت است و دیدن آن در خواب برای جوان مجرّد به ازدواج و برای فرد جاهل و نادان به هدایت تعبیر می‌شود.

شن

دیدن شن در خواب، بر سفر کردن دلالت دارد و راه رفتن در میان شن، ممکن است به اندوه و ناراحتی تعبیر شود.

شنا

اگر کسی در خواب ببیند که شنا می‌کند و خودش شنا کردن نمی داند، در علم و دانش به مقصود و مراد خود می‌رسد و اگر ببیند که در وسط دریا به خوبی شنا می‌کند، کار یا مسؤولیتی بزرگ به او سپرده می‌شود که او در انجام آن پیروز و سربلند خواهد شد.

شهر

اگر کسی در خواب ببیند که وارد شهری از شهرها می‌شود، از آن چیزی که می‌ترسد ایمن می‌شود. ابن سیرین (رح) وارد شدن به شهر را در خواب، خوب و خارج شدن از آن را، بد می‌دانست.

 

شیر

شیر در خواب، به فطرت اسلام، هدایت، دین یا دانش تعبیر می‌شود.

شیر (ژیان)

دیدن شیر در خواب، بر سلطانی ظالم و ستمکار یا بر جهل و تکبّر و سرگردانی دلالت دارد و گفته شده است که دیدن شیر در خواب، بر دشمنی قوی و بانفوذ دلالت دارد.

شیر دادن

اگر زنی در خواب ببیند که مردی از شیر او می‌خورد، مال و دارایی او را می‌برد و اگر زن بیماری ببیند که شیر می‌دهد، از بیماری بهبود می‌یابد.

شیشه

شیشه در خواب، به زن تعبیر می‌شود؛ زیرا پیامبر(ص) می‌فرماید : «رفقاً باالقواریر» ؛یعنی، با شیشه‌ها (زنان) با مدارا رفتار کنید.

شیطان

دیدن شیطان در خواب، به عالمی بدعت‌گرا یا اقدام به گناه، فریب و نیرنگ، جادوگری، حسودی و جدایی میان زن و شوهر تعبیر می‌شود. اگر کسی ببیند که شیطان، خودش را روی او انداخت، به رباخواری مبتلا می‌شود.


«ص»

صابون

اگر کسی در خواب ببیند که لباس‌هایش را با صابون می‌شوید، از بیماری شفا می یابد،از گناهان توبه می‌کند یا درهای خیر و رحمت بر او گشوده می‌شود و قرض‌هایش را پرداخت می‌کند. ممکن است دیدن صابون در خواب، نشانه رفع غم و غصه باشد؛ زیرا صابون، چرک را از بین می‌برد و چرک نیز، در خواب به غم و غصه تعبیر می‌شود.

صاعقه

صاعقه به عذاب یا جزادادن دلالت دارد. اگر در خواب صاعقه به جایی خورد و صدای بلندی داشت، به آگاه نمودن گناهکاران تعبیر می‌شود. رعد و برق در خواب، نشانه درد و بلاست.

صبح

صبح در خواب، به خوشی، آسایش و وفای به عهد تعبیر می‌شود. اگر برده  یا اسیری، چنین خوابی ببیند، آزاد می‌شود. دیدن صبح برای گناهکاران یا جاهلان به توبه و ترک اعمال گذشته تعبیر می‌شود. دیدن صبح برای بازرگانی که بازارش کساد شده است، نشانه رونق بازار و افزایش روزی او می‌باشد. دیدن صبح برای عامّه مردم در زمان ناراحتی و گرفتاری آنها به نجات از گرفتاری و رفع غم و غصه تعبیر می‌شود.

صبر

صبر در خواب، به بلندی، رفعت و مژدگانی تعبیر می‌شود و ممکن است که نشانه عاقبت به خیری باشد.

 

صخره

صخره در خواب، به زن بردبار تعبیر می‌شود و نیز، نشانه بردباری، ثبات‌ قدم و درازی عمر است. دیدن صخره در خواب ممکن است، بر افراد سنگدل و جاهل دین خدا دلالت داشته باشد.

صدا

اگر کسی در خواب ببیند که صدایش را بلند می‌کند، بر قومی که عملی خلاف شرع انجام داده‌اند پیروز می‌شود. اگر ببیند که صدایش را در مقابل عالمی بلند می‌کند، مرتکب گناه می‌شود. صدای ضعیف در خواب، بر ترس و لرز؛ و پایین آوردن صدا بر تواضع دلالت دارد. شنیدن صدای زشت و ناخوشایند به غم و گرفتاری؛ و شنیدن صدای خوش به شادی و خوشی تعبیر می‌شود.

صدقه دادن

صدقه دادن در خواب، نشانه رفع بلا و شفای بیماری و خیر و برکت و روزی است.

صله رحم

اگر کسی در خواب ببیند که صله رحم به جای نمی‌آورد و به دیدار آنانی که خداوند امر نموده است، نمی‌رود؛ در دین گمراه شده یا به علت قهر کردن با خویشان، در زندگی سرگردان شده است.

صندلی

دیدن صندلی در خواب، به بزرگی و رفعت تعبیر می‌شود. اگر صندلی از آهن باشد، به قدرت و نیرو تعبیر می‌شود.


«ض»

ضعف

اگر کسی در خواب ببیند که ضعیف شده است، دین و ایمانش ضعیف خواهد شد یا در انجام فرایض دینی از خود ضعف  نشان می‌دهد.


«ط»

طاعون

طاعون در خواب، بر سزا دادن از طرف سلطان یا ممکن است بر،افروخته شدن آتش جنگ دلالت داشته باشد.

طاق

دیدن طاق در خواب،ممکن است نشانه دنیا، شادی یا گشایش در امور باشد و ممکن است نشانه چیزی باشد که مردم با آن به مراد و آرزوی خود می‌رسند.

طاووس

دیدن طاووس در خواب، بر زنی بیگانه، زیباروی و ثروتمند دلالت دارد.

طبقه

اگر کسی در خواب ببیندکه طبقه‌ای از ساختمان را خریده است به سفری دور و دراز می‌رود.

طلا

دیدن طلا در خواب، بر شادی، گشایش در روزی و از بین رفتن اندوه و ناراحتی دلالت دارد.

طلاق

طلاق در خواب، بر ترک کردن و دست کشیدن از راه و روش قبلی، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که همسرش را طلاق می‌دهد، ثروتمند خواهد شد؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «و ان یفترقا یغن الله کلاً من سعته»؛ یعنی، و اگر زن و مرد از هم جدا شوند، خداوند از فضل و روزی خود آنها را بی‌نیاز می‌گرداند.


ع

عاریه

اگر کسی در خواب ببیند که چیزی را برای مدتی به عاریه گرفته است و آن را به دیگران عاریه داده است، اگر آن چیز خوب و مفید باشد خیری به او خواهد رسید، اما دوام ندارد؛ و اگر آن چیز بد و بی‌ارزش باشد، به شرّی دچار می‌شود، اما آن نیز، دوام ندارد.

عالم

اگر کسی در خواب ببیند که عالم شده است، به مقامی بلند دست می‌یابد و دیگران به نیکی از او یاد می‌کنند. دیدن علما در خواب، نشانه ازدیاد علم و دانش و هدایت است؛ زیرا علما پنددهنده و بیان‌کننده اوامر الهی در میان مردمند.

عبا

دیدن عبا در خواب، به بزرگی، جاه و مقام و عزّت تعبیر می‌شود.

عتاب

اگر کسی در خواب ببیند که مورد عتاب قرار گرفته است، نشانه توبه کردن و ترک گناه است.

عجله کردن

عجله نمودن در خواب، بر مسابقه و سبقت گرفتن از دیگران برای انجام کردار نیک دلالت دارد و ممکن است به پشیمانی نیز، تعبیر شود.

عدس

دیدن عدس در خواب، بر روزی کم و بی‌ارزش و عوض کردن چیزهای خوب با چیزهای بد دلالت دارد.

 

عدّه ی زن

عده ی زن، مدت زمانی است که زن بعد از مرگ شوهر یا طلاق گرفتن، نمی‌تواند شوهر کند. اگر زنی در خواب ببیند که در حال سپری کردن مدّت عدّه است، ممکن است به غم و غصه‌ای دچار شود یا این که طلاق داده شود.

عرفه

اگر کسی در خواب ببیند که روز عرفه است، اگر گمشده‌ای داشته باشد با دلخوشی آن را پیدا می‌کند و اگر با کسی قهر باشد با او آشتی می‌کند. روز عرفه در خواب، بر حج کردن نیز، دلالت دارد.

عرق

عرق کردن در خواب، برای کسی که دوست دارد عرق کند به شفای بیماری تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که عرق را از سر و صورتش پاک می‌کند، نیازهایش را برآورده می‌کند.

عروس

دیدن عروس در خواب، نشانه خیر و برکت است.

عزل شدن

عزل شدن در خواب، بر طلاق دادن همسر یا عوض نمودن پیشه و حرفه دلالت دارد.

عسل

دیدن عسل در خواب، به عمل صالح و خالص و روزی حلال تعبیر می‌شود. دیدن عسل برای اهل ایمان به خواندن قرآن و کردار نیک؛ و برای اهل دنیا به دست یافتن بر غنیمت یا مال و ثروتی بدون زحمت تعبیر می‌شود. دیدن عسل در خواب، به شفای بیماری نیز، دلالت دارد.

عشق

عشق در خواب، نشانه درد و بلا است و اگر کسی در خواب ببیند که عاشق شده است، امتحان می‌شود. عاشقی به غم و ناراحتی نیز، تعبیر می‌شود؛ زیرا عشاق، همواره پریشان و غم بارند.

 

عصا

دیدن عصا در خواب، به امر به معروف و نهی از منکر، پیروزی بر دشمنان، رسیدن به مراد و آرزو، آشکار شدن حق و حقیقت تعبیر می‌شود.

عصبانیت

عصبانیت در خواب، نشانه مرگ است. بر فقر و تلف نمودن ثروت نیز، دلالت دارد.

عطسه

اگر کسی در خواب عطسه کند ، درحالی که  در تنگنا و ناراحتی است، درهای خیر و رحمت بر او گشوده خواهد شد؛ و اگر فقیر و مستمند باشد، کسانی را پیدا خواهد کرد که به او کمک می‌کنند زیرا کسی که عطسه می‌کند دیگران برایش دعا می‌کنند. عطسه در خواب، ممکن است نشانه چیزی باشد که مورد رضایت خداوند است.

عقرب

عقرب در خواب، بر مردی سخن‌چین که دیگران را به جان هم می‌اندازد، دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که عقرب او را نیش زد، دشمنش درباره ی او غیبت می کند یا این که به سانحه بدی دچار می‌شود.

عمامه

دیدن عمامه در خواب، به جاه و مقام و اقتدار تعبیر می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که عمامه‌اش به طلا تبدیل شده است، اقتدار یا جاه و مقامش را از دست می‌دهد اگر کسی در خواب ببیند که عمامه بر سر می‌گذارد، به شکوه و مقام و شهرتش در میان مردم افزوده می‌شود.

عمر بن خطاب(رض)

هر کسی در خواب، عمر بن خطاب (رض) را ببیند، عمرش طولانی و عملش صالح می‌گردد و اظهار حق می‌کند. اگر کسی در شهر یا منطقه‌ای باشد که به خشکسالی دچار شده است و عمر بن خطاب(رض) را در خواب ببیند، باران زیادی در آن ناحیه می‌بارد و اگر در آن منطقه ظلم و ستم باشد، عدل و داد در آن‌جا برقرارمی گردد. اگر کسی در خواب ببیند که عمر(رض) با تازیانه‌اش او را می‌زند یا او را تهدید می‌کند، از اعمالی که انجام می‌دهد، باید پشیمان شود.

عمل نیک

اگر کسی در خواب ببیند که عمل نیکی را انجام می‌دهد، مانند برداشتن  سنگ یا خار و خاشاکی از سرراه یا امر کردن به نیکی و بازداشتن از بدی ، در تجارتش به سود و منفعت فراوان دست می‌یابد یا بدهی‌هایش را می‌پردازد یا از چیزی که می‌ترسد، محافظت خواهد شد.

عنبر

دیدن عنبر در خواب، به دارایی و سود و منفعت تعبیر می‌شود و اگر در خواب از آن استفاده کند، نشانه آن است که از او به خوبی یاد می‌کنند.

عود

دیدن عود در خواب، بر نام بردن شخص به نیکی دلالت دارد. اگر کسی دید که عودی را با بوی خوش در دست دارد، سخنان نیکویی را می‌شنود و اگر چیزی را گم کرده باشد، آن را دوباره به دست خواهد آورد.

 

عورت

اگر کسی در خواب ببیند که عورتش آشکار شده است، اسرارش برملا می‌شود.

عید

اگر کسی در خواب ببیند که روز عید است، غم و غصه‌اش برطرف می شود و شادی و خوشی به او روی می‌آورد. عید، نشانه فراوانی روزی و بخشش و گذشت نیز، است.

 

عیسی پیامبر(ع)

هر کسی که عیسی(ع) را در خواب ببیند، او مردی نیکوکار و اهل خیر است که بسیار سفر می‌کند؛ خداپرستی است که به مقدار اندک قناعت می‌کند و به او علم طبابت عطا می‌شود. اگر کسی عیسی(ع) را در شهر یا مسجدی ببیند که اهل آن شهر در ناراحتی به سر می‌برند، مردم آن شهر نجات پیدا می‌کنند؛ زیرا عیسی(ع) نشانه رحمت و شفقت خداوند است. دیدن عیسی(ع) در خواب، نشانه خیر و برکت است برای آن مکانی که ایشان به آن‌جا می روند. اگر بیماری، عیسی(ع) را در خواب ببیند، شفا می‌یابد و اگر زن حامله‌ای، او را در خواب ببیند، ممکن است پسری پاک و نیکوکار به دنیا بیاورد.


«غ»

غار

دیدن غار برای کسی که ترس و هراسی دارد، به امنیت و آسایش تعبیر می‌شود.

غایب

اگر کسی در خواب ببیند که شخص غایبی بازگشت، اگر بیمار باشد بهبود می‌یابد یا ممکن است به همان روشی که قبلاً بر آن بوده است، برگردد.

غبار

دیدن غبار در میان آسمان و زمین، نشانه وجود امری است که بیننده خواب نمی‌داند چگونه از آن رهایی یابد و اگر کسی بر بدن خود غبار ببیند، به سفر می‌رود.

غذا

اگر کسی ببیند که در بشقاب شکسته یا بشقاب طلا و نقره غذا می‌خورد، به مصیبتی دچار می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که با دست راست غذا می‌خورد، پیرو سنت پیامبر(ص) می‌شود و اگر دید که با دست چپ غذا می‌خورد، به حرف دشمنش گوش داده و به آن عمل می‌کند و به حرف دوستانش توجه نمی‌کند. اگر کسی دید که شخصی را برای نهار دعوت می‌کند، به سفر دوری می‌رود و اگر او را برای خوردن غذای آماده دعوت نمود، بر استراحت بعد از خستگی زیاد دلالت دارد. اگر کسی دید که از گوشت بدن خود می‌خورد. از مال خود که ذخیره کرده است ، می‌خورد؛ اما اگر دید که از گوشت بدن شخصی دیگر می‌خورد، اگر گوشت پخته نشده باشد، از آن شخص یا شخصی دیگر غیبت می کند. غذای پخته شده در خواب، بر رزق و روزی فوری دلالت دارد.


غربال

دیدن غربال یا سرند در خواب، به دانش و جداکردن و تشخیص حق از باطل تعبیر می‌شود.

غرق

اگر کسی در خواب ببیند که در آبی غرق شد، به فتنه یا آزمونی سخت دچار می‌شود یا مرتکب گناهی می‌گردد.

غل و زنجیر

غل و زنجیر در دست داشتن، نشانه کسب حرام است. اگر کسی در خواب ببیند که به دستانش دستبند است و دستبند با زنجیر به گردنش بسته شده است، دارایی و پولی به دست او می‌رسد که حق خداوند را از آن نمی‌پردازد. اگر کسی ببیند که هر دو دستش به گردنش بسته شده است، بخیل است.

غلام

دیدن غلام در خواب، بر شنیدن مژده‌ای برای بیننده ی خواب دلالت دارد.

غنیمت

اگر کسی در خواب ببیند که غنیمتی به دست آورده است، شادمان خواهد شد و به مرادش خواهد رسید. دیدن غنیمت، به فراوانی ، برکت در روزی و دارایی نیز، تعبیر می‌شود.

غواصی

اگر کسی در خواب ببیند که در زیر آب غواصی می‌کند و بدنش گل‌آلود شده است، فرد مقتدری، او را به غم و ناراحتی دچار می‌کند.


غیبت کردن

غیبت کردن در خواب، نشانه از دست دادن برکت است. ضرر و زیان غیبت کردن از دیگران در خواب، به صاحب خواب برمی‌گردد. اگر بیننده خواب از کسی یا امری غیبت نماید، با آنها در دنیا امتحان می‌شود.

غیبگو

دیدن غیبگو در خواب، بر مردی متقلّب و دروغگو یا بر چیزی باطل و بیهوده دلالت دارد.

غیرت

غیرت در خواب،نشانه آگاهی بسیار و حریص بودن است.


«ف»

فالگیر

اگر کسی در خواب ببیند که نزد فالگیری رفته است و از او درمورد چیزی سؤال می‌کند، به غمی بزرگ دچار می‌شود. دیدن چنین خوابی ممکن است، بر ضعف  دین و ایمان نیز، دلالت داشته باشد.

فتنه

فتنه و آزمایش در خواب، بر مال و فرزندان دلالت دارد؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «انما اموالکم و اولادکم فتنه»؛ یعنی، اموال و فرزندان مایه فتنه و آزمایش شما هستند.

فرار

فرار کردن در خواب، نشانه بازگشت به خدا و روی آوردن به عبادت اوست. فرار کردن، به آرامش و توبه کردن نیز، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند ، از دشمنی که هراس دارد، فرار می‌کند؛ از ترس و بیم ایمن می‌شود.

فرش

دیدن فرش در خواب، به رزق و روزی، عزّت و سربلندی تعبیر می‌شود.

فرعون

دیدن فرعون در خواب ،به دشمن دین و به حاکم و فرمانروا تعبیر می‌شود.

فرو رفتگی زمین

دیدن فرورفتگی زمین در خواب، بر عذاب و بلا یا تهدید سلطان دلالت دارد.

فصل

اگر کسی در خواب ببیند که از فصلی به فصل دیگر وارد می‌شود، نشانه این است که از غم و غصه رها می‌شود.

فقر

فقر در خواب، به ثروتمندی تعبیر می‌شود.

 

فلج

اگر کسی در خواب ببیند که هر دو دستش فلج شده و از کار افتاده‌است، جرم و گناهی بزرگ مرتکب می‌شود. اگر کسی ببیند که دست راستش فلج شده است، یار و یاوری را از دست می‌دهد .اگر ببیند که دست چپش فلج شده است، نشانه این است که با دست چپ غذا می‌خورد.

فلوت

دیدن فلوت یا قره‌نی در خواب، بر چیزهای بی‌ارزش و پوچ، سرگرمی بیهوده یا فتنه و آشوب دلالت دارد. اگر کسی که قاری قرآن است در خواب ببیند که فلوتی در دست دارد، خوشبخت خواهد شد.

فیل

فیل در خواب، به پادشاهی با ابهّت، بی‌رحم و ماهر در مسایل جنگی تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که بر فیلی سوار شده  یا صاحب آن گشته است، با سلطان یا فرمانروا ارتباط پیدا می‌کند و مقامی بلند به دست می‌آورد یا ممکن است خیانتی را انجام دهد که در نهایت به ضرر خودش تمام شود، زیرا خداوند می‌فرمایند : «الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل»؛ یعنی، آیا ندیدی که پروردگارت با یاران فیل چه کرد؟ دیدن فیل برای پرهیزکاران و نیکوکاران خوب نیست.


«ق»

قابیل

هرکس که قابیل را در خواب ببیند از حد و حدود خود، پا فراتر می‌نهد و به طغیان و سرپیچی روی می‌آورد و کسی را به ناحق به قتل می‌رساند؛ اما اگر آن شخص قاتل نباشد، عملی را انجام می‌دهد که بسیار از آن پشیمان می‌شود.

قاضی

اگر کسی در خواب ببیند که قاضی شده است و در قضاوتش عدالت را رعایت می‌کند، اگر بازرگان باشد در تجارتش، حق دیگران را نمی‌خورد و اگر اهل بازار باشد، در وزن کردن اجناس، مردم را فریب نمی‌دهد. اگر کسی در خواب ببیند که قاضی معتمد یا عالمی شده است، درجه و مقامش بالا می‌رود و به زهدش افزوده می‌گردد. دیدن قاضی خوشرو در خواب، به رسیدن مژده‌ای خوش تعبیر می‌شود. اگر بیماری در خواب ببیند که قاضی به نفع او حکم کرد، شفا می‌یابد؛ اما اگر به ضرر او حکم کرد، از دنیا می‌رود.

قاعدگی

اگر زنی در خواب ببیند که از او خون قاعدگی می‌آید، در حال انجام گناه است و اگر در آن خواب خود را شست، از انجام گناه توبه می‌کند. خون قاعدگی ، بر ضعف دین، مانند انجام ندادن نماز و روزه نیز، دلالت دارد. اگر زنی نازا در خواب ببیند که از او خون قاعدگی می‌آید، ممکن است بچه‌دار شود.

قبر

قبر در خواب، به زندان تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که در حال قبر کندن است، اگر مجرّد باشد، ازدواج می‌کند.


قرآن

خواندن قرآن در خواب، نشانه خوشی، شرف و سربلندی است. اگر بیماری در خواب ببیند که قرآن می‌خواند، خداوند او را شفا می‌دهد. خواندن قرآن در خواب، نشانه افزودن بر اعمال صالح و بالا رفتن درجه و مقام است. اگر کسی در خواب ببیند که قرآن را پاره می‌کند، دربرابر حق بسیار منکر و لجباز است و اگر ببیند که چیزی به قرآن افزود که خودش هم از آن متنفر بود، نشانه از بین رفتن دین و ایمان او می‌باشد. اگر کسی ببیندکه قرآنی در کنار اوست، به علم و قدرت می‌رسد و اگر بیمار باشد، شفا می‌یابد.

قربانی

قربانی نمودن برای خداوند در خواب، به ادای نذر و رهایی از بلا و ناراحتی دلالت دارد. آن کس که در خواب ببیند حیوانی را برای رضای خداوند قربانی می‌کند، اگر بدهکار باشد، بدهی‌هایش را می‌پردازد؛ اگر فقیر باشد، ثروتمند و اگر از چیزی در ترس و هراس باشد، از آن ایمن می‌شود. بیننده‌ی چنین خوابی اگر هنوز به حج نرفته باشد؛ به حج خانه‌ی خدا می‌رود؛ اگر در جنگ باشد، بر دشمن پیروز می‌شود و اگر غم و غصه داشت به او گشایش و راحتی روی خواهد آورد. دیدن قربانی در خواب، نشانه تولد نوزاد پسر یا بازگشت غریبی به خانه می‌باشد و نیز، ممکن است نشانه افزایش ایمان وعمل به سنت باشد.

قرض

قرض گرفتن در خواب، نشانه نیاز به آن پول و قرض دادن، نشانه خیر و صدقه است. اگر کسی در خواب بببیند که چیز بسیار گران‌بهایی را به عنوان قرض به دیگران داد، نشانه ی معامله ی خوب او با خداوند است. هم‌چنین قرض دادن، نشانه ایثار و بخشش به مردم است، در حالی که خود به آن نیاز دارد. اگر کسی در خواب ببیند که در راه خدا به دیگران قرض می‌دهد و آن را طلب نمی‌کند، پول و مالی بسیار برای جهاد در راه خدا صرف می‌کند و هر کس در خواب ببیند آنکه به او قرض داده از دنیا رفته است، ناراحتی و غم و غصه‌اش برطرف می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که حقی یا قرضی را ادا می‌نماید، صله رحم می‌کند و به دیدار خویشان می‌رود، یا به فقیری طعام می‌دهد یا کاری که قبلاً برایش سخت بود، آسان می‌شود.

قصاب

دیدن قصاب با لباسی کثیف و چاقویی در دست، بر مردی دلالت دارد که باعث هلاک مردم می‌شود.

قصاص

قصاص در خواب، به زندگی و عمر طولانی تعبیر می‌شود؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الباب»؛ یعنی، و در قصاص برای شما مایه حیات است ای خردمندان.

قفس

دیدن قفس در خواب، به زندان تعبیر می‌شود.

قفل

قفل در خواب، بر مردی امانتدار و درستکار دلالت دارد. اگر کسی که در بند است در خواب ببیند که قفلی را باز می‌کند، از بند و زندان رهایی می‌یابد و اگر بیننده ی خواب  غم و غصه‌ای دارد، ناراحتی‌هایش برطرف می‌شوند. دیدن قفل‌ها در خواب ، بر عدم آگاهی نیز، دلالت دارد زیرا خداوند می‌فرمایند : «افلا یتدبرون القرآن ام عل قلوب اقفالها»؛ یعنی، پس آیا در قرآن تدبّر نمی‌کنند یا اینکه بر دل‌هایشان قفل زده شده است.

قلاده

دیدن قلاده در خواب، برای زن به آرایش و زینت تعبیر می‌شود.

قلب

قلب در خواب، به نرمی، شجاعت، هوشمندی، خوش اخلاقی و بخشش و گذشت تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که هراسی در دل دارد، به راه حق هدایت می‌شود؛ زیرا خداوند می‌فرمایند :

)#Ó¨Lym #sŒÎ) tíÌh“èù `tã óOÎgÎ/qè=è% (#qä9$s% #sŒ$tB tA$s% öNä3š/u‘ ( (#qä9$s% ¨,ysø9$# (                                                                 

                                                                      (سبأ / 23)

« تا زمانی که هراس از دل‌هایشان گرفته شود، گویند پروردگار شما چه گفت، گویند حق را »

اگر کسی ببیند که قلبش سیاه است، مرتکب گناهان زیاد شده و از راه حق و حقیقت گمراه شده است.

قلعه

دیدن قلعه در خواب، به علم، قرآن و هر چیزی که مسلمان با آن خود را از شرّ شیطان محافظت می‌کند، تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که قلعه‌ای می‌سازد، از خود در مقابل دشمنانش حفاظت می‌کند یا از آلوده شدن به گناه اجتناب می‌ورزد یا دارایی و نفسش را از  بلا و ذلّت در امان می دارد. دیدن قلعه در خواب، نشانه تغییر اوضاع از ناراحتی به خوشی و آسایش می‌باشد. دیدن قلعه، به دوری از گناه نیز، تعبیر می‌شود.

قلم

دیدن قلم در خواب، بر دانش، حفظ کردن و حرفه و صنعت دلالت دارد.

قیامت

دیدن قیامت در خواب،نشانه هشدار به بیننده خواب است در باره ی آنچه انجام می دهد. دیدن قیامت، به عدالت و گرفتن حق ستمدیده از ستمکار نیز، تعبیر می‌شود. هرکس ببیند که قیامت تنها برای او برپا شده است، می‌میرد و اگر ببیند که فقط او و همسرش محشور می‌گردند، نشانه ظالم بودن آنهاست. اگر کسی در خواب ببیند که رسیدگی به حق و حسابش در روز قیامت نزدیک شده است، نشانه این است که او فردی ناآگاه و بی‌توجّه به دین خداوند است. اگر کسی ببیند که به سختی مورد محاسبه قرار گرفت، شکست سنگینی می‌خورد. اگر کسی در خواب دید که نامه اعمالش را با دست راست گرفت، پیروز و سربلند خواهد شد و دارای درجه و مقامی بلند می‌گردد و اگر نامه اعمال را با دست چپ گرفت، به علت گناه کردن یا فقر و نیاز، هلاک می‌گردد. هرکس در خواب خود را بالای پل صراط سلامت ببیند، از بلا و فتنه و آزمونی سخت  نجات پیدا می‌کند.


«ک»

کاخ

دیدن کاخ در خواب، برای افراد فاسق و گناهکار به نقص، تنگی، ثروت و سامان و درجه و مقام تعبیر می‌شود و برای افراد نیکوکار به کردار نیک، بالا رفتن درجه و مقام ، پرداخت بدهی تعبیر می‌شود. اگر مردی در خواب ببیند که وارد کاخی شد، زن می‌گیرد.

کاسه

کاسه در خواب، به زن تعبیر می‌شود و آوردن آب در کاسه برای بیننده خواب، نشانه این است که زنش حامله است و پسری در رحم دارد.

کاشتن

کاشتن در خواب، به ازدواج تعبیر می‌شود. اگر کسی ببیند که در زمین شخصی که می‌شناسد، کشت می‌کند، همسر او را به عقد خود در می‌آورد.

کافر

کافر در خواب، به دشمن تعبیر می‌شود و کافر پیر، دشمنی است که عداوتی دیرینه دارد.

کافور

دیدن کافور در خواب، نشانه کردار نیک است.

کبوتر

کبوتر در خواب، زنی است که در میان مردم محبوب است. اگر کسی در خواب ببیند که کبوتر شکار می‌کند از افراد والامقام و بلندپایه پول به دست می‌آورد و اگر ببیند که کبوتری در خانه‌اش است و هنوز زن نگرفته است، با زنی زیبا و خوش اخلاق ازدواج می‌کند. دیدن کبوتر، مژده‌ی خیری است برای آن‌کس که در ناراحتی است یا یکی از بستگانش گم شده است. اگر کسی ببیند که به کبوتری سنگ پرتاب می‌کند، از زنان برای او، فرزند دختر به دنیا می‌آید. اگر کسی ببیند که به کبوتری دانه می‌دهد، زنی را تعلیم می‌دهد و او را با مسائلی آشنا می‌کند.

کتاب

کتاب در خواب، به قدرت و نیرو تعبیر می‌شود. ممکن است دیدن کتاب در خواب، به نشستن در مجلسی خوب و دلنشین دلالت داشته باشد.

کدو

خوردن کدو در خواب، نشانه پیروی از هدایت الهی و سنت پیامبر(ص) می‌باشد.

کرم

دیدن کرم در شکم و روده، به فرزندان شخص دلالت می‌کند که در حال خوردن مال و دارایی او هستند. خارج شدن کرم از بدن در خواب، به برطرف شدن غم و اندوه تعبیر می‌شود.

کسوف

دیدن کسوف در خواب، بر ترساندن بندگان خدا دلالت دارد.

کِشت

اگر کسی در خواب ببیند که چیزی می‌کارد، همسرش حامله می‌شود. سوختن کشت یا مزرعه، بر گرسنگی و قحطی دلالت دارد. اگر کسی ببیند که در مزرعه‌ای سرسبز راه می‌رود، در تلاش برای انجام اعمال نیک می‌باشد.

کُشتن

اگر کسی در خواب ببیند که یکی را کُشت، گناهی بسیار بزرگ مرتکب می‌شود و اگر ببیند که در راه خدا کشته شد، سود و منفعت می‌برد.


کَشتی

دیدن کَشتی در خواب، برای آن‌کس که ترس و هراس یا بیماری دارد به نجات یافتن او از آن ترس و بیماری دلالت دارد. اگر کسی ببیند که همراه با عده‌ای نیکوکار سوار بر کشتی شده است، هدایت یافته و به راه راست رهنمون می‌شود و اگر ببیند که همراه خویشان و دوستانش سوار کشتی شده است، به سربلندی و خیر و برکت دست می‌یابد و از شرّ دشمنانش نجات می‌یابد؛ و اگر ببیند که کشتی در هم شکست، به شرّ و بدی تعبیر می‌شود. اگر سوراخی در کشتی ایجاد شد، دلیل بر نجات یافتن مسافران آن است؛ زیرا هنگامی که خضر(ع) کشتی فقرا را سوراخ کرد و موسی(ع) علّت آن را پرسید، خضر(ع) گفت: می‌خواستم آن را معیوب نمایم تا پادشاه ستمکاری که کشتی‌های سالم را غصب می‌کرد، آن را به زور از فقرا نگیرد. (این داستان در سوره‌ی کهف آمده است).

کُشتی گرفتن

اگر کسی در خواب ببیند که فردی در کُشتی پشت او را به زمین زد، آن فرد مال و ملک بیننده خواب را از دست او می‌گیرد و اگر ببیند که با یک جن کشتی گرفت، رباخوار یا جادوگر است یا ممکن است که مال و دارائیش را از دست بدهد و به غم و غصه دچار شود.

کشمش

دیدن کشمش در خواب، به رزقی سودمند دلالت دارد.

کفّاش

دیدن کفّاش در خواب، بر مردی دلالت دارد که وسایل زنانه را به او می‌سپارند تا آنها را تزئین و اصلاح نماید.


کف دست

کف دست در خواب، نشانه قدرت و توان فرد است و باز کردن و پهن کردن کف دست، نشانه فراوانی خوشی‌های دنیا برای صاحب خواب است. کف دست، به رها کردن بعضی چیزها نیز، دلالت دارد.

کعبه

کعبه در خواب، به خلیفه، رئیس یا فرمانروا تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که در داخل کعبه نماز می‌خواند، از شرّ دشمنانش ایمن می‌شود و خیر و پاداش زیادی برایش نوشته می‌شود. اگر کسی ببیند که یکی از دیوارهای کعبه فرو ریخت، نشانه مرگ خلیفه است. اگر کسی ببیند که از مسیر کعبه منحرف شده است و به سمت دیگری می‌رود، برخلاف سنت پیامبر(ص) عمل می‌کند. طواف کردن به دور کعبه، نشانه صلاح دینداری شخص است و اگر کسی در خواب ببیند که به سمت کعبه می‌رود، به عملی مبادرت می‌ورزد که برای دین و دنیای آن شخص خیر و منفعت دربر دارد.

کفر

کفر در خواب، نشانه ظلم و ستم و لجاجت با حق است و ممکن است، نشانه فتنه نیز، باشد.

کفش

دیدن کفش در خواب، بر حیوان‌سواری یا سفر دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که کفش‌هایش را از پا درآورده است، مسؤولیتی بزرگ به او سپرده می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که هنگام راه رفتن یکی از کفش‌هایش از پایش کنده شد، از برادر، دوست یا شریکش جدا می‌شود.


کلاغ

دیدن کلاغ در خواب، بر جدا شدن از خویشان و دوستان و غربت و دوری از وطن دلالت دارد و ممکن است به چیزهای نهفته در داخل زمین و دفن مردگان نیز، تعبیر شود.

کلاه

کلاه در خواب، سروری است و اگر کسی در خواب ببیند که کلاه بر سر گذاشت، به سروری می‌ر‌سد و اگر ببیند که کلاهش پاره و کثیف شده است، به نسبت بزرگی و کوچکی کلاه، سرورش به غم و غصه دچار می‌شود. اگر ببیند که کلاه از سرش افتاد، سروری را از دست می‌دهد. اگر زنی در خواب ببیند که کلاهی بر سر دارد، شوهر می‌کند و اگر حامله باشد، پسری به دنیا می‌آورد.

کلاهخود

دیدن کلاهخود در خواب، بر ایمن بودن از دشمن و یا رهایی از سردرد دلالت دارد.

کلید

کلید در خواب بر رزق و روزی، کمک یا پیرزوی بر دشمن دلالت دارد و اگر کسی ببیند که کلیدهای بسیار در دست دارد، به فرمانروایی و قدرتی بزرگ دست می‌یابد.

کلیسا

ممکن است دیدن کلیسا در خواب، به دروغ و بهتان و متهم کردن دیگران یا بدعت و خوش‌گذرانی دلالت داشته باشد. اگر کسی در خواب ببیند که خانه‌اش کلیسا شده است، نشانه این است که خانه‌اش محل گردهمایی افراد بدعت‌گذار، گمراه و هوس ‌باز می‌باشد.


کمربند

دیدن کمربند در خواب، ممکن است بر اصرار فراوان برای طلب علم و دانش دلالت داشته باشد.

کنجد

دیدن کنجد در خواب، بر روزی حلال دلالت دارد. دیدن دانه‌های مشابه دیگر نیز، چنین تعبیری دارند.

کندن

اگر کسی در خواب ببیند که چاهی را در زمین می‌کَنَد، به انداز‌ه‌ی عمق آن چاه پول به دست می‌آورد. کندن زمین، بر مکر و فریب نیز، دلالت دارد. اگر کسی ببیند که در چاهی افتاده است و راهی برای نجات ندارد، فریب خواهد خورد و شدت آن نیرنگ و فریب، بستگی به عمق و وسعت آن چاه دارد.

کندوی عسل

کندوی عسل در خواب، به زن بیننده‌ی خواب؛ زنبورهای آن، به فرزندان و عسل آن، به مال و دارائیش تعبیر می‌شود.

کوشش

اگر کسی در خواب ببیند که برای رسیدن به چیزی، کوشش فراوان می‌کند، آن را به دست خواهد آورد.

کوه

اگر کسی ببیند که از بالای کوهی سقوط می‌کند، جرم و گناهی را انجام می‌دهد و دچار ضرر و زیان می‌گردد یا مقام و درجه‌اش را از دست می‌دهد و به مقامی پایین‌تر تنزل می‌کند. اگر کسی ببیند که بالای قلّه‌ی کوهی رفته است، به هدف یا آرزویش می‌رسد؛ همیشه رسیدن به هر بلندی از کوه و تپه و ... همین تعبیر را دارد. اگر کسی ببیند که کوهی لرزید و سپس آرام گرفت، در آن ناحیه واقعه‌ای ترسناک رخ خواهد داد.

کینه

اگر کسی را در خواب ببینی که از او کینه‌ای در دل داری، بر دلتنگی دلالت دارد یا اینکه با کسی دوست یا همسفر می‌شود که رفاقت با او را دوست ندارد.


«گ»

گاز گرفتن

گاز گرفتن در خواب، نشانه فریب و کینه است. اگر کسی در خواب ببیند که یکی از انگشتان خود را می‌گَزد، نشانه این است که آن شخص کینه‌ای است، زیرا خداوند در توصیف حسادت و خشم و کینه کافران بر مسلمانان می‌فرمایند : «عضوا علیکم الانامل من الغیظ»؛ یعنی، از شدّت خشم‌شان بر شما، انگشتان خود را می‌گزند. گزیدن انگشتان به پشیمانی و ظلم و ستم نیز، تعبیر می‌شود؛ زیرا خداوند در مورد پشیمانی ظالم می‌فرمایند : «یوم یعض الظالم علی یدیه»؛ یعنی، در روز قیامت ظالم، انگشتان خود را می‌گزد.

گاو ماده

دیدن گاو ماده در خواب، بر سال دلالت دارد؛ گاو ماده‌ی چاق و فربه بر سالی پربرکت و باثمر، و ماده گاو لاغر بر سالی خشک و بی‌برکت دلالت دارد. اگر کسی دید که از گوشت ماده گاو می‌خورد، بر ثروت و مکنت و اقتدارش افزوده می‌شود.

گاو نر

اگر کسی در خواب ببیند که گاوهای نر بسیار دارد، به شرط شایستگی، به او مسؤولیتی داده می‌شود و اگر کسی ببیند که بر پشت گاو نری سوار است، خیر و برکتی به او می‌رسد و اگر کسی در خواب ببیند که گاوی به دنبال او صدا می‌کند، به سفر دوری می‌رود و اگر کسی ببیند که گاوی او را کشته است، به سمت هلاکت و نابودی پیش می‌رود. همچنین دیدن گاو نر ، به نزاع و فتنه یا کمک نمودن به انجام عملی سنگین دلالت دارد؛ به ویژه، اگر بیننده‌ی خواب کشاورز باشد.


گاومیش

دیدن گاومیش در خواب، ممکن است به کوشش و تلاش و خسته شدن دلالت داشته باشد و ممکن است نشانه‌ای از خیر نیز، باشد.

گچ

دیدن گچ در خواب، به تداوم عزّت و مقام ،بهتر شدن وضع خانواده و زن و فرزندان ، ثابت ماندن بر علم و دین ، بهبودی از بیماری تعبیر می‌شود.

گذشت

اگر کسی در خواب ببیند که از بدی و گناه دیگران گذشت می‌کند، خداوند نیز، از گناهان او گذشت می‌کند.

گربه

دیدن گربه در خواب، به خدمتکار تعبیر می‌شود و گفته شده است که دیدن آن بر دزدی از اهل خانه دلالت دارد. گربه در خواب، بر کتاب یا بی‌وفایی نسبت به همسر و فرزندان و خویشان نیز، دلالت دارد.

گردن

گردن در خواب، به جایگاه قبول امانت تعبیر می‌شود؛ از این‌رو، اگر کسی در خواب ببیند که گردنش باریک شده است، ستمکار است و تاب تحمل امانتی را که پذیرفته است، ندارد. اگر کسی ببیند که در گردنش عیب و نقصی وجود دارد، نشانه آن است که با مردم بدرفتاری نموده یا در امانتی که به او سپرده‌اند، خیانت نموده است.

گردنبند

گردنبند برای زن، نشانه زیبایی و زینت است . گردنبند در خواب برای زن، به شوهر یا پسرش نیز، تعبیر می‌شود. دیدن گردنبند برای مردی که ازدواج نکرده است، به ازدواج او و اگر زن داشته باشد و زنش نیز، باردار باشد به تولد فرزند پسر تعبیر می‌شود.

گرسنگی

گرسنگی در خواب، به از دادن پول یا کوشش فراوان برای زندگی دنیوی تعبیر می‌شود.

گرگ

دیدن گرگ در خواب، بر دشمنی ستمکار و دزدی دروغگو دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که گرگی وارد منزل او شده است، دزدی به خانه‌ی او می‌آید. اگر کسی گرگی را در خواب ببیند، شخص دیگری را به عملی متهم می‌کند که انجام نداده است.

گرما

اگر کسی در زمستان در خواب ببیند که احساس گرما می‌کند، به سود و منفعت، روزی فراوان و پوشاک گرانبها دست می‌یابد و اگر این خواب را در تابستان ببیند، تعبیر آن، برخلاف این است.

گری (بیماری پوستی)

گر شدن پوست در خواب و خارش آن بدون تراوش چرک، بر گرفتار غم و غصه شدن و خسته شدن از خویشاوندان دلالت دارد؛ اما اگر خارش پوست باعث بیرون آمدن چرک و آب بشود، بر دست یافتن به مقداری پول و ثروت همراه با خستگی و ناراحتی است و اگر خارش پوست باعث زخمی شدن آن شود، بر دستیابی به پول و ثروت همراه با غم و اندوه دلالت دارد.

گریه

گریه کردن در خواب با صدای بلند همراه با پوشیدن لباس سیاه و پاره کردن یقه‌ی لباس بر غم وغصه ناراحتی دلالت دارد. اگر گریه به علت ترس از خداوند یا گوش دادن به قرآن  یا به علت پشیمانی از گناه باشد، بر شادمانی، خوشحالی و از بین رفتن غم و غصه دلالت دارد.

 

 

گز

دیدن درخت گز در خواب، بر رزقی پاک و حلال دلالت دارد.

گشاده‌دلی

اگر کسی در خواب احساس گشاده‌دلی و شادی نماید، بر توبه و دوری از گناه دلالت دارد و اگر آن شخص در گرفتاری و ناراحتی باشد، گرفتاریش دفع می‌شود.

گُل

دیدن گُل در خواب، بر ذکر و یاد خداوند دلالت دارد. بریدن بوته گل بر غم و ناراحتی دلالت دارد و چیدن گل به شادی تعبیر می‌شود.

گِل و لای

راه رفتن در میان گِل و لای در خواب، بر غم و ترس دلالت دارد. دیدن گل و لای در خواب زمانی که زمین خشک و بی‌آب شده باشد، به رشد و زیاد شدن گیاهان تعبیر می‌شود.

گمراهی

اگر کسی در خواب ببیند که از راه راستی منحرف شده است و آن را گم کرده و گمراه شده است، نشانه این است که از راه حق و صراط مستقیم منحرف گشته است.

گناه

گناه در خواب، به قرض؛ و گناه کردن به قرض گرفتن تعبیر می‌شود.

گنج

اگر کسی در خواب ببیند که گنجی را یافته است اگر طالب علم باشد، به علم و دانش دست می‌یابد؛ اگر تاجر باشد، تجارتش رونق می‌یابد؛  اگر با مقامات بالا رفاقت داشته باشد، مسؤولیت بزرگی به او داده می‌شود. هرکس در خواب طلای پنهان شده‌ای را ببیند، ثروتمند می‌شود.

 

گنجشک

گنجشک در خواب، بر مردی خوشگذران و شوخ و ماجراجو که مایه خنده مردم است، دلالت دارد و ممکن است به فرزند پسر نیز، تعبیر شود.

گنجه

گنجه در خواب، بر زن و خانواده‌ی مرد دلالت دارد.

گورستان

گورستان در خواب، نشانه قیامت، پند و اندرز، ترس از خدا یا مرگ می‌باشد و ممکن است بر زندان نیز، دلالت داشته باشد.

گوسفند

گوسفند در خواب، به ملّت و رعیتی صالح و مطیع تعبیر می‌شود.همچنین دیدن گوسفند، بر برکت، غنیمت، زن و فرزند، املاک و دارایی و درختان پرثمر دلالت دارد.

گوش

گوش، بر شنیدن دلالت می‌کند. اگر کسی در خواب ببیند که گوش‌هایش بزرگ و زیبا شده‌اند، بر هدایت یافتن و بیشتر گوش کردن فرمان‌های پروردگار دلالت دارد.

گوش دادن

گوش دادن به قرآن یا احادیث پیامبر(ص) در خواب، دلیل هدایت و بازگشت به سوی خداست. اگر کسی در خواب ببیند که به دیگری گوش می‌دهد(دزدکی)، سِرّ او را فاش کرده و آبروی او را می‌برد.


گوشت

دیدن گوشت در خواب، بر خوشی و رزق و روزی دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که گوشت انسانی را می‌خورد، پشت سر آن شخص غیبت می‌کند. گوشت گُراز در خواب، بر پول و مالی حرام دلالت دارد. گوشت ماهی به رزقی پاک و نیک تعبیر می‌شود. دیدن گوشت آمیخته با خون که معلوم نباشد از چه حیوانی است، بر پیدا شدن فتنه و آشوب دلالت دارد.

گوشواره

دیدن گوشواره در گوش همسر مردی، به تجارت آن مرد تعبیر می‌شود. اگر زن حامله در خواب ببیند که دو گوشواره بر گوش‌هایش آویزان است، صاحب فرزند پسر می‌شود و دیدن گوشواره برای دختری که ازدواج نکرده است، به ازدواج او تعبیر می‌شود.

گیاه سبز

دیدن گیاه سبز در خواب، برای دین انسان خوب است و دیدن آن در دست مردم، دالّ بر سالی پرخیر و برکت است و اگر شخص فقیری در خواب ببیند که گیاهان را جمع می‌کند یا آنها را می‌خورد، ثروتمند خواهد شد.


«ل»

لال

لال شدن در خواب، بر فساد دین شخص و بهتان زدن به دیگران دلالت دارد.

لب

لب در خواب، نشانه کمک به مردم است. اگر کسی در خواب ببیند که لب‌هایش بریده شده‌اند، نشانه این است که او پشت سر دیگران یا در حضور آنان، اما با اشاره و کنایه عیوب آنها را می‌گوید.

لحاف

لحاف در خواب، به زن تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که لحافی را به روی خود می‌کشد، زن می‌گیرد یا به آسایش و استراحت می‌رسد.

لوط پیامبر(ع)

دیدن لوط پیامبر(ع)در خواب، ممکن است به نگرانی و ناراحتی بین صاحب خواب و زن و فرزندانش دلالت داشته باشد و ممکن است به پیروز شدن صاحب خواب بر دشمنانش تعبیر شود.

لیمو

دیدن لیمو در خواب، اگر زرد باشد به بیماری تعبیر می‌شود. دیدن لیموی سبز در خواب از دیدن لیموی زرد بهتر است. درخت لیمو، به فردی سودمند برای دیگران تعبیر می‌شود. لیمو، به سرزنش کردن نیز، تعبیر می‌شود.

لیوان

لیوان در خواب، نشانه زن یا خدمتکار است و لیوان پر به زن حامله تعبیر می‌شود.


«م»

مادر

تعبیر دیدن مادر در خواب، به حالت مادر بستگی دارد. ممکن است دیدن مادر در خواب به مهربانی و دلسوزی و نجات یافتن از بلا و ناراحتی دلالت داشته باشد.

مادر شیری

دیدن مادر رضاعی در خواب، ممکن است به آزاد شدن اسیران و برطرف شدن ناراحتی‌ها تعبیر شود.

مؤذّن

مؤذن در خواب، بر شخصی دلالت دارد که دیگران را به خیر و نیکوکاری دعوت می‌کند و ممکن است بر انجام مراسم حج و زیارت خانه خدا دلالت داشته باشد. اذان گفتن ممکن است به دزدی کردن نیز، تعبیر ‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که زنی از بلندگوی مسجد اذان می‌گوید، نشانه آن است که در آن منطقه بدعت‌های زیادی در دین به وجود می‌آید.

مار

دیدن مار در خواب، ممکن است بر عداوت زن و فرزندان با فرد بیننده خواب دلالت داشته باشد و ممکن است بر همسایه‌ای حسود و شرور دلالت کند. مار در خواب بر دشمنی ثروتمند دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که ماری را به خانه‌اش آورد، دشمنش او را فریب می‌دهد و اگر مار را کشت، بر دشمنش غلبه خواهد کرد. اگر کسی ببیند که ماری را بر بستر خوابش کشت، زنش خواهد مُرد. اگر ببیند که خانه‌اش پر از مار شده است و او از آنها ترسی ندارد، دشمنان او از مسلمانان و هوس بازان وارد خانه او می‌شوند. اگر مار مرده‌ای را دید(بدون هیچ‌گونه تلاش و کوششی از طرف او)، خداوند دشمنش را از بین خواهد برد. اگر ببیند که چند مار وارد خانه‌ی او شده و بیرون می‌آیند، بدون اینکه زیانی به او برسانند، دلیل بر این است که دشمنانش از اقوام و خویشاوندانش هستند.

مارگیر

دیدن مارگیر در خواب، بر زندگی آلوده و معاشرت با افراد فاسد دلالت دارد و ممکن است به رفتار نرم و آرام با دشمنان و راضی کردن آنها نیز تعبیر شود.

ماست

ماست در خواب، به فطرت اسلام، هدایت، دین و یا دانش تعبیر می‌شود.

ماسه

دیدن شن و ماسه در خواب، بر پول و زیارت خانه‌ی خدا دلالت دارد و ممکن است بر دشنام‌گویی و بهتان زدن نیز، دلالت داشته باشد.

ماه

اگر کسی ماه را در اتاق خود ببیند، همسری پیدا می‌کند و اگر زنی کافر چنین خوابی  ببیند، به دین اسلام می‌گرود و اگر کسی ماه را در روی زمین ببیند، مادرش از دنیا می‌رود. خورشید و ماه به پدر و مادر تعبیر می‌شوند و اگر کسی در خواب ببیند که خورشید و ماه برای او سجده می‌کنند، نشانه آن است که پدر و مادرش از او راضی هستند.

ماهی

دیدن ماهی در خواب، اگر تعداد آنها مشخص و قابل شمارش بود به زن و اگر تعداد آنها بی‌شمار و نامشخص بود به مال و غنیمت تعبیر می‌شود. اگر ماهی زنده باشد به کنیز یا دختر باکره تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که به ماهیگیری رفته است، خیر و منفعت می‌یابد.

مجلس

اگر کسی در خواب مجلسی از علما را ببیند، به علم و مقامش افزوده و سربلند می‌شود و اگر مجلس وعظی را ببیند که در آن، مردم را نصیحت می‌کند و وعظش نیز، به پایان رسید، اوامرش در میان مردم اجرا می‌شود.

محاسبه

محاسبه از مرده در خواب، بر سزا دادن او دلالت دارد. دیدن محاسبه‌ی شخص از خودش، بر توبه کردن و بازگشت به سوی خداوند دلالت دارد.

محصول کشاورزی

دیدن محصولات کشاورزی در خواب، به آسان شدن امور سخت و دست یافتن به رزق و روزی نیکو دلالت دارد. گرفتن محصولات کشاورزی در بازاری معین، بر سوددهی و نفع بسیار، هنگام خرید و فروش در آن بازار دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که مردم در محل پسندیده و نیکویی، به جمع‌آوری محصول می‌پردازند، نزد خداوند برای آن مردم، به تناسب آنچه که جمع‌آوری نموده‌اند، پاداش نیک نوشته می‌شود.

مدفوع

اگر کسی در خواب ببیند که در حال مدفوع کردن است و مردم نیز، به او نگاه می‌کنند، باید از اعمالی که مایه آبروریزی هستند به شدت بپرهیزد. اگر کسی در خواب ببیند که در بسترش مدفوع می‌کند، زنش را طلاق می‌دهد و به بیماری درازمدتی مبتلا می‌گردد و اگر ببیند که بدن و لباس‌هایش را به مدفوع و نجاست آلوده کرد، مرتکب جرم و گناهی می‌شود.


مدینه

دیدن شهر مدینه در خواب، بر شش وجه تعبیر می‌شود : خیر، آرامی و آسایش، مغفرت، رحمت، نجات و خوشی و رفاه زندگی.

مرده‌شور

دیدن مرده‌شور در خواب، نشانه برطرف شدن غم و غصه است.

مرزداری

مرزداری کردن در راه خدا بر تقوا، ثابت ماندن بر عبادت و دوام داشتن بر اطاعت از دستورات پروردگار و پیروی از سنت پیامبر(ص) دلالت دارد. اگر مریضی در خواب ببیند که مرزداری از مرز برمی‌گردد، بیماریش بهبود می‌یابد و اگر گم‌شده‌ای داشته باشد، برمی‌گردد.

مرغ

دیدن مرغ در خواب، بر زنی زیبا و ساده‌لوح دلالت دارد.

مرگ

مرگ در خواب، به از بین رفتن لذّت‌ها تعبیر می‌شود و بر گشایش زندگی برای کسی که زندگی بر او تنگ شده است، دلالت دارد و برای کسی که زندگی راحتی دارد، تعبیرش برعکس است. مرگ در خواب، بر عاقل بودن آن شخصی که به فکر مرگ است دلالت دارد و ممکن است بر جهان آخرت و آماده شدن برای آن دلالت داشته باشد. مرگ ممکن است، بر یقین نیز، دلالت داشته باشد و دیدن مرگ‌های زیاد در خواب به فتنه و آشوب تعبیر می‌شود.همچنین مرگ، به خویشاوندان شوهر تعبیر می‌شود و ممکن است بر استراحت نیز، دلالت داشته باشد. مرگ، نشانه ترس و لرز و تفرقه است و گفته شده است که بر سفر کردن نیز، دلالت دارد. اگر کسی در خواب مرده‌ای را ببیند که به او بگوید نمرده است، آن شخص در مقام شهیدان قرار گرفته است و اگر مرده‌ای را ببیند که می‌خندد، حال آن مرده نزد خداوند همان‌گونه است. مرگ در خواب برای کسی که ترس و هراس یا غم و غصه‌ای دارد، نشانه خوبی است. اگر کسی در خواب ببیند که مرده‌ای را زنده می‌کند، یک نفر یهودی، مسیحی، جاهل یا بدعت‌گذار به دست او ایمان می‌آورد و اگر ببیند که مرده‌ها را زنده می‌کند، گروه گمراهی را هدایت می‌کند و اگر کسی ببیند که مرده‌ای در دریایی غرق شد، نشان‌دهنده این است که آن شخص در گناهانش غرق شده است. ممکن است مرگ عالم در خواب،نشانه ظهور بدعت در دین باشد و مرگ پدر و مادر در خواب، نشانه تنگ شدن شرایط و احوال زندگی است و مرگ همسر در خواب، نشانه از دست دادن چیزی دنیوی می‌باشد.

مروارید

مروارید در خواب به دانش، پول یا سخن نیک تعبیر می‌شود.

مسافرت

مسافرت در خواب برای کسی که بینوا و تهی‌دست باشد، به ثروتمند شدن او تعبیر می‌شود و اگر کسی در خواب ببیند که به مسافرت می‌رود، وضعیت زندگی او تغییر می‌کند. ممکن است بازگشت از سفر به توبه کردن و بازگشت از گناه یا بر رفع نیاز دلالت داشته باشد. اگر بیماری در خواب ببیند که به مقصدی دور و نامعلوم سفر می‌کند، بر مرگ او دلالت دارد و ممکن است سفر به عذاب و ناراحتی نیز، تعبیر شود.

مسجد

مسجد در خواب بر مردی عالم و دانا دلالت دارد. اگر کسی ببیند که خانه‌اش مسجد شده است، خیر و برکت و سربلندی و ایمان به او عطا می‌شود. دیدن مساجد خالی در خواب، بر بی‌توجهی علما به مسائل دینی و دست کشیدن از امر به معروف و نهی از منکر دلالت دارد. ساختن مسجد در خواب به پیروزی و برتری تعبیر می‌شود. دیدن مسجد جامع در خواب، بر مکانی دلالت می‌کند که مردم از آن بهره نیک می‌برند و هرکس به تناسب خود به بهره‌ای می‌رسد. وارد شدن به مسجد جامع در خواب برای کسی که به او ستم شده است،به اجرای عدالت برای او تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که وارد مسجدالحرام شد، از ترس ایمن می‌شود و عهد و پیمانش درست است.

مسخره کردن

مسخره کردن در خواب، به شکست و ناکامی تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که او را مسخره می‌کنند در خرید و فروش او را فریب می‌دهند.

مسواک

اگر کسی در خواب ببیند که از مسواک (برای پاک کردن دندان‌هایش) استفاده می‌کند، سنت پیامبر خدا(ص) را زنده می‌کند و ممکن است بر پاک شدن از گناهان یا انجام عملی که باعث نزدیکی به خداوند باشد، دلالت نماید.

مسیحی

اگر کسی در خواب ببیند که مسیحی شده است، دچار بدعت شده است. دیدن مسیحیان در خواب بر دشمنان در لباس دوست دلالت دارد.

مشغول بودن

اگر کسی در خواب ببیند که سرگرم و مشغول است، با کنیز دوشیزه‌ای ازدواج می‌کند.

مشک

مشک در خواب برای کسی که آن را می‌بوید یا صاحب آن است، نشانه خیر و رفاه در زندگی است.

مصلا

دیدن مصلا یا جایگاه نماز عید در خواب، نشانه آهنگ شادی و شادمانی و برطرف شدن غم و غصه می‌باشد.

معلّم

دیدن معلّم در خواب، به سلطان یا فرمانروا تعبیر می‌شود.

مغز

اگر کسی در خواب ببیند که مغز بزرگی دارد، بر بزرگی عقل او دلالت دارد و اگر دید که مغز ندارد، بر نادانی او دلالت می‌کند.

مکه

وارد شدن به شهر مکه در خواب، نشانه آسایش و ایمن شدن از ترس و بیم، رزق و روزی و به جای آوردن مناسک حج است.

مکیدن

مکیدن در خواب، بر به دست آوردن پول و ثروت دلالت دارد.

مگس

مگس در خواب، به مردی بی‌ارزش و ضعیف تعبیر می‌شود. اگر کسی در خواب ببیند که مگسی دور سرش می‌چرخد، دشمنی ضعیف و ناتوان دارد که می‌خواهد بر او غلبه کند. اگر کسی در خواب ببیند که مگسی بر روی چیزی، در خانه اش نشسته است، از آن چیز در مقابل دزد محافظت نماید. اگر کسی ببیند که مگسی را می‌کشد، آرامش و تندرستی به او عطا می‌شود. اگر کسی ببیند که مگس‌های زیادی در خانه‌ی او جمع شده‌اند، دشمنانش به او زیان وارد می‌کنند.

ملخ

دیدن ملخ در خواب، به عذاب تعبیر می‌شود. دیدن ملخ‌های بسیار در دیگی بزرگ به پول و ثروت تعبیر می‌شود.


مناره

مناره در خواب، بر مردی دلالت دارد که به اصلاح میان مردم می‌پردازد. دیدن مناره ی ویران بر مرگ عالمی دلالت دارد و اگر کسی ببیند که بالای منارة چوبی بلندی رفته است، با نفاق و ظاهرسازی به فرمانروایی و قدرتی بزرگ دست می‌یابد.

منبر

اگر کسی در خواب ببیند که بالای منبر رفته است و برای مردم سخنانی خوب و نیکو می‌گوید، سلطه و قدرتی بزرگ به او عطا می‌شود یا به نیکی در میان مردم مشهور می‌شود.

مو

دیدن مو، مانند موی سر در خواب به مال و سامان و عمر طولانی تعبیر می‌شود. کندن یا تراشیدن موی زیر بغل یا موی زهار در خواب به پرداخت وام و قرض و رفع غم و غصه و پیروی از سنت پیامبر(ص) تعبیر می‌شود. دیدن زلف در خواب نشانه درستکاری و محافظت از مال و دارایی می‌باشد.

موج

دیدن موج در خواب، به تنگنا و عذاب تعبیر می‌شود.

مورچه

دیدن مورچه‌ها در خواب، بر عده‌ای از افراد ضعیف دلالت دارد. اگر بیماری در خواب ببیند که مورچه‌ها وارد بدن او می‌شوند، از دنیا می‌رود. دیدن مورچه در خواب، به خیر و برکت و روزی نیز، تعبیر می‌شود. اگر کسی ببیند که مورچه وارد خانه او می‌شود، به خیر و برکت خانه او افزوده می‌شود.

موریانه

دیدن موریانه در خواب، به علم و دانش و جستجوی فراوان دلالت دارد. دیدن موریانه در جیب یا چوب‌دستی بر مرگ شخص دلالت دارد.

موسی پیامبر(ع)

دیدن موسی پیامبر(ع) در خواب، نشانه تسلط و پیروزی اهل حق بر اهل باطل و هلاکت و نابودی ستمگران و قدرتمندان است. ممکن است دیدن موسی(ع) در خواب، به گرفتار بلا و مصیبت شدن و جدا شدن از خانواده و خویشان، از دوران کودکی تعبیر شود. دیدن آن حضرت در خواب ممکن است بر سفری دریایی و سرانجامی نیک نیز، دلالت داشته باشد. اگر کسی در خواب ببیند که عصای حضرت موسی را در دست دارد، به درجه و مقامی بلند می‌رسد و بر دشمنانش پیروز می‌گردد.

موش

موش در خواب،به زنی فاسق تعبیر می‌شود.

مِه

دیدن مِه در خواب، بر سرگردانی مردم در امور دینی و دنیوی دلالت دارد.

مهر

دیدن مهر در خواب، بر به پایان رساندن امور دلالت دارد.

مهمان

دیدن مهمان در خواب، بر مژده ی تولد فرزند پسر دلالت دارد. اگر کسی در خواب، مهمان ببیند و زنش حامله نبود، به زودی روزی پرنعمتی به او عطا می‌شود.

مهندس

دیدن مهندس در خواب، بر بازسازی و تعمیر ویران‌ها، ثروتمندی بعد از فقر یا تندرستی بعد از بیماری دلالت دارد.

 

 

میخ

میخ در خواب، به مردی تعبیر می‌شود که دیگران توسط او به مرادشان می‌رسند.

میخانه

میخانه در خواب، بر غم و غصه، نزاع و درگیری، و گناهانی که مجازات شرعی دارند، دلالت دارد.

میمون

میمون در خواب، مردی است که نماد دشمنی و ارتکاب گناه است و همچنین نشانه اعمالی است که مایه خشم مردم می‌گردد. ممکن است دیدن میمون، بر یهود دلالت داشته باشد. همچنین میمون در خواب، به مردی فقیر و مستمند تعبیر می‌شود که نعمت‌ها از او گرفته شده است.

میوه

دیدن میوه‌ای که شیرین است، بر روزی و دانشی مفید دلالت دارد و اگر میوه ترش باشد، بر پول حرام یا بدتر شدن بیماری دلالت دارد. میوه‌ی تر و تازه، به خیر و خوشی و رزق و روزی تعبیر می‌شود. میوه در خواب، به زن گرفتن نیز، تعبیر شده است و گفته شده است که دیدن میوه برای فقرا، ثروتمندی؛ و برای ثروتمندان، زیاد شدن ثروت و دارایی است. اگر کسی در خواب ببیند که بر سر او میوه انداخته می‌شود، در میان مردم به صفت فردی نیکوکار شهرت پیدا می‌کند.

میوه‌فروش

میوه‌فروش در خواب، مردی است که از اسرار مردم محافظت می‌کند و مردم در دارایی و اسرار خود، او را امین می‌دانند. میوه‌فروش، ممکن است بر مال و دارایی، زن، روزی و منفعت نیز، دلالت داشته باشد.


«ن»

ناامیدی

اگر کسی در خواب ببیند که به یأس و ناامیدی دچار گشته است، به ناراحتی و گرفتاری دچار می‌شود و رحمت و نعمت از او برداشته می‌شود به دلیل این آیات قرآنی : «و لئن اذقنا الانسان منا رحمه ثم نزعناها منه انه لیؤس کفور»؛ یعنی، اگر به انسان، رحمتی از جانب خود چشانیدیم، سپس از او برگرفتیم ناامید و ناسپاس خواهد شد و «و ان مسه الشر فیؤس قنوط»؛ یعنی، و اگر انسان دچار شرّ گردد ناامید و سرخورده می‌شود. ناامیدی از رحمت خداوند در خواب، نشانه شرک و ارتکاب گناهان می‌باشد.

نابینایی

نابینایی در خواب، به گمراهی در دین تعبیر می‌شود.

ناخدا

دیدن ناخدا در خواب، بر سفری دور و طولانی دلالت دارد.

نامه

اگر کسی در خواب ببیند که نامه‌ای به دست او رسیده است که در آن مژده‌ای خوشحال‌کننده وجود دارد، دلیلی بر عاقبت به خیری او یا عطای مال و زن و فرزند و روزی نیک می‌باشد.

نامه‌رسان

دیدن نامه‌رسان در خواب، بر رفت‌وآمد، جنب‌وجوش و سفر کردن دلالت دارد.

نان

دیدن نان سفید، بر زندگی خوش و رزقی پاک دلالت دارد و اگر کسی ببیند که از میان نان‌های سفید، بهترین آنها را انتخاب می‌کند، پاک‌ ترین و بهترین نوع زندگی و دانش را انتخاب می‌کند. اگر کسی در خواب ببیند که بین مردم، نان توزیع می‌کند و خود طالب علم باشد، به علم موردنیاز خود دست می‌یابد و اگر واعظ باشد، پند و اندرزهایش در میان مردم منتشر می‌شود. اگر کسی ببیند که مرده‌ای به او نان می‌دهد، به ملک و ثروت می‌رسد. همچنین دیدن نان برای افراد مجرّد بر ازدواج دلالت دارد و نان بزرگ، نشان‌دهنده‌ی روزی فراوان است. نان، بر از بین رفتن غم و اندوه نیز، دلالت دارد. نان گرم و تازه، بر رزق و روزی؛ نان بیات و مانده، بر تباهی دین یا تباهی احوال همسر دلالت دارد.

نان خرد شده

دیدن نان خرد شده در آبگوشت، بر زندگی و کسب دلالت دارد. اگر کسی دید که کاسه اش پر از نان خرد شده است، نعمت فراوان دنیوی به او می‌رسد.

نانوا

دیدن نانوا در خواب، بر زندگی خوش یا بر پدر و دوست داشتن دلالت دارد و اگر کسی در خواب ببیند که نانوا شده است، پول فراوانی به او بخشیده می‌شود و اگر ببیند که نانوا به او نان می‌دهد، بهره ی دنیوی به او می‌رسد و غم و اندوهش برطرف می‌شود.

نجّار

دیدن نجّار در خواب، به مردی باادب تعبیر می‌شود که ادب و اخلاق را به مردم می‌آموزد، زیرا نجّار چوب‌ها را بریده و به درستی کنار هم می‌چیند. دیدن نجّار در خواب، ممکن است به ایستادن و مقاومت در مقابل منافقان و وادار کردن آنها به انجام امور دلالت داشته باشد. نجّاری و اسباب آن، به سفر کردن نیز، تعبیر می‌شود و نجّاری بر دروازه‌ها بر زن و فرزندان دلالت دارد.


نخل

دیدن نخل در خواب، به مردی عالم یا مسلمانی خیّر برای مردم تعبیر می‌شود و گفته شده است که دیدن نخل در خواب، بر عمر طولانی و فراوانی مال و ثروت دلالت دارد.

نردبان

نردبان، بر بالا رفتن مقام و مرتبه‌ی انسان دلالت دارد. پایین آمدن از نردبان برای کسی که در سفر است، به بازگشتن به منزل؛ و برای کسی که دارای مقامی است، به از دست دادن مقام تعبیر می‌شود.

نزاع

نزاع و درگیری در خواب، به غم و اندوه و ناراحتی و گرفتاری دلالت دارد و اگر کسی در خواب ببیند که با شخصی نزاع می‌کند، به غمی بزرگ دچار می‌شود.

نشستن

نشستن در خواب، نشانه ناتوانی و شکست است و نشستن زن، نشانه دیر شوهر کردن اوست.

نصیحت

نصیحت شنیدن از دشمن در خواب، بر مکر و فریب دلالت دارد؛ زیرا خداوند در مورد شیطان می‌فرمایند : «و قاسمهما انی لکم لمن الناصحین فدلیهما بغرور»؛ یعنی، شیطان برای آن دو (آدم و حوا) قسم خورد که من از پنددهندگان شما هستم و آن دو را فریب داد ...

نفقه

نفقه دادن به خویشاوندان در خواب، بر خیر و پاداش نیک  یا روزی فراوان دلالت دارد.

نقاب

نقاب زدن بر صورت از طرف زن، بر دینداری و پاکدامنی او دلالت دارد و اگر زنی در خواب ببیند که نقابش را کنار زده است ممکن است به ادای حج یا عمره نایل شود.

نقّاش

دیدن نقّاش در خواب، بر فریب دنیا یا مردی دنیوی دلالت د ارد.

نقره

نقره در خواب، مال و ثروتی است که جمع شده است و پول و سکه نقره، به دختری سفید و زیباروی تعبیر می‌شود. ظرف نقره، به بازرگانی و کردار نیک تعبیر می‌شود.

نگهبان شب

دیدن نگهبان شب در خواب، بر امنیت و صلح دلالت دارد.

نماز خواندن

نماز خواندن در خواب، دلیلی بر وفا نمودن به عهد و پیمان و رسیدن به مقصود و آرزو است؛ ممکن است ،بر استراحت و آسودگی برای شخصی که در تنگی و ناراحتی است، تعبیر شود. اگر کسی در خواب ببیند که نماز سنت می‌خواند، نشانه اخلاص در دینداری، تمسّک به سنت پیامبر(ص) و دوست داشتن خداوند است. خواندن نماز استخاره در خواب به عاقبت به خیر شدن تعبیر می‌شود.

نمک

نمک در خواب، به خیر و نعمت و پشت کردن به دنیا تعبیر می‌شود.

نوح(ع)

هر کس نوح(ع) را در خواب ببیند، عمری طولانی می‌کند و از طرف مردم به اذیت و آزار دچار می‌شود؛ اما سرانجام بر آنان چیره می‌شود و صاحب فرزند می‌گردد و شکرگزار نعمت‌های خداوند خواهد شد. و گفته شده است که دیدن نوح(ع) در خواب بر از بین رفتن کافران و نجات مؤمنان دلالت دارد.

نور

دیدن نور در خواب، بر اعمال نیک و هدایت و توبه بعد از گناه و سرپیچی از فرمان خداوند دلالت دارد. نور به علم و قرآن نیز، تعبیر می‌شود.

نهار

اگر کسی در خواب نهار بخواهد، به خستگی زیاد دچار می‌شود.

نهنگ

دیدن نهنگ در خواب، بر ناراحتی و اندوه، بلا و مصیبت و خشم خداوند دلالت دارد.

نی

نی در خواب، به افراد بی‌ارزش تعبیر می‌شود. دیدن نی‌شکر در خواب، بر طلب روزی با خستگی و مشقّت دلالت دارد. دیدن نی شکافته شده به آزاد شدن زندانی و اسیر و شفای بیماری تعبیر می‌شود.

نیزه

دیدن نیزه در خواب، بر جنگ و جدایی و دشمنی دلالت دارد.


«و»

واعظ

دیدن واعظ در خواب، بر گریه و ناراحتی دلالت دارد.

وداع گفتن

وداع گفتن یا خداحافظی کردن از کسی در خواب، به جدایی از او به علت مردن یا دلایل دیگر دلالت می‌کند. وداع گفتن در خواب برای بیمار، به مرگ او و برای زن به طلاق دادن او تعبیر می‌شود.

ورم

دیدن ورم در خواب، بر چیزی اضافه وزیادی دلالت دارد.

ویرانی

اگر کسی در خواب ببیند که مکانی آباد ویران شده و خانه‌هایش فرو ریخته‌اند، صاحبان آن خانه‌ها به گمراهی یا مصیبتی دچار می‌شوند. اگر محلی را به صورت آباد دید، بر دینداری و نیکوکاری اهالی آن دلالت دارد. اگر کسی محل ویرانی را دید که آباد شده است، بر دینداری و نیکوکاری اهالی آن و بازگشت آنها از گمراهی به هدایت دلالت دارد. اگر زنی در خواب دید که سقف خانه‌اش فرو ریخته است، شوهرش می میرد و درکل، ویرانی و فرو ریختن هر قسمت از خانه در خواب، مصیبت است و به مرگ صاحب‌ خانه یا شخصی در آن خانه تعبیر می‌شود.


«هـ»

هابیل(ع)

دیدن هابیل(ع) در خواب، به مورد حسد قرار گرفتن و آزار دیدن از دشمنان تعبیر می‌شود.

هارون(ع)

اگر کسی هارون(ع) را در خواب ببیند، جانشین فرد دیگری می‌شود که به خاطر آن به بلا و ناراحتی دچار می‌شود.

هتل

دیدن هتل در خواب نشانه سفر کردن است.

هدهد

دیدن هدهد، به پیام‌رسانی راستگو تعبیر می‌شود و ممکن است، بر عذاب و گرفتاری نیز، دلالت داشته باشد.

هدیه

دیدن هدیه در خواب، به شادی، محبت و آشتی بین دو نفر که از هم جدا شده‌اند، تعبیر می‌شود.

هلال

دیدن هلال یا ماه شب اول در خواب، بر راستگویی و وفای به عهد دلالت دارد. دیدن آن در یکی از ماه‌های حج، ممکن است نشانه رفتن به حج باشد. خیری در تاریک دیدن هلال وجود ندارد.

هود(ع)

هر کس هود(ع) را در خواب ببیند ابتدا زیر دست قومی جاهل و بی‌ارزش قرار می‌گیرد، اما در نهایت بر آنان چیره می‌شود.

هوو

دیدن هوو در خواب، ممکن است نشانه غم و غصه باشد.


«ی»

یادگیری

اگر کسی در خواب ببیند که به یادگیری قرآن، حدیث، حکمت یا هرگونه صنعتی مشغول است، از فقر نجات یافته و ثروتمند می‌شود یا از گمراهی نجات یافته، به راه راست رهنمون می‌شود.

یاسمن

هرکس در خواب یاسمن ببیند به خیر و خوشی و شادی دست می‌یابد. دیدن یاسمن در خواب، ممکن است به رفع غم و غصه نیز، تعبیر شود.

یاقوت

دیدن یاقوت در خواب، بر پول و ثروت و خوش‌گذرانی دلالت دارد. اگر کسی که هنوز ازدواج نکرده است در خواب ببیند که انگشتری یاقوت در دست دارد، با زنی زیباروی و دیندار ازدواج می‌کند؛ زیرا خداوند حوریان بهشت را به یاقوت و مرجان تشبیه نموده است : «کانهن الیاقوت و المرجان»

یتیم

یتیمی در خواب، بر ذلّت و پستی دلالت دارد. اگر کسی در خواب ببیند که یتیم شده است، دیگران بر او چیره می‌شوند؛ زیرا یتیم، ستم‌دیده و مال و سامانش در دست دیگران است.

یحیی پیامبر(ع)

هرکس یحیی(ع) را در خواب ببیند به او ورع و تقوا عطا می‌شود.

یعقوب پیامبر(ع)

دیدن یعقوب(ع) در خواب، بر داشتن گمشده‌ای دلالت دارد و به سرانجام نیک نیز، تعبیر می‌شود.

یوزپلنگ

دیدن یوزپلنگ در خواب، به رفعت، شکوه و سربلندی همراه با خشم و ستیزه‌جویی تعبیر می‌شود.

یونس پیامبر(ع)

هرکس یونس پیامبر(ع) را در خواب ببیند در انجام مسؤولیتی که به او سپرده می‌شود، عجله می‌کند و به خاطر آن دچار زندان، غم یا تنگنای زندگی می‌شود؛ اما در نهایت نجات پیدا می‌کند. دیدن چنین خوابی، بر زود عصبانی شدن بیننده آن نیز، دلالت دارد.

یهود

دیدن یهودی در خواب، بر دشمن دلالت دارد؛ زیرا خداوند می‌فرمایند : «و لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود ...»؛ یعنی، شدیدترین دشمنی نسبت به اهل ایمان را در میان یهودیان خواهی یافت. اگر کسی در خواب ببیند که با یک نفر یهودی داد و ستد می‌کند، با کسی برخورد می‌کند که از حق و راستی روی گردان است.

 

 

 


comment نظرات ()
آفرینش آقایان به شعر
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

آفرینش آقایان به شعر

به نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین...

 

 

به نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسنالخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیباییام را طبیعی ببینوصیت نامه کوروش کبیر

 ای پروردگار بزرگ ، خداوند نیاکان من ، ای آفتاب و ای خدایان این قربانیها را از من...

 

 ای پروردگار بزرگ ، خداوند نیاکان من ، ای آفتاب و ای خدایان این قربانیها را از من بپذیرید و سپاس و نیایش مرا نیز در ازای عنایاتی که نسبت به من فرموده و در همه زندگانیم به وسیله علایم آسمانی ، نوای پرندگان و ندای انسان ارشادم کرده اید که چه باید بکنم و از چه کارها احتراز نمایم .به خصوص قدر شناسی بی حد و قیاس دارم که هیچ گاه مرا از یاری و حمایت خود محروم نداشته اید و هرگز حتی در حین نهایت کامیابی باز مقهور غرور نشده ام . اکنون از درگاه متعال شما در خواست دارم زندگی فرزندانم ، زن ، دوستانم و وطنم را قرین نیکی و سعادت بدارید و مرگ مرا هم مانند زندگانیم توام با عزت و افتخار .

 

       پسران من و شما ای دوستانم ، پایان عمر من فرا رسیده است . من این حالت درگذشت را بنا بر آثار و قراینی درک می کنم . وقتی که از میان شما رفتم باید به وسیله گفتار و عمل نشان دهید که مرد سعیدی بوده ام .هنگامی که کودک بودم و باز در اوان جنوانی و روزگار سالخوردگی از نعمتها و خوشیهای هر یک از آن مراحل نیک برخوردار شده ام ، با مرور زمان بر قدرتم پیوسته افزوده شده است اما در زمان کهولت نا توان تر از عهد جوانی نبوده ام و به خاطر ندارم اقدام به کاری کرده باشم و یا چیزی طلب نموده باشم ولی کامیاب نشده باشم .به علاوه دوستانم را به وسیله نیکیها بهره مند و خوشبخت و دشمنان خود را خوار و زبون کرده ام و این سرزمین نیاکان خویش را که پیش از من نام و نشانی در آسیا نداشت به اوج ترقی و تعالی رسانیده ام و حتی یکی از کشورهای مسخر خویش را از دست نداده ام . در سراسر زندگی به آنچه خواسته ام رسیده ام و همواره نگران که مبادا به شکستی دچار آیم یا خبر نکبت باری بشنوم و همین بیم و نگرانی مانع از آن شد که به شیوه سبک سران زیاده از خود راضی و غره شوم . اینک که از میان شما می روم پسرانم را باز می گذارم ،همان فرزندانی که هدیه خدائی اند . وطن خود و دوستانم را سرفراز می گذارم و می گذرم . شکی نیست که همگان مرا خوش بخت خواهند پنداشت و یاد مرا ارجمند و گرامی خواهند داشت . اکنون باید دستوراتی راجع به کشورم و دستگاه پادشاهی خویش بدهم تا پس از درگذشتم میان شما اختلافی پیش نیاید . ای پسرانم ، من هر دو شما را یکسان دوست دارم . اما فرزند ارشدم را که بر اثر عمر طولانی تر تجربیات بیشتری دارد رهبر جرگه آزاد مردان و راهنمای کار و عمل بر می گزینم . خودم نیز در وطنم که خانه عزیز همه ماست به همین گونه بار آمده ام که در قبال بزرگتران ، برادران و هم وطنانم در شهر یا جلسات و یا در حین مذاکرات گذشت و مدارا نمایم . هر دو شما را هم به همین سان پرورش داده ام که نسبت به بزرگتران خود احترام نمایید و دیگران که از شما جوان ترند شرط و ادب و احترام را رعایت نمایند . اینها موازین و قواعدی است که به دست شما می سپارم و آن حاصل تجربه های زندگی و موافق با عادات و رسوم ملی و جزو آیین ماست .

 

       ای کمبوجیه ، پادشاهی توراست و این عین مشیت خداوندی است و تا آنجا نیز که به خودم مربوط است و به تو ای تانا اوکسار ( بردیا )حکومت خطه های ماد ، ارمنستان و کادوسیان را می سپارم . هر چند که پهناوری حصه برادر ارشدت بیشتر است و او عنوان شاهی نیز دارد تو با یان سه قطعه سهم خویش به عقیده من خوشی بیشتری خواهی داشت و گمان نمی کنم که از اسباب کامیابی و رفاه چیزی کم و کسر داشته باشی . آنچه دل و جان آدمی را وجد و جلا می بخشد در اختیار توست اما به آنچه دور از اختیار و دسترسی است ولع نمودن و غم گرفتاریهای بسیار داشتن ، از رشک کامیابیهای من دمی نیاسودن ، در راه دیگران چاه کندن و یا خود در دام بلا افتادن ، اینها نصیب و بار برادر تاج دار توست و موانعی است که مجال و فراغتی برای آسایش او باقی نخواهد گذاشت و تو ای کمبوجیه خود بهتر می دانی و گفتن من لزومی ندارد که آنچه تخت و تاجت را حفظ کند این عصای شاهی من نیست بلکه وجود یاران صدیق و وفا دار است . صداقت آنها نگهبان حقیقی تو وو مایه اقتداری است که هیچگاه بی هوده نخواهد بود . ولی همیشه در این اندیشه باش که درستی و وفا مانند علف صحرا به خودی خود رشد و نما ندارد ، زیرا اگر نهادی بود در همه افراد یکسان مشاهده می گردید . چنان که خاصیت تمام مواد طبیعی نسبت به همه افراد بشر مساوی است . هر رهبری باید پیروانی صدیق برای خود فراهم سازد و این منظور با تهدید و زور حاصل شدنی نیست بلکه لازمه آن احسان و مهربانی است .خداوند رشته محکم برادری را استوار فرموده است که اثرات و نتایج بی شمار دارد . شما نیز رفتار خود را بر این قاعده آسمانی نهاده آن را وسیله مهر ورزی متقابل قرار دهید . هر گاه چنین کنید هیچ قدرتی دیگر بر نیروی دو برادر چیرگی نخواهد یافت . آن کسی که در فکر برادر است به خویش نیکی می رساند . چه کس دیگری به قدر برادر خواستار بزرگی و سربلندی برادر است ؟ و چه کسی به وسیله ای دیگر مگر اقتدار برادر مصون از خطر ؟ ای تانا اوکسار مبادا هیچ کس بهتر و بیشتر از تو نسبت به برادرت اطاعت نماید و در حمایت وی از تو کوشا تر باشد . برکات قدرت او و یا ادبار و بدبختی او زودتر از هر کس به تو خواهد رسید . پس خودت انصاف بده که در ازای کمترین محبت از کدام ناحیه خیر و خوشی بیشتری انتظار توانی داشت و در مقابل مدد و حمایت خودت یاری و حمایت بیشتر ؟ آیا سخت تر از سردی و برودت بین دو برادر چیزی هست ؟ کدام قدر و احترامی گرامی تر از احترام متقابل دو برادر می شود ؟ ای کمبوجیه تو نیز بدان که فقط برادری که در قلب برادر کانون محبتی دارد از مکر و فسون مردم زمانه مصون خواهد بود . ای هر دو فرزندم شما را به خدایان اجداد خویش سوگند می دهم که اگر به خوشنودی خاطرم علاقه دارید با هم خوب باشید و خیال نکنید چون از میان شما بروم پاک نیست و نابود شده ام . شما با دیدگان ظاهری خود هیچگاه روحم را ندیده اید اما همواره شاهد اثراتش بوده اید . ایا ندیده اید که روح مقتولان چه اتشی در جان جنایت کاران می افکند و شراره انتقام چه طوفانی در وجود تبهکاران بر می انگیزد ؟ آیا خیال می کنید اگر آدمیان می دانسته اند که ارواح آنها هیچگونه قدرتی ندارد باز احترام و ستایش مردگان دوام می یافت ؟

 

       ای فرزندانم بدانید که هستی روح انسان فقط تا وقتی نیست که در این تن فانی است و تا از بدن رفت ، نابود می شود . نه ، به عقیده من تا موقعی که روح در کالبد ماست مایه زندگی تن است و این تصور به نظر من دور از امکان که با جدایی از بدن بی جان ، روح نیست و نابود می گردد . برعکس پس از رهایی از تن که سرانجام پاک و منزه و از بندها آزاد می شود به عالی ترین مدارج عضم و تعالی خواهد رسید . وقتی که بدن ما به حالت انحلال افتاد هر یک از اجزای ترکیبی آن به عنصر اصلی خود باز می گردد . در هر حال خواه روح فانی شود یا باقی بماند ، باز دیدنی نیست . ملاحظه کنید این دو عامل توامان کامل ، یعنی مرگ و خواب چه شباهت عظیمی با هم دارند . در خواب است که روح انسان حد اعلای جنبه ملکوتی خود را باز می یابد و آنچه را که شدنی است و در پیش است در می یابد زیرا که در حالت خواب بیش از هر موقع دیگر روح آزاد است . پس اگر آنچه می گویم حقیقت باشد و روح فقط از بدن جدا و آزاد می شود بر شما است که در تکریم و نیایش روح من بکوشید و به آنچه اندرز می دهم رفتار کنید و اگر هم چنین نباشد و هستی روح به بقای تن بسته باشد و فانی می شود ، خداوند همواره جاودانی است و بر همه امور عالم ناظر و قادر متعال و نگهبان نظم کرداری جهان است و عظمت و خیر او به وهم و خیال در نیاید .

 

       ای فرزندان ، پس از خدا بترسید و هرگز در پندار و گفتار و رفتار به راه گناه نروید .بعد از پروردگار ، انتظارم از شما این است که به افراد بشر که در نتیجه زاد و ولد جاودانی هستند احترام بگذارید ، زیرا که خدایان شما را در ظلمت مستور نمی دارند بلکه کردار شما در انظار نیک هویدا است . هر گاه اعمال شما قرین نیکی و داد باشد نفوذ و قدرت شما درخشان خواهد نمود ، اما اگر در صدد صدمه و آزار یکدیگر برآیید اعتماد همگان از شما سلب خواهد شد ، چون تا معلوم شود که نسبت به کسی که بیش از همه باید احترام و محبت ورزید اندیشه آزار دارید ، هیچ کس اگر خود نیز مایل باشد باز به شما اطمینان نخواهد داشت .پس اگر سخنانم به اندازه کافی خوش اثر و نافذ باشد و به رعایت ۱۰رکورد طبیعی زمین

جهان اطراف ما همیشه پر از رمز و راز بوده و بشر نیز همواره به دنبال کشف این رمز و رموز طبیعت بوده است. در این میان 10 رکورد بارز طبیعت توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده که آنرا برای شما دوستان نیز بیان می کنیم.
1. کویر لوت ؛ گرمترین نقطه ی زمین

 

جهان اطراف ما همیشه پر از رمز و راز بوده و بشر نیز همواره به دنبال کشف این رمز و رموز طبیعت بوده است. در این میان 10 رکورد بارز طبیعت توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده که آنرا برای شما دوستان نیز بیان می کنیم.
1. کویر لوت ؛ گرمترین نقطه ی زمین

 


در مورد گرمترین نقطه جهان بحث های بسیاری وجود دارد. برخی صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده در آن 58 درجه سانتیگراد است و برخی دره مرگ (Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سانتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره ی سازمان ناسا در کویر لوت دمای 71 درجه سناتیگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است....

...
2. قله چیمبورازو در اکوادور ؛ مرتفع ترین نقطه از مرکز زمین

 


همه می دانند که قلعه اورست با ارتفاع 8848 متر مرتفع ترین قله و بلندترین نقطه جهان از سطح دریاست اما آنچه خیلی ها نمی دانند این است که قله چیمبورازو با ارتفاع 6320 متر بلندترین نقطه جهان از مرکز زمین است. قله چیمبورازو در نزدیکی خط استوا حدود 2 کیلومتر نسبت به قله اورست، از مرکز زمین دورتر است.

3. جزیره تریستان ؛ دور افتاده ترین جزیره مسکونی

 


جزیره تریستان در جنوب اقیانوس اطلس دورترین نقطه مسکونی در جهان و به قدری کوچک است که فاقد فرودگاه می باشد. این جزیره 272 نفر جمعیت دارد که تنها از 8 نام خانوادگی استفاده می کنند. این جزیره در دهه 1800 میلادی به مستعمرات انگستان افزوده شده. ساکنین این جزیره دارای کد پستی بریتانیا هستند و اگر از طریق اینترنت کالایی را خریداری کنند مدت ها طول می کشد تا به دست آنها برسد. در صورتی که قصد سفر به آنجا را داشته باشید باید بدانید که نزدیکترین خشکی با آن 2000 مایل معادل 3218 کیلومتر فاصله دارد.

4. آبشار های آنجل ؛ بلندترین آبشار جهان

 


آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع 984 متر بلندترین آبشار جهان محسوب می شود.

5. اویمایکن ؛ سرد ترین نقطه مسکونی روی زمین

 


اویمیاکن روستایی است در سیبری واقع در روسیه با 800 نفر جمعیت. پایین ترین دمای ثبت شده در این منطقه 71 درجه سانتیگراد زیر صفر است و به همین دلیل سردترین نقطه مسکونی جهان محسوب می شود.

6. دره های بیابانی ؛ خشک ترین نقطه جهان

 


حدود 2 میلیون سال است که در دره های بیابانی (dry valleys) واقع در آنتارتیکا بارندگی صورت نگرفته است و فاقد یخ، آب یا برف هستند.

7. عمیق ترین نقطه اقیانوس ها

 


گودترین نقطه جهان چاله ماریاناس (گودال ماریان) در اقیانوس آرام است. عمیق ترین نقطه این چاله حدود 11 هزار متر عمق دارد. اگر قله اورست را به درون این گودال بیندازیم قله آن بیش از دو کیلومتر در اعماق این اقیانوس فرو خواهد رفت. فشار آب در ته این گودال 1000 برابر فشار در سطح دریاست. در سال 1960 نیروی دریایی آمریکا زیر دریایی را با دو سرنشین به کف این گودال فرستاد. و آنها ماهی، خرچنگ و دیگر موجودات دریایی را در اعماق این گودال مشاهده کردند.

8. مرطوب ترین ترین نقطه جهان

 


شهر Llore در کلمبیا سالانه به طور متوسط 30 سانتیمتر بارندگی دارد.

9. کوه تر (thor) در کانادا مرتفع ترین پرتگاه عمودی جهان

 


این کوه که در پارک ملی جزیره بافن در کانادا واقع است دارای پرتگاه عمودی به ارتفاع 1250 متر و زاویه 150 درجه است.

10. پست ترین نقطه جهان

 


بحر المیت با ارتفاع 422 متر پایین تر از سطح دریا، پست ترین ساحل جهان را دارد. این دریاچه در مرز اردن و فلسطین اشغالی واقع است. جاده دور این دریاچه نیز کم ارتفاع ترین جاده جهان محسوب می شود. به دلیل شوری بیش از حد آب (10 برابر بیشتر از دریای مدیترانه) این دریاچه، هیچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند، به همین دلیل هم نام این دریاچه بحر المیت یا دریای مرده است.

وظایف خود نسبت به یکدیگر آشنا می شوید چه بهتر و گرنه تاریخ که بهترین مربی است به شما درس عبرت خواهد داد . زیرا که والدین همواره درباره فرزندان خویش علاقه دارند و برادران نسبت به یکدیگر . اما مواردی هم بر خلاف این قاعده طبیعی پیش آمده است . از این رو خود درست بنگرید که کدام راه نتیجه بهتری داشته است و ار آن پیروی کنید که عین صلاح و رستگاری است .راهکار خلاقانه مشکل رژ لب !!!! ...(از دست ندینش)

تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن...

 

شما هم سعی کنید از راهکار های خلاقانه در زندگیتان استفاده کنید:
در تورنتو کانادا یه دانشگاه بود.
تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن.
تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بمونه.
مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود.
موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره.

فرداش رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه :
کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن.
حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک می کنه.
مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت، بعد که دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آینه.
از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید.

 

      پاسور

توضیحی کلی در باره پاسور:
طراحان بازی ورق به صورت هوشمندانه ای، از طراحی تمامی جزئیات بازی، رسیدن به هدف خاصی را دنبال می کرده اند. بی شک شما هم سوالات بسیاری درباره ی دلیل انتخاب خال های بازی، دلیل تفاوت چهره ی چهار پادشاه و... از خود پرسیده اید. تمامی موارد یاد شده مفهوم خاصی را در خود پنهان کرده اند. در این مقاله قصد داریم با مفاهیم پنهان خال های بازی ورق آشنا شویم.
کاربرد خال های بازی ورق
اگر تمام ۵۲ کارت پاسور به یک شکل می بودند آنگاه بازی کردن با ورق ممکن نبود. بنابراین کارت های بازی را به چهار دسته ی مساوی - که هر کدام ۱۳ کارت خواهند داشت - تقسیم می کنیم.
برای تمایز دادن این ۴ دسته از همدیگر به هر گروه یک نماد را نسبت می دهیم که آن نماد همان خال کارت است. (خاج، خشت، پیک و دل)
در داخل هر دسته نیز برای تشخیص ۱۳ کارت آن دسته از هم، آنها را با اعداد ۱ تا ۱۳ عددگزاری می کنیم. عدد شماره ی ۱ را آس می نامیم و عدد شماره ی ۱۱ را با سرباز، عدد شماره ی ۱۲ را با بی بی و عدد شماره ی ۱۳ را با نماد شاه نمایش می دهیم.
قابل ذکر است که خال های بازی ورق در کشورهای مختلف یکسان نیستند. خال های بازی پاسور امروزی متعلق به کشور فرانسه می باشند که بعدها وارد انگلستان شده و به خاطر سادگی در طراحی، از آنجا به تمام جهان راه یافتند.
معنی نمادین خال های فرانسوی بازی ورق
هر خال در بازی ورق نمادی از یک پدیده است. چهار خال بازی ورق و معنای نمادین و سمبولیک آنها را مرور می کنیم:
خال پیک (Spades) : پیک که از آن با عنوان "دل سیاه" نیز یاد می شود در بین چهار خال بازی ورق بالاترین ارزش را دارد. پیک به عنوان سمبولی از مرگ شناخته می شود. معادل پیک در ورق آلمانی چمن و در ورق سوئیسی سپر است. رنگ خال پیک سیاه است.
خال دل (Hearts) : خال دل پس از پیک برترین ارزش را در بین خال های بازی دارد. دل نمادی است از عشق و مهر. معادل دل در ورق آلمانی همان دل و در ورق سوئیسی رز می باشد. رنگ خال دل قرمز است.
خال خشت (Diamonds) : خال خشت که از آن با نام الماس نیز نامبرده می شود سومین رتبه را بین خال های بازی دارد و نمادی از دارایی و ثروتمندی می باشد. معادل خشت در ورق های آلمانی و سوئیسی زنگوله (ناقوس) می باشد. رنگ خال خشت قرمز است.
خال خاج (Clubs) : خال خاج - که نام های دیگری نظیر گشنیز و یا شبدر نیز دارد - کمترین مقام را در بین چهار خال بازی دارد. خاج را نمادی از جنگ و نزاع می دانند. قابل ذکر است که Club به معنای گرز است. معادل خاج در ورق های آلمانی و سوئیسی بلوط می باشد. رنگ خال خاج سیاه است.
اصطلاحات
با توجه به این که اصطلاحات یک دستی برای رویدادهای ورق بازی در فارسی نداریم ، کار توضیح دادن خیلی مشکل می شود . توجه کنید که به طور متداول ما به خیلی رویداد ها می گوییم «دست» : به دست دادن ، به دستی که برای بازی کردن در اختیار ماست ، به دستی که در حال بازی کردن است ، به دست 7 تایی بازی ،مثلأ در حکم ، به دست روی زمین و .... . خلاصه این ها همه را دست می گوییم که اگر بخواهم به آن ها در این سایت از دست نام ببرم خیلی گیج کننده خواهد شد و مشخص نمی شود منظورم کدام رویداد است . همین طور هم واژه بازی که برای طیف وسیعی از امور به کار می رود . به همین دلیل ناچارم واژه های مشخصی را برای هر کدام از رویدادها به کار ببرم . به این شرح :

خال (Suit) : علامت مشخصه کارت ها : گشنیز ، خشت ، پیک و دل
دور (Trick) : یک دور بازی که در آن هر بازیکن یک کارت می اندازد . مثلأ در حکم ، دور عبارت است از 4 برگی که از نفر اول(آغازگر) شروع می شود و با بازی نفر آخر پایان می پذیرد.
دست (Game): یک بازی کامل ، که در آن تمام برگها بازی شده باشند . مثلأ در حکم یک دست شامل 13 دور است که در آن هر تیمی که 7 دور را ببرد ، بازی را برده .
ست (Set): یک ست کامل از پیش تععین شده ؛ مثلأ در حکم هر 7 بازی را که یک تیم ببرد یک ست تمام می شود . از مجموع بازی ها تشکیل می شود و با شماری از ست ها کل بازی ورق به پایان می رسد . مثلأ با 2 یا 3 ست .
آغازگر (Leader): بازیکنی که دور را آغاز می کند و باقی بازیکنان طی ترتیب مشخص بعد از او بازی می کنند. معمولأ کسی است که دور پیش با برگ برنده او به پایان رسیده.
دست دادن (Dealing) پخش کردن برگ های بازی بین بازیکنان .
دست دهنده (Dealer): کسی که دست می دهد .
حکم کردن (Bidding) : عملی که طی آن خال سر ، ویا امتیاز تعهد شده مشخص می شود . می تواند به صورت رقابت باشد (یعنی هر کس تعهد بزرگتری کرد حکم کردن را ببرد، مثل شلم) و یا می تواند به صورت نوبتی و تک نفره باشد (مثل حکم).

1) بازی شلم ( پاسور):

این بازی از کلمه “ slam“ انگلیسی و “ chelem“ فرانسه گرفته شده است و معنی آن جمع آوری تمام برگهای بازی است. هدف این بازی رسیدن به امتیاز توافق شده (معمولأ 1200) زودتر از رقیب است. به نظر می آید این بازی بعد از حکم ‚ محبوبترین بازی در ایران باشد و افراد زیادی این بازی را بلدند.
شرح مختصر بازی :در این بازی هر بازیکن 12 برگ دریافت می‌کند.بعد شروع به خواندن امتیازی که می‌توانند بگیرند می‌کنند. مثلآ 125 امتیاز از کل 165 امتیاز ممکن. کسی که امتیاز بالاتری را بخواند به عنوان حاکم تعیین می‌شود. سپس او با همکاری یارش باید تلاش کند تا امتیاز تعهد شده را کسب کند.در اینصورت او به همان تعداد امتیاز که کسب کرده امتیاز دریافت می‌کند.بازی ادامه خواهد داشت تا وقتی که یک تیم زودتر به امتیاز نهایی برسد. در این بازی بردن هر دست 5 امتیاز دارد. هر 5 لو، 5 امتیاز ‚ هر 10 لو، 10 امتیاز و هر تک (آس( هم 10 امتیاز دارد . به این ترتیب در مجموع کل امتیاز یک بازی 165 امتیاز است13×5 + 4×5 + 4×10 + 4×10=165 :
شرح کامل بازی:
الف) دست دادن: یک نفر از بین چهار نفر با قرعه به عنوان اولین پاسور )دست دهنده( انتخاب می‌شود. در دست های بعد به ترتیب از سمت راست دیگران دست می‌دهند. به نحوی که بعد از چهار دور بازی همه یک بار دست داده باشند و به همین ترتیب دست دادن می‌چرخد. نفری که دست می‌دهد ابتدا 12 برگ به نفر سمت راست، 12 برگ به نفر روبه رو، 12 برگ به نفر سمت چپ، 4 برگ به پشت روی زمین و 12 برگ آخر را برای خود دست می‌دهد. )توجه کنید که همیشه باید دست شامل آخرین برگ در دست خود پاسور باشد( در این جا مرحله دست دادن تمام می‌شود .
ب) تعهد کردن )اعلان -خواندن(: نفر سمت راست پس از مرتب کردن دستش امتیازی را فکر می‌کند می تواند بگیرد را اعلام می‌کند. این امتیازنمی‌تواند زیر 100 باشد. پس از آن نوبت نفر سمت راست او است. او یا باید امتیازی بالاتر از امتیاز خوانده شده را بخواند یا اعلام “پاس“ کند. کسی که پاس دهد دیگر نمی‌تواند در امتیازخوانی تا پایان این دور بازی شرکت کند. سپس نوبت نفر سمت راست او می رسد . او هم به همین ترتیب‚ یا باید بالاتر از آخرین امتیاز خوانده شده بخواند یا پاس دهد. این مرحله آنقدر ادامه می یابد تا 3 نفر پاس کرده و کسی که آخرین امتیاز را خوانده به عنوان حاکم بازی را آغاز می‌کند.
ج) آغاز بازی: بعد از مشخص شدن حاکم‚ او 4 برگ روی زمین را بر می‌دارد و به جای آن 4 برگ به دلخواه خود زمین می‌گذارد. این کار برای بهبود دست حاکم و کمک به او برای کسب امتیاز تعهد شده صورت می‌گیرد. پس از این که او 4 برگ را زمین گذاشت )که این برگها جزء برگهای برده حساب می‌شوند( حاکم با پائین انداختن برگ حکم ، بازی را شروع می‌کند. (دقت کنید که حتمآ برگ اول باید برگی از خال حکم باشد و این کار در واقع اعلام حکم است.)سپس به همان ترتیب حکم ، بازیکنان از سمت راست شروع به بازی می‌کنند. بازی دقیقآ مانند حکم پیش می‌رود تا برگها تمام شوند .
د) شمارش امتیاز: بعد از پایان بازی نوبت به شمارش امتیازها می رسد. برای این کار برگهای برنده شده را می‌شماریم‚ در ازای هر 4 برگ )یک دست از بازی) 5 امتیاز ‚ در ازای هر برگ 5لو، 5 امتیاز‚ در ازای هربرگ 10 لو، 10 امتیاز و در ازای هر برگ تک )آس( هم 10 امتیاز منظور می شود. بعد از شمردن امتیاز یک تیم ‚ با کم کردن آن از 165، امتیاز تیم دیگر مشخص می‌شود. اگر تیم حاکم امتیازی را که تعهد کرده ‚ یا بیشتر از آن امتیازرا گرفته باشد ‚ همان عدد امتیاز او خواهد بود. اما اگر کمتر از آن امتیاز تعهد شده باشد‚ منفی آن )امتیاز تعهد شده( را دریافت خواهد کرد. تیم رقیب هم هر اندازه که امتیاز بگیرد برایش منظور خواهد شد.
قانون شلم :اگر تیم حاکم موفق به جمع کردن کلیه برگ‌ها شود ‚ می‌گویند “شلم“ کرده است .در چنین حالتی به جای 165 امتیاز ، 330 امتیاز به آنان تعلق می‌گیرد)مشخص است که تیم حاکم هرگز شلم نمی‌شود‚ زیرا در اول بازی فرد حاکم چهار برگ را به عنوان برده از دست خود خارج می‌کند(
قانون یاسا : اگر امتیاز تیم حاکم از تیم رقیب کمتر شود) یعنی کمتر از 85 امتیاز( در اینجا تیم حاکم یاسا می‌شود و به جای اینکه به تعداد امتیاز تعهد شده منفی بگیرد‚ کل 165 امتیاز را منفی می‌گیرد.
ه) پایان بازی: معمولآ بازی شلم تا امتیاز 1200 بازی می‌شود اما با توافق بازیکنان ‚ در آغاز بازی می‌توان آن را تغییر داد. امتیازهای 660 و 330 امتیازات معمولی هستند که می‌توانند جایگزین عدد 1200 شوند .
جدول بازی :
برای نگهداری و ثبت امتیازها یک جدول سه ستونی مانند شکل زیر کشیده می‌شود. هر یک از ستون‌های چپ و راست متعلق به یک تیم است و در ستون وسط امتیاز تعهد شده در هر بازی را می‌نویسم. همچنین بعد از اینکه هر چهار بازیکن دست دادند و دوباره نوبت دست دادن به نفر اول رسید‚ یک خط افقی در ستون وسط می‌کشیم تا مشخص شود که دست دادن دست بعد با چه کسی است

مثالی از بازی :
الف‚ ب‚ ج و د نام چهار بازیکن ما می باشد که به ترتیب در سمت راست یکدیگر نشسته‌اند. پس الف و ج در یک تیم و ب و د نیز در یک تیم هستند:

دور اول :جدول امتیازات را می‌کشیم. دست دادن هم از بازیکن الف شروع می‌شود. ابتدا ب که در سمت راست الف نشسته باید شروع به خواندن بکند. او می‌خواند 110، ج می‌خواند 115، د پاس می‌دهد. الف می‌خواند 125، ب می‌خواند 130، ج پاس می‌دهد.(اینک فقط الف و ب مانده اند(. الف می‌خواند 135 و ب پاس می‌دهد.
بازی انجام می‌شود و تیم ب و د 35 امتیاز دریافت می‌کند و در نتیجه امتیاز تیم الف و ج 130 می‌شود165-35=130) در این حالت امتیاز تیم ب و د همان 35 امتیاز ثبت می‌شود، اما تیم الف و ج به دلیل اینکه نتوانسته‌اند تعهدشان را انجام دهند 135 امتیاز منفی می‌خورند. پس جدول دور 1 نوشته می‌شود:
دور دوم : حالا نوبت ب است که دست بدهد. پس از دست دادن ج باید اعلان کند. او مستقیمآ پاس می‌دهد. د می‌خواند 125، الف پاس می‌دهد. ب هم پاس می‌دهد. پس د با 125 امتیاز تعهد شده حاکم می‌شود. تیم ب و د موفق می‌شود 150 امتیاز بگیرد. پس تعهد خود را انجام داده است. پس تیم ب و د 150 امتیاز و تیم الف و ج 15 امتیاز گرفته است. در جدول دور دوم می‌نویسیم: امتیاز ب و د : 150 + 35=185 ) جمع امتیازات را می نویسیم(. و امتیاز تیم الف و ج : -135+15= -120
دور سوم: ج دست می‌دهد. د می‌خواند 100‚ الف می‌خواند 120‚ ‚ب می‌خواند 125‚ ج پاس می‌دهد. د می‌خواند 130‚الف می‌خواند 135‚ب می‌خواند 140‚ د پاس می‌دهد. الف می‌خواند 150 و ب هم پاس می‌دهد. پس الف با 150 امتیاز حاکم می‌شود.بازی انجام می‌شود و تیم الف و ج موفق به جمع کردن همه برگ‌ها و در نتیجه شلم کردن می‌شود. پس 330 امتیاز می‌گیرد و تیم ب و د هیچ امتیازی نمی‌گیرد.دور سوم در جدول ثبت می‌شود: الف و ج: -135+ 330=195 و تیم ب و د هم همان امتیاز قبلی: 185+ 0=185
دور چهارم: د دست می‌دهد. الف می‌خواند 130 ‚ ب و ج پاس می‌دهند. د می‌خواند 135 و الف هم پاس می‌دهد. بازی انجام می‌شود و تیم ب و د 135 امتیاز می‌گیرند( و الف و ج 30 امتیاز). پس امتیازات در جدول ثبت می‌شود: الف و ج : 195+30=225 و تیم ب و د : 185+ 135=320در زیر امتیاز تعهد شده ستون وسط یک خط می‌کشیم ‚ به این معنی که یک دور کامل همه دست داده‌اند و دست دادن دوباره به نفر الف رسیده. این کار را در هر چهار دست یکبار تکرار می‌کنیم تا پاسور اشتباه نشود. بازی به همین ترتیب ادامه می‌یابد تا یک تیم زودتر به امتیاز 1200 یا بالاتر برسد.
الف و ج : -135 و 120- و 195 و 225
امتیاز : 135 و 125 و 150 و 135
ب و د : 35 و 185 و 185 و 320

بازی دو نفره :
سیستم بازی به همان شکل است . اما برای پر کردن جای خالی دو نفر بازیکن دیگر از زمین کمک می‌گیریم ، به شکل زیر :
الف )دست دادن : یک نفر به حکم قرعه دست می‌دهد . (دست دادن به ترتیب بین دو نفر تقسیم می‌شود و هر بازیکن یک دست را دست می‌دهد . بعد از هر دو بازی یک خط کشیده می‌شود که نشانه نوبت دست دادن بازیکن اول است ) . دست دادن به این ترتیب است که فرد پاسور ابتدا 12 برگ به نفر مقابل و بعد 12 برگ به خودش می‌دهد . سپس به ترتیب یک دسته 4 برگی جلوی نفر مقابل ، یک دسته 4 برگی جلوی خودش ، دوباره یک دسته 4 برگی جلوی نفر مقابل ، یک دسته 4 برگی جلوی خودش ، یک دسته 4 برگی جلوی نفر مقابل ، سپس یک دسته 4 برگی در وسط ، و در آخر آخرین 4 برگ را به صورت یک دسته جلوی خودش می‌گذارد . دقت کنید که حفظ ترتیب در دست دادن کاملأ مهم است.
ب( تعهد کردن)اعلان -خواندن): کاملأ شبیه به حالت چهار نفره ؛ ابتدا نفر مقابل اعلام امتیاز مورد نظر خود را می‌کند، اگر فرد پاسور موافق باشد پاس می‌دهد وگرنه امتیازی بالاتر اعلام می‌کند(امتیازها فقط مضرب 5 می‌توانند باشند، یعنی 5تا، 5تا ) . این قدر امتیاز خواندن طول می‌کشد تا یک نفر پاس دهد.
ج( آغاز بازی: بعد از مشخص شدن حاکم‚ او 4 برگ روی زمین را بر می‌دارد و به جای آن 4 برگ به دلخواه خود زمین می‌گذارد. این کار برای بهبود دست حاکم و کمک به او برای کسب امتیاز تعهد شده صورت می‌گیرد. پس از این که او 4برگ را زمین گذاشت )که این برگ‌ها جزء برگ‌های برده حساب می‌شوند( حاکم با پائین انداختن برگ حکم بازی را شروع می‌کند.(دقت کنید که حتمآ برگ اول باید برگی از خال حکم باشد و این کار در واقع اعلام حکم است.) پس از بازی نفر دیگر، سه برگ اول سه دسته جلوی هر کس رو می‌شوند. ابتدا حاکم از همان خال بازی شده یکی از این سه برگ مقابل را بازی می‌کند، نفر مقابل هم از همان خال از سه برگ جلوی خود بازی می‌کند. اگر از خال بازی شده، برگی روی زمین نباشد، بازیکن می‌تواند هر برگ دلخواه را بازی کند.
بعد هر کس که این دور را برده، دور بعد را از دست خود بازی می‌کند و بازی به همین ترتیب ادامه می‌یابد . تا وقتی که همه برگ‌ها بازی شوند . طبیعتأ در اواخر بازی یک یا دو دسته از برگهای جلوی فرد تمام می‌شوند. در این حالت هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و فرد باید با برگ روی همان یک یا دو دسته باقی‌مانده بازی کند. شمارش امتیازها هم مانند همان بازی چهارنفره است.
در واقع زمین نقش یار هر کس را دارد ، تنها با این محدودیت که در هر بار فقط سه برگ برای بازی در اختیار می‌گذارد


 

 


2) آموزش فال ازدواج با پاسور:


این فالم که دیگه همه بلدن ولی خوب برا اونایی که بلد نیستن میگم ، اول هرچی آس و بابا و بی بی و سرباز جمع کنید از هر چهار تا خال ( پیک و دل و خاج و خشت ) بعلاوه 10 خشت اینارو بر میزنید بعد به ترتیب اول 4تا برگه از بقل بصورت ردیف میچینید بعد دوباره زیر 4 تا برگ این کار تکرار میکنید یعنی 4 برگ دیگه تا تمام برگا تموم بشه توجه داشته باشبد ترتیب چیدن از چپ به راست
چیدمانش اینجوری میشه
4______3______2______1
8______7_____6______5
12_____11____10_____9
16_____15____14____13
به ترتیب شماره ها برگ هارو قرا میدید ( برگها به سمت پشت )
بعد آخرین برگ که دوستتون برگ 17 رو بر میگردونید
قانون
ردیف اول که شما 1و 2و3 و4 ردیف بابا یعنی شاه
ردیف دوم که شامل 5و6و7و8 ردیف مامان یعنی آس
ردیف سوم که شامل 9و10و11و12 ردیف داداش یعنی سرباز
ردیف چهارم که شامل 13 و 14 و15 و 16 هم ردیف دخترم خانوم یعنی بی بی
حالا اینجوریه که برگ 17 برگ اخر که تو دستتون رو بر میگردونید ببینید چیه اگه مثلا داداش بود میزارید جای خونه 9 که داداش بسمت عکس بعد کارت جای خونه 9 رو بر میدارید ببنید چیه اگه مثلا بابا بود میزاریم جای خونه1 بعد کارت خونه یک رو نگاه مکنیم ببنیم چیه و ..... تا آخر این کار رو میکنیم تا همه برگا نمایان بشه ، اگه آخرین برگ 10 خشت باشه شما به معشوقتون میرسید ولی اگر وسط فال بیاد و همه عکسا بر نگشته باشند متاسفانه ....

3) آموزش فال عشق با پاسور:


آموزش فال عشق !!!...
اگر می خواهید نظر طرف مقابل را نصبت به خود بدانید این فال را امتحان کنید .
مواد لازم :
یک عدد دوست دختر یا پسر و یک دست پاسور .
به تعداد حروف اسم طرف ورق ها رو می چینیم ودوبارو روی هر کدوم ورق های مانده را به ترتیب روی ورق های قبلی می چینیم . وقتی کل ورق ها تمام شود ردیف اول را برداشته وردیف دوم را زیر آن قرار داده و به هین ترتیب پیش می ریم تا ردیف ها تمام شود.کل ورق ها رو بر می گردونیم و شروع به نگاه کردن ورق ها می کنیم . دو ورقی که کنار هم قرار گرفته را جدا کرده به همین ترتیب پیش می ریم تا تمام شود و هر کدوم از اعداد معانی زیر را می دهد...
ورق آس : دوستت داره
ورق دو : برای اینکه بیاد جلو دو دل
ورق سه : قصد ازدواج داره
ورق چهار : طرف حسو ده
ورق پنج : برای آینده نگران هست
ورق شش : بزودی می بینیم
ورق هفت : طرف قصد سوء داره
ورق هشت : به فکرت هست
ورق نه : می خواد باهات حرف بزنه
ورق ده : بو سه می خواد
ورق سرباز : طرف غیرتی هست
ورق بی بی : رقیب
ورق شاه : از شخصیتت خوشش می یاد

سان در حال بررسی علت این حادثه هستند

 : « اگر بخواهید دشمنان خود را خوار کنید ، با دوستان خویش خوبی کنید


دماغ و فک و گونهام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین!
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بیریا آفرید / جدا از حسادت و بیخشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تکدرخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مهجبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایشات / نشسته مداوم تو را در کمین!

 

 


comment نظرات ()
د ا نسـتـنی ها د ر مـو ر د عــقـیـده
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

د ا نسـتـنی ها د ر مـو ر د عــقـیـده : بخش ۱ - ۵

 


۱ – چرا خد ا وند ما را آ فریده است؟

ج: خداوند ما را آفریده تا او را عبادت کنیم و به او شریکی قائل نشویم، چنانکه می فرماید «و ما خلقت الجن والانس ﺇلاَّ لیعبدون». [الذاریات ۵۶]. [جن و انس را فقط برای عبادت و پرستش خود آفریدم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «حق الله علی العباد أن یعبدوه و لا یشر کوا به شیئا». ل[متفق علیه]. حق خداوند بر بندگانش این است که او را پرستش کنند و به او شرک نیاورند.

۲ – چگونه خداوند را بپرستیم؟

ج: چنانکه خدا و رسول خدا (ص) به ما امر کرده اند بطور اخلاص در عبادت خداوند می فرماید: «و ما أمروا ﺇلاَّ لیعبدوا الله مخلصین له الدین». [البینة ۵]. [و به آنها امر نشد مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین اسلام پرستش کنند]. رسول اکرم (ص) می فرماید: «من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد». [مسلم]. هرکس عمل و کرداری انجام دهد که راه و روش ما بر آن نیست آن عمل و کردار مردود و غیر قابل قبول است.

۳ – آیا باید خدا را از روی ترس و امیدواری پرستش کرد؟

ج: بلی باید خدا را از روی ترس از عقاب و امیدوار بودن به رحمت او پرستش کنیم، چنانکه می فرماید: «ادعوه خوفا و طمعا». [الأعراف ۵۶]. [خدا را هم از راه ترس و هم از روی امید بخوانید]. رسول اکرم (ص) می فرماید: «أسأل الله الجنة و أعوذ به من النار». [أبو داود]. بهشت را از خداوند می خواهم، و از آتش جهنم به پناه می برم.

۴ – احسان و نیکی در عبادت یعنی چه؟

ج: خدا را بپرست بطوریکه او را می بینی؛ و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند، چناکه می فرماید: «ﺇن الله کان علیکم رقیبا». [النساء ۱]. [خداوند مراقب اعمال و کردار شماست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «الا حسان أن تعبد الله کأنک تراه؛ فان لم تکن تراه فانه یراک». [مسلم]. خدا را چنان پرستش کن گوئی او را می بینی؛ و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.

۵ – چرا خد ا وند پیامبران را فرستاده است؟

ج: خداوند پیامبران را برای دعوت مردم به عبادت خود و نهی آنها از شریک قائل شدن به او فرستاده است، چنانکه می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل أمة رسولا أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت». [النحل ۳۶]. [در هر أمت پیامبری فرستادیم تا خدا را عبادت نمایند و از طاغوت پرهیز کنند]. و پیامبر (ص) می فرماید: «و الأنبیاء ﺇخوة و دینهم واحد». [متفق علیه]. پیامبران برادران همدیگرند و دین آنها یکی است؛ یعنی دین آنها همه بسوی توحید و یگانه پرستی است

۶ – توحید الوهیت یعنی چه؟

ج: یگانه دانستن خداوند در عبادت را توحید الوهیت گویند، مانند دعا کردن و نذر کردن و اینکه خدا را بطور یگانه پرستش کردن، خداوند می فرماید: «فاعلم أنه لا ﺇله ﺇلا الله». [محمد ۱۹]. [پس یقین بدان که معبودی بحق جز خدای یکتا نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «فیلکن أول ما تدعوهم ﺇلیه شهادة أن لا ﺇله ﺇلا الله». [متفق علیه]. قسمتی از حدیث معاذ بن جبل است که وقتی رسول اکرم (ص) او را بسوی یمن فرستاد چنین فرمود: ...پس اولین چیزی که تو آنها را به دین اسلام دعوت کنی این است که: هیچ معبودی بحق غیر از خدای یکتا وجود ندارد.

۷ – کلمه (لا ﺇله ﺇلا الله) یعنی چه؟

ج: یعنی هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، خداوند می فرماید: «ذلک بأن الله هو الحق و أن ما تدعون من دونه الباطل». [لقمان ۳۰] [بدین سبب است که خدای یگانه حق مطلق و آنچه بجز او خدائی می خوانید همه باطل محض است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من قال لا ﺇله ﺇلا الله و کفر بما یعبد من دون حرم الله ماله و دمه». [مسلم]. کسیکه بگوید: هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست و به خدایانی که غیر از خدای یکتا عبادت می شوند کفر ورزد مال و جان او حرام می شود، یعنی مسلمانی این است.

۸ – توحید أسماء و صفات یعنی چه؟

ج: ثابت کردن آنچه خداوند و یا رسول او (ص) خدا را به آن توصیف نموده اند توحید أسماء و صفات گفته می شود. خداوند می فرماید: «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر». [الشوری ۱۱]. [هیچ چیز مثل و مانند خداوند نیست و او شنوا و بینا است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ینزل ربنا تبارک و تعالی کل لیلة ﺇلی السماء الدنیا». [متفق علیه]. خداوند تبارک و تعالی هر شب در نیمه آخر آن به آسمان دنیا فرود می آید، و نزول و آمدن او به شایسته و جلال و قدر او تعلق دارد و ما چگونگی آن را نمی دانیم.

۹ – فایده توحید و یگانه پرستی برای هر مسلمان چیست؟

ج: توفیق و هدایت در دنیا و ایمن بودن از عذاب جهنم در آخرت می باشد، خداوند می فرماید: «الذین آمنوا ولم یلبسوا ﺇیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون». [الأنعام ۸۲]. [آنانکه بخدا ایمان آورده و ایمان خود را بشرک آلوده نکرده اند ایمنی برای آنهاست و آنها بحقیقت هدایت یافته اند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «... حق العباد علی الله أن لا یعذب من لا یشرک به شیئا». [متفق علیه]. حق بندگان بر خداوند این است که: هر کس به او شرک نیاورد او را عذاب ندهد.

۱۰ – خداوند کجاست؟

ج: خداوند در آسمان بر عرش خود می باشد، چنانکه می فرماید: «الرحمن علی العرش استوی». [طه ۵] [خداوند بر عرش خود شد چنانکه شایسته ذات و صفات پر عظمت اوست، و نمی توان خدای تبارک و تعالی را به خلق تشبیه نمود، و روش سلف صالح در اینگونه موارد قبول کردن آنچه در صفات خدا آمده بدون هیچگونه تأویل است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید «ﺇن الله کتب کتابا فهو مکتوب عنده فوق العرش». [البخاری]. خداوند لوح محفوظ (سرنوشت همه چیزها) را نوشته و بالای عرش نزد او می باشد.



۶ – توحید الوهیت یعنی چه؟

ج: یگانه دانستن خداوند در عبادت را توحید الوهیت گویند، مانند دعا کردن و نذر کردن و اینکه خدا را بطور یگانه پرستش کردن، خداوند می فرماید: «فاعلم أنه لا ﺇله ﺇلا الله». [محمد ۱۹]. [پس یقین بدان که معبودی بحق جز خدای یکتا نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «فیلکن أول ما تدعوهم ﺇلیه شهادة أن لا ﺇله ﺇلا الله». [متفق علیه]. قسمتی از حدیث معاذ بن جبل است که وقتی رسول اکرم (ص) او را بسوی یمن فرستاد چنین فرمود: ...پس اولین چیزی که تو آنها را به دین اسلام دعوت کنی این است که: هیچ معبودی بحق غیر از خدای یکتا وجود ندارد.

۷ – کلمه (لا ﺇله ﺇلا الله) یعنی چه؟

ج: یعنی هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، خداوند می فرماید: «ذلک بأن الله هو الحق و أن ما تدعون من دونه الباطل». [لقمان ۳۰] [بدین سبب است که خدای یگانه حق مطلق و آنچه بجز او خدائی می خوانید همه باطل محض است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من قال لا ﺇله ﺇلا الله و کفر بما یعبد من دون حرم الله ماله و دمه». [مسلم]. کسیکه بگوید: هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست و به خدایانی که غیر از خدای یکتا عبادت می شوند کفر ورزد مال و جان او حرام می شود، یعنی مسلمانی این است.

۸ – توحید أسماء و صفات یعنی چه؟

ج: ثابت کردن آنچه خداوند و یا رسول او (ص) خدا را به آن توصیف نموده اند توحید أسماء و صفات گفته می شود. خداوند می فرماید: «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر». [الشوری ۱۱]. [هیچ چیز مثل و مانند خداوند نیست و او شنوا و بینا است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ینزل ربنا تبارک و تعالی کل لیلة ﺇلی السماء الدنیا». [متفق علیه]. خداوند تبارک و تعالی هر شب در نیمه آخر آن به آسمان دنیا فرود می آید، و نزول و آمدن او به شایسته و جلال و قدر او تعلق دارد و ما چگونگی آن را نمی دانیم.

۹ – فایده توحید و یگانه پرستی برای هر مسلمان چیست؟

ج: توفیق و هدایت در دنیا و ایمن بودن از عذاب جهنم در آخرت می باشد، خداوند می فرماید: «الذین آمنوا ولم یلبسوا ﺇیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون». [الأنعام ۸۲]. [آنانکه بخدا ایمان آورده و ایمان خود را بشرک آلوده نکرده اند ایمنی برای آنهاست و آنها بحقیقت هدایت یافته اند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «... حق العباد علی الله أن لا یعذب من لا یشرک به شیئا». [متفق علیه]. حق بندگان بر خداوند این است که: هر کس به او شرک نیاورد او را عذاب ندهد.

۱۰ – خداوند کجاست؟

ج: خداوند در آسمان بر عرش خود می باشد، چنانکه می فرماید: «الرحمن علی العرش استوی». [طه ۵] [خداوند بر عرش خود شد چنانکه شایسته ذات و صفات پر عظمت اوست، و نمی توان خدای تبارک و تعالی را به خلق تشبیه نمود، و روش سلف صالح در اینگونه موارد قبول کردن آنچه در صفات خدا آمده بدون هیچگونه تأویل است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید «ﺇن الله کتب کتابا فهو مکتوب عنده فوق العرش». [البخاری]. خداوند لوح محفوظ (سرنوشت همه چیزها) را نوشته و بالای عرش نزد او می باشد.


۶ – توحید الوهیت یعنی چه؟

ج: یگانه دانستن خداوند در عبادت را توحید الوهیت گویند، مانند دعا کردن و نذر کردن و اینکه خدا را بطور یگانه پرستش کردن، خداوند می فرماید: «فاعلم أنه لا ﺇله ﺇلا الله». [محمد ۱۹]. [پس یقین بدان که معبودی بحق جز خدای یکتا نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «فیلکن أول ما تدعوهم ﺇلیه شهادة أن لا ﺇله ﺇلا الله». [متفق علیه]. قسمتی از حدیث معاذ بن جبل است که وقتی رسول اکرم (ص) او را بسوی یمن فرستاد چنین فرمود: ...پس اولین چیزی که تو آنها را به دین اسلام دعوت کنی این است که: هیچ معبودی بحق غیر از خدای یکتا وجود ندارد.

۷ – کلمه (لا ﺇله ﺇلا الله) یعنی چه؟

ج: یعنی هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، خداوند می فرماید: «ذلک بأن الله هو الحق و أن ما تدعون من دونه الباطل». [لقمان ۳۰] [بدین سبب است که خدای یگانه حق مطلق و آنچه بجز او خدائی می خوانید همه باطل محض است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من قال لا ﺇله ﺇلا الله و کفر بما یعبد من دون حرم الله ماله و دمه». [مسلم]. کسیکه بگوید: هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست و به خدایانی که غیر از خدای یکتا عبادت می شوند کفر ورزد مال و جان او حرام می شود، یعنی مسلمانی این است.

۸ – توحید أسماء و صفات یعنی چه؟

ج: ثابت کردن آنچه خداوند و یا رسول او (ص) خدا را به آن توصیف نموده اند توحید أسماء و صفات گفته می شود. خداوند می فرماید: «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر». [الشوری ۱۱]. [هیچ چیز مثل و مانند خداوند نیست و او شنوا و بینا است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ینزل ربنا تبارک و تعالی کل لیلة ﺇلی السماء الدنیا». [متفق علیه]. خداوند تبارک و تعالی هر شب در نیمه آخر آن به آسمان دنیا فرود می آید، و نزول و آمدن او به شایسته و جلال و قدر او تعلق دارد و ما چگونگی آن را نمی دانیم.

۹ – فایده توحید و یگانه پرستی برای هر مسلمان چیست؟

ج: توفیق و هدایت در دنیا و ایمن بودن از عذاب جهنم در آخرت می باشد، خداوند می فرماید: «الذین آمنوا ولم یلبسوا ﺇیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون». [الأنعام ۸۲]. [آنانکه بخدا ایمان آورده و ایمان خود را بشرک آلوده نکرده اند ایمنی برای آنهاست و آنها بحقیقت هدایت یافته اند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «... حق العباد علی الله أن لا یعذب من لا یشرک به شیئا». [متفق علیه]. حق بندگان بر خداوند این است که: هر کس به او شرک نیاورد او را عذاب ندهد.

۱۰ – خداوند کجاست؟

ج: خداوند در آسمان بر عرش خود می باشد، چنانکه می فرماید: «الرحمن علی العرش استوی». [طه ۵] [خداوند بر عرش خود شد چنانکه شایسته ذات و صفات پر عظمت اوست، و نمی توان خدای تبارک و تعالی را به خلق تشبیه نمود، و روش سلف صالح در اینگونه موارد قبول کردن آنچه در صفات خدا آمده بدون هیچگونه تأویل است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید «ﺇن الله کتب کتابا فهو مکتوب عنده فوق العرش». [البخاری]. خداوند لوح محفوظ (سرنوشت همه چیزها) را نوشته و بالای عرش نزد او می باشد.

۱۱ – آیا خداوند با جسم و ذات خود با ماست و یا اینکه بوسیله علم خود با ما است؟

ج: خداوند بوسیله علم خود با ما است و سخنان ما را می شنود و ما را می بیند، چنانکه می فرماید: «قال لا تخافا ﺇننی معکما أسمع وأری». [طه ۴۶]. [نترسید که من با شما هستم و می شنوم و می بینم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇنَکم تدعون سمیعاً قریباً و هو معکم]. [مسلم]. شما شنونده نزدیکی که با شماست دعا می کنید، سخنان شما را می شنود و شما را می بیند.

۱۲ – بزرگترین گناهان چیست؟

ج: شرک آوردن به خدا از بزرگترین گناهان است، خداوند از زبان لقمان الحکیم وصیت به پسرش می فرماید: «یا بنی لا تشرک بالله ﺇنَّ الشرک لظلم عظیم». [لقمان ۱۳]. [ای پسر عزیزم هرگز بخدا شرک نیاور که شرک ظلمی بسیار بزرگ است]. و در حدیث از رسول اکرم (ص) پرسیده شد: «سئل أی الذنب أعظم؟ قال أن تدعو لله نداً و هو خلقک». [مسلم]. بزرگتین گناهان چیست؟ آنحضرت (ص) فرمود: اینکه برای خداوند شریک و همتایی قائل شوی در حالیکه او تو را آفریده است.

۱۳ – شرک أکبر یعنی چه؟

ج: انجام هر عبادتی که برای خداست و به او اختصاص دارد ولی به کسی دیگر اختصاص داده شود آنرا شرک اکبر گویند خداوند می فرماید: «قل ﺇنَّما أدعو ربی و لا أشرک به أحدا». [الجن ۲۰]. [ای محمد بگو من خدای خود را بیگانگی میپرستم و هرگز احدی را با او شریک نمی گردانم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «أکبر الکبائر الاشراک بالله». [البخاری]. بزرگترین گناهان شرک آوردن به خدا است.

۱۴ – آیا در میان مسلمانان شرک وجود دارد؟

ج: با تأسف شدید بلی بلکه بسیار است. خداوند می فرماید: «و ما یومن أکثرهم بالله ﺇلاَّ وهم مشرکون». [یوسف ۱۰۶]. [و بیشتر خلق بخدا ایمان نمی آورند مگر آنکه مشرک شوند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا تقوم الساعة حتی تلحق قبائل من أمتی بالمشرکین الأوثان». [الترمذی]. قیامت بر پا نمی شود مگر اینکه بعضی از قبائل و طائفه ای از امت مسلمان من به مشرکین بپیوندند و بت پرستی کنند.

۱۵ – حکم طلب دعا از اولیاء و دوستان خدا چیست؟

ج: طلب دعا کردن از غیر از خدای یکتا و یگانه شرک است و سبب دخول به جهنم می شود، خداوند می فرماید: «فلا تدع مع الله ﺇلها آخر فتکون من المعذبین». [الشعراء ۲۱۳]. [پس ای رسول ما جز خدای یکتا احدی را معبود مخوان و گرنه از اهل عذاب خواهی شد]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من مات وهو یدعو من دون الله ندا دخل النار». [البخاری]. کسیکه بمیرد در حالیکه غیر از خدای یکتا را دعا می کند و برای خداوند همتا و مانندی قرار می دهد به آتش جهنم داخل خواهد شد.

د ا نسـتـنی ها د ر مـو ر د عــقـیـد : بخش ۱۶ - ۲۰

 


۱۶ – آیا دعا کردن عبادتی برای خدا بشمار می رود؟

ج: بلی دعا کردن عبادتی برای خداست، چناکه میفرماید: «وقال ربکم ادعونی استجب لکم». [غافر ۶۰]. [خدا فرمود مرا با خلوص دل بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «الدعاء هو العبادة». [الترمذی]. دعا همان عبادت کردن است.

۱۷ – آیا مردگان صدای دعا کنندگان نزد قبرهایشان را می شنوند؟

ج: مردگان دعای آنها را نمی شنوند، خداوند می فرماید: «ﺇنَّک لا تسمع الموتی». [النمل ۸۰] [تو ای پیامبر نمی توانی مردگان را سخنی بشنوانی]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇن لله ملائکة سیاحین فی الأرض یبلغونی عن أمتی السلام». [أحمد]. خداوند فرشتگانی گردش کنان در زمین قرار داده است تا سلام و درود مسلمانان را به من برسانند. یعنی کسی که بر آنحضرت درود و سلام می فرستد.

۱۸ – آیا از مردگان و کسانیکه غایب هستند – یعنی در حال حاضر نزد ما نیستند – یاری و کمک بخواهیم؟

ج: نه، از آنها یاری و کمک نمی خواهیم بلکه از خدا یاری می خواهیم، چنانکه فرمودند: «ﺇذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم». [الأنفال ۹]. [بیاد آرید هنگامی که به پروردگار خود استغاثه و زاری کردید پس خداوند دعای شما را اجابت کرد]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «یا حی یا قیوم برحمتک أستغیث». [الترمذی]. ای زنده و تدبیر کننده عالم به رحمتت از تو مدد می خواهم.

۱۹ – آیا مدد خواستن از غیر خداوند جایز است؟

ج: غوث و مدد از غیر خدا جایز نیست، خداوند می فرماید: «ﺇیاک نعبد و ﺇیاک نستعین». [الفاتحه ۵]. [پروردگارا تنها تو را می پرستیم و از تو یاری میجوئیم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇذا سألت فاسأل الله و ﺇذا استعنت فاستعن بالله». [الترمذی]. هرگاه خواهش نمائی، از خدا خواهش کن، و هرگاه خواستی کمک بجوئی، پس از خدا کمک بجوی.

۲۰ – آیا از اشخاصی که زنده هستند و در نزد ما حاضرند کمک و یاری بطلبیم؟

ج: بلی کمک و یاری از آنها در حالی خواهد بود که بتوانند به ما کمک کنند، در آنچه که استطاعت و مقدور و توانائی آنهاست کمک و یاری می طلبیم، خداوند میفرماید: «وتعاونوا علی البر والتقوی». [المائده ۲]. [شما به یکدیگر در نیکو کاری و تقوی کمک کنید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «والله فی عون العبد مادام العبد فی عون أخیه». [مسلم]. خداوند در کمک و یاری بنده است هنگامیکه بنده در کمک و یاری برادر مسلمان خود باشد.


۲۱ – آ یا نذ ر برای غیر از خد ا مجاز است؟

ج: نذر برای غیر از خداوند جایز نیست، چنانکه باری تعالی می فرماید: «رب ﺇنی نذرت لک ما فی بطنی محررا». [آل عمان ۳۵]. [من نذر و عهد کردم فرزندی که در رحم دارم و از فرزندی خود در راه خدمت تو آزاد گردانم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من نذر أن یطیع الله فلیطعه ومن نذر أن یعصیه فلا تعیصه». [البخاری]. کسیکه نذر کرد در چیز نیک و خوب پس آن نذر را بجا آورد و کسیکه نذر در معصیت خدا کرد آن نذر را انجام ندهد.

۲۲ – حکم ذ بح و قربانی برای غیر از خداوند چیست؟

ج: حکم آن شرک است و قربانی برای غیر از خدا جایز نیست، خداوند می فرماید: «فصل لربک وانحر». [الکوثر ۲]. [پس تو هم برای خدا به نماز و قربانی بپرداز]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لعن الله من ذبح لغیر الله» [مسلم]. خدا لعنت کند کسیکه برای غیر از خداوند ذبح و قربانی می کند.

۲۳ – آ یا طواف بر قبرها جایز است؟

ج: طواف بر قبرها جایز نیست، طواف کردن فقط بر دور کعبه جایز است، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «ولیطوفوا بالبیت العتیق». [الحج ۲۹]. [و طواف را گرد خانه خدا کعبه بجای آورند]. رسول اکرم (ص) می فرماید: «من طاف بالبیت سبعاً وصلی رکعیتن کان کعتق رقبة». [ابن ماجه]. کسیکه هفت بار دور کعبه را طواف کرد سپس دو رکعت نماز سنت طواف را خواند مانند اینکه یک برده را آزاد کرده است.

۲۴ – آیا نماز خواندن در مقابل قبر جایز است؟

ج: نماز بسوی قبر جایز نیست، خداوند سبحانه می فرماید: «فول وجهک شطر المسجد الحرام». [البقره ۱۴۴]. [پس روی کن بطرف مسجد الحرام]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا تجلسوا علی القبور و لا تصوا ﺇلیها». [مسلم]. بر قبرها ننشینید و بسوی آنها نماز نخوانید.

۲۵ – حکم انجام سحر و جادوگری چیست؟

ج: انجام سحر کفر است، خداوند می فرماید: «ولکنَّ الشیاطین کفروا یعلمون الناس السحر». [البقره ۱۰۲]. [لکن شیاطین همه کافر شدند و سحر به مردم آموختند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «اجتنبوا السبع الموبقات الشرک بالله والسحر...». [مسلم]. از هفت چیز هلاک کننده اجتناب و دوری ورزید شرک به خدا و سحر و جادوگری... تا آخر حدیث.

۲۶ – آیا کاهن و غیبگو را تصدیق کنیم؟

ج: آنچه از غیب خبر می دهند تصدیق مکن، خداوند می فرماید: «قل لا یعلم من السموات والأرض الغیب ﺇلا الله». [النمل ۶۵]. [ای رسول خدا بگو که در همه آسمانها و زمین جز خدا کسی از علم غیب آگاه نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من أتی عرافا أو کاهنا فصدقه بما یقول فقد کفر بما أنزل علی محمد». [احمد]. کسیکه نزد غیبگو و جادوگر و فالبین رود و به آنچه از غیب می گوید تصدیق کند به آنچه که بر محمد (‌ص) نازل شده کافر است، یعنی به دین اسلام کافر شده است.

۲۷ – آیا کسی از غیب خبر دارد؟

ج: هیچ کس غیر از خدا از غیب خبر ندارد، چنانکه می فرماید: «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها ﺇلا هو». [الأنعام ۵۹]. [و کلید خزائن غیب نزد خداست و جز خدا کسی بر آن آگاه نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا یعلم الغیب ﺇلا الله». [الطبرانی]. هیچ کس غیر از خدا از غیب خبر ندارد.

۲۸ – حکم عمل به قوانین وضعی و رسمی کشور که مخالف اسلام باشد چیست؟

ج: اگر آنرا جایز بداند عمل به آن کفر است، خداوند می فرماید: «و من لم یحکم بما أنزل الله فأولئک هم الکافرون» [المائده ۴۴]. [هرکس بر خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از کافران خواهد بود]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «وما لم تحکم أئمتهم بکتاب الله ویتخیروا مما أنزل الله ﺇلاَّ جعل الله بأسهم بینهم». [ابن ماجه]. هنگامیکه فرمانروایان شان به کتاب خدا قرآن و آنچه از سوی خداوند نازل شده عمل نکنند خداوند آفتها و مصیبتها و بلایا را بین خود آنها قرار خواهد داد.

۲۹ – ضرر شرک اکبر چیست؟

ج: شرک اکبر سبب ماندن و جاوید شدن در دوزخ خواهد شد، خداوند می فرماید: «ﺇنَّه من یشرک بالله فقد حرّم الله علیه الجنة ومأواه النار». [المائده ۷۲]. [هر کسیکه شریک برای خداوند قرار دهد و با خداوند یگانه مخلوقاتی را عبادت کند، خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او آتش جهنم است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من مات یشرک بالله شیئاً دخل النار». [مسلم]. کسی که بمیرد در حالیکه به خداوند شرک ورزد به دوزخ داخل خواهد شد.

۳۰ – آیا عمل و کردار نیک با وجود شرک آوردن به صاحب از نفعی می رساند؟

ج: عمل و کردار نیک با وجود شرک به صاحب او هیچ نفعی نمی رساند، خداوند متعال می فرماید: «ولو أشرکوا لحبط عنهم ما کانوا یعملون». [الأنعام ۸۸]. [و اگر به خدا شرک ورزند البته اعمال و کردار آنها نابود شده از بین می رود]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من عمل عملا أشرک معی فیه غیری ترکته و شرکه». [مسلم]. در حدیث قدسی می فرماید: کسیکه عملی انجام دهد که در آن عمل کسی دیگر را با من در خلوص نیت شریک قرار دهد من کردار او را ترک خواهم کرد.

۳۱ – آیا سوگند خوردن به غیر از خدا جایز است؟

ج: سوگند بغیر از خدا جایز نیست، خداوند می فرماید: «قل بلی وربی لتبعثن». [التغابن ۷]. [ای رسول به آنها بگو بخدای من سوگند که البتن برانگیخته می شوید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من حلف بغیر الله فقد أشرک». [أحمد]. کسیکه بغیر از خدا سوگند بخورد شرک آورده است.

۳۲ – آیا آویزان کردن تمیمه (حرز، مهره یا طلسمی که بگردن اطفال آویزان کنند برای دفع بلا و چشم زخم. – فرهنگ عمید) برای شفا یافتن مرض جایز است؟

ج: نه جایز نیست و این عمل شرک است، خداوند می فرماید: «وﺇن یمسک الله بضر فلا کاشف له ﺇلا هو». [الأنعام ۱۷]. [و اگر از خدا به تو ضرری رسد هیچکس جز خدا نتواند تو را از آن ضرر برهاند]. و پیامبر (ص) می فرماید: «من علق تمیمة فقد أشرک». [أحمد]. کسیکه دعای نوشته و طلسم برای دفع بلا و چشم زخم و یا چیز دیگر آویزان کند شرک آورده است.

۳۳ – چگونه به خدا توسل جوییم؟

ج: با اسماء و صفات او، و عمل و کردار نیک به خدا توسل کن، خداوند می فرماید: «ولله الأسماء الحسنی فادعوه بها». [الأعراف ۱۸۰]. [برای خداست نامهای نیکو، با آنها خدا را بخوانید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «أسألک بکل اسم هو لک سمیت به نفسک». [احمد]. به هر اسمی که از آن تو است و خود را به آن نامیده ای از تو طلب و مدد می جویم.

۳۴ – آیا دعا کردن احتیاج به واسطه بین خود و خداوند دارد؟

ج: نه دعا کردن احتیاج به واسطه مخلوق ندارد، خداوند می فرماید: «وﺇذا سألک عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوة الداع ﺇذا دعان». [البقره ۱۸۶]. [و چون بندگان من از دور و نزدیکی من از تو بپرسند بدانند که من به آنها نزدیک هستم، و هر که مرا بخواند دعای او را اجابت کنم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇنکم تدعون سمیعا قریبا وهو معکم». [مسلم]. شما شنونده نزدیکی را دعا می کنید که با شماست و از شما می شنود.

۳۵ – واسطه رسول اکرم (ص) چگونه خواهد بود؟

ج: واسطه رسول اکرم (ص) از طریق تبلیغ است، خداوند می فرماید: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل ﺇلیک من ربک». [المائده ۶۷]. [ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «اللهم هل بلغت اشهد». [مسلم]. خدایا! آیا من دین تو را تبلیغ کردم و به مردم رسانیدم؟ در جواب یاران و صحابه گفتند: ما به تبلیغ تو ای پیامبر خدا شهادت می دهیم.

۳۷ – چگونه خدا و پیامبر خدا (ص) را دوست بداریم؟

ج: با اتباع اوامر و انجام آن خدا و رسول خدا (ص) را دوست می داریم، چنانکه می فرماید: «قل ﺇن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله». [آل عمران ۳۱]. [ای پیامبر بگو اگر خدا را دوست می دارید مرا پیروی کنید که خدا شما را دوست دارد]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا یومن أحدکم حتی أکون أحب ﺇلیه من والده وولده والناس أجمعین». [البخاری]. ایمان هیچ یک از شما کامل نخواهد شد تا اینکه من از پدر و فرزند و تمامی مردم نزد او محبوبتر باشم.

۳۸ – آیا در مدح و ستایش رسول اکرم (ص) بایستی مبالغه و زیاده روی کرد؟

ج: نه، نباید در مدح و ستایش رسول اکرم (ص) مبالغه و افراط ورزید، چنانکه خداوند می فرماید: «قل ﺇنما أنا بشر مثلکم یوحی ﺇلی أنما ﺇلهکم ﺇله واحد». [الکهف ۱۱۰]. [ای رسول به امت خود بگو من مانند شما بشری هستم که به من وحی می رسد که خدای شما یکتا و یگانه است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇنما أنا بشر مثلکم». [أحمد]. من بشری مانند شما هستم، فقط خداوند بسوی من وحی فرستاده و مرا به پیامبری انتخاب کرده است.

۳۹ – اولین چیزی که خدا آنرا آفریده چیست؟

ج: اولین مخلوقات خدا از بشر آدم (ع) و از چیزهای دیگر قلم می باشد، چنانکه می فرماید: «ﺇذ قال ربک للملائکة ﺇنی خالق بشرا من طین». [ص ۷۱]. [ای پیامبر به یاد آور هنگامی که خدا به فرشتگان گفت که من بشر را از گل می آفرینم]. و پیامبر (ص) می فرماید: «ﺇن أول ما خلق الله القلم». [أبو داود و الترمذی]. اولین چیزی که خداوند آنرا آفریده قلم است.

۴۰ – آیا محمد (ص) از نور آفریده شده یا از نطفه خلق شده است؟

ج: خداوند محمد (ص) را از نطفه آفریده است، چنانکه می فرماید: «هو الذی خلقکم من تراب ثم من نطفة». [غافر ۶۷]. [اوست خدائی که شما را از خاک بیافرید و سپس از قطره آب نطفه]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇن أحد کم یجمع خلقه فی بطن أمه أربعین یوما نطفة...». [متفق علیه]. در حقیقت خلقت یکی از شما در شکم مادرش چنین انجام می گیرد: چهل روز بحالت نطفه است....

۴۱ – حکم جهاد در راه خدا چیست؟

ج: جهاد در راه خدا با جان و مال و زبان واجب است، خداوند می فرماید: «انفروا خفافا وثقالا وجاهدوا بأموالکم وأنفسکم». [التوبه ۴۱]. [برای جنگ با کافران سبک بار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا با مال و جان جهاد کنید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «جاهدوا المشرکین بأموالکم وأنفسکم وألسنتکم». [أبو داود]. با مشرکین با مال و جان و زبان خود بجنگید.

۴۲ – پشتیبانی از مومنان چگونه خواهد بود؟

ج: با محبت و کمک و یاری و حمایت از مومنان موحد و یگانه پرست، خداوند می فرماید: «والمومنون و المومنات بعضهم أولیاء بعض». [التوبه ۷۱]. [مردان و زنان مومن همه یار و دوستدار یکدیگرند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «المومن للمومن کالبنیان یشد بعضه بعضا». [مسلم]. مومن با برادر مومن خود مانند ساختمانی است که ستونهای آن بعضی در بعض دیگر فرو رفته و ثابت نگه می دارد.

۴۳ – آیا پشتیبانی کردن از کفار و کمک به آنها جایز است؟

ج: نه پشتیبانی کردن از کفار و کمک به آنها جایز نیست، خداوند می فرماید: «ومن یتولهم منکم فانَّه منهم». [المائده ۵۱]. «و هرکس از شما مومنان با آنها (یعنی کفار) دوستی و حمایت کند به حقیقت از آنها خواهد بود]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇنَّ آل ابن فلان لیسوا لی بأولیاء». [متفق علیه]. خانواده فلان بن فلان که کافر هستند از دوستان من نمی باشند.

۴۴ – دوست و ولی خداوند چه کسی است؟

ج: مومن تقی و پرهیزکار دوست خدا است، چنانکه می فرماید: «ألا ﺇنَّ أولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون». [یونس ۶۲]. [آگاه باشید که دوستان و اولیای خدا هرگز هیچ ترس و اندوهی در دل آنها نیست]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇنَّما ولی الله و صالح المومنین». [متفق علیه]. در حقیقت ولی و دوست خدا مومنانی هستند که صالح و نیکوکارند.

۴۵ – با چه چیز مومنان باید حکم و قضاوت کنند؟

ج: بر مومنان واجب است که به قرآن و سنت پیامبر (ص) حکم و قضاوت کنند، خداوند می فرماید: «وأن احکم بینهم بما أنزل الله». [المائده ۴۹]. [و تو ای پیامبر به آنچه خدا برای تو فرستاده میان مردم حکم و قضاوت کن]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «الله هو الحکم وﺇلیه المصیر». [أحمد]. خداوند او حاکم است و بسوی او بازگشت همه چیزها خواهد بود.

۴۶ – چرا خداوند قرآن را نازل فرموده است؟

ج: خداوند قرآن را نازل فرموده است تا به آن عمل شود، چنانکه می فرماید: «اتبعوا ما أنزل ﺇلیکم من ربکم». [الأعراف ۳]. [ای مومنان از آنچه خدا بسوی شما فرستاده پیروی کنید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «اقرءوا القرآن و اعملوا به ولا تأکلو به ولا تستکثروا به». [أحمد]. قرآن را بخوانید و به آن عمل کنید، و بوسیله آن مال مردم را نخورید، و بوسیله آن ثروت جمع مکنید.

۴۷ – آیا با وجود قرآن از حدیث و سنت پیامبر (ص) اکتفا می کنیم؟ یعنی قرآن برای ما کافی است و احتیاج به حدیث نداریم؟

ج: چنین نیست بلکه باید به هر دو عمل کنیم زیرا حدیث و سنت پیامبر بیان کننده قرآن است، چنانکه خداوند می فرماید: «وأنزلنا ﺇلیک الذکر لتبیّن للناس ما نزل ﺇلیهم». [النحل ۴۴]. [و بر تو قرآن که (جامع و کاملترین کتاب الهی است) نازل کردیم تا بر امت آنچه فرستاده شده بیان کنی]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ألا وﺇنّی أوتیت القرآن ومثله معه». [أبو داود]. همانا به من قرآن و مانند آن یعنی سنت و حدیث داده شده است.

۴۸ – آیا گفتار احدی بر گفتار خدا و رسول خدا (ص) مقدم داریم؟

ج: نه، نباید قول و گفتار احدی بر قول و گفتار خدا و رسول خدا (ص) مقدم داشت، خداوند می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله ورسوله واتقوا الله ﺇنَّ الله سمیع علیم». [الحجرات ۱]. [ای کسانی که بخدا ایمان آورده اید هیچگاه بر خدا و رسول خدا (ص) تقدیم مجوئید و از خدا بترسید و نافرمانی مکنید که خدا بگفتار شما شنوا و دانا است]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا طاعة لأحد فی معصیة الله ﺇنَّما الطاعة فی المعروف». [متفق علیه]. فرمان و اطاعت از هیچ کس در معصیت خداوند جایز نیست، بلکه اطاعت و فرمان در نیکی ها و خوبیها است.

۴۹ – اگر در مسأله ای یا چیزی اختلاف شد چه کنیم؟

ج: به کتاب خدا قرآن و سنت صحیح رسول الله (ص) بر می گردیم، خداوند می فرماید: «فان تنازعتم فی شیء فردوه ﺇلی الله والرسول». [النساء ۵۹]. [و چون در چیزی کارتان بگفتگو و نزاع کشد بحکم خدا و رسول خدا (ص) (که قرآن و سنت باشد) باز گردید]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ترکت فیکم أمرین لن تضلوا ما تمسکتم بهما: کتاب الله وسنة رسوله». [مالک]. من بین شما دو چیز گذرانده ام که اگر به آن اعتصام کرده و چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد، و آنهم کتاب خدا و قرآن و سنت صحیح رسول الله (ص) می باشد

۵۰ – آیا در دین بدعت حسنه و نیک وجود دارد؟

ج: در دین اسلام بدعت حسنه و نیک وجود ندارد، خداوند می فرماید: «الیوم أکملت لکم دینکم وأتمت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا». [المائده ۳]. [امروز دین شما را بحد کمال رسانیدم و بر شما نعمنت را تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است برایتان برگزیدم]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «ﺇیاکم ومحدثات الأمور فان کل محدثة بدعة وکل بدعة ضلالة». [أبو داود]. بپرهیزید از آنچه در دین نو و جدید آورده شده، زیرا هر نو و جدید در دین بدعت است، و هر بدعت در دین ظلالت و گمراهی است.

۵۱ – بدعت در دین چگونه و چیست؟

ج: هر چیزی که در دین اسلام دلیلی از شریعت محمدی بر آن وجود نداشته باشد، آن چیز بدعت گفته می شود. خداوند می فرماید: «أم لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین مالم یأذن به الله». [الشوری ۲۱] [آیا خدایان و معبودان باطل مشرکان بر آنها شرع و احکامی که خدا اجازه نفرموده جعل کرده اند؟] و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد». [متفق علیه]. کسیکه در دین ما اسلام تازه و نو آورد (آنچه از دین نیست) بر خودش بر می گردد، و قبول نمی شود.

۵۲ - آیا در دین اسلام سنت حسنه و نیک وجود دارد؟

ج: بلی مانند کسیکه عمل و کردار نیکی انجام دهد و سپس مردم به او اقتدا و تأسی کند و آن عمل نیک را انجام دهند، خداوند می فرماید: «واجعلنا للمتقین ﺇماما». [الفرقان ۷۴]. [و ما را پیشوای اهل تقوی قرار ده]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من سن فی الاسلام سنة حسنة فله أجرها و أجر من عمل بها من بعده». [مسلم]. کسیکه در دین اسلام سنت و روش خوب بنیان نهد، اجر و پاداش آن سنت و پاداش کسی که به آن عمل کند به او می رسد.

۵۳ – آیا انسان به صلاح و نیکی خود اکتفا کند؟

ج: نه بلکه به صلاح خود و مردم کوشا باشد، خداوند می فرماید: «ولتکن منکم أمة یدعون ﺇلی الخیر ویأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر». [آل عمران ۱۰۴]. [و باید از شما مسلمانان برخی که دانا و با تقوی ترند خلق را بخیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی کنند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «من رأی منکم منکراً فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه فان لم یستطع فبقلبه وذلک أضعف الایمان». [مسلم]. کسیکه از شما کار زشت و منکری را دید پس آنرا با دستش تغییر دهد، و اگر نتوانست با دست تغییر دهد آنرا با زبانش تغییر دهد، و اگر نتوانست با زبانش تغییر دهد پس آن زشتی و منکر را به دلش انکار نماید، و مرحله سوم که انکار بدل باشد ضعیف ترین ایمان در قلب اوست.

۵۴ – چه وقت و چه زمان مسلمانان پیروز خواهند شد؟

ج: اگر به کتاب خدا قرآن و سنت صحیح پیامبرشان رو آورده عمل کنند، خداوند می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا ﺇن تنصروا الله ینصرکم ویثبت أقامکم». [محمد ۷]. [ای اهل ایمان شما اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را در همه جا یاری کند و ثابت قدم گرداند]. و رسول اکرم (ص) می فرماید: «لا تزال طائفة من أمتی منصورین». [ابن ماجه]. همچنان طائفه و گروهی از امت من پیروزند تا اینکه قیامت بر پا شود. وصلی الله علی سیدنا ونبینا محمد وآله وصحبه

 


comment نظرات ()
انسان های بزرگ
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

 



انسان های بزرگ در باره عقاید  سخن می گویند

انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند



انسان های بزرگ درد دیگران را دارند

 

انسان های متوسط درد خودشان را دارند

 

انسان های کوچک بی دردند



انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند


انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند




انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند


انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

click here for more ...


انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند


انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند




انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

انسان های کوچک مسئله ندارند

click here for more ...

انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند

این نوشتار زیبا را به دوستان بزرگوار ارسال نمایید

 


 


comment نظرات ()
شناسایی جنسی
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

شناسایی جنسی

تا بحال فکر
کردید که گذشته از مشخصه های روحی دوست دارید که شریک سکس شما چه مشخصه فیزیکی
داشته باشه


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
زندگی مشترک، هنری زیبا و مهم
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

زندگی مشترک، هنری زیبا و مهم

 

کمتر کسی با این هنر آشنایی دارد، و سبب اصلی به وجود آمدن مشکلات و بحرانهای زندگی زناشویی نیز همین بی‌اطلاعی است. که باعث ایجاد نابسامانی در خانواده و نهایتا سست شدن پایه‌های آن و آوارگی کودکان می‌شود.

اما متأسفانه هیچ موسسه یا نهادی وجود ندارد که در این زمینه نوجوانان را قبل از تشکیل زندگی مشترکشان کمک کند و آنها را با چگونگی هنر زندگی زناشویی آشنا سازند. و سازمانهایی که این وظیفه بر عهدهٔ آنان می‌باشد نیز کمتر توجهی به این موضوع مهم ندارند.

محمود مهدی الإستانبولی در کتاب خویش "چگونه فرزندانمان را تربیت" می‌گوید: (اگر قرار باشد از چیزی تعجب کنم، از حال و روز امتی تعجب می‌کنم که بر اساس آداب و رسومشان  تکه‌ای آهن، به دست کسی که نمی‌تواند آن را خوب بسازد نمی‌دهند. اما افراد این امت نسبت به مسائلی مهمتر همچون فراگیری سیاستهای زندگی مشترک و روانشناسی کودک و تربیت آن، قبل از ازدواج پایبند نیستند).

اما مشکل جامعه امت اسلامی تنها این نا آگاهی نیست. بلکه جو مسمومی که کتابهای جنسی فراوانی که اکثر آنها برای کاشتن تخم انحراف و گمراهی جوانان اعم از پسر و دختر به وجود آورده، این مشکل را بزرگتر کرده. کتابهایی که به عنوان یاد دادن تعالیم ازدواج چاپ و منتشر می‌شوند اما جوانان پسر و دختر این جامعه را اغوا و منحرف می‌سازند. و مهمترین دسیسه‌هایی که مؤلفین این کتابها به آن می‌پردازند، تبلیغات برای ایجاد اختلاط میان پسر و دختر در همهٔ جوانب همچون مجالس رقص و موسیقی و گردشگری و حتی درخلوت کردن و ... آنهم به این ادعا که: این امر سبب می‌شود تا غریزهٔ جنسی هر دو گروه به طور یکسان تنظیم و تربیت شود.

که حقیقت واقع چیزی خلاف این ادعاها را به اثبات رسانده، و تنها هدف از انتشار این کتابها فقط رواج دادن فسق و فجور و بی بند و باری جنسی میان جوانان جامعه‌مان می‌باشد و اینکه ارزشهای اخلاقی در جامعه را از بین ببرند و باعث فروپاشی آن شوند. واین در حالی است که فلاسفه‌ای همچون افلاطون و جان دیویی نیز بر این عقیده‌اند که در آموزش دادن هرگونه علمی ابتدا باید جانب ادب ومعرفت حفظ شود.

متأسفانه نظریه اختلاط میان پسر و دختر، چیزی که متفکران به اصطلاح روشنفکر در پی آنند، امری است که در غرب فعلی نتیجه وحشتناکش کاملا قابل لمس و مشاهده است، نتایجی که مو بر بدن انسان سیخ می‌کند.

و غرب براثر این اختلاط با دو خطر جدی مواجه است:

اول: گسترش فساد و بی‌بندوباری اخلاقی در جامعه و از بین رفتن نهاد خانواده و فرو رفتن جامعه در منجلاب پستی و رذالت است، که در این زمینه مقاله‌ای تحت عنوان "آمریکا دولتی تحت حکومت گروهها" از دو روزنامه نگار آمریکایی به نام "جال لیب و "لی مورتیمر" بیان گر این واقعیت وحشت‌ناک می‌باشد.

خلاصه: (از پی‌آمدهای این آزادی مطلق و بی‌قید وبندی که زنان به آن دست یافته‌اند، می‌توان بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیاری را عنوان کرد، که آشکارترین  وخطرناک‌ترین آن، امتناع مرد آمریکایی از ازدواج کردن است، مخصوصا با دخترهایی که خواهان بی‌قیدی و پیروی از هوای نفس خویش هستند. چون اینگونه دخترها را برای تشکیل خانواده و تربیت فرزند مناسب نمی‌بینند. و به همین خاطر مشکل ازدواج در آمریکا بحرانی تر شده که در نتیجه چیزی حدود میلیونها دختران مجرد در آمریکا وجود دارند. اما اگر کمی دقیقتر باشیم در این زمینه سبب دیگری راهم خواهیم دید و آن این است که مرد آمریکایی برای ارضای غریزهٔ جنسی خود، راههایی آسانتر و نزدیکتر از ازدواج در پیش روی خود می‌بیند، چرا که زن در همهٔ اماکن و جاها در دسترس است در محل کار، باشگاهها، رستورانها، بارها یا در سواحل دریا، پس هرکدام را پسندید مدتی برای عشق بازی انتخاب می‌کند و بعد هم بدون دغدغه رهایش می‌کند. نه خرج خانه و خانواده می‌طلبد و نه چیز دیگری!. حتی دخترهای دانشگاهی هم در رستورانها و بارهای شبانه و فحشا خانه‌ها به وفور مشغول کارند و مرد آمریکایی هم اینگونه زنهای حرفه‌ای را بر دختر ساده و خویشتن داری که به انتظار ازدواج نشسته ترجیح می‌دهد).

 آنها در این مقاله همچنین می‌گویند که در سفری که به نقاط مختلفی از آمریکا داشتیم متوجه شدیم که بسیاری از خانه‌های فحشا تعطیل شده‌اند واین امر در وحلهٔ اول این فکر را به ذهنمان خطور داد که شاید در این مناطق ارزشهای اخلاقی بر رذالت و پستی پیروز شده اما با کمی دقت نظر به این نتیجهٔ درد آور رسیدیم که از فرط هجوم بیش از حد دخترها به این امکان و بالا رفتن سطح مراجعه، این اماکن جوابگوی همه خواسته‌ها نبوده و ناچارا تعطیل شده‌اند و ادامه کارشان شکل دیگری به خود گرفته و به اسطلاح پیشرفته تر شده و دخترهای خیابانی یا تلفنی و یا همسفرهای چند روزه پدیدار شده‌اند، که در بعضی از شهرها همچون شیکاغو گروههای خلاف کار این دخترها را با عنوان "فروشندگان هوس" ساماندهی و مدیریت می‌کنند و انواع ماشین و هتل و مشروبات الکلی و غیره در اختیارشان می‌گزارند و از سرتاسر آمریکا مشتری دارند. حتی پلیس بین الملل هم در مورد این گروهها عاجز مانده که شیوه‌های مختلفی برای جلب کردن زنان از سراسر دنیا برای تجارت دارند، مانند دزدیدن  ومجبور کردن و یا اغوا کردن و فریب دادن زنان.

دوم: ضعف قوای جنسی یا همان سردی طبع جنسی که سبب کم تمایلی جنسی می‌شود در زن و مرد بطور یکسان

دکتر محمد محمد حسین در این رابطه می‌گوید: مسألهٔ همجنس گرایی ریشه در ضعف قوای جنسی یا "البرود الجنسی" دارد چرا که مردی که بطور دائم و همیشگی بر عورت و بدن زنان برهنه می‌نگریسته، این امر برایش عادی شده و دیگر نمی‌تواند قوای جنسی خود را از این طریق تحریک کند و به لذت برسد. چون این امر تبدیل به عادت شده و تکراری است به همین منظور او برای برانگیخته کردن شهوت خویش نیاز به منظره‌ای غیر از منظرهٔ همیشگی و تکراری دارد که جدید باشد به همین منظور به جنس موافق خود روی می‌آورد، و این مشکل در مورد زنها نیز به همین صورت است.

و شخص مبتلا به ضعف قوای جنسی دیگر قادر نخواهد بود که لذت جنسی را به طور تمام و کمال درک کند، لذتی که باعث تسکین خاطر و آرامش قلب می‌شود. از این رو همیشه مضطرب و مشوش خاطر است و مردانگی خویش را نمی‌تواند احساس کند و دچار رنج و افسردگی درونی می‌شود که برای برطرف کردن آن به انواع وسائل و روشهایی که به ذهنش خطور می‌کند دست می‌زند. مانند دمخور شدن دائمی با فاحشه‌ها یا همجنس گرایی یا اینکه به مواد مخدر رو می‌آورد و یا هم به جرم و جنایت، تا شاید کمبود درونی خود را از این روشها جبران کند. وباز هم مرد و زن از این جهت با هم یکسانند و این مسأله در مورد هر دو گروه صدق می‌کند.

با این وجود بازهم افرادی هستند که حاضر نیستند از چشم و عقل خود استفاده کنند و حقیقتی دردناک را که مثل روز روشن است ببینند، چون فرهنگ و تمدن غنی اسلامی را عقب ماندگی و برعکس وحشی گری و رذالت غربی را تمدن می‌دانند و کورکورانه پیرو آنند. امری که رسول الله صلی الله علیه وسلم قرنها پیش فرا رسیدنش را هشدار داده است.

 از ابی سعید الخدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله و علیه و سلم فرمودند: زمانی بر مسلمانان خواهد رسید که وجب به وجب  و گز به گز از پیروان ادیان قبل از خود پیروی می‌کنند تا حدی که اگر آنان به سوراخ سوسمار هم داخل شوند، مسلمانان به پیروی از آنها داخل می‌شوند. ما گفتیم یا رسول الله، منظورتان یهود و نصارا است. فرمودند پس چه کس دیگری می‌تواند باشد. (الجمع بین الصحیحین البخاری و مسلم-1753)

برای این دسته از افراد هم، سخنانی از خود متفکران و دانشمندان غربی که به عقب ماندگی هم متهم نیستند بیان می‌کنیم باشد تا این عزیزان کمی به فکر بیافتند:

1- به نقل از مجلهٔ المصور (شماره1689 ص4) پیتریم ساروکین دانشمند جامعه‌شناس و مدیر بخش پژوهش دانشگاه هاروارد آمریکا در کتاب اخیر خود تحت عنوان "انقلاب جنسی" معتقد است که آمریکا به طور حتم و به سرعت بسوی بحران جنسی درحال حرکت است  ودر همان مسیری قرار گرفته که سالها پیش به فروپاشی امپراطوری یونان و پس از آن امپراطوری رومانی، انجامید. وی می‌گوید: ما همه جانبه به محاصرهٔ جریاناتی جنسی درآمده‌ایم که با خشت، خشت فرهنگمان آمیخته شده و همهٔ بخشهای زندگیمان را در بر گرفته، و این انقلاب که هم اکنون بر ما می‌گذرد بیشتر از هر انقلاب دیگری در این زمانه زندگی مردان و زنان آمریکایی را دستخوش تغییر کرده.

2- روزنامه "الأخبار" در شمارهٔ 26 خود، محرم 1377 صفحه 2  مطلبی را با تیتر "دانشمندی آمریکایی می‌گوید زن آمریکایی طبعی سرد دارد" به چاپ رسانده. این روزنامه به نقل از کتاب «قلعه‌هایمان از درون تهدید می‌شوند» نوشته جون کیشلر یکی از دنشمندان علم روانشناسی در شیکاغو می‌نویسد: "90 درصد از زنان آمریکایی به طبع سردی و 40 درصد از مردان آمریکایی به عقیمی دچارند و تبلیغات بازرگانی که بر پایه زنهای عریان استوار است، سبب کاهش سطح قوای جنسی مردم آمریکا شده".

متأسفانه این بحران جنسی و هواهای شهوانی که غرب را به سوی خرابات و فروپاشی سوق می‌دهد، چیزی که خود متفکران و دانشمندان غربی بدان اعتراف دارند، به سوی جامعهٔ ما نیز در حال انتقال است، چون نسل کنونی و مسلمان ما نسبت به مسائل جنسی و قضایای آن بی‌اطلاع هستند و از هنر زندگی مشترک بی‌عیب و نقصی که اسلام پایه ریزی کرده بی‌خبرند.

این شریعت بزرگ نهاد خانواده را که عنصر اساسی تشکیل هر جامعه است، بسیار ارج نهاده و مورد اهمیت قرار داده و برنامه‌ای تمام و کمال برایش طرح ریزی کرده که سعادت و خوشبختی‌اش در گرو پیاده کردن کامل آن است. برنامه‌ای که تربیت، نسلی مؤمن و دوراندیش را برایش آسان کرده و حق وحقوق زن و شوهر را مشخص و وظایف هرکدام را نیز بیان کرده به طوری که هیچکدام حقشان به نسبت دیگری ضایع نشده، چرا که هر گروه متناسب با توانایی‌های جسمی و روحی خویش وظایف و حقوقی دارند. اسلام طبیعت مشترک و مختلف مرد و زن را دقیقا مد نظر قرار داده و هر جا که هر دو طبیعت مشترک داشته حقوق و وظایفی مشترک و هر جا که طبیعتی مختلف از یکدیگر داشته برای هر کدام متناسب با طبیعت خویش حقوق و وظایف در نظر گرفته، آنهم به صورتی که حتی ذره‌ای کم و کاستی در حقوق طرفین به وجود نیامده. و در واقع آزادی را در خانواده و جامعه اینگونه به طور مساوی تقسیم کرده. چون آزادی زمانی معنی می‌دهد که همگی از حقوق شایسته و یکسان خود بهره مند باشند چه در زمان حال و چه در آینده.

چه بسا در جامعه‌ای که در آن آزادی هر شخص حریمی نداشته باشد، هر کس به حریم دیگری تجاوز خواهد کرد و در این میان حد ومرزی هم وجود نخواهد داشت، سرانجام هر شخص به اندازه قدرتش آزادی  خواهد داشت، و آزادی یکسان  یا دموکراسی فقط به یک شعار تبدیل خواهد شد که این جامعه را آزاد نمی‌گویند. در واقع این دموکراسی نیست بلکه قانون جنگل است.

 

کلام آخر

بطور کلی هر چیز کامل وبی نقص، زمانی که دستخوش تغییرات شود، تازه دچار نقص و ایراد گشته و اسلام نیز از این قاعده مستثی نمی‌تواند باشد. در واقع اسلام، این دین و شریعت بزرگ که الله برای سعادت و خوشبختی جن و انس آورده هیچ نقص یا کمبودی ندارد که ما یا هر شخص دیگری بخواهیم با نظرات خویش این عیبها را رفع کنیم. واقعا جای تعجب دارد که نعوذ بالله، الله اشتباه کند وبنده‌اش بخواهد اصلاح کند!؟.

و دوم اینکه متأسفانه جامعهٔ کنونی ما داشته‌های غنی خود را در جای دیگری گدایی می‌کند، نمی‌داند اسلام چه گفته و چه می‌گوید. اما سعادت را در غرب و کتب غربی جستجو می‌کند. درست است که مطالعه فرهنگ و آداب گوناگون مفید است اما نه زمانی که شخص از فرهنگ و آداب دینی خویش بی اطلاع است. آخر زمانی که شخص از اسلام چیزی نمی‌داند چه چیزی را می خواهد با هم مقایسه کند، فرهنگ غرب را با فرهنگی که از آن بی‌خبر است. طبیعتا جواب این مقایسه واضح و روشن است. و به همین دلیل بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که نسخه‌ای از تورات را در دست حضرت عمر رضی الله عنه دید فرمود: والله که اگر موسی اینک زنده بود جز پیروی کردن از من راه دیگری نداشت. اما زمانی که صحابه نسبت به اسلام به آگاهی کامل رسیدند خود رسول الله صلی الله علیه وسلم زیدبن ثابت رضی الله عنه را امر کردد تا زبان سریانی را برای نگرش در تورات فراگیرد و جالب است که بدانیم، این صحابی جلیل القدر طی مدت 15 روز این زبان را بطور کامل فراگرفت.

نهایتا، چگونه است که اسلام توانست قومی را که در زیر خط فقر از لحاظ تمدن و فرهنگ زندگی می‌کردند به عزت و افتخاری بی سابقه در طول تاریخ بشریت از آغاز تا کنون برساند اما چاره‌ای برای حال و روز مردمی متمدن و با فرهنگ امروزی نداشته باشد؟! تنها جواب می‌تواند این باشد که متأسفانه نسل امروزی و متمدن، اسلام را آنطور که بوده و هست و باید باشد نپذیرفته بلکه آنطور که هوا و هوسش می‌طلبد پذیرفته. این جا شایسته است که گفته گهربار حضرت امیر المؤمنین عمربن الخطاب رضی الله عنه را بازگو کنیم که می‌فرماید: ما قومی هستیم که الله ما را بوسیله اسلام به عزت و سربلندی رساند. اما هروقت بخواهیم عزت و سربلندی را در چیزی غیر از اسلام جستجو کنیم خوار وذلیل خواهیم شد.

 

ترجمه و تنظیم: أبوعبدالله مدنی

منبع: کتاب تحفة العروس / تألیف محمود مهدی الإستانبولی / چاپ مکتبه معارف ریاض

سایت خانواده خوشبخت

BlestFamily .Com 

 

 


comment نظرات ()
سرقت حلال: چگونگی دزدیدن قلب شوهر(قسمت اول)!!
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠
 

سرقت حلال: چگونگی دزدیدن قلب شوهر(قسمت اول)!!

 

دوستم می خواست به سفر برود، ... تمام نکات ایمنی از قبیل قفل های محکم که بازکردنشان مشکل بود، پنجره های محکم آهنی،  را در مورد خانه رعایت کرده بود، و با خیال راحت با خانواده اش در تعطیلات تابستانی به مسافرت رفته بود. امّا در کمال تعجب وقتی از سفر بر گشت متوجه شد که تمام وسایل سبک و گران قیمت منزلش را به سرقت برده اند. دوستم (اعصابش) به هم ریخته بود، اشک می ریخت و این کلمات را مرتباً از او می شنیدم و دیگری چیز دیگری از گفته  هایش یادم نیست:

-چطور وارد خانه ام شدند؟

چه جوری کلید ها را با این همه احتیاط و ایمنی که ما به کار برده بودیم باز کرده اند؟

این شیاطین از چه کلیدهایی استفاده کرده اند؟

من برایش خیلی متأسف بودم ، دلداریش دادم  و از او خواستم که (إنالله و إنّا الیه راجعون) بخواند و صادقانه به او گفتم که: هممین که با شوهرشان به سلامتی از سفر طولانی برگشته اند ، خود نعمتی الهی بزرگی است که هیچ چیز با آن برابری نمی کند و بعد برایش دعا کردم و ازخداوند خواستم که  به جای آنچه از دست داده اند چیزهای بهتری به آنها ارزانی فرماید و جای انها را برایشان پرکند، سپس خداحافظی کرده از او جدا شدم، در راه با خودم همان سؤالات عجیبی را که دوستم از خود می پرسید را تکرار کردم:

راستی چطور توانستند به این قفلهای محکم و پنجره های آهنی نفوذ کنند؟

یک دفعه  اینگونه، تصور کردم که گویا خانه ی دوستم قلب مردی است که همسرش می خواهد آن را به روی خود باز کند و چون ملکه ی تاجداری در آن ساکن شود این بود که از خود پرسیدم:

آیا می شود که دزدها از همسری که عاشق سینه چاک و دلباخته ی شوهرش است ، ماهرتر و زرنگ تر باشند؟

و آیا آن خانم وشریک زندگی که شب وروز خود را برای شوهر و فرزندانش خسته می کند و عمرش را به پایشان می ریزد، ممکن است با این همه پشتکارو تحمّل و ایمانی که به پاداش آخرت دارد، نتواند کلیدها ی قلب شوهرش را بدست آورد؟

و آیا مگر امکان دارد که همسری چون شمع بسوزد و هستی خود را به شوهر و فرزندان ارزانی کند امّا کس دیگری قلب شوهرش را شکار کند؟

همسر گرامی و مسلمان:

بسیاری از مردان ما به حکم الفت و خوشرفتاری خود با همسران زندگی را به سر می برند، نه با انگیزه و قوّه ی عشق و دوست داشتن آنان و اینکه نتوانند بدون آنها زندگی کنند و به شدت به آنان عادت کرده باشند. گاهی هم وقتی کار از کارمی گذرد، تحمّل عادت کرن شوهران به دوری از همسران برایشان چندان ناراحت کننده ومشکل نیست زیرا دلها به روی هم بسته ، احساس ها از هم دور و دلها به یاد شریک زندگی نمی تپد و شوق دیدار همسر ، شوهر را مجبور نمی کند که بعد از یک روز کاری طولانی با عجله واشتیاق برای بهره مندی از دیدار و همصحبتی شریک زندگیش ، به آشیانه اش باز گردد.

من و بسیاری از خواهران و برادران همفکرم به جد به این معتقدیم که راه یافتن به قلب همسر یا شوهر ماجرایی سخت، مهم و مشکل است ، امّا با استفاده از  تجربه ی خود و شنیدن تجربه ی دیگران ، به جرأت می توانم بگویم که این کار از آنچه همسران می پندارند، بسیار  آسانتر است و معادله ی زیر بر آن حاکم است:

عشق+ صبر+ جدیّت= سعادت وخوشبختی دنیا و آخرت

و هر چند دوراندیشی در کار بیشتر باشد، انجام آنها ساده تر و موفقیت در کار بیشتر و نتیجه ی عشق ورزیدن ، دوست داشته شدن ،نتیجه  محبت کردن ، محبّت دیدن  خواهد بود از کلمات زیبا وشیرین ومحبت آمیز رودخانه هایی از عسل خوشبختی و آرامش و تفاهم جاری خواهد شد.

همسر عزیز ! خواهر مسلمانم!

ده اشتباه ویرانگر وجود دارد که ارتکاب آنها از سوی همسران در بسیاری موارد سبب طلاق یا تنفر و بغض شدید شوهر می گردد... لازم است که قبل از اینکه کلید های دروازه ی قلب شوهران را برایت بگوییم، برای نیفتادن در چنین اشتباهاتی، از آنها آگاه شوی . این اشتباهات عبارتند از:

1-    به وجود آوردن مشکلات بزرگ با خانواده شوهر ، که باعث می شود شوهر، در بین دوست داشتن  خانواده خود و همسرشبر سر دوراهی گیر کند، که این منجر به کم شدن محبت و احترام او نسبت به همسرش خواهد شد.

2-     به بدی سخن گفتن از مادر یا پدر شوهر

3-    بی احترامی به شوهر به خصوص در حضور دیگران

4-    زیرسؤال بردن کرامت و مردانگی شوهر حتی به شوخی و مزاح

5-    مقایسه کردن خود با شوهر به خصوص در مواردی که همسر از شوهر بالاتر است مانند ثروت و نسب و سواد و غیره.

6-    اذیت نمودن شوهر با شکوه  دائم و پیوسته از حال خود 

7-    اهمیت ندادن به فراهم کردن اسباب آرامش و راحت شوهر از نظر جا و وقت خواب . گفته اند که یکی از بدترین چیزها در زندگی زناشویی این است که همسر اهمیتی به زمان استراحت وخواب شوهر ندهد و درست در آن وقت جاروبرقی یا لباسشویی را روشن کند یا نسبت به ساکت کردن کودکان بی تفاوت باشد. یکی از چیزهایی که شوهر را عصبانی وناراحت می کند همان مواردی است که از قدیم أمّ ایاس در نصیحتی که به دختر خود کرده،از آن سخن گفته که : (احفظی له خصالاً عشرًا تکن لکِ ذخرًا منها: أما الخامسة والسادسة: فالتعاهد لوقت طعامه، والتفقد لحین منامه، فإن حرارة الجوع ملهبة وتنغیص النوم مغضبة.)( ده خصوصیت را برای شوهرت داشته باش تا از او خیر ببینی ... و اما پنجم و ششم اینکه وقت غذا خوردن او را خوب بدان و زمان خواب او را رعایت کن، زیرا ناراحتی گرسنگی ، باعث از کوره در رفتن انسان ، و برهم ریختن راحتی در وقت خواب، مرد را عصبانی می کند)

8-    اهمیت ندادن به غذا و لباس و تمیزی خانه .شاید شوهر برای مدتی در صورت آماده نبودن غذای خوب یا لباس تمیز و مرتّب سکوت کند و تحمّل نماید امّا بدون شک بعد از مدتی در صورت ادامه این وضعیت، ورق برگشته وبه شدّت از همسر ناراضی خواهد گشت. 

9-    دوری از همبستری(مباشرت شرعی) با شوهر بدون عذر ...... که این مورد یکی از مهم ترین دلایل ناراحت شدن شوهران از همسران و(خدای نکرده) باعث نفرین همسر تا صبح از سوی ملائک(فرشتگان) الهی می شود.

10-              ظاهر شدن با قیافه ای زشت و مشمئز کننده پیش شوهر ، به خصوص در مواردی که مربوط به بهداشت ونظافت شخصی می شود.

 

من در روابطم با شوهرم از سیاست سحر و جادوی حلال استفاده می کنم.

یکی از همسران به من گفت :" کلمات زیبا و سخن شیرین نوعی از سحر و جادوی حلال است که من در روابط خود از آن استفاده می کنم واز طرفی سعی می کنم خشم خود را فرو برده وکنترل کنم و در رابطه با شوهرم زود از کوره در نروم و وقتی عصبانی است با او بحث و مجادله نمی کنم بلکه همیشه بر این نکته اصرار دارم که رضایت شوهرم از هر چیز دیگری در زندگیم برایم بیشتر اهمیت دارد.

شخصیت هر مردی کلید خاص خود را دارد که باید هر خانمی این کلید را داشته باشد، شاید شوهری از این خیلی خوشش بیاید که رابطه همسرش با خانواده پدریش خوب باشد، شوهر دیگری ممکن است بسیار به این علاقمند باشد،که همسرش کارهایی مانند آرایش خود برای شوهر را انجام دهد یا برایش غذای خاصی بپزد یا با شیوه ی خاصی از او استقبال کند.... امّا به نظر من مهم ترین نکته این است که در زندگی ما همه چیز در برابر تفاهم و درک متقابل و همدلی، تسلیم می شود و من همیشه سعی دارم که به شوهرم نزدیکتر شوم و چیزهایی را که او دوست دارد من نیز دوست داشته باشم ، زیرا نزدیک شدن همسران به همدیگر در تداوم و بقای زندگی زناشویی اثر عظیمی دارد. (پایان قسمت اول)

 سرقت حلال: راهکاری برای سرقت دل شوهرتان..؟؟ (قسمت دوم)

 

حال کلیدهای سرقت حلال را به شما تقدیم می کنیم!!

چطور وارد قلب همسر شویم؟؟

سوالی که قبل از ورود همسر به قلب شوهر  خود به خود، مطرح می شود.

همسر گرامی، خواهر عزیز و مسلمان ، روشهایی وجود دارد که با آنها می توانی چنان وارد قلب همسرت شوی که غیر از تو اصلاً به کسی نگاه هم نخواهد کرد این روشها عبارتند از:

1.     نرمی گفتار

2.     رازداری

3.     ذکر و عبادت خدا

4.     عطر زدن ولباس مناسب پوشیدن

5.     آماده کردن غذا

خواهر گرامی، اکنون هر کدام از این موارد را بیشتر توضیح می دهم:

 

1.نرمی گفتار

با لبخند به استقبالش برو و با لبخند بدرقه اش کن. حال و احوالش را بپرس اما در کارش دخالت نکن، با او سخنان زیبا و جذاب بگو و سخنان زشت و ناپسند را به یادش نیاور حرف خوب و نرم به او بگو و هرگاه دچار خطا شد، او را ملامت نکن بلکه حرفی بزن که از آن رضایت داشته باشد، وقتی درخواستت را برآورده نکرد با حرف ناپسند با او در نیفت که از تو نفرت پیدا می کند بین شما دعوا و دشمنی به وجود می آورد و گاهی این ناراحتی چندین ساعت و چندین روز ادامه خواهد داشت . در چیزی که مورد رضایت خداوند است از او اطاعت کن و چون آهن مقاومت مکن زیرا جزای این کار وعید و تهدید است، و مپندار که میانجی گری درچنین وقت حساسی، مفید است.

 و به فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را به یاد آور که می فرماید : (إذا صلت المرأة خمسها, وصامت شهرها, وحفظت فرجها, وأطاعت زوجها، قیل لها: ادخلی الجنة من أی الأبواب شئت){هرزنی که نمازهای پنجگانه اش را بخواند، و ماه رمضانش را روزه بگیرد،  عفت  خود نگه دارد و از فرمان شوهر خویش اطاعت کند، به او گفته می شود: از هرکدام از در های بهشت که می خواهی وارد شو.} (صحیح الترغیب)

 

2. رازداری

برای شوهرت حافظ اسرار باش و چیزی را در خارج خانه افشا مکن، با نام خوب و لقب زیبا صدایش کن، و در هنگام دعوا و مشاجره از یادآوری اسرار خود رهایش کن، زیرا از راز گفتن به تو پشیمان خواهد گشت . فراموش نکن که اسرار و آبرویش را محفوظ نمایی ، و بر هیچ غریبه ای (بدون اذنش) در را باز مکن در زمان عمر بن الخطاب  زنی که شوهرش از او دور افتاده بود (در شوق دیدار و فراق شوهر مجاهدش چنین شعر) می گفت :

مخافة ربی والحیاء یصدنی *** وإکرام بعلی أن تنال مراکبه

از ترس پروردگارم و به خاطر اینکه حیا مانع است

و به خاطر احترام همسر خویش که به جایگاهی که شایسته است برسد، دست به گناه (بی عفتی) آلوده نمی کنم.

هرگاه خواستی از خانه خارج شوی حتماً از او اجازه بگیر، در آن صورت زندگانیت پر آرامش می شود، نگاهبان مال و مسئول تربیت فرزندانش باش و فرموده ی خداوند تعالی را به یاد داشته باش که: {فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ}.{ زنان مسلمان،  به امر خداوند ،فرمانبردار، و حافظ مال، ناموس و اموال شوهر هستند}

 

3. عبادت و ذکر

از عبادت الله غافل مشو و تلویزیون و دیگر وسایل را وسیله ی سرگرمی قرار نده، زیرا با این کار قلب او از سوی تو مرده به حساب می آید در حالی که تو کسی غیر از او نداری، هر گاه نمازش را فراموش کرد، به او یادآوری کن، خود نیز بر نمازهای پنجگانه ات پایبند باش ، همیشه بلند و آهسته مشغول ذکر الله باش و آنچه را شوهرت امروز از تو خواسته یا فردا می خواهد، فراموش مکن و بین خواسته های شوهر و عبادات خودت تعادل برقرار کن.

 

4. خوشبویی و لباس

با بهترین لباست جلوی همسر ظاهر شو، و به بهترین شیوه خود را معطر و آرایش نما زیرا مردان دوست دارند همسران خود را با قیافه ای زیبا، و خوش برخورد ببینند ؛ پس از رنگهای شاد برای او استفاده کن و هر روز سعی کن لباست را برایش عوض کنی، به تو سفارش می کنم که (تا می توانی) در داخل خانه برای شوهرت خودنمایی کن. مانند پروانه دورش بگرد وهمان رنگ هایی را که او دوست دارد انتخاب کرده، خود را آرایش کن و با نرمی با او سخن بگو که با این کار بیشتر به تو علاقمند و شیفته خواهد گشت.

 

5.آماده کردن غذا

بهترین غذا را برایش آماده ، سپس رختخواب را برایش نهاده ، و برای خواب آماده و کد بانوی خانه باش ، نگذار خادمه جایت را بگیرد. از او بپرس که چه دوست دارد و با نهایت عشق و احترام پیش او ظاهر شو، و اگر از غذا خوشش نیامده بود مگذار با عصبانیت بخوابد که در این صورت شاید تو را دشنام دهد، و امروز زندگیت هوایش ابری گردد ، پس تو بر آن صبر کن تا ثواب ابدی ببری. فرموده ی رسول خدا صلى الله علیه وسلم  را یاد آر که (ألا أخبرکم بنسائکم من أهل الجنة: الودود الولود, التی إذا ظلمت قالت: هذه یدی فی یدک, لا أذوق غمضًا حتى ترضى) ( آیا نگویم که کدام زنان شما اهل بهشتند؟ زنان مهربان باروری که وقتی ظلمی می کنند(به شوهر خویش) می گویند: این هم دست من ، تا تو راضی نشوی چشم بر هم نخواهم نهاد ) (حسنه الألبانی          : صحیح الجامع - الرقم: 2604)

همسر گرامی.... اگر به این سفارشها عمل کنی بدون شک در خوشبختی به سر خواهی برد و نتایجی بهتر(از آنچه گفتم) به دست خواهی آورد و بالهای خوشبختی و رضایت ، زندگیتان را خواهد پوشاند.

 

اینها هم کلید های سرقت حلال هستند!

از تمام همسران  مهربان می خواهم که استفاده از این کلیدها  را برای به سرقت بردن دل شوهران خود، تجربه کنند:

-         کلید سکوت و لبخند مهربانانه

-         کلید یادآوری

-         کلید اصلاح

-         کلید اعتماد

-         کلید کاشتن بزرگی و هیبت

-         کلید احترام

-         کلید افتخار و معذرتخواهی

-         کلید جذابیت

-         کلید خوب گوش دادن و اهمیت دادن

 

حال روش استفاده هر یک از این کلید ها را می گوییم:

*هنگامی که همسرت عصبی و ناراحت می شود ، تو از کلید سکوت و لبخند مهربانانه و سپس از چهره ای گشاده استفاده کن و این سوال تکان دهند را با زبانی که شهد شیرینی از آن می چکد بگو: عزیز دلم چی شده؟

*وقتی در عبادت کوتاهی می کند و تو از آن کوتاهی آگاه می شوی، از کلید تذکر و یادآوری غیر مستقیم استفاده کن از جمله اینکه بگو: برایم معلوم شده که ... اگر نصیحت وسفارش تو نبود نمی توانستم بر نماز شب پایبندی کنم، من منتظرت می مانم تا تو از مسجد برگردی و با هم نمازهای سنّت را بخوانیم.  یادت هست که اوایل ازدواجمان کی کلاس قرآن داشتیم، به راستی وقتش عالی بود، البته همه ی وقتم که با تو هستم عالی است، وقتی توبلا فاصله بعد از شنیدن اذان برای نماز عجله می کنی، حس غیرت و مسئولیت را در من بیدار می کند. خداوند هردوی ما را در بهشت به هم برساند و به ما اخلاص و سبقت و پیشتازی در طاعت نصیب فرماید.

*اگر از او بی وفایی دیدی ، بدان که هیچ کلیدی به اندازه ی کلید اصلاح نفس که خداوند تو را به آن امر فرموده، وجود ندارد بیشتر به او محبت کن و مروری دوباره بر رفتارهایت داشته باش، آرایش کن، و صدایی را که در اثر عصبانیّت  از بچه ها خشن شده بود، دوباره لطیف و نرم کن و سپس موهای زیبایت را که به یک شکل  اسیر نگه داشته بودی، از هم باز کن.

*وقتی مشکلی در کار، برایش پیش می آید کلید اعتمادسازی  را با شجاعت و صراحت امتحان کن و به او بگو: اگر تو در جهت رضایت الله کار کنی، گشایش نزدیک است، با دعا هم سختی ها دور می شوند.

*امّا در مورد شما دونفر و فرزندانتان؛ کلید کاشتن هیبت و بزرگی را فراموش نکن ، به همسرت بگو که او محور زندگی مشترک شماست، وقتی کار هرچند کوچک هم انجام می دهد،بسیار از او تشکر کن و با شادی حقیقی(نه ساختگی) به فرزندانت بگو: ببینید بابا (خدا حفظش کند) چه چیزهایی برایمان خریده؟! مبادا اجازه بدهی هیچ کدام از فرزندانت با کلمه ی تو پدرشان را مخاطب قرار دهند؟ البته به خاطر این آنها را مجازات نکن و به آنان هشدار بده که نباید یک بار دیگر با بی ادبی با پدرشان صحبت کنند.  مواظب باش که بر روی سفره غذا، هرگز اجازه ندهی هیچ کس قبل از او لقمه ای در دهان نگذارد و هنگامی که برای استراحت  و خواب تنها می شود،  سعی کن خانه ات را به مرکز آرامش و سکون تبدیل نمایی ، به بچه ها اتاق کوچکی اختصاص بده  که به دور از صداهای بلند و تحرکات آزار دهنده باشد.

*در برخورد با خانواده پدری خود و شوهرت از کلید احترام بهره بگیر، وقتی که تو و همسرت هم تنها هستید از کلید زنانگی و جذابیت همسرانه استفاده کن.

*هنگامی که شوهرت دارد با تو سخن می گوید، درهای جانش را با کلید دقت و گوش دادن و اظهار خوشی و شگفتی و تأیید حرفهایش، بر روی خود باز کن.

*در زمانی که اختلافی پیش می آید از کلید معذرت خواهی ، حسن ظن و تلاش برای بهتر کردن روابط استفاده کن.

 

خواهر مسلمان عزیزم:

اگر به راستی شوهرت را دوست داری و می خواهی عمرت را- انشاءالله- با او سپری کنی (بدان) که هر در بسته ای کلیدی دارد، که او را کاملاً به اختیار تو در می آورد، و هر چند همسرت واقع گرا و خشک باشد، باز هم درهای قلبش از قفل خانه ی دوستم که دزدها آن را باز کردند، محکم تر نیست. تو هم که  نه تنها دزد نیستی، بلکه صاحب حق هستی!  و سرقت قلب شوهرت از سوی کسی،غیر از تو خلاف حکمت و عقل است. پس بشتاب به سوی این کسب حلال و این نعمت بسیار عالی که در خوشبختی در دنیا و آخرت است.

 

منبع:مفکرة الإسلام

ترجمه:عبیدالله

سایت خانواده ی خوشبخت

BlestFamily.Com

 

 


comment نظرات ()
آشنایی با مراحل وضع حمل و زایمان طبیعی جهت استفاده ماماها و زنان باردار
نویسنده : تیمور بیگی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

شما در حال حاضر در > صفحه اصلی / اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, بهداشت عمومی, عجایب دنیای پزشکی / آشنایی با مراحل وضع حمل و زایمان طبیعی جهت استفاده ماماها و زنان باردار

آشنایی با مراحل وضع حمل و زایمان طبیعی جهت استفاده ماماها و زنان باردار

خرداد ۵, ۱۳۸۸ توسط : admin   موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, بهداشت عمومی, عجایب دنیای پزشکی

۱۲ نظر

بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی به شکل تخصصی جهت ماماها
زایمان یک روند فیزیولوژیک است که باعث تغییرات گسترده ای در مادر می‌شود و وضع حمل جنین را از طریق مجرای زایمان میسّر می‌سازد. این روند با افاسمان پیشرونده سرویکس، دیلاتاسیون و یا هر دو مشخص می‌گردد که از انقباضات رحمی حاصل می‌شود این انقباضات حداقل هر ۵ دقیقه تکرار می‌شود و ۶۰-۳۰ ثانیه طول می‌کشد. قبل از شروع زایمان حقیقی معمولا تعدادی وقایع فیزیولوژیک آماده سازی، رخ می‌دهد که به برخی از آن ها اشاره می‌گردد :

پایین رفتن رَحِم به سمت لگن (lightening)
دو هفته یا بیشتر قبل از زایمان سر جنین در اکثر زنان اوّل‌زا تا لبه لگن نزول می‌کند ولی در زنان مولتی‌پار این امر تا ابتدای زایمان صورت نمی‌گیرد. بدیهی است که فشار حاصله بر روی مثانه اغلب باعث تکرر ادرار می‌شود.

 

زایمان کاذب  (false labor)
در طی هفته های ۸-۴ حاملگی رحم انقباضات غیر منظم پیدا می‌کند که بدون درد هستند و به صورت گاه و بیگاه (اسپورادیک) و موزون (ریتمیک) و با شدت خفیف ظاهر می‌شوند در ماه آخر حاملگی این انقباضات ممکن است بیشتر و گاهی اوقات هر ۲۰-۱۰ دقیقه و با شدت بیشتری تکرار شوند که انقباضات براکستون هیکس بوده و زایمان کاذب نامیده شده و همراه با دیلاتاسیون و افاسمان پیشرونده نیستند ولی در سه ماهه سوم این انقباضات را باید از زایمان زودرس، افتراق داد.

افاسمان گردن رحم (Cervical effacement)
قبل از شروع زایمان معمولا سرویکس در نتیجه افزایش محتوای آب و لیز کلاژن، نرم می‌شود افاسمان و نازک شدن سرویکس وقتی رخ می‌دهد که سرویکس بخشی از سگمان تحتانی شود. در نتیجه افاسمان توپی موکوسی داخل مجرای سرویکس ترشح می‌شود و بنابراین شروع زایمان ممکن است با عبور مقدار کم موکوس آغشته به خون از واژن (Bloody show)  مورد توجه قرار گیرد.

 

جدول ۱ ـ خصوصیات زایمان طبیعی

چندزا  (multipara)

اوّل‌زا  (primipara)

ویژگی ها

۱۰-۲ ساعت

۸-۶ ساعت

طول مرحله اوّل

۲/۱ سانتی متر

۱ سانتی متر

سرعت دیلاتاسیون سرویکس در طول فاز فعال

۵ تا ۳۰ دقیقه

۳۰ دقیقه تا ۳ ساعت

طول مرحله دوّم

 صفر تا ۳۰ دقیقه

صفر تا ۳۰ دقیقه

طول مرحله سوم

مراحل زایمان
 

۱ ـ  شروع زایمان حقیقی (دردهای حقیقی) تا دیلاتاسیون کامل سرویکس

۲ ـ  دیلاتاسیون کامل سرویکس تا تولد نوزاد

۳ ـ  تولد نوزاد تا خروج جفت

۴ ـ  خروج جفت تا زمان تثبیت حال بیمار معمولا ۶ ساعت پس از زایمان

مراحل زایمان طبیعی

مرحله اوّل‌ زایمان
۱ ـ فاز نهفته که طی آن افاسمان سرویکس و دیلاتاسیون اوّلیه رخ می‌دهد.

۲ـ فاز فعال که در آن دیلاتاسیون سرویکس سریع‌تر صورت می‌گیرد.

در نتیجه نیروهای انقباضی عضله رحم (میومتر) و فشار عضو نمایش و یا پرده های جنینی در مرحله اوّل سرویکس بداخل سگمان تحتانی کشیده می‌شود.

طول مرحله اوّل
در خانم های اوّل‌زا، طول مرحله اوّل بیشتر از زنان چندزا است. طول این مرحله ممکن است تحت تاثیر عواملی نظیر داروهای آرام بخش و استرس قرار گیرد.

فاز فعال
زمانی آغاز می‌شود که سرویکس در حضور انقباضات رحمی منظم به میزان ۴-۲ سانتی متر دیلاتاسیون پیدا کند.

اقدامات بالینی در مرحله اوّل
 
 وضعیت مادر 
اگر مادر در وضعیت ایستاده باشد ارزیابی متناوب سلامتی جنین باید صورت گیرد و عضو نمایش در زمان پارگی پرده باید آنگاژه شده باشد. در حالت خوابیده باید تشویق به حالت خوابیده به پهلو شود، تا از پرفوزیون واحد رحمی جفتی اطمینان حاصل شود.

تجویز مایعات
به علت کاهش تخلیه معده در حین زایمان بهتر است که از مصرف مایعات خوراکی اجتناب شود برای هیدراته کردن بیمار از کریستالوئیدها استفاده می‌شود.

مهیا نمودن بیمار
استفاده از تنقیه و تراشیدن ناحیه عانه و آماده کردن پوست بسته به نظر پزشک است. در بیمارانی که دچار یبوست هستند و مقادیر زیادی مدفوع در معاینه لگنی در رکتوم لمس می‌شود باید تنقیه صورت گیرد.

ارزیابی های آزمایشگاهی
ارزیابی هموگلوبین و هماتوکریت و Crossmatch  و گروه خون و RH در صورت نامشخص بودن و نمونه ادراری از نظر دفع پروتئین و گلوکز

مونیتورینگ مادری
نبض و فشار خون و تعداد تنفس و درجه حرارت در زایمان طبیعی هر۲-۱ ساعت اندازه گیری شود. برون‌ده ادراری و دریافت مایعات وریدی باید به دقت تحت نظر باشد.

مونیتورینگ جنینی
در بیماران بدون عوامل خطر قابل ملاحظه، ضربان قلب جنین در فاز فعال مرحله اوّل، هر ۳۰ دقیقه و در مرحله دوّم هر ۱۵ دقیقه یک بار باید سمع شود.

در بیماران دارای عوامل خطر در مرحله اوّل هر ۱۵ دقیقه و در مرحله دوّم هر ۵ دقیقه یک بار باید سمع گردد.

فعالیت رحمی
انقباضات رحمی باید هر ۳۰ دقیقه از لحاظ فرکانس و مدت و شدت، ارزیابی شود. در بیماران پرخطر این انقباضات همراه با ضربان قلب جنین بررسی می‌شود و این مورد در بیمارانی که از اکسی‌توسین برای تسریع زایمان استفاده می‌شود واجد اهمیت است.

معاینه واژن
در فاز نهفته اگر پرده ها پاره شده باشد معاینات واژن باید محدود باشد به علت جلوگیری از خطر عفونت داخل رحمی در فاز فعال هر ۲ ساعت سرویکس باید از نظر افاسمان دیلاتاسیون جایگاه و Position عضو نمایش و وجود  molding  یا Caput معاینه شود.

در صورتی که بیمار احساس فوری بیرون رانده شدن جنین را دارد یا ضربان قلب جنین کند می‌شــود (در مواقع پرولاپس بندناف) باید معاینات اضافی انجام شود.

 

آمنیوتومی
پارگی عمدی یا مصنوعی پرده ها اطلاعاتی راجع به حجم مایع آمنیوتیک و وجود مکونیوم می‌دهد و باعث افزایش انقباضات رحمی می‌شود. اگر زایمان طولانی شود خطر کوریوآمنیونیت وجود دارد و اگر عضو نمایش آنگاژه نشده باشد خطر پرولاپس بند ناف وجود خواهد داشت.

مرحله دوّم زایمان
در آغاز مرحله دوّم با هر انقباض جنین به پایین رانده می‌شود. نزول جنین باید به دقت تحت نظر باشد در پرزانتاسیون سفالیک شکل سر جنین در طی زایمان تغییر می‌کند (molding) درجاتی از molding برای زایمان لازم است ولی در molding CPD  بیشتر است.

Caput 
ورم موضعی و ادماتو پوست سر جنین که به علت فشار سرویکس روی عضو نمایش از سر جنین بوجود می‌آید. مرحله دوّم در اوّل‌زاها از ۳۰ دقیقه تا ۳ ساعت و در چندزاها ۳۰-۵  دقیقه طول می‌کشد. بطور متوسط در اوّل‌زا ۵۰ دقیقه و در چندزا کمتر از ۲۰ دقیقه طول می‌کشد.

مکانیسم زایمان
شش حرکت، جنین را قادر می‌سازد تا خود را با لگن مادر وفق دهد:

۱ ـ  نزول
نزول توسط نیروی انقباضی رحمی علاوه بر تلاش مادر و جاذبه زمین، در صورتی که مادر ایستاده باشد، صورت می‌گیرد.

۲ ـ  فلکسیون
فلکسیون ناقص قبل از زایمان و در نتیجه تون طبیعی عضلات جنین بوجود می‌آید ولی در طول زایمان مقاومت حاصل از سرویکس، به دیواره های لگن و کف لگن باعث فلکسیون بیشتر ستون فقرات گردنی می‌شود و چانه جنین به قفسه سینه می‌رسد. در وضعیت OP ممکن است فلکسیون رخ ندهد.

چرخش داخلی
در پوزیسیون OA سر جنین با قطر عرضی یا مایل وارد لگن شده چرخش پیدا می‌کند طوری که اکسی‌پوت به سمت سمفیز پوبیس می‌چرخد. این چرخش زمانی رخ می‌دهد که سر جنین به عضلات کف لگن برخورد می‌کند و هنگامی که عضو نمایش به سطح خارهای ایسکیال می‌رسد تکمیل می‌شود. در OP اکسی‌پوت به سمت عمق ساکروم می‌رود.

 

اکستانسیون
سر خم شده در پوزیسیون OA در لگن نزول می‌یابد و چون خروجی واژن رو به بالا و جلو می‌باشد قبل از این که سر بتواند از آن رد شود اکستانسیون باید صورت گیرد پس از آن Crowning (ظاهر شدن فرق سر جنین در دهانه متسع رحم در حین زایمان) حاصل می‌شود. در این زمان Station + 5 حاصل می‌شود و سر با اکستانسیون سریع خارج می‌گردد. ایجاد اپی‌زیوتومی ممکن است به کاهش مقاومت پرینه و اجتناب از پارگی پرینه کمک کند. در OP سر از طریق ترکیبی در فلکسیون و اکستانسیون خارج می‌شود.

چرخش خارجی
در OA و OP سری که خارج شده به پوزیسیون اوّلیه خود به زمان آنگاژمان بر می‌گردد تا در امتداد پشت و شانه های جنین قرار گیرد. چرخش بیشتر سر هنگامی رخ می‌دهد که شانه ها چرخش داخلی پیدا کنند تا خود را با محور قدامی خلفی لگن در یک امتداد  قرار دهند.

بیرون رانده شدن
بدنبال چرخش خارجی شانه قدامی از زیر سمفیز پوبیس خارج شده و بعد شانه خلفی و بعد تنه بیرون می‌آید.

اقدامات بالینی در مرحله دوّم : اقدامات زیر باید صورت گیرد:

وضعیت مادر
در هر وضعیتی به جز طاقباز مادر می‌تواند زور بزند. بیمار پرایمی در حالت Crowning و بیمار مولتی وقتی که دیلاتاسیون کامل شده به روی تخت وضع حمل برده می‌شود.

 

زور زدن رو به پایین
با هر انقباض مادر، نفس خود را حبس کرده و زور می‌زند به خصوص در زنانی که بی حسی موضعی دریافت کرده اند چون حواس رفلکسی آن ها مختل شده است، باید از مادر خواست که در هنگام انقباض رحم، زور بزند.

مونیتورینگ جنین
ضربان قلب جنین هر ۵ دقیقه یک بار در بیماران پر خطر باید ارزیابی شود. کند شدن ضربان قلب جنین در حین انقباض (فشار روی سر یا بند ناف) و طبیعی شدن آن بعد از انقباض طبیعی است.

وضع حمل جنین
بیمار در وضعیت لیتوتومی قرار می‌گیرد پوست ناحیه فرج و مقعد و پایین شکم و ران ها شسته می‌شود. وضع حمل در وضعیت طاقباز و خم کردن ران ها صورت می‌گیرد. ولی کسانی که تغییر شکل مفاصل هیپ یا زانو دارند در وضعیت خوابیده به پهلوی چپ صورت می‌گیرد در وضعیت Crowning برش اپی‌زیوتومی داده می‌شود. ولی گاهی اوقات تحقیقات نشان داده است که اپی‌زیوتومی باعث پارگی های درجه ۳ و ۴ می‌شود و متعاقبا باعث بی اختیاری معقدیِ گاز یا مدفوع شود. برای تسهیل وضع حمل سر جنین از مانور ریتگن استفاده می‌شود. در این مانور دست راست که با یک حوله پوشیده شده فشار رو به بالا بر جسم پرینه متسع و سپس چانه جنین وارد می‌کند و با دست چپ فشار رو به پایین بر اکسی‌پوت وارد می‌شود فشار رو به بالا اکستانسیون سر را افزایش داده و فشار رو به پایین از اکستانسیون سریع سر جلوگیری کرده و وضع حمل را کنترل می‌کند. به محض خروج سر سوراخ های بینی و دهان باید توسط ساکشن از خون و ترشحات تخلیه شود. ولی اگر دیسترس جنینی یا مایع آغشته به مکونیوم وجود داشت باید ساکشن حلق و بینی به طور کامل صورت گیرد و از ایجاد Gasping و آسپیراسیون محتویات حلق، جلوگیری نمود.

پس از پاک شدن راه های هوایی باید وجود بند ناف دور گردن را چک کرد اگر بند ناف شل وجود داشت از روی سر جنین دور می‌کنیم ولی اگر سفت بود می‌توان آنرا بین دو کلامپ قطع کرد. بدنبال خروج سر شانه قدامی توسط فشار بر پایین بر سر و چرخش خارجی خارج شده و سپس شانه خلفی توسط فشار بر بالا روی سر خارج می‌شود. پس از وضع حمل اگر نوزاد، پایین تر از کانال باشد خون از جفت بداخل بدن او منتقل می‌شود. در این حالت اگر کلامپ بندناف بیشتر از ۲۰-۱۵ ثانیه طول بکشد باعث هیپربیلیروبینمی نوزاد می‌شود. سپس نوزاد زیر دستگاه گرمکن مخصوص قرار می‌گیرد.

مرحله سوم زایمان
بلافاصله پس از وضع حمل نوزاد، سرویکس و واژن باید از نظر پارگی بررسی شوند. توصیه می‌شود این معاینه قبل از خروج جفت انجام شود زیرا پس از خروج جفت خونریزی رحمی میدان دید را محدود می‌کند.

 

وضع حمل جفت
معمولا در عرض ۱۰ـ۲ دقیقه پس از پایان مرحله دوّم، صورت می‌گیرد فشار روی فوندوس برای تسریع این کار مناسب نیست چون ممکن است باعث عبور سلول های جنینی بداخل جریان خون مادر شود.

علائم جدا شدن جفت 
·        جریان خون تازه از واژن

·        بلند شدن طول بندناف

·        بالا رفتن فوندوس رحم

·        سفت و کروی شدن رحم

فشار روی سمفیز پوبیس و فوندوس جهت اطمینان از نزول جفت به داخل واژن ضروری است. بعد از خروج جفت باید نسبت به باقی ماندن تکه های جفت و خونریزی محل چسبندگی آن دقت شود.

انفوزیون داخل وریدی ۲۰ واحد اکسی‌توسین و ماساژ رحمی باعث کاهش خونریزی می‌شود. جفت باید معاینه شود تا از جدا شدن کامل آن و یا وجود ناهنجاری ها اطمینان حاصل شود.

پارگی ها
·        درجه اوّل : پارگی در اپیتلیوم واژن یا پوست پرینه

·        درجه دوّم : گسترش پارگی به بافت های ساب اپی‌تلیال یا پرینه با یا بدون درگیری عضلات پرینه

·        درجه سوم : پارگی اسنفنکتر مقعد

·        درجه چهارم : پارگی به مخاط رکتوم رسیده باشد.

مرحله چهارم
فشار خون، تعداد نبض و خونریزی رحمی باید به دقت کنترل شود. خونریزی پس از زایمان به صورت شایع در این دوران رخ می‌دهد که معمولا به خاطر شُل شدن رحم، باقی ماندن قطعه های جفت یا پارگی های ترمیم نشده رخ می‌دهد. هماتوم واژن به صورت درد لگنی ظاهر می‌شود. افزایش تعداد نبض که نامتناسب با فشارخون است نشانه هیپوولمی است.

القاء و تحریک زایمان
القاء (Induction) روندی اسـت که طــی آن زایمـان بـه طریقـه مصنوعـی آغـاز می‌شـود. تحریـک  (augmentation) تحریک مصنوعی زایمانی است که به طور خودبخود آغاز شده است افاسمان و نرم شدن سرویکس قبل از شروع زایمان خودبخود رخ می‌دهد ولی در القاء باید مهیا شدن سرویکس قبل از القاء صورت گیرد چرا که موفقیت وابسته به این تغییرات در سرویکس می‌باشد. روش های مکانیکی و فارماکولوژیک خاصی برای مهیا نمودن سرویکس وجود دارد.

یکی از این روش ها کاربرد موضعی پروستاگلاندین ها به صورت ژل پروستاگلاندین E2 به داخل سرویکس یا پروستاگلاندین واژینال است، گرچه گاهی اینها باعث تحریک بیش از حد رحمی می‌شود. روش دیگر قرار دادن لامیناریا می‌باشد. جدا کردن کوریوآمنیون از سگمان تحتانی رحم با دست لزوما شروع زایمان را تسریع نمی‌کند ولی پاره کردن مصنوعی و عمدی پرده ها ممکن است فعالیت رحمی را افزایش دهد.

در کل القاء زایمان قبل از زمان ترم، فقط وقتی بکار می‌رود که استمرار حاملگی با خطر قابل ملاحظه ای برای مادر و جنین همراه باشد. در این موارد می‌توان ظرف ۴۸ـ۲۴ ساعت با استفاده از گلوکوکورتیکوئیدها بلوغ ریه های جنین را تسریع نمود. در هنگام ترم در مورد پارگی زودرس پرده ها می‌توان از القاء  استفاده کرد. در غیر این صورت القاء در زمان ترم بطور مرسوم مناسب نیست.

تکنیک القاء و تحریک
ارزیابی احتمال موفقیت در القاء و تحریک با استفاده از معاینه لگن و تعیین امتیاز Bishop صورت می‌گیرد.

در امتیاز بالا (۱۳-۹) احتمال وضع حمل واژینال زیاد است. در امتیاز پایین > 5 احتمال موفقیت حــدود ۸۰-۶۵ درصد است. قبل از آغاز القاء ، گروه خون بیمار باید تعیین شده باشد. 

انفوزیون اکسی‌توسین
چند نکته باید در این روش مورد نظر قرار گیرد:

·  اکسی‌توسین باید به صورت وریدی مصرف شود تا در صورت هیپرتونی رحم به سرعت قطع شود. توضیح اینکه نیمه عمر آن ۵-۳ دقیقه است و پس ۳۰-۱۵ دقیقه از قطع دارو اثرات آن بطور کامل از بین می‌رود.

·  انفوزیون باید به صورت رقیق استفاده شود و از یک راه فرعی به داخل راه وریدی اصلی جریان یابد تا در صورت لزوم راه فرعی را قطع کرده بدون این که راه اصلی قطع شود.

· دارو بهتر است از طریق پمپ، انفوزیون شود.

·  القاء زایمان نباید بیش از ۷۲ ساعت صورت گیرد. در صورت وجود دیلاتاسیون و افاسمان پرده ها پاره می‌شوند اگر ظرف۱۲ ساعت پیشرفت کافی حاصل نشد ممکن است C/S  توصیه شود.

· اگر پیشرفت کافی در زایمان بوجود آمد سرعت و غلظت انفوزیون را می‌توان طی مرحله دوّم کاهش داد. دو برنامه برای القاء وجود دارد : دوز پایین (۴ـ۱ میلی واحد در دقیقه) و دوز بالا (۶۰-۴ میلی واحد در دقیقه) فاصله زمانی هر بار افزایش نباید کمتر از ۲۰ دقیقه باشد تا از خطر‌ تحریک بسیار شدید (هیپراستیمولیشن) جلوگیری شود.

در هنگام زایمان خودبخودی رحم حساسیت بیشتری نسبت به اکسی‌توسین در مقایسه با زایمان القاء شده دارد و بنابراین بهتر است از دوز پایین و افزایش تدریجی تر و کندتر استفاده شود.

آمنیوتومی
آمنیوتومی سنتز و ترشح پروستاگلاندین را تحریک می‌کند. در مجموع القاء رسیدن عضو نمایش به سگمان تحتانی را تسهیل می‌کند در نتیجه اگر پرده ها بعدا پاره شود احتمال پرولاپس بند ناف را کاهش می‌دهد.

جدول ۳ ـ موارد وجوب (اندیکاسیون) و ممنوعیت (کنتراندیکاسیون)  های القاء زایمان

موارد ممنوعیت (کونترااندیکاسیون ها)

موارد وجوب (اندیکاسیون ها)

جنینی

مادری

جنینی

مادری

ـ جنین نارس بدون بلوغ ریوی          

ـ پرزانتاسیون غیر طبیعی

ـ  دیسترس حاد جنینی

 

ـ تنگی لگن 

ـ سابقه جراحی رحمی مثل میومکتومی و متروپلاستی

سابقه جراحی قبلی رحم 

ـ سابقه سزارین کلاسیک

ـ رحم بیش از حد اتساع یافته

 

ـ حاملگی طول کشیده        

ـ اختلال رشد داخل رحمی

ـ تست غیر طبیعی عدم تناسب  RH  جنینی     

ـ آنومالی جنینی

ـ پارگی زودرس کیسه آب        

ـ کوریوآمنیونیت

 

ـ پره اکلامپسی           

ـ دیابت ملیتوس          

ـ بیماری قلبی

ـ زایمان غیرطبیعی (در صورت وجود فعالیت ناکافی رحمی)

ـ فاز نهفته طولانی            

ـ فاز فعال طولانی

عوارض اکسی‌توسین
۱ ـ هیپراستیمولاسیون و پیدایش دیسترس جنینی ناشی از ایسکمی و در حالات نادر پارگی رحم

۲ ـ اثرات آنتی دیورز و باز جذب آب از فیلتره گلومرولی و به ندرت مسمومیت با آب و بروز تشنج و اغماء

۳ ـ مصرف طولانی مدت اکسی‌توسین باعث خستگی عضله رحم (عدم پاسخدهی به دارو) و آتونی رحم پس از زایمان (هیپوتونی) می‌شود که خطر خونریزی را افزایش می‌دهد.

نفاس
عبارتست از دوره ۶  هفته ای پس از زایمان که اعضای تناسلی و فیزیولوژی مادری به حالت غیر بارداری بر می‌گردد.

کوچک شدن رحم
در طی ۳ هفته رحم از وزن ۱۰۰۰ گرم به ۲۰۰-۱۰۰ گرم می‌رسد و سرویکس سفت می‌شود.

ترشحات رحم
لوشیاروبرا (lochia rubra) که به خاطر وجود اریتروسیت ها می‌باشد و قرمزرنگ است. Lochia alba  پس از ۴-۳ روز بوجود می‌آید و بی رنگ شده و در روز دهم سفید یا زرد می‌شود. بوی بد ترشحات احتمال آندومتریت را مطرح می‌کند.

سیستم قلبی ـ  عروقی
بلافاصله پس از وضع حمل افزایش در مقاومت عروقی داریم برون ده قلبی و حجم پلاسما طی ۲ هفته به دوران قبل از بارداری بر می‌گردد.

تغییرات روانی ـ  اجتماعی
درجات خفیفی از افسردگی پس از وضع حمل نسبتا شایع است و به دو دلیل هیجانی و هورمونی است.

بازگشت قاعدگی و تخمک گذاری
در مادران غیرشیرده ظرف ۸-۶ هفته قاعدگی بر می‌گردد. در زنان شیرده ممکن است تا چند ماه تخمک گذاری صورت نگیرد ولی باید Contraception مناسب صورت گیرد.

 

بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی جهت آشنایی زنان باردار

* علائم شروع زایمان عبارتند از:
درد ناحیه زیر شکم و یا کمر که به تدریج طول مدت درد بیشتر و فاصله بین آن کوتاه تر میشود.
بروز هر نوع ترشح خونی از واژن یا مهبل
آبریزش از مهبل یا واژن

* فرآیند زایمان معمولاً به سه مرحل تقسیم می شود :
مرحلۀ اول : از زمان شروع دردهای زایمانی تا باز شدن کامل دهانۀ رحم می باشد .
مرحلۀ دوم : از باز شدن کامل دهانۀ رحم تا خروج نوزاد می باشد .
مرحلۀ سوم : از خروج نوزاد تا خروج جفت می باشد .

* مرحله اول:
مرحله اول نیز سه قسمت دارد : دردهای ابتدایی، دردهای فعال ، مرحلۀ انتقالی . تمامی مرحلۀ اول ممکن است ۱۲-۱۴ ساعت برای شکم اولها و ۵-۶ ساعت برای مادرانی که قبلاً هم زایمان کرده اند طول بکشد . نیروی انقباضات رحمی ، دهانۀ رحم را باز می کند و میزان این باز شدن معمولاً با سانتیمتر بیان می شود که در معایتۀ داخلی که با یک یا دو انگشت صورت میگیرد ، تعیین می شود . باز شدن کامل دهانۀ رحم ۱۰سانتی متر می باشد .
دردهای ابتدایی : از شروع انقباضات واقعی زایمانی تا هنگامی که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده باشد می باشد .
دهانۀ رحم علاوه بر باز شدن ، نازک هم شده است . این قسمت معمولاً از همۀ مراحل قابل تحمل تر می باشد . و از آنجایی که این قسمت از مرحلۀ اول حدود ۶ ساعت طول میکشد ، بسیاری از خانم ها ترجیح می دهند این مرحله را در منزل به سر ببرند . باز شدن دهانۀ رحم در این مرحله بسیار کندتر از مرحلۀ بعدی است . برای مثال برای عبور ۲ سانتی متر به ۴ سانتی متر زمان بسیار بیشتری می برد تا این که از ۶ سانتی متر به ۸ سانتی متر بروید ، هر چند که در هر دو ، ۲ سانتی متر پیشرفت کرده اید.
درد های فعال : از زمانیست که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده تا هنگامی که به ۷ سانتی متر برسد . وقتی که دهانۀ رحم ۶ سانتی متر باز شد ، انقباضات بسیار قوی تر گردیده اند و دفعات آنها نیز بتدریج افزایش می یابند و زمان بیشتری به طول می انجامند . برای مثال هر دو دقیقه یک انقباض ۶۰ثانیه ای ممکن است رخ دهد . در این مرحله احتمالا ًاحساس گرمی می کنید ، دهانتان خشک می شود ، کمی خسته می شوید و کمرتان نیز درد می گیرد . بهتر است مرتب تغییر وضعیت بدهید ولی به پشت نخوابید . مرتب ادرار کنید( ساعتی یکبار ) و در صورت امکان حولۀ گرمی به کمرتان بگذارید . صورتتان را بشویید ( برای رفع احساس گرما ) و نفسهای عمیق بکشید .
مرحلۀ انتقالی : زمانی است که دهانۀ رحم ۸ سانتی متر باز شد تا وقتی که به ۱۰ سانتی متر برسد . این مرحله به عقیدۀ بسیاری زنان ، دردناک ترین مرحله است و البته خوشبختانه کوتاه ترین مرحله ( معمولاً ۹۰-۲۰ دقیقه طول می کشد ) در این مرحله احساس دفع مدفوع بشما دست می دهد و این نشان می دهد که سر جنین به راست رودۀ شما فشار می آورد و نزدیک زایمان هستید .
سایر علامتهای این مرحله عبارتند از : تحریک پذیری ، نشانۀ خونی ، لرز ، تهوع و استفراغ ، گرفتگی پا و تعریق ( البته ممکن است هیچ یک از این علامتها را نداشته باشید ). سعی کنید بدنتان را شل کنید و نفسهایتان را سریع تر کنید . اگر احساس گیجی می کنید ، درون دستهای بسته تان تنفس کنید . مرتب تغییر وضعیت دهید و در صورت نیاز هیچ اشکالی ندارد که سر و صدا کنید .


ناگهان یک احساس کاملاً متفاوتی به شما دست می دهد . شما یک فشاری در لگنتان حس می کنید و یک تمایل غیر قابل کنترل برای زور زدن به شما دست می دهد . اما اگر دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز نشده باشد نباید زور بزنید چرا که باعث صدمه زدن به دهانۀ رحم خود می شوید .
با فشارهای شما و انقباضات رحمی ، سر جنین پایین تر می آید و به کف لگن فشار وارد می کند بطوری که با عضلات خارجی این ناحیۀ لگن ، بنام پرینه ، مماس می گردد . همچنانکه سر جنین به آرامی پرینه را متسع می سازد ، شما هم یک احساس ناراحت کننده کشیدگی و سوزش در این منطقه می کنید . خوشبختانه این احساس فقط لحظه ای است چونکه فشار سر جنین به پرنیه یک نوع بی حس
ی طبیعی ایجاد می کند . این مرحله یک مرحلۀ بسیار بحرانی برای جنین شما می باشد . البته اینجا آخر کار نیست ممکن است این مرحله طولانی شود و تا خروج کامل جنین ۹۰ دقیقه طول بکشد ولی معمولاً کوتاه تر است مخصوصاً اگر در این مرحله عمل چیدن پرنیه ( اپیزیاتومی ) توسط ماما یا پزشک صورت گیرد که باعث می شود مرحلۀ دوم سریع تر انجام شود و فشار کمتری به سر جنین وارد گردد و از پارگی احتمالی عضلات این ناحیه ( که ترمیم آن ها نیز مشکل تر می باشد ) جلوگیری کند . بعد از اتمام مرحلۀ سوم ، با انجام چند بخیه اپیزیاتومی ترمیم می شود . معمولاً در همۀ شکم اولها این اقدام ( اپیزیاتومی ) صورت می گیرد و اکثر شکم دوم ها نیز بی بهره نیستند ولی شکم سوم ها به بعد معمولاً احتیاجی به این عمل ندارند چرا که عضلات پرنیه شل تر شده اند و مقاومت چندانی در مقابل عبور جنین نشان نمی دهند و مرحلۀ خود به خود سریع تر صورت می گیرد .

* جنین در این مرحله چگونه است ؟

با شروع و پیشرفت دردهای زایمانی ، سر جنین ( که در روزها یا هفته های آخر بارداری وارد لگن شده بود ) به عریض ترین قسمت لگن حرکت می کند و در این حین مرتب تغییر وضعیت می دهد و می چرخد و البته به مثانه و راست رودۀ شما بیشتر فشار وارد می شود .
در طی زایمان و بیشتر در مرحلۀ دوم ، جمجمۀ جنین تحت فشار بدن شما قرار می گیرد و بطور مرتب تغییر شکل می دهد . به همین علت اگر سر نوزادتان کشیده به نظر می رسد و یا قسمتی از آن به نظر تغییر شکل یافته می رسد ، نگران نباشید چون این حالت به علت همین فشارهای لگن به سر جنین ایجاد شده است و بعد از یکی دو روز کاملاً برطرف می شود . استخوان های جمجمۀ جنین در همه جا کاملاً سفت نشده اند و نقاط نرمی بنام فونتانل و یا ملاج در جلو و پشت سر نوزاد وجود دارند . این نقاط نرم به استخوان های جمجمه اجازه می دهند که برخی نقاط بر روی هم بخوابند و در مجرای زایمانی بهتر جای گیرند .
بطور طبیعی نوزاد با سر به دنبا می آید . البته می تواند با پاها ، باسن ، صورت و ابرو ( حالتی بین سر و صورت ) نیز به دنیا بیاید ولی مطلوب ترین حالت همان حالت سر می باشد و از حالتهای مختلف سر ، حالتی بهتر و شایع تر از بقیه است که صورت به پشت مادر باشد .
زایمان نوزاد با پاها ( بریچ ) تقریباً ۳% کل زایمان ها را تشکیل می دهد . در این حالت البته زایمان طولانی تر و مشکل تر خواهد بود ( مخصوصاً درد کمر ) . زایمان طبیعی در این حالت هم برای شما دردناک تر خواهد بود ، هم برای جنین پر خطرتر و البته برای ماما یا پزشکتان هم مشکل تر . بیشتر حالتهای بریچ را سزارین می کنند ( مخصوصاً در شکم اول ها و شکم دوم ها ) .

 

* مرحلۀ دوم : تولد نوزاد

برای زایمان احتمالاً شما را به اتاق زایمان و تخت زایمان راهنمایی می کنند ( گاهی با برانکارد می برند ) . احتمالاً تخت زایمانی را در مطب ماما یا پزشکتان دیده اید ، بیشتر شبیه به صندلی بزرگ و بلندی است که دو پایه در انتها دارد که پاهای شما را روی آنها قرار می دهند . ناحیۀ تناسلی شما با مواد ضد عفونی کننده شسته می شود و روی شکم و پاهایتان پارچه های استریلی پهن می گردد .
هنگامی که دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز شد ، ماما یا پزشکتان به شما می گوید که می توانید به طرف پایین زور بزنید ( معمولاً بطور ناخود آگاه چنین احساسی را خواهید داشت ) . بهتر است زور زدن شما همراه با یک بازدم آهسته باشد . بش از ۶-۵ ثانیه نفستان را حبس نکنید . در صورتی که پس از ۳۰ دقیقه پیشرفتی نکرده اید و جنین نزول نکرده است ( پایین نیامده است ) ، وضعیت سر پا نشستن نیز می تواند کمک کند . نزول جنین در مجرای زایمانی به کمک فشارهای شما و انقباضات ماهیچه های شکمی و دیافراگم ( عضله کف قفسه سینه ) صورت می پذیرد . هر چند این مجرا حدود ۱۰ سانتی متر بیشتر نیست ولی ممکن است ۲۰ دقیقه تا دو ساعت ( در زایمان های مشکل ) طول بکشد تا او این مسیر را طی کند .
هنگامی که سر جنین کاملاً پایین آمد و به پرنیه فشار آورد ، اپیزیاتومی می تواند انجام گیرد . آخرین انقباض قبل از زایمان سر ، احتمالاً باعث یک احساس سوزش و کشیدگی می شود . بعد از تولد سر ، یک شانه و سپس شانۀ بعد و بلافاصله بقیه بدن به دنیا می آید . قسمت مشکل زایمان در درجۀ اول همان سر می باشد . زایمان شانۀ اول نیز مقداری ایجاد درد می کند اما بقیۀ بدن تقریباً به بیرون لیز می خورد .
معمولاً دهان و بینی نوزاد تمیز می شود و شما برای اولین بار صدای گریۀ او را می شنوید ( که هیجان انگیزترین مرحلۀ زایمان و حتی عمرتان می باشد !) در این مرحله نوزاد هنوز از طریق بند ناف به شما متصل است . ماما یا پزشکتان بند ناف را در دست می گیرد و هنگامی که ضربان آن تمام شد اول با دو پنس آن را می بندد و سپس می چیند . سپس یک گیرۀ پلاستیکی در فاصلۀ ۳-۲ سانتی متری شکم نوزاد ، بر روی بند ناف می بندد و بقیۀ آن را می چیند .
از عجایب خلقت است که پس از آن همه سختی و درد و خستگی و احتمالاً بی خوابی ، با تولد نوزاد ، تقریباً همۀ دردها از بین می روند . بخصوص هنگامی که نوزاد کوچک و قشنگ تان را ( که ۹ ماه در انتظار دیدارش بودید ) می بینید ، همۀ درها حتی فراموش می شوند !
البته توجه دارید که کل مدت دردهای ناراحت کننده زایمان طبیعی شاید به اندازۀ مدت یک دندان درد ساده باشد ! ولی متأسفانه همیشه آن چنان از دردهای زایمانی و شدت و مدت آن ها نقل شده است که باعث وحشت مادران جوان می گردد.

* فورسپس و واکیوم ( زایمان با دستگاه )

برخی مواقع ممکن است دردهای زایمانی به خوبی پیشرفت کند ولی در انتها خروج جنین با کمی اشکال مواجه شود و یا از این لحاظ مشکلی نباشد منتها به علت زجر جنین و یا حالت اضطراری دیگری خروج سریع جنین اجباری باشد . در این حالت ممکن است پزشکتان تشخیص دهد که استفاده از فورسپس و یا واکیوم بهتر از اجرای سزارین باشد و البته در بسیاری از موارد هم همینطور است و عوارض آنها کمتر سزارین می باشد ، البته تنها هنگامی که شرایط استفاده از این وسایل وجود داشته باشد که این تشخیص را باید به عهده پزشکتان بگذارید .
یک فاکتور مهم در هنگام به کار بردن هر دو وسیله این است که باید شرایط اجرای سزارین اورژانس مهیا باشد چرا که ممکن است از این وسایل نتیجه به دست نیاید و بیمار فوراً باید تحت عمل سزارین قرار گیرد . احتمال عدم موفقیت با واکیوم بیشتر از فورسپس می باشد و ایجاد ضربه به پوست سر جنین بیشتر است .
مسأله ای که حائز اهمیت است این است که اگر به پزشکتان اعتماد دارید ، مطمئن باشید او فقط در جایی که لازم و ضروری است از فورسپس و یا واکیوم استفاده می کند و همیشه سلامت شما و نوزادتان را نسبت به همه چیز ارجح می داند .

* مرحلۀ سوم : خروج جفت

جفت عضوی است که در طول حاملگی به دیوارۀ رحم متصل است و از طریق بند ناف به جنین وصل می باشد . مسئولیت تغذیه و اکسیزن رسانی به جنین و دفع ضایعات جنین به عهده جفت می باشد .
پس از تولد نوزاد ، انقباض رحم متوقف می شود و می تواند پس از آن همه فعالیت کمی استراحت کند . پس از چند دقیقه دوباره منقبض می شود. این انقباضات جفت را از دیوارۀ رحم جدا کرده و آن را به بیرون هدایت می کنند که معمولاً با خروج مقداری خون نیز همراه می باشد .
پس از خروج جفت ، ماما یا پزشکتان اقدام به ترمیم اپیزیاتومی می کند ( در صورتی که انجام شده باشد ) بخیه ها را با نخهای قابل جذب انجام می دهند که در عرض ۲۰-۱۵ روز جذب می شوند . نوزادتان کاملاً بررسی می شود و به شما داده می شود . بهتر است هر چه زودتر او را شیر دهید . این کار هم ارتباط عاطفی نوزاد و مادر را تقویت می کند ، هم جریان شیر زودتر برقرار می شود و هم رحم زودتر به حالت اولیه بر می گردد ( به علت هورمون های مترشحه در اثر مکیدن پستان ) .
حداقل تا دو ساعت در زایشگاه خواهید ماند و ماما یا پرستار آن بخش، خونریزی رحمی شما را کنترل می کند . در صورتی که رحم شما منقبض شد و خونریزی تان کنترل گشت ، شما را به اتاقتان در بخش منتقل می کنند .
هر چند پس از آن همه تلاش احساس خستگی می کنید ولی احتمالاً برای خوابیدن بیش از اندازه هیجان زده هستید و بعد از خبر دادن به فامیل و آشنایان حتماً بیشتر از هر کاری تمایل دارید عضو جدید خانواده تان نگاه کنید و او را تجلیل نمایید و البته هر کسی هم به دنبال شباهت تازه وارد عزیز با خود می باشد .
* مراقبتهای پس از زایمان:
زمان ترخیص بطور معمول در زایمان طبیعی ۲۴ ساعت بعد از زایمان و در سزارین ۷۲ ساعت بعد از زایمان می باشد. شش هفته اول بعد از زایمان دوران نقاهت یا نفاس نامیده می شود. در این مدت نیز لازم است مادر در روز دهم و روز چهلم پس از زایمان به
مراکز بهداشتی مراجعه نماید. تا از نظر وجود علائم خطر مورد بررسی قرار گیرد.

* علائم خطر پس از زایمان:
تب و لرز
خونریزی بیش از میزان قاعدگی در هر زمان یا ادامه خونریزی بیشتر از حد لکه بینی بعد از ده روز
درد و ورم ناحیه بخیه ها
هر گونه درد، قرمزی و تورم پستان ها
لمس توده یا درد و تورم و خروج ترشحات چرکی از محل بخیه ها
خروج ترشحات چرکی و بدبو از مهبل
درد زیر دل یا درد ساق پا
بی اختیاری دفع ادرار و مدفوع، درد یا سوزش هنگام ادرار کردن و تکرار ادرار
افسردگی شدید
سرگیجه و رنگ پریدگی

مرور وقایع زایمان :

مرحله اول یا دردهای زایمانی

در این مرحله با شروع انقباضات رحمی، گردن رحم تدریجا نرم و منبسط می شود تا به۱۰ cm برسد. این مرحله خود به مراحل سه گانه فاز ابتدایی، فاز اکتیو و فاز انتقالی تقسیم می شود.

فاز ابتدایی

فاز ابتدایی فازی است که در آن رحم به صورت منظم منقبض می شود. این انقباضات بر خلاف انقباضات براکستون هیکز که نا منظم و بی درد هستند، به تدریج دردناک می شوند.

ریتم و سرعت زایمان در هر خانم باردار ممکن است خصوصیات مخصوص به خود را داشته باشد. بعضی ها حتی متوجه انقباضات اولیه نیز نمی شوند در حالیکه دهانه رحم چندین سانتیمتر باز شده است. وقتی که گردن رحم شروع به باز شدن می کند، وضعیت آن در لگن تغییر می کند و به سمت جلو آمده و نرم می شود. برای اینکه بتوانید تفاوت این دو را بهتر درک کنید نوک بینی خود را لمس کنید، سفت و عضلانی است؛ حالا لبهای خود را لمس کنید، نرم و شل است. سرویکس یا گردن رحم از حالت سفت به حالت شل در می آید.

چه می توان کرد؟

شما می توانید در خانه چرخی بزنید، برای قدم زدن بیرون روید، یک فیلم تماشا کنید، یک حمام گرم بگیرید. چرت بزنید یا استراحت کنید.. تنقلات میل کنید؛ خوراکی های غنی از کربوهیدرات بهترین انتخاب هستند. اگر انقباضات دردناک است، ماساژ و تکنیک های آرامش بخشی و دوش آب گرم مفید واقع می شوند.

فاز فعال

ماما ها و پزشکان فاز فعال را مرحله ای می دانند که در آن سرویکس باز شده و انقباضات شما نزدیک به هم و قوی تر شده اند. سرانجام فواصل سه یا چهار دقیقه ای به فواصل ۶۰ تا ۹۰ ثانیه می رسند و انقباضات شدید می شوند.

چه می توان کرد؟

زمانی که رفتن به بیمارستان یا زایشگاه از ماندن در خانه بهتر به نظر می رسد، موقع عزیمت است. اگر در خانه زایمان می کنید به مامای خود اطلاع دهید. انقباضات پشت سر هم می آیند، وضعیت های مختلف را امتحان کنید تا ببینید در چه وضعیتی احساس راحتی بیشتری می کنید. تمرین تنفس و تکنیکهای آرامش بخشی در این مواقع مفیدند.

توجه کنید که می توانید یک دوش آب گرم بگیرید که برای کاهش درد بسیار مفید است و همچنین زایمان را سرعت می بخشد. حتی می توانید زایمان در وان آب را انتخاب کنید.

گاهی اتفاق می افتد که در طی زایمان باز شدن سرویکس کند شده یا متوقف می شود. در این هنگام قدم زدن، ماساژ و حتی گریه کردن کمک می کند که اضطراب عاطفی از بین رفته و جریان زایمان سریع تر شود. اگر کیسه اب پاره نشده باشد، ماما با پاره کردن کیسه آب، پروسه زایمان را سرعت می بخشد. می توان از مسکن ها و بی حسی های نخاعی هم استفاده کرد.

فاز انتقالی یا مرحله گذر

طی این فاز سرویکس از ۸ تا ۱۰ سانتیمتر باز می شود. هر بار که انقباض زایمانی شروع می شود ۱ تا یک و نیم دقیقه به طول می انجامد و تقریبا هر ۳ دقیقه تکرار می شوند. این مرحله معمولا دوره سختی از مراحل زایمانی است.

چه می توان کرد؟

زایمان بسیار نزدیک است. وضعیت راحتی را برای خود انتخاب کنید. در فواصل انقباضات آرام باشید. تنفس خود را منظم کنید، از بینی نفس بکشید و از دهان بیرون دهید. اشکالی ندارد اگر بخواهید برای تحمل بهتر درد فریاد بزنید.

مرحله دوم یا تولد نوزاد
در این فاز رحم نوزاد را به بیرون می راند تا از کانال زایمانی یا همان واژن به دنیای بیرون بیاید. در این هنگام همراه انقباضات، شما سر نوزاد را بین پاهای خود حس می کنید. در ابتدای انقباض، نوزاد به بیرون رانده شده و انتهای انقباض کمی به داخل کشیده می شود. وقتی سر نوزاد در واژن قرار می گیرد، ماما از شما می خواهد که کمتر فشار بیاورید تا نوزاد به آرامی بیرون آید و ریسک پارگی در شما کمتر شود. اگر شما قبلا زایمان کرده باشید این فاز برای شما ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد. اگر زایمان اول شما باشد این فاز ممکن است ساعتها طول بکشد.

چه می توان کرد؟

به بدن خود توجه کنید. وقتی قدرت دارید زور بزنید. سعی کنید هنگام فشار آوردن نفس خود را حبس نکنید. در هر انقباض چندین بار زور بزنید. از کشش زمین استفاده کنید، ایستاده یا در حالت چمباتمه قرار بگیرید. اگر خیلی خسته شده اید، به پهلوی چپ بخوابید. اگر بی حسی نخاعی دارید، ماما به شما می گوید که چه زمانی زور بزنید. احتمالا وی توصیه خواهد کرد تا زمان دیده شدن سر نوزاد زور نزنید.

مرحله سوم یا خروج جفت
شروع این فاز از زمانی است که نوزاد بطور کامل بیرون آمده و در این فاز جفت بیرون می آید. جفت سیستم حمایتی جنین است که مسئول رساندن مواد مغذی به جنین و دفع مواد زائد از آن می باشد. پس از اتمام مرحله تولد نوزاد، انقباضات تا مدت کمی ادامه می یابد . خروج کامل جفت و ضمائم بیش از ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد.

چه می توان کرد؟

شما احتمالا این فاز را حس نمی کنید چون تمام توجه شما به نوزاد معطوف است. گذاشتن نوزاد روی قفسه سینه سبب ترشح هورمونهایی می شود که به جدا شدن جفت از رحم کمک می کنند. در این هنگام شما یا بسیار ضعف داشته و یا بسیار هیجان زده هستید. بعضی از مادران به علت زایمان طولانی و دردناک قادر به توجه کافی به نوزاد نیستند. بیشتر خانمها در این مرحله نیاز به استراحت و تغذیه مناسب دارند.

حال نوزاد خود را تحسین می کنید. دستها و پاهای او را بررسی می کنید. او را در بغل می گیرید. اگر می خواهید نوزاد را با شیر خود تغذیه کنید از همین الان شروع کنید. تعجب نکنید اگر نوزاد تمایلی نشان نمی دهد. اگر حتی او را به سینه تان بفشارید کافیست و او خیلی زود به خوردن شیر تمایل پیدا می کند.

*  مزایای زایمان طبیعی بر سزارین:
از نظر پزشکی سزارین یک عمل جراحی بزرگ محسوب می شود و مانند سایر اعمال جراحی نیاز به بیهوشی دارد، خطر ابتلاء به خونریزی، عفونت، احتمال نیاز به انتقال خون و خطرات ناشی از بیهوشی در مادران سزارین شده بیشتر است.
مدت بستری شدن مادر بعد از زایمان طبیعی خیلی کمتر از سزارین است.
مادرانی که زایمان طبیعی دارند در امر شیردهی و دادن آغوز به نوزاد موفق تر هستند. زیرا مادر بلافاصله بعد از زایمان نوزاد خود را در آغوش گرفته و او را شیر می دهد و از همان ابتدا می توان رابطه عاطفی بین مادر و نوزاد برقرار نمود. در حالیکه در زنان سزارین شده نوزاد تا چندین ساعت ازآغوش مادرش دور می ماند.
زایمان طبیعی از نظر اقتصادی به نفع خانواده و جامعه است.
در زایمان طبیعی خانم ها تناسب اندام خود را با انجام ورزش های مناسب سریعتر از مادران سزارین شده بدست می آورند. 

روان شناسی جنسی

 

 هیچ به این موضوع فکر کرده اید که خانم ها واقعآ چه می خواهند؟ دنبال چه جور مردهایی هستند؟
البته خواستهای زنها با دخترها کمی متفاوت است. در این قسمت بیشتر صحبت در خصوص خواستهای زنان خواهد بود. اگرچه خواستهای خانمها می تواند با هم خیلی متفاوت باشند اما بطور کل خواستهای امروزی زنان حول محور خاصی می چرخد. این خواستها کدامند؟

در طول تاریخ با تغییر مذهب ها, بوجود آمدن فلسفه ها و ایدئولوژیهای جدید در نوع رفتار و خواستهای مردان و زنان تغییرات چشمگیری بوجود آمده. از جمله می توان به بوجود آمدن فمینیسم اشاره کرد. و یا ایجاد فرهنگ های رمانتیک از طریق کتابها و فیلم های خلق شده که هر کدام بر روابط بشری تاثیر گذار بوده اند. هر کدام خواستهای مرد و زن را تغییر داده اند. حتی وقایعی چون جنگ هم بر روابط تاثیر گذار بودند. اما تغییری وجود دارد که دلیلش بدرستی معلوم نیست.

از اواخر دهه ی 80 تا اوایل دهه ی 90 میلادی تاکنون زنان مرتب این سوال را پرسیده اند که: همه ی مردان کجا رفتند؟
منظور چیست؟ اگر این را می گویم, شما مرد هستید شک نکنید نیاز به نگرانی و چک کردن مردانگی نیست. مسئله ای که وجود دارد این است که مردان امروز مانند گذشته جایگاه خود را نمی توانند حفظ کنند.
به هر حال سبب هر چه بوده باعث شده مردهای امروزه بیشتر از مرد بودن تبدیل به مرد-دختری بشوند یعنی با کمی خصوصیات زنانه. در اینجا منظور این نیست که اینگونه آدمها بد هستند و این رفتار درستی نیست, چراکه بعضی ها (بخصوص فمینیستها) به این دسته از مردان علاقمند هستند. اما آن چیز که اکثریت زنان بدنبال آنند یک مرد واقعی است.

به عنوان مثال یک زنی که تنها زندگی می کند و یا جایگاه اجتماعی مناسبی ندارد و یا به هر دلیل دیگر دنبال امنیت بیشتر هست خواستار یک مرد واقعی است.

بطور کل یک مرد واقعی با خصوصیات مردانگی خود یک زن را جذب می کند. در واقع این پیرو همان فلسفه ای است که می گویند: انسان خواستار آنچه که ندارد است.

یک نکته ی جالب که معمولآ ذهن تعدا کثیری از مردان را اشغال می کند علاقه ی زنان به مردهای بد است. مردانی که قانون را رعایت نمی کنند, خلاف می کنند, زور می گویندو غیره. هیچ فکر کردید چرا علاقمند می شوند؟ بقولی آنها که بچه منفی هستند, با وجود این همه ریسک برای خانم ها چرا به طرف آنان گرایش دارند؟

متفاوت بودن آنها با دیگر مردان, هیجان زندگی آنها و راه سخت رسیدن به اینگونه مردان می تواند از جوابهای قانع کننده ی این سوال باشد.
ولی یکی از دلایل ساده ی آن همین مورد گفته شده است. آنها در این فکر هستند که یک مرد واقعی پیدا کرده اند. یک مرد قوی می خواهند.

حالا بیشتر فکر شما به زور بازو و قدرت بدنی منحرف می شود. اینکه زنها اکثر اوقات به مردان قوی علاقمند می شوند امری است صحیح اما در این جمله منظور از قوی قدرت بدنی نیست. منظور قوی بودن مرد در مقابل زن است.
توجه کنید, اکثر مردها در مقابل زنان زیبا خود را می بازند, دقیقآ نمی دانند چگونه رفتار کنند و در نهایت مانند احمق ها رفتار می کنند و از آنجا که زنها این موارد را خیلی سریع و بدون خطا شناسایی می کنند باعث می شود از این مردان سریعآ فاصله بگیرند.

حتی اگر ضعیف باشید و خود را قوی نشان دهید باز هم فرقی در اوضاع نمی کند. زن سریع فهمیده و شما در مقابل او به عنوان یک مرد ضعیف که می خواهد خود را قوی نشان دهد ظاهر خواهی شد.

از طرفی دیگر اگر شما به عنوان یک مرد واقعی, یک مرد قوی در مقابل او ظاهر شوید و خصلت مردانگی خود را خوب و محکم به نمایش بگذارید, طرف مقابل به شما علاقمند خواهد شد.

خب, حالا آیا شما ضعیف هستید؟
جواب من این است که اکثر آقایون در مقابل خانم های خوشگل و زیبا ضعف نشان می دهند. حتی اگر در چند دیدار اول کاملآ عادی رفتار کنند و قوی باشند ممکن است در دیدارهای آینده ضعف خود را نشان داده و کلید علاقه ی خانم را خاموش کنند که به این زودیها دویاره روشن نمی شود.

پس مهمترین سوال این است که چگونه تصور یک مرد واقعی را در ذهن خود و طرف مقابل بوجود آوریم؟ چگونه هم خودمان باشیم و هم با رفتار قوی ایجاد علاقه کنیم؟

اعتـیـاد بـه سـکس به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیتهای جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع س/ک/س و اندیشدن به آن افکار معتاد را تحت سیـطره خـود قرار میدهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را میــگیرد. علت آن معمولا بدرفتاری با معتادین در سنین کودکی اینگونه افراد میباشد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران ،  استرس یـک عامل برانگیزنده و تشدید کننده این اختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طریق سکس آلام عاطفی و عـقـده هـای روانــی خود را تسکین می دهد. باید توجه داشت که نباید اعتیاد بــه ســکـس را بـــا شــهــوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـکس ممکن است دارای شـهـوت جـنـسـی اندکی باشد. اعتیاد به سکس در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده می گردد. در واقع با ارضـاء جــنسی به فرد احساس سرخوشی در پی آزادسـازی آدرنـالـیـن و آنـدومـرفیـنـها دست داده و وی را موقتا تسکین می دهد. مـعــمولا فرد معتاد از رابـطـه جـنـســی خود لذت چندانی نمی برد زیـرا پــس از آن دچــار احساس گناه و شرمساری میگردد. 

علایم اعتیاد به سکس به قرار زیر است:
 روسپیگری و یا استفاده از آن
 خود ارضایی وسواسی و مفرط
 آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران
 دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد
 اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
 کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
 استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سکسی
 تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی
 شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن
 رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریک جنسی
 ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـکاب بـه کــــودک آزاری و تجاوز جنسی
 بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی کـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی
 تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشکلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد

مراحل اعتیاد به سکس:
 اشتغال فکری مداوم: تـفـکـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.
 ارجحیت بخشیدن: یک فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار کلیشه ای در می آید.
وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن.
 احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در کنـترل رفتار خود.
درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تکنیکهای غلبه بر استرس میباشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترک آن میباشد.
اعتیاد به پرنوگرافی ( تصاویر و نوشته های سکسی )
یکی دیگر از نوع اعتیاد، اعتیاد به پرنوگرافی میباشد. پرنوگرافی با بهره گیری از تمایلات جنسی مردان در واقع کسب درآمد می کنـد. امـا ایـن پـــدیده سبب بی ارزش گشتن و تحقیر زنان در جامعه می گـردد. در زیر به دروغها و بدآموزیهایی که پورنوگرافی بر جامعه تحمیل میکند توجه کنید:
۱-
رابطه زن و مرد بر پایه سکس بنا می شـود- خیر، رابطه سالم میان زن و مرد بر پایه تعهد، علاقه و اعتماد دو جانبه بنا باید گردد.
2-زنان مادون بشریت می باشند. مـعمـولا در سـایـتـها و مـنـابـع پـــرنوگرافی از زنان با نامهای :همبازی، خرگوش و حیوان دست آموز یاد می شود.
3-زنان یک نوع تفریح بشمار میـــروند. به زنان به دید یک نوع بازی و سرگرمی نگریسته میشود. هرچه تعداد شریک جنسی یک مرد بیشتر باشد، نشـانه مــوفق بودن و پیروزی وی قلمداد می گردد. چون دارای امتیاز بیشتری در بازی خواهد بود.
4- زنـان دارایـی و مـایـملک شما هستند. به زنان به دید یک کالا می نـگرنـد. تصـویـر زن زیبایی که در کنار یک ماشین لوکس و زیبا ایستاده است را زیاد دیده اید. مـفـهـوم ایــن تبلیغ آن است که شما هرگاه ماشین مذکــور را خـــریـداری کنید هر دوی آنها یعنی هم مــاشــین و هم زن زیبا را خواهید داشت. پـرنوگرافی به ما می آمـوزد کــه زنــان قــابــل خریداری هستند. مصداق آن را در اجتماع زمانی که مـردی بــرای یک زن پول زیادی خرج میکند را میتوان یافت. مرد می پـنـدارد بـا پـــــول خرج کردن برای زن میتواند با وی رابطه جنسی برقرار کند.
5- ارزش یک زن به جذابیت و زیبایی اندامهای اوست. از دید پرنو زنان با زیبایی متوسط نیز زشت و ناکامل می باشند. آنها تنها به جسم زن بها میدهند و اندیشه، شخصیت و آگاهی زن را نادیده می گیرند. مـعـمـولا زنان نـازیبا از جانب آنـها ســگ و یا خوک نامیده میشوند.
6- زنان سزاور تحقیر میباشند. زنان در این پدیده مرتبا تحقیر شده و مـورد اهانت و ابراز نفرت قرار میگیرند.
7-معمولا دختران زیبا در این پدیده لباسها و کفشهای کودکان را تــن میکنند و یا خرس عروسکی به دست می گیرند و این عقیده را القاء می کنند که کـودکـان و نــوجوانان نیز میتوانند رابطه جنسی داشته باشند و بزرگسالان میتوانند با آنـــها رابطه جنسی برقرار کنند.
8-رابطه جنسی نامشروع یک نوع خوشگذرانی می باشد. و شما از یک رابطه جنسی که مخاطره آمیز، نامشروع و ماجراجویانه نباشد لذت چندانی نخواهید برد.
-9 روسپیگری افتخار آمیز وسعادتمندیست. مـعمولا تـصـاویـر دختـران و زنــان روسپی را خوشحال و مهیج نمایش می دهـنـد. امـا اغـــلب آنها دختران فراری میباشند که در دام بردگی جنسی گرفتار گشته اند. و یا سابقه تجاوز جنسی داشته و یا دچــار یک بیماری لاعلاج مقاربتی می بـاشند و معمولا اغـلب آنـها به مشروبات الکلی و مواد مخدر بــرای تحمل شرایط خود روی می آورند.
10-زنان از آنکه مورد تعدی و تجاوز قرار گیرند لذت میبرند. حتی اگر دختری به پیشنهاد رابطه جنسی نه گفت، منظورش همان بله است. در فـیـلمـهای سـکسـی ابـتـدا دخـتر امتناع می کند اما در نهایت راضی به برقراری رابطه می شود. و یـا در فیلمها زنان مورد شکنجه و یا تحقیر قرار میگیرند. این حرکت به مردان می آموزد که میتوانند برای تفریح و سرگ